محمدرضا کردلو، روزنامهنگار سینمایی: چند تا از کشورهای دنیا سینما دارند؟ سینما، نه به معنای تعداد سالنهای نمایش فیلم یا کیفیت پرده و صدا و صندلی و… بلکه سینما به معنای یک حرفه پویا که در آن چند هزار نفر سالانه برای تولید ۱۰۰، ۱۵۰ فیلم سینمای بلند، حضور و مشارکت داشته باشند!
و سینما به معنای یک پیشینه هنری و فنی که نو به نو رشد کند و همراه با زمانه خود پیش آید! و سینما به معنای آمیختهای از اجتماع، تاریخ، ادبیات و شاعرانگی که نمایانکننده درونیات فیلمسازان دوران باشد!
و سینما به معنای هنری پیوسته در آزمون مخاطبان و چالش تماشاگران! و سینما به معنای آینه مردم! دنیا دویست و چند کشور دارد.
و فکر نمیکنم، این سینمایی که من آن را تعریف کردم، پهنهای به تعداد انگشتان دو دست از کشورها را شامل شود. و سینمای ایران، یکی از آنهاست. سینمایی که با فراز و نشیبهای فراوان و گذراندن سالهای خوب و بد در گیشه، پیش آمده و پیش خواهد رفت.
این یک اغراق درباره سینمای ایران نیست. کافی است به نقشه جغرافیا نگاه کنید و حرفهای اخیر اسکورسیزی درباره سینمای ایران. سینمایی که اگرچه قدمتی نزدیک به یک قرن دارد، اما پس از موج نو، در میانه دهه ۴۰ با چند فیلم محدود شناخته شد و پس از انقلاب، در رویدادهای سینمایی به جهانیان نیز شناسانده شد.
و جشنواره فیلم فجر، با همه کم و زیادش، مبدأ بسیاری از افتخارات و نوزاییهای سینمای ایران است. جشنواره فیلم فجر قرار اول سینمای ایران است که باید پاسدارش بود و آن را حفظ کرد. و حفظ خواهد شد.