احمد رنجبر، رها؛ درباره فرزاد حسنی حرفی ناگفته باقی نمانده است؛ مجری معروف تلویزیون و نیز گوینده رادیو که همواره موقعیتی شکننده در رسانه ملی داشته است. نقطه عطف کارنامه او برنامه «کولهپشتی» در میانه دهه هشتاد است؛ جایی که گفتوگوهایی بیپروا با مسئولان انجام میداد و در نهایت مصاحبه مشهور او با سردار رادان، فرمانده وقت نیروی انتظامی تهران منجر به ممنوعالکاریاش شد.
حسنی در دورههای مختلف مدیریتی صداوسیما، سرنوشتی متفاوت داشته است. گاهی مجری ویژهبرنامههای یلدا و نوروز بوده و گاهی سکان برنامه تخصصی حوزه سلامت و پزشکی یعنی «اکسیر» به او محول شده است! عجبا که حسنی در همین برنامهها نیز توانایی خود را به رخ کشیده و یکی از عوامل دیدهشدن این دست محصولات بوده است.
این مجری طی سالهای اخیر، هیچ برنامه گفتوگومحور روی آنتن نداشته است و گویا هنوز مدیران سیما نگران تکرار خاطره «کولهپشتی» هستند. از همین رو بود که در دور تازه همکاری جدی و مستمر با تلویزیون، مجری مسابقه «ماندنیها» شد؛ برنامهای در حوزه سرگرمی که حسنی بهخوبی آن را هدایت کرد.
همزمان با پخش مسابقه، این سوال به شکل جدیتر مطرح شد که چرا از چنین ظرفیتی برای یک برنامه گفتوگو محور استفاده نمیشود؟ این پرسش وقتی ضریب میگیرد که بدانیم تلویزیون برگبرندهای به نام «تاکشو» را رها کرده و بازی را به پلتفرمها و تولیدات اینترنتی باخته است!
این روزها، بیشمار برنامه مبتنی بر گفتوگو با افراد مختلف شاهد هستیم که فارغ از بیخاصیتی و زردی برخی از آنها، یک ویژگی مشترک دارند: همراه کردن مخاطب و ایجاد جنجال و سر و صدا در فضای مجازی؛ ولو کاذب.
مدیران تلویزیون اما بهجای دعوت از امثال فرزاد حسنی برای تولید «تاکشو»، توان آنها را خرج محصولات سرگرمکننده و بیآزار! میکنند. حتی جنس آثاری همچون «خردل» با اجرای علی میرمیرانی به سرگرمی تنه میزند. یا برنامه چالشی «جامجم» وقتی اقبال عمومی را به خود میبیند که از موضوعات و مهمانهای تخصصی فاصله میگیرد.
طبعا چنین برنامههایی را نباید نفی کرد؛ ولی چشم بستن از قابلیت برنامههای بُرنده و نیز عامهپسند نتیجهای جز ایجاد فاصله بیشتر مردم با تلویزیون به همراه ندارد. از قضا، امثال فرزاد حسنی هم صاحب تبحر بیشتر نسبت به اغلب مجریان فعلی برنامههای اینترنتی هستند و هم آمادگی همکاری با تلویزیون را دارند.
تصمیم مدیران سیما فعلا این است که اگر از فرزاد حسنی، رضا رشیدپور و دیگران دعوت به کار کنند، نه برای اجرای تاکشو که برای اجرای برنامه سرگرمکننده باشد. رشیدپور که با سلسله برنامههای شیشهای توجهات زیادی را جلب کرد، در نهایت به «حالا خورشید» و «سیم آخر» رسید و سرنوشتی مشابه حسنی بهدست آورد.
شاید بخشی از ترس و نگرانی مدیران سیما، همانی است که فرزاد حسنی چندی پیش روی آنتن زنده برنامه «جامجم» به زبان آورد و گفت: «نگاه مدیران اغلب اینگونه است که مجریای را روی آنتن بگذارند که «کمخطرتر» باشد. من امروز قرار بود سر برنامه بیایم چند نفر نزدیک به سکته قلبی بودند. (با کنایه) بیش از پنجاه نفر هم الان منتظر هستند تا ایراد بگیرند و وقتی با چنین دیدگاهی به کار نگاه میشود، طبیعی است که در نهایت، یک برنامه معمولی در یوتیوب برای شما گردنکلفتی میکند. چون از این همه ظرفیتی که دارید استفاده نمیکنید و میترسید.»
آیا مدیرت فعلی صداوسیما که داعیه تحول دارد؛ در تصمیم نسبت به استفاده از سرمایههای خود و همچنین بازنگری در شیوه همکاری با آنها تجدید نظر خواهد کرد؟ باور کنید اعتماد به کسانی چون فرزاد حسنی در نهایت به نفع تلویزیون میشود.
دیدگاه ها (1)
احمد
۱۷ آذر, ۱۴۰۴ at ۵:۱۶ ب٫ظمطلب خوبی بود، دم شما گرم اما بدون دیدن اون روی ماجرا حرف الکنی به حساب میاد، شما میگی گفت و گوی داغ خیلی هم عالی ، اصلا تلوزیون هم نه که دلواپسی و دست به عصایی زیاد داره، دقیقا کجا گفت و گوی داغ دیدی شما ؟گیرم دیدی، حول چه مسئله ای بوده؟! فرض بگیریم همین مناظره ی دینی اخیر، داغ بوده اساسی ، اما سر چه موضوعی؟! موضوعی مرتبط با مردم کف جامعه که دارن له میشن تو این شرایط اقتصادی؟!.. تا زمانی که ملاک داغی و بگیری بشه چهارتا برنامه یوتیوبی با نهایت پنج میلیون بازدید,،کف مردم و اکثریت مطلق جامعه نادیده گرفته میشن و بی رسانه میمونن