پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۹ می ۲۰۲۶

یادداشت محمدمهدی عسگرپور به‌مناسبت سالروز تعطیلی خانه‌سینما

دولت دهم چگونه «خانه سینما» را تعطیل کرد؟/ فقط لجبازی نبود!
195
رئیس هیات مدیره خانه سینما، به مناسبت سالروز تعطیلی خانه‌سینما در ۱۴ دیماه سال ۹۰ در یادداشتی، بر لزوم یادآوری آنچه بر خانه‌ سینماگران گذشته است، تاکید کرد.

به گزارش رها، همزمان با سالروز تعطیلی «خانه سینما» توسط مدیران سینمایی دولت دهم، محمدمهدی عسگرپور که در‌ آن مقطع مدیرعاملی این نهاد صنفی را برعهده داشت، یادداشتی را منتشر کرد.

متن یادداشت محمد مهدی عسگرپور رئیس هیات رئیسه خانه سینما به شرح زیر است:

۱۴ دیماه ۱۳۹۰ نامه وزارت ارشاد بابت تعطیلی(انحلال) خانه سینماصادر شد و این خبر را شخص وزیرارشاد دولت دهم همان روز اعلام کرد. به عبارتی از استقرار مسئولان وزارت ارشاد دولت دهم در پاییز ۱۳۸۸، حدود دوسال و پس از عدم توفیق درتلاش های زیاد برای تصاحب خانه سینما از طریق سینماگران همسو با خودشان و با شیوه‌هایی که در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ به آن مسلط شده بودند، طاقتشان طاق شد و به دلیل عجله و نبود قانون موردنظرشان، برمبنای بندی از آیین‌نامه مربوط به اداره آموزشگاه‌های سینمایی حکم به انحلال خانه سینما دادند.

هنوز نمی‌دانم مسئولان آن دولتِ خودخوانده به پاک‌دستان، چگونه می‌اندیشیدند، آیا فکر می‌کردند به سرعت خانه سینما منحل می‌شود؟ یا برآوردی از چالش‌ها و پیامدهای بعدی‌اش داشتند؟ یا اساسا ًبه مثابه وزیر ارشادشان شناختی از حوزه فرهنگ و هنر و قدرت نهاد صنفی نداشتند.

هرچه که بود خانه سینما به‌عنوان تنها نهاد صنفی فراگیر در حوزه سینما وارد مهمترین چالش تاریخ خود شد و نوعی از همبستگی منحصر به فرد را تجربه کرد، به گونه‌ای که نه تنها برای گردانندگانِ دولتیِ وقت، بلکه برای دیگر نهادهای صنفی که قرار بود بعد از خانه سینما دچار این چالش شوند، شمایل و رفتاری قابل تامل از خود نشان داد.

هر چند از نظر من خانه سینما هیچ‌گاه تعطیل نشد ولی در ظاهر، ساختمان اصلی‌اش با همراهی شمار اندکی از همکاران سینمایی با مسئولان وزارت ارشاد، مدتی بطور غیرقانونی پلمب شد.

امروز بعد از گذشت ۱۴ سال بنظر می‌رسد این حرکت از آن جهت که یک بار عرض و طول و مهمتر از این دو عمقِ این نهاد صنفی را برای اعضایش و از سوی دیگر برای کسانی که در طول این سال‌ها دوستش نداشتند روشن کرد، اهمیت زیادی دارد.

از سوی دیگر واقفم که این خانه در شرایط دیگر می‌توانست مقبولیت بیشتری داشته باشد ولی واقعیت این است که اکثر دولت‌ها و مجالس پس از انقلاب روی خوشی نسبت به نهادهای صنفی بخصوص در حوزه هنر نداشته و همواره سعی کرده‌اند وجوه تقلیل‌گرایانه در حوزه ساختار و ثبت این گونه نهادها داشته باشند و در تصمیمات مهم آن‌ها را نادیده بگیرند و هر از گاهی با برساخت‌های دولتی، سعی بر برهم زدن معادلات منطقی گفتگو و تعامل داشته باشند.

از این روست که بهتر است این مقطع را بیشتر مورد مطالعه قرارداده و سطح آن را درحد لجبازی‌های چند نفر تقلیل نداده، مطالعه کتابچه امنیت شغلی را که فایل رقومی آن به زودی از وبسایت خانه سینما در دسترس خواهد بود را توصیه می‌کنم، بخصوص تصویر نامه‌ای که در پایان این کتابچه، به عنوان گزارش خطاب به استاد بیضایی که این روزها در فقدانش سوگواریم، نوشته بودم.

به هر روی ایستادگی اعضای خانه سینما در مقابل زیاده‌خواهی‌های دولت دهم فارغ از حال وروز امروزشان، درس آموز و تحسین برانگیز است.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *