محمد صابری، رها؛ بخشی از حواشی هر رویداد سینمایی مربوط به فرآیند داوری و اهدای جوایز در آیین اختتامیه است و طبیعتا چهلودومین جشنواره فیلمکوتاه تهران هم از این دست حواشی مصون نبود. جشنوارهای که تراکم آثار قابلتوجه در آن کم نبود و به همین دلیل هم باید اعتراف کرد که داوری آثار در هر حالتی میتوانست با اعتراضاتی مواجه باشد.
بهروز شعیبی در مقام مدیرعامل انجمن سینمای جوانان و دبیر جشنواره چهلودوم، در بخش دوم گفتوگوی مشروح خود با رسانه رها، به بخشی از این حواشی پاسخ گفته است.
پیش از این و در قسمت ابتدایی این گفتوگو نظرات شعیبی درباره جسارت در سینمای کوتاه و حواشی مرتبط با برخی از آثار جشنواره را خواندید و آنچه در ادامه میخوانید، قسمت دوم و پایانی گفتوگوی رها با بهروز شعیبی است؛
◉ بعد از حواشی جشنواره فجر سال گذشته و نادیده گرفتن فیلمهایی مانند «خدای جنگ» و «ناتور دشت» در فرآیند داوریها، این شائبه بهوجود آمد که رویدادهای سینمایی تعمدی برای نادیده گرفتن آثاری که با سرمایهگذاری سازمانها و نهادها به تولید رسیدهاند، دارند. بعد از انتشار فهرست کاندیداهای جشنواره تهران هم این شائبه شکل گرفت و فیلمهای شاخصی که خود شما هم مثال زدید مثال «۲۱ روز»، «تخطی» و حتی «خیلیخیلی دور و بسیار نزدیک» و از نظر فنی حتما میتوانستند موردتوجه قرار بگیرد، غایب بودند. چه پاسخی به این شائبه دارید؟
اول اینکه تأکید میکنم هیچ تعمدی در این زمینه نبوده است و پاسخ اصلی را هم شاید داوران بتوانند بدهند، اما بهعنوان کسی که همراه هیأتهای انتخاب و داوری بودم، میگویم هیچ اولویت و امتیاز مثبت و یا منفی برای هیچ فیلمی بهواسطه اسامی درجشده در شناسنامهاش قائل نبودیم. خود فیلم بود که از خودش دفاع میکرد. در مرحله انتخاب هم بیشترین اعتراض را از طرف بچههای انجمن داشتیم که تصور میکردند باید سهم بیشتری از جشنواره میداشتند. این مهمترین ضعف یک جشنواره میتواند باشد که با پیشفرض سراغ انتخاب و داوری آثار برود. بهویژه که شرایط سرمایهگذاری خیلی از پروژههای کوتاه تا پایان تولید مشخص نیست و ما خودمان در انجمن هم حمایت پس از تولید داریم و ممکن است فیلم در فضای دیگری تولید شده و بعد از ساخت به نهاد یا سرمایهگذاری واگذار شده باشد.
به همین دلیل تأکید میکنم که این نگاه حذفی اصلا در جشنواره وجود نداشته است. اما یکی از نکاتی که اطلاع دارم جزو اولویتهای داوران بوده و برایشان اهمیت هم داشت، این بود که قالب و لحن اثر، کاملا فیلمکوتاهی باشد. ما خودمان یکی از مجموعههای تولید فیلمکوتاه هستیم و به دوستانم در برخی از موسسات دیگر هم گفتهام که واقعا از تماشای آثارتان لذت بردم. از مرکز گسترش در حوزه انیمیشن تا باشگاه فیلم سوره و برخی نهادهای دیگر واقعا کارهای خوبی تولید میکنند اما مسئله اینجاست که ما گاهی تعریف فیلمکوتاه را محدود به زمان آن میدانیم. یعنی فکر میکنیم هر فیلمی که زیر ۳۰ دقیقه باشد، در دسته سینمای کوتاه قرار میگیرد، در حالی که فیلمکوتاه ساختار و نظام مخصوص به خود را دارد که این نکته برای داوران بسیار مهم بود. داوران میگفتند فلان فیلم را میفهمیم که فیلم خوبی است و اجزای درستی هم دارد، اما فیلمکوتاه نیست…
◉ به تعبیر مرسوم آن را نسخه کوتاهشده از یک فیلم بلند میدانستند؟
دقیقا. برخی از این آثار گویی برشی از یک فیلم بلند هستند و این از مواردی بود که باعث میشد یک اثر در نگاه هیأت داوران امتیاز از دست بدهد. بهعنوان مثال فیلم برادران ارک، بهظاهر فیلمی خوش آبورنگ بود و پروداکشن ویژهای هم داشت اما قصه، شروع، میانه، پایان و آنچه میخواست مطرح کند، به معنای واقعی فیلمکوتاهی بود. فیلمهای دیگری اما بودند که واقعا فیلمهای خوبی بودند اما توقعی که از معنای «فیلمکوتاه» داشتیم را برآورده نمیکردند. از طرف دیگر این واقعیت را هم باید بپذیریم که فیلمهای پرهزینه و به تعبیری بیگپروداکشن فیلمهای محبوبی برای جشنوارهها نیستند. جشنوارههای سینمایی به دنبال یک ایده و اندیشه تازه هستند. ما در همین جشنواره فیلمکوتاهی داشتیم به نام «اسپایدرمرد»…
◉ واقعا هم فیلم جذابی بود.
