پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۹ می ۲۰۲۶

اظهارات محمد صالح‌علا درباره فعالیت‌های فعلی خود

دلتنگ اجرا نیستم
174
محمد صالح‌علا گفت: دلتنگی‌ای برای اجرا ندارم. شاید به نظر برسد که این صحبت عجیب است ولی باید بگویم که همیشه احساس می‌کنم دستم به چیزی تشنه است ولی نه لزوما همان کاری که قبلا می‌کردم.

به گزارش رها، محمد صالح‌علا، گوینده، مجری، بازیگر، شاعر و نویسنده، صاحب کارنامه معتبر است. او در دهه هفتاد برنامه‌های تا هشت و نیم،‌ علی آقا ۱۲۱، نقد خنده و روزهای شفاهی را اجرا کرد و مدل تازه‌ای از اجرا را به ثبت رساند. صالح علا به پشتوانه ترانه سرایی و نویسندگی‌اش، به ادبیات منحصر بفردی رسیده که این مشخصه امضای او در برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی است. «دو قدم مانده به صبح» در دهه هشتاد و «چشم شب روشن» در سال ۹۵ دو دیگر برنامه شاخص صالح‌علا است که باز هم نشان داد می‌توان متفاوت اجرا کرد.

صالح‌‌علا در گفت و گوی تازه خود با روزنامه جام جم، در پاسخ به این که دل‌تان برای اجرا تنگ نشده است، گفت: راستش را بخواهید نه و دلتنگی‌ای برای اجرا ندارم. شاید به نظر برسد که این صحبت عجیب است ولی باید بگویم که همیشه احساس می‌کنم دستم به چیزی تشنه است ولی نه لزوما همان کاری که قبلا می‌کردم. البته در این سال‌ها گاهی به نوشتن فکر کرده‌ام؛ مثلا الان یک نمایشنامه نوشته‌ام به نام «حجله رفتن زن بیوه» که به نوعی داستانی انسانی است.این کارها را انجام می‌دهم اما هیچ‌کدام از این نوشته‌ها به آن پختگی لازم برای مخاطب نرسیده‌اند که ارزش مطرح شدن داشته باشند، بنابراین هنوز فکر می‌کنم در مرحله‌ای هستم که هیچ‌کدام از این کارها جدی و ارزشمند به‌نظر نمی‌آید.در حقیقت این روزها هیچ‌کاری انجام نمی‌دهم که به آن افتخار کنم یا آن را به‌عنوان یک اثر جدی در نظر بگیرم. شاید در ظاهر برخی کار‌های پیش‌پاافتاده انجام بدهم اما احساس می‌کنم به‌نوعی در جست‌وجوی یک مسیر جدید هستم که هنوز به‌طور کامل برایم روشن نشده.

او همچنین یادآور شد: مدیران نازنین رادیو و تلویزیون کوچک‌نوازی می‌کنند و با من تماس می‌گیرند‌ اما به آنها می‌گویم دنبال کسانی بروید که با همه افتخارات و تجربیات هنوز نمی‌خواهند به تلویزیون بیایند. معتقدم باید سمت کسانی رفت که از روی اصول به هیچ‌وجه نمی‌پذیرند بیایند. این راهی است که باید دنبال شود. یادم می‌آید یک‌بار آقای عباس کیارستمی از من خواست کمک کنم بازیگری پیدا کند که وقتی فیلمنامه‌اش را می‌خواند‌ قبول نکند در فیلمش بازی کند! این مسأله برای من خیلی عجیب بود. به او گفتم چرا کسی باید با این شرایط روبه‌رو شود، مگر این‌که در جست‌وجوی چیزی خاص و نادر باشد.
صالح‌‌‌علا درباره این که آیا دنبال چالش جدیدی می‌گردید یا احساس می‌کنید به همه چیز دست یافته‌اید، بیان کرد: شاید با خستگی‌ که به آن اشاره کردید موافق باشم اما تجربیات به من آموخته‌اند نباید از محدودیت‌ها ناامید شد. گاهی باید واقعیت‌های زندگی را پذیرفت و به جست‌وجوی راه‌های جدید رفت. همین که همچنان تلاش می‌کنم ایده‌های جدیدی داشته باشم و ‌دنبال چالش‌های تازه باشم، برای من مهم‌تر از هر چیز دیگری است.

این مجری پیشکسوت افزود: در‌واقع یکی از آرزوهای من این بود که یک تئاتر مستند کار کنم‌ به‌طوری که مردم در خیابان‌ بنشینند و مستند زندگی هموطنان‌شان را به‌صورت تئاتر خیابانی تماشا کنند. این کار به‌نوعی ادامه همان مسیر اولیه من بود. مثل برنامه «باغ آرزوها» که می‌خواستم مردم در فضای شهری بنشینند و زندگی واقعی دیگران را از نزدیک مشاهده کنند اما متاسفانه این کار هیچگاه به سرانجام نرسید. زیرا همیشه به من می‌گفتند این‌که مردم در یک خیابان بنشینند و نمایش تماشا کنند، ممکن نیست. برای جوان‌ها شاید بشود اما وقتی آدم به سن و سال خاصی می‌رسد، گاهی باید کوتاه بیاید و بپذیرد آنچه می‌خواسته‌ دیگر ممکن نیست. من هم به‌نوعی کوتاه آمدم و احساس کردم آن ایده دیگر به واقعیت تبدیل نخواهد شد.دلم می‌خواست این تئاتر مستند را برگزار کنم و مردم در خیابان بنشینند، زندگی یکدیگر را ببینند اما این اتفاق نیفتاد. به‌هر حال‌ باید پذیرفت بعضی رویاها در زندگی محقق نمی‌شوند و این بخشی از تجربیات انسان است.

محمد صالح‌علا درباره فعالیت‌های فعلی خود گفت: مدت‌هاست که در خانه هستم و حقیقتا هیچ فعالیت مشخصی ندارم. مهم‌ترین مسأله‌ای که این روزها برای خودم پیش آمده این است که دیگر کتاب نمی‌خوانم، برخلاف سال‌های گذشته که تمام وقتم صرف کتاب و مطالعه می‌شد. البته این به آن معنا نیست که کاملا از مطالعه دست کشیده‌ام بلکه اکنون وارد یک دوره جدید شده‌ام که به نوعی با نگاهی متفاوت به کتاب مقدس نگاه می‌کنم. در این دوران که در آن به‌سر می‌بریم، برای من مهم است که با نگاه جدیدی به جهان نگاه کنم؛ نگاهی که پر از خستگی و پیچیدگی است. شاید فکر کنید این صحبت‌ها کمی غیرعادی باشد اما در این سن، انسان‌ها نیاز دارند که دیدگاه‌های‌شان تغییر کند و با نگاه دیگری به جهان بنگرند.حتما شما هم تجربه کرده‌اید که گاهی با گذر زمان، نگاه انسان‌ها تغییر می‌کند. شاید به نظر برسد که من از دنیای هنر و رسانه فاصله گرفته‌ام اما حقیقت این است که این فاصله به نوعی درک و تجربه‌ای جدید است.

وی بیان کرد: در گذشته، کارهایی مثل نویسندگی و شعر برای من محوری و بسیار مهم بودند اما حالا دیگر نمی‌خواهم خود را محدود به آن فضاها کنم. هر چند که علاقه به این هنرها همیشه در من باقی خواهد ماند اما در این دوره از زندگی‌ام، به نظر می‌رسد که به نوعی آرامش نیاز دارم؛ آرامشی که شاید به‌دست آوردن آن در میان هیاهوی گذشته ممکن نبود. اگر بخواهم صادقانه بگویم، شاید هم بخشی از این تغییر به سن و سال‌مان برگردد. تغییر نگاه به زندگی و هنر، به نوعی بخش طبیعی از روند گذر زمان است. هرچند که در این تغییر، هنوز چیزی از عشق به هنر، زبان و فرهنگ فارسی کاسته نشده است، بلکه این تغییرات بیشتر به معنای یافتن یک آرامش درونی و بازتعریف معناهاست.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *