محمدرضا کاظمی؛ رها، در ۱۰ سال گذشته سریالهای زیادی از پلتفرمهای مختلف شبکه نمایش خانگی منتشر شدند، سریالهایی که برخی از آنها جریانساز و پرمخاطب شدند و بسیاری هم به دلیل نداشتن کیفیت بالا، از خاطره ذهنی مخاطبان آثار نمایشی پاک شدند. اما یکی از نکات قابل توجه درخصوص سریالهایی که تاحدودی محبوبیت به دست آوردند، این بود که داستانی را در دل یک دوران تاریخی مربوط به گذشته روایت کردند، داستانهایی که گاه اقتباس از آثار ادبی بوده است و و گاه بازنمایی دوران خاصی از تاریخ بزرگ کشورمان.
اما نکته جالبی که تمام این سریالهای نمایش خانگی با درونمایه تاریخی دارند، این است که یا قهرمان اصلی، یا یکی از مهرههای تاثیرگذار قصههایشان زنان هستند، زنانی که داستان اکثراً حول محور آنها میچرخد و شخصیتشان بار درام ماجرا را به دوش میکشد. در سالی که گذشت سه سریال با این تم به نمایش درآمدند و آخرین موردشان هم سریال «بامداد خمار»، این روزها در حال پخش است. در این گزارش مروری داریم بر زنانی که قهرمانهای داستانهای تاریخی محبوب سالهای اخیر بودند.
محبوبه
سریال: بامداد خمار
بازیگر: ترلان پروانه
کارگردان: نرگس آبیار
جایگاه در قصه: داستان عشق محبوبه و رحیم نجار، یکی از معروفترین عاشقانههای عامهپسند در تاریخ ادبیات ایران است. رمان «بامداد خمار» به قلم فتانه حاج سیدجوادی که در دهه هفتاد جزو آثار پرسروصدای بازار نشر بود، حالا به همت نرگس آبیار و تیم همراهش به تصویر درآمده و ترلان پروانه بازیگری که از کودکی شاهد حضور او در آثار نمایشی بودیم، یکی از جدیترین نقشهای کارنامه هنریاش را به تصویر کشیده است. محبوبه دختری عاشق پیشه است که برای رسیدن به معشوق دست به هرکاری میزند و جلوی خانواده متمول خود میایستد تا با شاگرد نجار ازدواج کند. ترلان پروانه در همین قسمتهای ابتدایی به خوبی از پس بازنمایی شخصیت محبوبه و حالات مختلف او برآمده و اکثر کسانی که رمان را خواندهاند، در انتظار رسیدنِ داستان به روزهای سخت محبوبه هستند؛ روزهایی که ترسیم آنها چالشهای زیادی برای بازیگر این نقش دارد. همچنین «بامداد خمار» توانسته نظر مثبت مخاطبان را جلب کند و همین اتفاق به دیده شدن بیشتر بازی پروانه ضریب داده است.
سیمین
سریال: شکارگاه
بازیگر: الهام نامی
کارگردان: نیما جاویدی
جایگاه در قصه: در شکارگاه زنان نقش بسیار پررنگی دارند، بعد از میرعطا که به عنوان شخصیت اصلی داستان و بزرگ خانواده در قصه «شکارگاه» حضور دارد، مابقی کاراکترهای تاثیرگذار زنان هستند، اما از بین آنها شخصیت سیمین جایگاه قابل توجهی دارد. دختر میرعطا که جنگجوی قابلی است و به دلیل نازا بودن، از همسرش جدا شده. او در این داستان ۹ قسمتی عاشق میشود، عشق سالهای دورش را از نزدیک میبیند و در آخر مادر بودن را تجربه میکند. بسیاری از کاراکترهای داستان نیز در رسیدن سیمین به مسیر و خود را قربانی میکنند تا او در آخر قهرمانانه از خون پدرش بگذرد تا بچههای یتیم را نجات دهد. الهام نامی در به تصویر کشیدن زن سختی کشیدهای با مختصات سیمین عملکرد قابل دفاعی داشته و شخصیتی دوستداشتنی را به تصویر کشیده است که حتی عاشق شدنش در یک موقعیت جنگی هم دلنشین به نظر میرسد.
زری
سریال: سووشون
بازیگر: بهنوش طباطبایی
کارگردان: نرگس آبیار
جایگاه در قصه: زری دانایِ کل داستان «سووشون» است، کسی که ما قصه را از دریچه نگاه او میبینیم و به عنوان شخصیت مرکزی در تمام بزنگاههای قصه یا خودش یا صدایش به عنوان راوی حضور دارد. «سووشون» هم یکی دیگر از آثار اقتباسی این فهرست است که آن را نیز نرگس آبیار کارگردانی کرده است. بهنوش طباطبایی نقش پر چالشی را در این سریال به تصویر کشیده به خوبی از پس بازی در این نقش برآمده است. این اتفاق در قسمتهای پایانی فصل اول بیشتر به چشم آمد؛ جایی که زری احساسات چندگانهای داشت و طباطبایی توان خود را بهتر نمایان ساخت.
شیرین
سریال: تاسیان
بازیگر: مهسا حجازی
کارگردان: تینا پاکروان
جایگاه در قصه: شخصیت شیرین نجات در داستان تاسیان، مرکزِ درام قصه است، کاراکتری که دو عاشق دلباخته دارد و پدری که حاضر است همه چیزش را فدای او کند، اما در گرههای مختلف داستان تصمیمات متفاوتی میگیرد و در پایان نیز عاشقانه شیرین و خسرو (امیر) فرجام خوشی برای هیچکدامشان در پی ندارد. سریال «تاسیان» از نظر تاریخی به زمان حال بسیار نزدیک است و داستانش در روزهای منتهی به انقلاب سال ۵۷ میگذرد و شخصیتهای قصه نیز به نوعی درگیر وقایع تاریخی روز هستند. در این میان شیرین هم نقشی تعیین کننده در هر دو جبهه موافقان و مخالفان جریانات سیاسی دارد و تا لحظات پایانی سریال تاثیرگذاری خود را حفظ میکند. مهسا حجازی با بازی در نقش شیرین خود را به عنوان بازیگری توانمند برای نقشهای اصلی معرفی کرد و پس از این باید شاهد حضور او در نقشهای مهم دیگری در سینما و شبکه نمایش خانگی باشیم.
مارال
سریال: رهایم کن
بازیگر: هدی زینالعابدین
کارگردان: شهرام شاه حسینی
جایگاه در قصه: کاراکتر مارال در سریال شهرام شاهحسینی از نقشهای مهم و محوری داستان است، کسی که در یک مثلث عشقی با دو برادر گرفتار شده و در حالی که خود عاشق برادر بزرگتر است، با درخواستها و رفتار عاشقانه و پیگیر برادر کوچکتر مواجه شده است.بازی در این موقعیت برای هر بازیگری سخت است و زینالعابدین به خوبی استیصال را در بازی مارال به تصویر کشید. «رهایم کن» جزو سریالهای محبوب شبکه نمایش خانگی در سالهای اخیر بود که بدون شک یکی از دلایل محبوبیت این اثر، حضور شخصیت مارال و مثلث عشقی تاثیرگذار او با حاتم و هاتف نایب سرخی (محسن تنابنده و هوتن شکیبا) بود.
دلبرجان تاجرباشی
سریال: شبکه مخفی زنان
بازیگر: لیلا حاتمی
کارگردان: افشین هاشمی
جایگاه در قصه: دلبرجان، یکی از کاراکترهای خاص این سریال است، شخصیتی که از فرنگ برگشته و نمادی از زنان متجدد در دل زندگی سنتی ایران ِ گذشته بود. «شبکه مخفی زنان» تنها اثر در این فهرست است که تم کمدی دارد و فضای آن تاحدود زیادی با دیگر آثار متفاوت است، شخصیت اصلی این داستان نیز میرزامحمود زنبورکچی (با بازی سیامک انصاری) است که بعد از سه بار ازدواج و چندین همسر صیغهای، دل در گرو دلبرجان میبازد و عاشق سینه چاک این زنِ خوش سیما میشود. لیلا حاتمی که تا پیش از این فقط «نهنگ آبی» را در شبکه نمایش خانگی داشت، با حضور در نقش دلبرجان تاجرباشی، به یکی از وزنههای این سریال تبدیل شد. اگرچه این اثر به واسطه حال و هوایی که داشت نتوانست به یکی از سریالهای شاخص پلتفرمها تبدیل شود، اما بازی لیلا حاتمی در سریال، آن را به یکی از محصولات ویژه شبکه نمایش خانگی تبدیل کرد.
