پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۸ می ۲۰۲۶

گفت‌وگوی «رها» با عشرت سیروس، هنرمند پیشکسوت حوزه سفال و سرامیک

«دیده‌نشدن» مشکل بزرگ هنرهای تجسمی است/ خلق «امید» به‌جای بروز «خشم»
204
عشرت سیروس، هنرمند و مدرس برجسته سفال و سرامیک و عضو مؤسسه هنرمندان پیشکسوت، متولد ۱۳۳۰ در تهران است. او که دارای نشان درجه یک هنری از وزارت فرهنگ است، در مقام مدرس آموزش‌وپرورش و همچنین مؤسس آموزشگاه فنی و حرفه‌ای «راه رشد»، نقش مؤثری در تربیت نسل تازه‌ای از سفالگران داشته است.

سارا بقایی، رها؛ عشرت سیروس در کنار فعالیت‌های آموزشی، در عرصه مدیریتی نیز حضور قابل‌توجهی داشته و به‌عنوان عضو هیئت‌مدیره انجمن هنرمندان سفالگر و نماینده هنرمندان صنایع‌دستی، مسائل صنفی و نیازهای هنرمندان حوزه سفال را پیگیری داده است. او همواره بر ضرورت پیوند میان تجربه‌های نو و میراث سفال سنتی تأکید کرده و معتقد است که این هنر باید بتواند در قالب‌های جدید نیز با مخاطب ارتباط برقرار کند.

آنچه در ادامه می‌آید گفت‌وگوی «رها» با این هنرمند به بهانه ارائه اثر ویژه‌اش در سومین نمایشگاه بزرگ هنرمندان پیشکسوت در فرهنگسرای نیاوران است.

 

◉ اثر ویژه‌ای که در سومین نمایشگاه بزرگ هنرمندان پیشکسوت ارائه کرده‌اید درباره جنگ ۱۲ روزه است. درباره آن توضیح می‌دهید؟

اتفاقاتی در آن ایام برای من افتاد و ترکش‌هایی به کارگاهم خورد. خوشبختانه آسیب جدی وارد نشد؛ اما سقف سوراخ شد. بالاخره جنگ بود. همین اتفاق الهام‌بخش خلق اثری شد که پیام امید و استقامت را روایت می‌کند. سال گذشته وقتی از دوسالانه سفال دیدن می‌کردم خشم در کارها به موضوع دیده می‌شد؛ بنابراین تصمیم گرفتم رویکرد دیگری را اتخاذ کنم. تصمیم گرفتم ایران را به‌صورت پازل بسازم و گل‌های نیلوفر که نماد صلح، آرامش و مقاومت هستند، روی آن قرار دهم و بگویم ایران می‌تواند؛ مانند گل نیلوفر باشد که در سختی‌ها مقاوم است، ریشه در خاک دارد، سرافراز قد علم کرده و به خورشید سلام می‌کند.

 

◉ در سال‌هایی که گذشت به لحاظ تکنیکی چه روندی را از سر گذراندید؟

من یک معلم ساده و عاشق این بودم که بیاموزم تا این که با استادی آشنا شدم و کلام ایشان مسیر راهم را تغییر داد. در شروع قطعاً بسیار ساده کار می‌کردم؛ اما امروز که با پسرم کار می‌کنم بسیار علمی و با تکنیک‌های خاص جلو می‌روم. از ابتدا که شروع کردم تمام تلاشم این بود که هروزم بهتر از دیروز باشد و در تکنیک هم تغییرات بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام.

 

◉ کار شما هنر سنتی محسوب می‌شود یا هنر تجسمی؟

از منظر فنی سفال سنتی است و سرامیک تجسمی؛ اما برای من هر دو یک معنی دارد و تعصبی در کارم نیست چرا که کاری را با گل درست می‌کنم و بعد قالب می‌گیرم و سرامیک می‌شود. مرز کشیدن قشنگ نیست و از مرز و درب بسته بدم می‌آید.

 

◉ سفالگری یک هنر است یا فن؟

باید هر دو باشد؛ چون هیچ هنری بدون تکنیک و فن ارزشی ندارد و معتقدم که حتماً و قطعاً باید فن را یاد گرفت. همان‌گونه که از قدیم می‌گفتند «فوت کوزه‌گری». باید فوت را بلد باشید و بعد با خلاقیت اثر خلق کنید وگرنه بدون فن اثر ارزش واقعی ندارد و بیشتر بازنمایی یک احساس است.

 

◉ کارهایی که خلق می‌کنید بروز احساسی هستند یا فرم تکنیکی؟

هر دو با هم هستند. گاهی کلمه‌ای یا رویدادی توجه‌ام را جلب می‌کند، مطالعه و نت‌برداری می‌کنم و همیشه برای خلق یک اثر مشورت دارم و ایده می‌گیرم. البته تکنیک مهم است؛ چون باید اثر خوب باشد؛ ولی چون می‌خواهم حس اشتباهی نداشته باشم از همه سنین مشورت می‌گیرم، دیدگاه‌ها را می‌سنجم و هیچ ترسی ندارم که بگویم بر اساس این‌ها بعضاً کارم را تغییرم می‌دهم.

 

◉ به نظر شما جایگاه زنان در سفالگری چگونه است؟

از نظر جمعیت بسیار جلوتر از آقایان هستند؛ اما آقایان وقتی کار می‌کنند بسیار خوبند و این ویژگی را دارند که جدی و منطقی هستند – خانم‌ها احساسی و هیجانی کار می‌کنند – ولی آقایان – شاید به دلیل معیشت و مشغله‌های بیشتر – کمتر به این کار گرایش دارند. اما باید اعتراف کرد دختران امروزی دست‌کمی از آقایان ندارند و گاهی از ایشان موفق‌تر هستند.

 

◉ مهم‌ترین مشکل هنرهای تجسمی در ایران امروز چیست؟

دیده‌نشدن و بهاندادن. اصلی‌ترین مشکل ما این است که به هنر – به‌خصوص به هنرهای تجسمی – بها داده نمی‌شود و با این شرایط کار پیش نمی‌رود. تصور کنید پسر من به‌عنوان یک نسل جدید در این عرصه وقتی کار می‌کند؛ اما درآمدزایی و تشویق و تأییدی ندارد چه انگیزه‌ای خواهد داشت؟ من از سال ۱۳۷۴ تدریس می‌کنم و به‌ندرت شاگردی داشته‌ام که در این راه مانده باشد.

 

◉ آینده سرامیک ایران را چطور می‌بینید؟

دوسالانه انجمن سفالگران حرکت مثبتی است که می‌شود به آن امید داشت؛ اما کافی نیست و حمایت می‌خواهد.

 

◉توصیه شما به نسل جوان فعال در عرصه هنرهای تجسمی چیست؟

باانگیزه کار کنند و تلاش کنند که از شرایط فعلی به نحو احسن استفاده کنند؛ شرایط امروز شرایطی است که شادابی و انگیزه‌شان را ازدست‌ داده‌اند و بعضاً در کارهایشان خشم وجود دارد؛ اما در همین شرایط هم می‌توان با عشق اثرگذار بود. به باور من، آینده هنرهای تجسمی در پیوند دوباره سنت، علم و خلاقیت شکل می‌گیرد. در روزگاری که سرعت و فناوری معنا را به حاشیه می‌برند، هنرمند راستین کسی است که باتکیه‌بر هویت فرهنگی و نگاه شخصی خود بتواند مفاهیم تازه و انسانی را بیافریند. هنر امروز نمایش نیست؛ بلکه تلاشی است برای زنده نگه‌داشتن روح زیبایی، اندیشه، امید و هویت. در جهان پر هیاهوی معاصر هنرمند اگر بتواند دانش، احساس و شهود را در کنار هم بنشاند اثرش نه‌تنها دیده می‌شود، بلکه در جهان مخاطب ماندگار خواهد شد.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *