به گزارش خبرنگار رها، مراسم تشییع پیکر مرحوم ناصر تقوایی، فیلمساز پیشکسوت و مؤلف سینمای ایران، صبح امروز پنجشنبه ۲۴ مهر در ساختمان شماره دو خانه هنرمندان ایران برگزار شد.
در این مراسم که با حضور تعداد زیادی از هنرمندان، مدیران سینمایی و دوستداران هنر هفتم برگزار شد، چهرههایی همچون رائد فریدزاده، سعید پورصمیمی، سیروسمقدم، حسین محجوب، ایرج راد، مسعود فروتن، جواد طوسی، کوروش سلیمانی، تورج اصلانی، کتایون ریاحی، مجید برزگر، آزیتا حاجیان، جواد طوسی، علی اوجی، منوچهر شاهسواری، حبیب اسماعیلی، امیرشهاب رضویان، لیلی فرهادپور، ستاره اسکندری، فریدون جیرانی، جهانگیرکوثری، علیرضا داودنژاد، گوهر خیراندیش، همایون اسعدیان، علی سرابی و… حضور داشتند.
سکوت سینماگران برای شنیدن حرفهای تقوایی
برخلاف معمول این مراسم سخنران خاصی نداشت، همایون اسعدیان رئیس خانه سینما در سخنانی کوتاه گفت: صمیمانه از حضورتان سپاسگزارم، حضوری برای بدرقه یکی از بزرگان سینمای ایران. موضوعی که در روزهای گذشته در تمام نوشتهها در مورد ناصر تقوایی وجود داشت صداقت و شرافت بود. تمام قد سر تعظیم فرود میآورم در برابر مردی که یک عمر با صداقت و شرافت زندگی کرد. این بار ما سکوت میکنیم تا صدای صداقت را که چند سالی است نشنیدهایم را بشنویم، صدای ناصر تقوایی را.
در ادامه بخشهایی از صحبتهای مرحوم ناصر تقوایی در رویدادهای مختلف از طریق بلندگوهای خانه سینما برای حاضران در مراسم پخش شد.
تقوایی در بخشهایی از این سخنان میگوید: فیلمسازی هم مثل هر کار دیگری باید مدام اتفاق بیافتد، وقتی وقفهای در آن ایجاد میشود، خللی در زندگی فرهنگی خود فیلمساز به وجود می آورد. وقتی تداوم از بین میرود، به جایی میرسد که میبیند برای موضوعات مختلفی فیلم نساخته و میخواهد تمام این موضوعات را در یک فیلم جا بدهد. من دوست داشتم فیلمی را بسازم که برای خودم باشد. اگر فیلمهای من با دیگر آثار سینما متفاوت است شاید به همین دلیل باشد. من در هیچ کاری حرفهای نشدم و نمیشوم. اگر نشد فیلم بسازم، مینویسم، نشد عکس بگیرم میروم کلاس میگذارم و چیزهایی که بلد هستم را آموزش میدهم. کسی که میخواهد مثل من زندگی کند باید تجربههایی به اندازه من هم داشته باشد که بتواند در هر شکلی از زندگی کار خودش را بکند. به نظر من بین یک فریم عکس یا یک فریم فیلم هیچ تفاوتی وجود ندارد. یک فیلم یک واحد هنری است، یک فریم عکس هم یک واحد هنری است.
هنر مدرن، هنر روایت کردن نیست، هنر مدرن هنر ساختار است، روایت خیلی وقت است که دیگر مدرن محسوب نمیشود. داستانها همه تکراری هستند ولی شما وقتی یک ساختار خوب به آنها میدهید، یک چیز جدید ساختهاید. جذابیت در شیوه روایت است نه خود موضوع. چرا انقدر داستانهای دروغین به سینما آمده، چه کسی گفته که سینما دروغ است؟ سینما واقعیتر از خود زندگی است. آن جنبههای زندگی که نمیتوانیم علنا نمایش دهیم و درک آن را برای عموم مردم آسان کنیم، با فیلم میتوانیم نمایش دهیم. بُرد یک فیلم خیلی از ادبیات بیشتر است، نه اینکه ادبیات کارایی نداشته باشد. شما به تیراژ کتاب در جامعه ما نگاه کنید. همه تیراژ یک کتاب به اندازه تماشاگران یک سانس سینما نیست. باید به این مسائل فکر کنیم.
این چه رفتاری است که ملت ما با خودش، هنرمندانش و روشنفکرانش دارد. چه کسی پاسخگوی زمانهای از دست رفته عمر ما خواهد بود الان به مرز ۷۰ سالگی رسیدیم ولی وقتی نگاه میکنیم میبینیم چقدر کارهای نکرده داریم. روشنفکری امروز به صورت کلمه توهینآمیز درآمده وقتی به کسی میگویند روشنفکر انگار که بدترین فحشهای رکیک را به او دادهاند. من لزوما هنرمندان را روشنفکر نمیبینم یا هر روشنفکری را علاقمند به هنر نمیبینم، ولی قطعاً این دو تداخلهایی با هم دارند بدون شک هنرمندها از درون روشنفکرها بیرون میآیند.
همیشه کار کردن برای من زمانی جذاب بوده که بتوانم ایدههایم را عملی کنم. من برعکس چیزی که تصور میکنید، آدم تنهایی نیستم. من هفتهای سه چهار روز به تدریس سینما میگذرانم که بخش مغفول سینمای ماست. من به اندازه سالهای بعد از مرگ خودم هم آثار چاپ نشده به جای گذاشتهام. من با هر گونه دخل و تصرف در آثارم مخالف هستم.
اگر میخواهید نقاشی خوب ببینید، اگر میخواهید موسیقی خوب بشنوید، اگر میخواهید فیلم خوب ببینید، یک پایه مهم اقدام برای این دیدن، فرد فرد شما مردم هستید. نسل ما زورش را زد ولی میتوانم بگویم به اندازه عمرش زندگی نکرد، چون وقتی کار نمیکنید، زندگی نمیکنید. هویت به هر حال یک چیز معنوی است هیچ چیز بدی به اون مرحله نمیرسد که بخواد هویت یک ملت باشد.
تا وقتی سانسور اینگونه عمل میکند، من کار نمیسازم. همسر من میداند من چقدر کار نوشته در خانه دارم، ولی وقتی قرار نیست مجوز بگیرد چرا آن را بیرون بدهم؟ وقتی قرار است که کهنه شود، بگذار بشود. هر اثر هنری مثل یک سنگی است که یک کودکی به طرف دنیای آینده پرتاب میکند و برد این سنگ بستگی دارد به توان کودک، هرکجا که سنگ به زمین افتاد آنجا پایان نفوذ آن اثر است. الان میبینم که هنوز خیلی از سنگهایی که من پرتاب کردم هنوز در راه است و سقوط نکرده است.»
بعد از این بخش، قطعه «ای ایران» (نسخهای از این قطعه که در فیلم ناصر تقوایی وجود داشت) از بلندگوها پخش شد و مردم با آن همخوانی کردند. نکته قابل توجه حضور بسیاری از حاضران در مراسم با پیراهن سفید بود، این مسئله به وصیت مرحوم تقوایی مربوط میشود که فرزندش روز گذشته در ویدئویی آن را مطرح کرد. در ادامه مراسم یک گروه موسیقی جنوبی به حیاط خانه سینما آمد و با نواختن دمام و سنج و… پیکر مرحوم تقوایی را بدرقه کردند. پس از آن نیز پیکر این کارگردان فقید روی دوش مردم تا چند خیابان بالاتر و در میان دوستدارانش، تشییع شد و به امامزاده طاهر (ع) کرج برای مراسم تدفین منتقل شد.