جیران
سریال: جیران
بازیگر: پریناز ایزدیار
کارگردان: حسن فتحی
جایگاه در قصه: جیران کاراکتر اصلی و قهرمان داستان سریال است، تا جایی که نام این شخصیت به عنوان اسم سریال هم انتخاب شد. حسن فتحی در دهههای هفتاد و هشتاد با ساخت سریالهای تاریخی خوب برای تلویزیون مثل «پهلوانان نمیمیرند»، «روشنتر از خاموشی»، «شب دهم» و «مدار صفر درجه» نشان داد در این حوزه فیلمساز قابلی است و در اوایل دهه نود هم با ساخت «شهرزاد» عملکرد خوبش را ادامه داد. پس از پایان «شهرزاد» او «جیران» را مقابل دوربین برد، سریالی تاریخی از دل دربار ناصرالدین شاه و ماجرای عاشقانه شاه قاجار و دختر روستایی به نام جیران. شخصیت جیران و ماجراهایی که در زندگیاش رخ داد خیلی زود به سطح جامعه و شبکههای اجتماعی وارد شد و این سریال را (اگرچه جزو آثار شاخص و خوش ساخت این فیلمساز محسوب نمیشود) به یکی از آثار پرتوجه در فضای مجازی تبدیل کرد. پریناز ایزدیار در این مسیر نقشی اساسی برای دیده شدن سریال ایفا کرد و نقشی مهم در کارنامه هنریاش به یادگار گذاشت. او در «شهرزاد» نیز حضور خوبی داشت، اگرچه در آنجا شخصیت او در سایه قرار داشت.
خاتون
سریال: خاتون
بازیگر: نگار جواهریان
کارگردان: تینا پاکروان
جایگاه در قصه: خاتون یکی از شخصیتهای ملیگرا و دوستداشتنی آثار نمایشی است، کسی که قهرمان اولین سریال از سهگانه تینا پاکروان بود و در زمان پخش در اواسط سال ۱۴۰۰ با اقبال خوبی هم مواجه شد. نگار جواهریان برای بازی در سریال «خاتون» شرایط سخت و چالش برانگیزی را تجربه کرد و نتیجه کار هم یکی از مهمترین نقشهای به تصویر کشیده توسط این بازیگر شد. خاتون محوریت اصلی داستان بود و تمام اتفاقات پیرامون شخصیت او ماجراهای زندگیاش رخ میداد. او دوئلهای جذابی هم با شخصیتهای مردِ سریال داشت که جزو سکانسهای دیدنی این اثر بودند.
شهرزاد
سریال: شهرزاد
بازیگر: ترانه علیدوستی
کارگردان: حسن فتحی
جایگاه در قصه: پر بیراه نیست اگر بگوییم که یک دهه پیش، دقیقا همین روزها شخصیت شهرزاد، یکی از محبوبترین شخصیتهای آثار نمایشی در کشورمان بود. سریال حسن فتحی به صورت هفتگی و از طریق سوپرمارکتها منتشر میشد و جانی تازه به شبکه نمایش خانگی داده بود. قصه «شهرزاد» از دل یک مثلث عشقی جذاب بین شهرزاد، فرهاد و قباد بیرون آمد و به جز این سه نفر مابقی شخصیتهای داستان نیز دوستداشتنی بودند، مثل بزرگ آقا که با بازی علی نصیریان بسیار مورد توجه قرار گرفته بود. اما قهرمان قصه در حقیقت شهرزاد بود که اتفاقات ریز و درشت قصه با واسطه و بیواسطه نسبت به او رخ میداد. ترانه علیدوستی در کارنامه کاریاش فقط در یک سریال حضور داشت و نقش شهرزاد و حضورش در این اثر یکی از برگ برندهها و ویژگیهای سریال «شهرزاد» محسوب میشود. هنوز هم پس از ۱۰ سال سریال «شهرزاد» یکی از موفقترین سریالهای نمایش خانگی است که به کشورهای دیگر هم صادر شد.
دیدگاه ها (1)
بهنام
۱۱ آذر, ۱۴۰۴ at ۵:۰۴ ب٫ظبه امید آنکه این مدل گزارش های رپورتاژ گونه و آسیب زننده به نقد کمتر بشه..