به گزارش خبرنگار رها، در سینمای ایران آثاری هستند که در دل روایت خود زیرمتنی روشن از ایران دارند. کشوری که علیرغم فرهنگ و زبانهای متنوع یکدل و یکپارچه است. یکی از نمونههای مثالزدنی در این بحث فیلم سینمایی «باشو غریبه کوچک» به کارگردانی، نویسندگی و تدوین زندهیاد بهرام بیضایی و تهیهکنندگی علیرضا زرین دست است. این فیلم محصول ۱۳۶۴ هجری شمسی بوده و بعد از جنگ تحمیلی ۸ ساله ایران با رژیم بعثی اکران شد.
نمایش این فیلم در سال ۱۳۶۹ در سینماهای سراسر کشور صورت گرفت. از بازیگران «باشو غریبه کوچک» میتوان به سوسن تسلیمی، عدنان عفراویان، پرویز پورحسینی، اعظم رهبر، محمد فراخواه، معزز بنی دخت، نعمت یمینی، خدیجه نجات، اکبر دودکار، رضا هوشمند، گلشن انوشه، لیلا سبحانی اشاره کرد.
از داستان فیلم چه میدانیم؟
در یکی از بمبارانهای جنوب کشور در جریان جنگ ایران و عراق، پسرکی به نام «باشو» خود را به کامیونی در حالِ کوچ میاندازد و در آن خوابش میبرد و زمانی که چشم میگشاید، کامیون به شمال کشور رسیده است. او میگریزد و در آن سوی جنگل، به مزرعه زنی به نام «نایی جان» میرسد که با دو فرزندش و در غیاب شوهری که برای کسب درآمد به سفر رفته، زندگی و کار میکنند. نایی جان به باشو نان و آب میدهد و میکوشد بداند کیست و زبان او را بفهمد. اما زبان پسرک جنوبی برای او قابل فهم نیست؛ همچنان که باشو هم نمیتواند زبان محلی او را دریابد. باشو در عوضِ محبتهای ناییجان میکوشد به او در کارها کمک کند و تصور میکند این خواستِ شویِ در سفرِ ناییجان هم هست؛ غافل از آن که شوهر ناییجان با حضور او که غریبهای بیش نیست، در خانهشان مخالف است. باشو با کشف این موضوع، از خانه میرود ولی ناییجان او را زیر باران مییابد و با کتک باز میآورد. کمی بعد، ناییجان بیمار میشود و باشو به جای او، خانه را میگرداند و چون از بهبود ناییجان نگران است، برای او به شیوه جنوبی خودش، تشت میزند. ناییجان در نامهای به شوهرش میگوید باشو را به جای پسر پذیرفته و نان او را از غذای خود خواهد داد. روزی سرانجام شوهر باز میگردد و باشو با او روبرو میشود. پدر که دست راستش را در سفر از دست داده، میپذیرد که باشو به جای دست او باشد و همه خانواده یک صدا میروند که جانورانِ مزاحم محصول را برانند.
رمز ایران؛ محبت مادرانه
در فیلم سینمایی «باشو غریبه کوچک» به طور نمادین در چندین موقعیت تب و تاب انسانها برای برقراری ارتباط و کمک به یکدیگر را میبینیم. حتی اگر زبان مشخصی برای ارتباط گرفتن وجود نداشته باشد، بالاخره راهی پیدا میشود که دو نفر از شمال و جنوب کشورمان ایران حرف هم را فهمیده و به یکدیگر نزدیک شوند. چیزی مشابه همین نزدیکی و وحدت جمعی که این روزها شاهدیم؛ در شرایطی که ایران عزیزمان در برابر آماج حملات دشمن و موشکهای رژیم بعثی ایستاده است. فرهنگ و زبان متفاوت نایی و باشو گستره عظیم و باشکوه ایران را به طور نمادین نشان میدهد. فرهنگِ غنی و متمدن این کشور در فیلم «باشو..» در قالب محبت مادرانه نایی قرار گرفته و پیامی روشن از جنس انسانیت دارد. این فرهنگ مادرانگی را به وصلت خونی نمیداند. بلکه آن را در راستای یک درد مشترک و بنیادین معرفی میکند.