بله. کل فیلم در یک اتاق با دو بازیگر روایت میشود اما وقتی فیلم را تماشا میکنید احساس میکنید فیلم بزرگی را تماشا میکنید. شاید حتی بعد از تماشای فیلم مخاطب احساس کند که فیلم پرهزینهای را تماشا کرده اما مهمترین امتیاز این فیلم ایده آن است که در یک اتاق تبدیل به فیلم شده است. من همواره مثالی میزنم؛ برای واژههایی مانند «فیلم فاخر» گویی اولین تعریف همهمان، فیلم پرهزینه است، در حالی که «مرگ یزدگرد» یکی از بهترین فیلمهای فاخر سینمای ایران است که در یک لوکیشن و با پنج بازیگر ساخته شده است. ایکاش این دست خطکشیها را به فضای فیلمکوتاه وارد نکنیم. از دوستانم هم میخواهم که این نگاه را تغییر دهند. ما از خودمان هم شروع کردیم و اینگونه نبود که هر فیلمی ساخته انجمن بود را حتما در جشنواره بپذیریم. اگر فیلمی محصول انجمن بوده و دربارهاش این سوال مطرح شده که چرا باید در جشنواره پذیرفته میشد، حتما حق میدهم اما هیچ فیلمی را به صرف محصول انجمن بودن، به جشنواره راه ندادیم!
◉ چه خوب که حق میدهید؛ چون اتفاقا درباره حضور یکی از فیلمهای محصول انجمن در جشنواره سوال و نقد جدی دارم!
واقعا؟ کدام فیلم؟

◉ قبل از آن میخواهم بحث داوریها به سرانجام برسد؛ بعد از انتشار فهرست کاندیداها، برخی فیلمسازان معترض شدند و حتی در قالب استوری، از تحریم اختتامیه و بیرغبتی برای حضور در این مراسم نوشتند. بهعنوان دبیر چقدر این واکنشها را رصد کردید و آیا تلاشی داشتید که با فیلمسازان معترض گفتوگویی داشته باشید؟
اصولا فیلمساز، بهصورت بالذات، نگران اثر و سرنوشت اثرش است. پس برای هر فیلمسازی که فیلمش در جشنوارهای پذیرفته نمیشود و یا جایزه به آن تعلق نمیگیرد، یکی از حقوقی که باید در نظر بگیریم، حق اعتراض است. مسئولیت ما در جشنواره اما متفاوت بود و باید تلاش میکردیم از همه فیلمسازان با نگاهی یکدست و نزدیک به عدالت برخورد کنیم. بعید هم میدانم امروز داوری بتواند مدعی شود که بهروز شعیبی در فرآیند داوریها اعمال نظری داشته است. همان یک جایزه ویژهای که خودم در اختیار داشتم، ترجیح دادم این جایزه را به فیلمسازان فیلماولیای بدهم که شاید آثارشان آن طور که باید مورد توجه قرار نگرفته بود.
◉ در عین اینکه اعتراض را حق فیلمساز میدانید اما به نظر میرسد ارتباطی هم با فیلمسازان معترض به داوری نگرفتید.
نه. اما فارغ از اینکه فیلمشان خوب یا بد بوده، به همهشان حق میدهم که معترض باشند. از نگاه من هر فیلمسازی که موفق به حضور فیلمش در جشنواره تهران شده، برنده این رویداد است. در این روزگار، فیلمسازی که توانسته آنچه دلش میخواسته در قالب یک فیلمکوتاه به تصویر بکشد، قطعا برنده است. بد نیست این نکته را هم بگویم که بعد از تجربهای که در این جشنواره داشتم، اگر خودم باردیگر فیلمی بسازم، اساسا نوع دیگری درباره جشنوارهها فکر خواهم کرد.
◉ یعنی واقعا نگاهتان به فرآیند حضور در یک جشنواره سینمایی تغییر کرده است؟
بله. امروز تازه میفهمم که لذت حضور یک فیلم در جشنواره، بسیار مهمتر از آن است که چه اتفاقی قرار است در فرآیند داوری و جوایز برای آن بیفتد.
◉ خب برسیم به آن فیلم و انتقاد از حضورش در جشنواره! یکی از آثار جشنواره امسال، فارغ از خوب یا بد بودن از نظر ساختاری، محتوایی داشت که خیلی از مخاطبان را در سالن عصبانی کرد و بخشی از این عصبانیت حتی به میز نقد برنامه تلویزیونی «هفت» و منتقدان این برنامه هم رسید. فیلمی که با آرم انجمن سینمای جوانان در ویترین جشنواره قرار گرفته بود؛ واقعا فیلم «همسان» چرا به جشنواره راه یافت و مهمتر از آن چرا در ترکیب محصولات انجمن قرار گرفته است؟ تأکید هم میکنم که مواضع منفی نسبت به فیلم هیچ ارتباطی با مسائل سیاسی، ایدئولوژیک یا حتی تفاوت نگاه فرهنگی ندارد و آنچه در فیلم آزاردهنده است، نگاه تحقیرآمیز به مقوله فقر و انسان مستضعف است!
آنچه من از جلسه انتخاب بهیاد دارم که منجر به رأی آوردن این فیلم شد، شیطنتهای فرمی آن در کارگردانی بود. من پیش از جلسه هیأت انتخاب هم فیلم را دیده بودم و واقعا هیچ اصراری به حضور آن در جشنواره نداشتم و واقعا در جلسه هیأت انتخاب، امتیاز لازم را به دست آورد. اصلیترین نکته هیأت انتخاب هم توجه به لحن بازیگوش سازنده اثر بود که جذاب به نظر میرسید. هم لحن متفاوت هم بازی بازیگر مسن فیلم مورد توجه قرار گرفت و امتیاز لازم را هم به دست آورد. درباره تولید فیلم در انجمن هم باید بگویم که «همسان» جزو حمایتهای پس از تولید است و بعد از ساخت ما از آن حمایت کردیم.
◉ بهعنوان کارگردان، قبول ندارید که نگاه تحقیرآمیزی نسبت به انسانهای فقیر در فیلم وجود دارد و فارغ از متن و ایده کارگردان، در اجرا مخاطب را عصبی میکند!؟ شاید جالب باشد بدانید که کارگردان این فیلم تنها کارگردان جشنواره امسال بود است که از شدت فشاری که بعد از تماشای فیلمش احساس کردم، شمارهاش را پیدا کردم و با او تماس گرفتم…
چه خوب، توضیح خودش چه بود؟
◉ اول اینکه بسیار جوان مستعد و با سعهصدری بود و لذت بردم که کاملا از شنیدن نظرات تندوتیز من به عنوان یک مخاطب درباره اثرش استقبال کرد و حتی بخشی از آن را هم پذیرفت. حرف اصلیاش هم این بود که در این فیلم میخواسته این مضمون را به تصویر بکشد که پذیرنده ظلم، به اندازه ظالم، مقصر است. اما پذیرفت که کات پایانی از صورت پیرمرد فقیر به گاوی که در حال نوشخوار است، مخاطب را عصبی کرده است. اما سوال من در آن تماس این بود که از این کارگردان جوان پرسیدم در فرآیند حمایتی انجمن، واقعا هیچ بزرگتر و یا مشاوری نبود که پیش از مواجهه مخاطبان با اثر، درباره این اشتباه ساختاری به تو تذکر بدهد و لااقل با تغییر تدوین، جلوی این نقض غرض را بگیرد؟ او گفت خیر، و من حالا سوالم از مدیرعامل انجمن که خودش هم فیلمساز است، این است که چرا؟
واقعا این فیلمساز، فیلمساز مستعدی است و فیلمش هم بازیگوشیهایی در کارگردانی داشت. همین صحبتی که شما با فیلمساز این اثر داشتید، دلیل بسیار خوبی است که بپذیریم فرصت تجربه و جسارت را نباید از بچههای فیلمکوتاه بگیریم. درباره تجربههایی مثل «همسان» که بالاخره بازیگوشیهایی در روایت خود دارد، گاهی واقعا تا زمانی که اثر به نمایش درنیاید، نمیتوانید محاسبه درستی درباره بازخوردهای آن داشته باشید. افرادی که فیلم را میسازند از زاویهای به آن نگاه میکنند اما وقتی که به نمایش درمیآید، بیننده از زاویه دیگری آن را میبیند. درباره این فیلم هم واقعا اولین نمایش جدیاش در همین جشنواره بود. ما در فیلم بلند هم این پدیده را داریم که کارگردان براساس بازخوردهای جشنوارهای، مجدد پای میز تدوین میرود. شاید برای برخی فیلمهای کوتاه هم بتوان چنین بازخوردی را قبل از نمایش عمومی گرفت. ما هم باید در این فرآیند دقت بیشتری از این به بعد داشته باشیم. آنچه باعث شد ما از فیلم «همسان» حمایت کنیم، مضمون اثر نبود، بلکه ساختار بازیگوش آن بود. در مرحله ورود به جشنواره هم واقعا از هیأت انتخاب، امتیاز کسب کرد. کمااینکه فیلمی مانند «در چشمان یک عاشق» هم به دلیل همین تفاوت نگاه و شیطنتی که داشت مورد توجه قرار گرفت و رأی آورد.

◉ درباره جایزهای که بنیاد فارابی به فیلم «تایپیست» داد چه نظری دارید و بهعنوان مدیرعامل انجمن، این دست حمایتها از فیلمسازان کوتاه برای ورود به سینمای بلند را چقدر موثر میدانید؟
واقعیت این است که این تصمیم از طرف بنیاد سینمایی فارابی گرفته شد و در آخرین لحظات هم در اختتامیه جشنواره آن را اعلام کردند. من این روند را مرتبط با تصمیم سازمان سینمایی و مشخصا مدیران بنیاد فارابی میدانم و کمی سلیقهای میتوانم دربارهاش صحبت کنم. بهشخصه فکر میکنم این رویه که پیشتر هم در سالهایی اتفاق افتاده، رویه مناسبی برای فیلمسازان سینمای کوتاه نیست چرا که تداوم آن هم ضمانتی ندارد. بهخصوص که نباید این توقع برای فیلمساز کوتاه بهوجود بیاید که اگر فیلمکوتاه خوب بسازد، ما او را به سینمای بلند میبریم؛ این رویکرد نمیتواند بهعنوان یک جایزه برای اهالی سینمای کوتاه محسوب شود.
امروز برای من سینمای کوتاه، یک سینمای مستقل است و طبق تجربه هم میدانیم کسی که فیلمکوتاه خوب میسازد، لزوما کارگردان موفقی در سینمای بلند نیست و بالعکس. حتی ما فیلمسازان موفقی در سینما داریم که سریالساز خوبی نیستند. همه اینها قالبها و فرمولهای مخصوص خود را دارد. با این حال اهدای این جایزه تصمیم آقای جعفری و بنیاد فارابی بود که فیلم «تایپیست» را خیلی دوست داشتند و احساس کردند ظرفیت لازم برای تبدیل شدن به فیلم بلند را دارد. قطعا این اتفاق تجربه جالبی میتواند باشد و در سینمای جهان هم این اتفاق را شاهد هستیم که گاهی یک فیلمکوتاه بهعنوان پایلوت اولیه از یک فیلم بلند ساخته میشود و بعد نسخه سینماییاش منتشر میشود. اینکه چقدر این فرآیند میتواند در سینمای ایران استمرار داشته باشد را هم نمیدانم.
