امیررضا میرباقری، رها؛ نمایش «بعد از یک نمایش» به نویسندگی علی خودسیانی و کارگردانی مریم یوسف این روزها در کارگاه نمایش مجموعه تئاتر شهر در حال اجراست؛ نمایشی که روایتگر احوالات کارگر صحنهای است که سالها در آرزوی بازیگر شدن بوده و نمایش به حدیث نفس او درباره این علاقهمندی میپردازد.
مریم یوسف در گفتوگو با خبرنگار رها، درباره مواجهه نخست خود با متن نمایشنامه گفت: اولین باری که نمایشنامه را خواندم، احساس خیلی خوبی نسبت به آن داشتم. این متن بدون زمان و مکان مشخص است؛ نه متعلق به نسل خاصی است و نه دوره یا اتفاق مشخصی. بهنظرم میتواند حرف تمام کسانی باشد که عاشقاند و در آرزوی تحقق یک حقیقت یا رویا هستند؛ رویایی که الزاماً هم بازیگری نیست، بلکه میتواند هر هدف سخت و دور از دسترسی باشد.
یوسف در ادامه درباره روند شکلگیری گروه تمرین و اجرا توضیح داد: من و شیما خوشاقبال سالهاست با هم دوست هستیم و در سال ۱۴۰۲ در نمایش «هلهپوک» به کارگردانی آقای عطاییفر با هم همکاری داشتیم. هر دو جنس بازی یکدیگر را میشناختیم و در طول این سالها، علاوه بر همکاری حرفهای، رابطه دوستی بین ما شکل گرفته بود. همین دغدغه مشترک و زاویه دید نزدیکمان نسبت به این متن باعث شد پیشنهاد همکاری را به او بدهم.

مریم یوسف و شیما خوشاقبال در حاشیه اجرای «بعد از یک نمایش»
وی با اشاره به ویژگیهای بازیگر اصلی نمایش ادامه داد: خانم خوشاقبال روحیهای بسیار جنگنده و استقامتی بالا دارد؛ چه در قامت یک بانو و چه بهعنوان یک هنرمند. این تلاش و پایداری برای ادامه حیات هنری، ویژگی مهمی بود که برای این کاراکتر به آن نیاز داشتم و به همین دلیل حضور ایشان برایم بسیار حائز اهمیت بود.
کارگردان نمایش «بعد از یک نمایش» درباره طراحی صحنه این اثر گفت: تقریباً میتوانم بگویم از ابتدای شکلگیری کار به طراحی صحنه فکر کرده بودیم. بعد از انتخاب متن و رسیدن به توافق با بازیگر، از همان ابتدا ایدهای مشخص برای طراحی صحنه داشتیم. جا دارد همینجا از طراح صحنه تشکر کنم، چون واقعاً یکی از نقاط قوت نمایش ما طراحی صحنه آن است؛ طراحیای که مخاطب در همان لحظه اول جذب زیباییاش میشود و بهتدریج متوجه میشود چقدر در خدمت کلیت کار قرار دارد.
وی افزود: از روزهای ابتدایی که کار در حال شکلگیری بود، به طراح صحنه توضیح دادم که میخواهم همزمان یک دنیای واقعی و یک دنیای خیالی را تصویر کنم. دنیای واقعی از این جهت که صحنه نمایش، صحنه یک تئاتر است که اجرایی در آن اتفاق افتاده و به پایان رسیده، اما در پسِ این اتفاق، جریانی در ذهن و خیال بازیگر وجود دارد؛ مواجهه او با یک صحنه خالی که پر از خاطره، عکسآویزها و وسایل باقیمانده از یک اجراست.
مریم یوسف ادامه داد: طراحی صحنه بهصورت هوشمندانهای به من پیشنهاد داد که علاوهبر زمین و پیرامون بازیگر، به آسمان و سقف فضا هم فکر کنیم؛ چراکه این بخش مستقیماً با روان بازیگر و فضای خیالی، رویاگونه و حتی سورئال نمایش در ارتباط است. وقتی این ایده اجرا شد، بُعد جدیدی به تخیل بازیگر در آن فضا اضافه کرد و من واقعاً از این بابت قدردان هستم. طراحی صحنه بسیار جذابی شکل گرفت و امیدوارم مخاطبان هم آن را ببینند و دوست داشته باشند.
وی با اشاره به تکپرسوناژ بودن این نمایش بیان کرد: راستش را بخواهید، علاقه من به این شکل از اجرا چند دلیل دارد. اول اینکه همه میدانیم در تاریخ تئاتر جهان، آغاز اجراهای نمایشی در یونان باستان بهصورت تکپرسوناژ و با استفاده از ماسک بوده است. من همیشه در طول این سالها علاقه داشتم تجربهای نزدیک به همان شیوه باستانی اجرا داشته باشم؛ هرچند امروز سالنهای بزرگ آن دوران را نداریم، اما دوست داشتم این ایده را در کارم دنبال کنم.
این کارگردان در ادامه گفت: دلیل دوم به نوع نگرش شخصی من برمیگردد. چه در مقام بازیگر، چه نویسنده و چه کارگردان، همیشه سعی کردهام سراغ نقشها و آثاری بروم که چالشبرانگیز و سخت هستند. من فارغالتحصیل نمایشنامهنویسی هستم و هر زمان که دست به قلم بردهام، موضوعات و کاراکترهایی را انتخاب کردهام که نوشتن و پرداختن به آنها دشوار بوده است.
کارگردان نمایش «بعد از یک نمایش» در پایان تأکید کرد: در مقام کارگردانی هم همین نگاه را دارم. دوست داشتم این کار فقط یک اجرا نباشد و برای خودم چالش ایجاد کند. کارگردانی یک متن تکپرسوناژ، بهمراتب سختتر از چندپرسوناژ است؛ چون باید همزمان به حوصله تماشاگر، تنوع بازی، ریتم و ضربآهنگ درست، میزانسنها و جزئیات زیادی فکر کرد. این مسیر برای من جذاب بود و امیدوارم توانسته باشم از پس آن بهخوبی برآمده باشم.
نمایش «بعد از یک نمایش» به تازگی از پنجشنبه ۴ دی ۱۴۰۴ در سالن کارگاه نمایش تئاتر شهر آغاز شده و تا ۲۸ دی هر شب رأس ساعت ۱۹:۱۵ روی صحنه میرود.