امیرآراد ملکی، خبرنگار فرهنگی؛ جشنواره تئاتر فجر که امروز به ایستگاه چهل و چهارم خود رسیده، فراز و نشیبهای بسیاری را طی کردهاست؛ از روزگاری که این جشنواره نوپا با نمایشهایی وامگرفته از فضای انقلابی و در دوران دفاع مقدس شکل گرفت و طبیعت زمانه اجراهایی آوانگارد در استکبارستیزی و تقویت نگاه پساانقلاب را در خود داشت، تا روزگاری که درهای بخش بینالمللی آن باز شد و به سمت اجراهای آوانگارد اما این بار در فضای فرمالیستی و پسامدرن متأثر از تئاتر اروپا پیش رفت. این جشنواره همچنین در ادوار خود با مدلها و ساختارهای مختلفی کار کرده است که این گزارش تلاش دارد بر تحلیلی روندی بر این جشنواره متکی باشد.
دهه ۶۰؛ حضور تئاتر دغدغهمند در میان جنگ هشتساله
همزمان با چهارمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران، جشنواره تئاتر فجر در تهران کار خود را آغاز کرد. درست در سالی که ایران دو سال بود که درگیر جنگ تحمیلی شده و فضای فرهنگی هنری کشور نیاز به تنفسی دوباره و حرکتی پرشتاب برای عوض کردن احوال جامعه داشت.
سیاستگذاران جشنواره در دوره ابتدایی این جشنواره را نقطه تلاقی مردم، هنر و هنرمند و ساماندهی فعالیت هنرمندان تئاتر، میدانستند و از این رو جشنواره در آغاز با هدف تمرکز بر تولید و ارزیابی آثار داخلی و ارائه آثار انقلابی و مذهبی متناسب با زمانه و فضای پساانقلابی بود. هنرمندان نیز تلاششان بر این بود تا به همین موضوعات جنگ، انقلاب و مسائل دینی و مذهبی که موضوعات روز جامعه و دغدغه مردم بودند، بپردازند.
بررسی آثار مورد استقبال جشنواره در آن دوران نیز گواه همزیستی مخاطب و صاحب اثر بر سر همین مسئله است. «پرسه در خاک غریبه» نوشته سیدمهدی شجاعی به کارگردانی بهروز غریبپور یکی از مهمترین آثار حوزۀ هنری در سالهای ابتدایی جشنواره و با روایتی از مقاومت مردم لبنان در مواجهه با اشغال و ظلم در تلفیقی از زبان دینی و نگاه سیاسی انقلابی بود. همچنین «هویت» به کارگردانی داوود میرباقری که اثری با ساختار نمادین و مذهبی که هویت فردی و جمعی انسان انقلابی را بازخوانی میکرد؛ از نمایشهای بحثبرانگیز و بسیار اثرگذار اوایل فجر شد.
«پچپچههای پشت خط نبرد» نوشتهٔ علیرضا نادری با کارگردانی حبیبالله الهیاری یکی از قویترین نمایشهای دفاع مقدس در سالهای نخست جشنواره بود که روایت زندگی رزمندگان و فضای ایمانی، برادری و رفاقت و معنویت در جبههها را روی صحنه آورده بود. مانند اینها البته میتوان نمونههای دیگر مثل نمایش «سفیر» به کارگردانی مجید جعفری یا «چشمبهراه» به کارگردانی حسین مسافرآستانه را اشاره کرد که میتوان توجه به این آثار را متأثر و متناسب با دهه شصت دانست.
آنچه البته در فرم تئاترهای این دوره میتوان موردتوجه قرار گیرد، فضای اغراقآمیز در اجرا و کمتوجهی به طراحی صحنههای مینیمال و جزئی است. ضمن آنکه جشنواره به معنای ساختاری هنوز سروشکل خود را پیدا نکرده است و قواعد جشنوارهایاش سامان لازم را پیدا نکرده و تثبیت نشده است.
دهه ۷۰؛ تئاتر ایران فراتر از مرزها
اگر چه پیش از افزوده شدن بخش بینالملل در ادواری آثاری بهعنوان میهمان به ایران دعوت میشدند و در جشنواره تئاتر فجر اجرا میداشتند؛ اما در دهه هفتاد بود که به طور رسمی بخش بینالملل به جشنواره افزوده شد و هنرمندان بزرگی از سراسر دنیا به ایران آمده بهصرف اجرای تئاتر این بخش با هدف تبادلات علمی، فرهنگی و هنری به جشنواره افزوده شد. به طور مثال در دوره هجدهم ۵ اثر از آلمان، یک اثر از سوئد، یک اثر از ایتالیا، یک اثر از نروژ، یک اثر از فلسطین، یک اثر از ارمنستان و یک اثر از چین به جشنواره آمد و فضای گفتگو و تبادل اطلاعات را برای هنرمندان داخلی و خارجی فراهم کرد. دهه هفتاد جشنواره دارای یک ساختار جدیتری شد و رقابت در آن معنای بیشتری پیدا کرد و در این دوران بود که چهرههایی تازه در کارگردانی تئاتر مانند گلاب آدینه و محمد رحمانیان و علی فرحناک به این عرصه معرفی شدند.
کسانی همچون فرهاد مهندسپور، نغمه ثمینی و محمد چرمشیر را میتوان بهعنوان جریانی شناخت که ساختار دراماتیک استاندارتر از پیش را به جشنواره وارد کردند. آنها علاوهبر ساختار دراماتیک قدرتمند نمایشنامهها بهسوی ساختارشکنیها در کارگردانی آثار رفتند که این اتفاق بهعنوان نقطه عطفی در تئاتر ایران به حساب میآمد.
در این دوره آثار دفاع مقدس ابعادی جهانشمولتر پیدا کرد و صرفاً درباره دفاع مقدس نبود و آثار بهسوی کانسپتهای ضدجنگ پیش رفت و نگاهی انسانیتر به موضوع شد؛ اتفاقی که البته معترضینی نیز داشت که معتقد بودند ساخت کار با موضوع دفاع مقدس و تولید اثر با فضای ضدجنگ دو مقوله متفاوت است و نباید به بهانه تولید آثار ضدجنگ، تولیداتی ضدفرهنگ ایثار و شهادت ساخت.
این دوره نمایشها با دغدغههای روز جامعه چون جوانها و خواستههایشان وقف پیدا کرد آثاری ازین نظیر نیز به جشنواره آمدند و به رقابت پرداختند. انتشار ویژهنامههای جشنواره به طور منظم و روزانه که شامل نقدها و گفتگوهای تخصصی بود نیز توانستند کمک بسزایی در افزوده شدن به سواد بصری مخاطبان کنند. این دهه را میتوان پل عبور تئاتر ایران از سنتگرایی به مدرنیته نامید که زیربنای تئاتر امروز ما را شکل داده است.
دهه ۸۰؛ معرفی هنرمندان تازهنفس
در دهه ۸۰ بخش بینالملل به اوج خود رسید و از سوی دیگر به تئاتر استانها نگاه پررنگتری شد و اگر چه تئاتر دانشجویی و دانشگاهی پیشتر در ادوار مختلف وارد جشنواره شده بود؛ اما در دهه هشتاد بود که استعداد نسل جدید شکوفا شد جشنواره تئاتر فجر موجب معرفی استعدادهای نو از جمع تئاترهای دانشجویی شد.
آنچه البته در این دهه عجیب بود؛ غیررقابتی شدن یکباره جشنواره در دوره بیست و سوم بود که تا سه دوره بعد از آن هم ادامه داشت. تغییر دیگر جشنواره در دوره بیست و چهارم و بیست و پنجم مربوط به ورودیهای جشنواره بود. تا این دوره، بیشتر نمایشها از آثار جدیدی بودند که برای جشنواره تولید میشدند؛ اما از در دوره بیست وچهارم بیشتر نمایشهایی که برای حضور در جشنواره انتخاب شدند پیشتر اجرای عمومی داشتند و تنها آثار معدودی برای جشنواره تولید شده بودند. این تغییر بر اساس این نظریه که «جشنواره محلی است برای عرضه تولیدات یکسالهٔ تئاتر کشور» انجام شد.
دهه ۹۰؛ از فرهاد مهندسپور تا مسافر آستانه
دهه نود را میتوان دقیقاً همان برههای دانست که آثار بینالملل تأثیرش را بر بدنه تئاتر ایران گذاشت. افزوده شدن بخش دگرگونههای اجرایی موجب جداسازی آثاری شد که نه در بخش اجراهای صحنهای میگنجیدند نه تئاتر خیابانی و محیطی! افزوده شدن این بخش و به رسمیت شناختن آثار دگرگونههای اجرایی مانند پرفورمنس آرتها خبر از جدا شدن تئاتر ایران از پوستهٔ قدیمی و همراه شدنش با تئاتر مدرن و آثار بهروز دنیا میداد؛ اتفاقی که البته لزوماً تأثیر مثبت بر فضای تئاتر ایران نگذاشت.
در این دوره بخش دگرگونههای اجرایی که با نام بخش خارج از صحنه در آرشیو جشنواره از آن یاد شده میزبان آثاری چون نمایش اِن اِی به کارگردانی میثم کرمی؛ نمایش آنکه گفت آری، آنکه گفت نه به کارگردانی هاجر عتیقی، چای تلخ پهلو، موسیای آسیایی، غرق گنج به کارگردانی حامد مهریزی، خط باریک قرمز به کارگردانی توماج دانش بهزادی؛ چهارراه به کارگردانی گلرخ نفیسی، سایبان آرامش ما به کارگردانی سیدبهیاد نجفی و… بود.
از اتفاقات و اقدامات مهم این دوره دبیری فرهاد مهندسپور و شیوهٔ نوین برگزاری وی در این دوره بود. حذف DVD برای بازبینی آثار، گسترش تعداد افراد حاضر در هیئت انتخاب آثار که از طیف متنوعی از جامعه تئاتر انتخاب میشدند و حذف بخش رقابتی از دیگر اقدامات مهم وی بود چرا که او معتقد بود که رقابت در تئاتر اشتباه است و جشنوارهها باید محلی برای گفتگو باشد و هنرمند تئاتر باید به دنبال مخاطب باشد نه جایزه!
جداسازی بخش تئاتر جوانان در استانها و مرکز هم که با هدف شناخت هنرمندان تازهنفس این عرصه بود کمک شایانی به شکوفایی استعدادهای نو کرد. مهندسپور با این اقدامات جشنواره تئاتر فجر را بسیار به استانداردهای جهانی نزدیک کرد اما راه وی ادامهدهندهای نداشت.
در اواخر دهه ۹۰ به دلیل شیوع ویروس کرونا و البته وجود تحریمها و به سبب کمبود بودجه جشنواره دوران بدی را پشت سر گذاشت. بخش بینالملل رو به خاموشی رفت و دیگر گروههای بینالمللی به ایران دعوت نشدند. کمرنگشدن عنصر مخاطبشناسی در تفکرات و اهداف اهل صحنه در این دوره پررنگ و شکوفا شد و گویی جایگاه مخاطب را فراموش کردند. هم آنهایی که جشنواره را با هدف آشتی مردم و اهل هنر شکل دادند و هم آنهایی که قصد داشتند پیام و تفکراتشان را به گروهی از جامعه انتقال دهند.
دهه ۱۴۰۰؛ اکنون چه داریم
در سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴ که اکنون در آن حضور داریم هنر از جمله تئاتر با چالشهای مختلفی مواجه بوده است. در ابتدای خداحافظی با کرونا و رونقگیری محافل هنری، اتفاقات سال ۱۴۰۱ منجر به فشار مضاعف به هنرمندان شد و جریانی که از بیرون مرزها بر هنرمندان فشار میآوردند که فعالیت هنری را تحریم کنند، شرایط را برای سر پا شدن تئاتر بعد از افول دو ساله کرونا سخت کرد. حفظ جشنواره و برگزاری آن در این بازه زمانی را میتوان دستاوردی مهم دانست اگرچه که رونق جشنواره بهتناسب پیش از دوران کرونا کمفروغتر بود.
حالا اما در جشنواره چهل و چهارم با شرایطی متفاوت مواجهیم. اگر چه دبیران گذشته تلاش بر تمرکززدایی این جشنواره از مرکز کشور یعنی تهران را داشتند؛ اما چندان موفق نبودند و اینک سید وحید فخر موسوی هست که پنج بخش این جشنواره را در کرمان برگزار میکند و بنیان تمرکززدایی این جشنواره را میگذارد.
فخر موسوی با اینکه کمتر از نصف بودجه مصوب شدهٔ سال گذشته در حال برگزاری دوره چهل و چهارم هست؛ اما نشان داده که راهکارهایی برای این ایده در ذهن دارد. وی با اهمیت بخشیدن بهتمامی بخشهای این جشنواره در حال برگزاری جشنوارهای متفاوت از نظر عدم تزلزل در فراخوان بوده و امید است که مسیری هموار در برگزاری این دوره داشته باشد. یکی از نقدها به جشنواره تئاتر فجر تمرکزگرایی در تهران است که دبیر در دوره اخیر چارهای اساسی بر این موضوع اندیشیده و ۵ بخش اصلی جشنواره در کرمان برگزار میشود.
از دیگر اقدامات فخر موسوی میتوان به بازبینی آثار به حالت فیلم با حضور شصت و دو کارگردان اثر پذیرفتهشدهٔ هر استان به میزبانی کرمانشاه یاد کرد و در این نشست کارگردانان در صورت درخواست میتوانند درباره اثرشان صحبت کنند و ماحصل این نشست چهارده نمایش است که به جشنواره تئاتر فجر راه پیدا میکند این نیز در تمرکززدایی جشنواره تئاتر فجر از تهران بیتأثیر نیست.