◉ براساس همین نکتهای که درباره استقلال سینمای کوتاه گفتید، امسال شاهد بازگشت برادران ارک به عرصه فیلمکوتاه بودیم آن هم بعد از تجربه موفقی که در سینمای بلند داشتند. این روند معکوس و عدم بازگشت استعدادهای سینمای کوتاه به این عرصه بعد از ساخت فیلم بلند، دلیلش چیست؟
زمانی که این اتفاق رخ میدهد که ما بتوانیم فیلمکوتاه را بهعنوان یک مدیوم رسمی در فرآیند اکران عمومی و پلتفرمها بشناسیم. به هر حال فیلمسازی که تجربه فیلم بلند بهدست میآورد مسائل شخصی خودش را هم دارد. ما همواره فیلم را بهعنوان یک اثر هنری و فرهنگی میشناسیم اما صاحب اثر را بهعنوان یک فرد حقیقی که درگیر زندگی و معیشت است، نمیشناسیم. اگر فیلمسازی هر سال فیلم بسازد با این نقد مواجه میشود که چرا اینقدر فیلم میسازی؟ اگر سراغ سریالسازی برود، میگویند چرا؟ در صورتی که همه این تجربهها برای فیلمساز، یک پیوست مهم دارد و آن هم اینکه فیلمساز هر چقدر هم که برای حفظ کیفیت تجربههایش خوددار باشد، بالاخره با مقوله مهمی به نام معیشت هم درگیر است. من در کلاسهایی که داشتهام هم به بچههای علاقهمند به فیلمسازی میگویم که شما خوب است نسبت به تجربههای هنریتان وسواس داشته باشید اما حق ندارید معیشت و زندگی شخصیتان را قربانی آن کنید، چراکه آسیب دیدن معیشت، قطعا در ادامه کار، روی فیلمسازی شما هم تأثیر میگذارد.
◉ یعنی معتقدید اینکه فیلمسازان بنام و باسابقه ما سراغ ساخت فیلم کوتاه نمیآیند، به دلیل دغدغه معیشت و فقدان ضمانت اقتصادی است؟
بله. هم ضمانت اقتصادی برای زندگی فردی و هم برای اثر. ما در انجمن، مدتی است که بهصورت جدی پیگیر طرحی برای اکران فیلمهای کوتاه هستیم و خوشختانه ترکیب فیلمهای خوب در جشنواره امسال، کارمان را کمی راحت کرده است.
◉ اکرانی متفاوت از آنچه در قالب «هنروتجربه» شاهد هستیم؟
بله. اکران مخصوص فیلمکوتاه که حتی بهدنبال ساختار و شکلی متفاوت برای آن هستیم. تحقق این اتفاق نیاز به همت و همراهی همه از سینمادار تا شورای صنفی نمایش و سازمان سینمایی دارد. در همین جشنواره آثاری داشتیم که شاید در داوری موردتوجه نبودند اما قطعا برای اکران آثار جذابی هستند.
◉ بله اتفاقا در ترکیب ۱۰ فیلم برتر آرای مردمی جشنواره، آثاری بودند که در داوری موردتوجه قرار نگرفتند اما مخاطبان آنها را دوست داشتند!
دقیقا. برای مثال میتوان این طرح را با اکران همین آثار برتر در جدول آرای مردمی جشنواره کلید زد.
◉ چون درباره بازگشت فیلمسازان مطرح به سینمای کوتاه صحبت میکردیم، بد نیست یادی هم از تجربه درخشان رضا میرکریمی در تهیهکنندگی پروژه فرش ایرانی داشته باشیم که بخش قابلتوجهی از بزرگان سینمای ایران از بهرام بیضای و مجید مجیدی تا رخشان بنیاعتماد را برای ساخت فیلمهای کوتاهی با موضوع فرش گردهم جمع کرد و آن مجموعه حالا یک میراث گرانبها برای سینمای ایران است. افسوس که این تجربه دیگر تکرار نشد.
ما در انجمن دو طرح از این جنس داریم که از پیش از عید بهدنبال اجرای آن هستیم. فعلا در انتظار تأمین منابع هستیم و یکی از ایدههایمان این است که مجموعهای از بهترین فیلمسازان سینمای کوتاه، آثاری را با موضوع نفت بسازند. واقعیت اما این است که بنا به مسائلی هنوز پاسخ مثبتی از طرف سرمایهگذار نداشتهایم و امیدواریم در آینده به سرانجام برسد.