محراب توکلی، رها؛ زلزله، سیل، طوفان هر حادثه قهری که ذیل بلایای طبیعی تعریف میشود، در اغلب موارد بهطور سرزده و بیخبر مردم یک سرزمین را درگیر خود میکند. فرقی نمیکند که این بلا سر در کدام استان یا شهرستان یا حتی منطقه آمده است، مردم آن کشور و سرزمین به نحوی درگیر آن فاجعه خواهند شد. اخبار، آمار و ارقام شبیه به یک سیل عمل کرده و در سراسر آن کشور و یا حتی جهان منتشر میشوند.
تاثیر بزرگی که این وقایع در تاریخ یک کشور میگذارد، سینما و هنر آن منطقه را به واکنش وا میدارد. همانطور ردپای رخدادها و بلایای طبیعی در سینمای جهان -خصوصاً هالیوود- به وضوح قابل رویت است. میتوان تلاشهای سینمای ایران برای بازتاب اتفاقاتی همچون سیل و زلزله را مشاهده کرد. البته این امر تنها به مدیوم سینما خلاصه نمیشود و عرصه تلویزیون نیز در این زمینه دست خالی نیست.
در این گزارش اما مقصود ما سینماست. آثاری که در قالب هنر هفتم فجایع را منعکس کردهاند. آثاری همچون «بیدارشو آرزو»، «سه گانه کوکر»، «بنددربند»، «مینای شهر خاموش» و «احمد» نمونههای مثالزدنی برای آثاری با محوریت سیل و زلزله در سینمای ایران هستند.
در ادامه گزارش خبرنگار «رها» از ۵ فیلم در سینمای ایران را که سوژه آنها بلایای طبیعی هستند، میخوانیم.

نمایی از فیلم «زیر درختان زیتون» از سه گانه کوکر
سه گانه کوکر/عباس کیارستمی/در جستوجوی زندگی!
سه گانه کوکرِ عباس کیارستمی به طرز قابل تاملی به اولین فیلم از این مجموعه یعنی «خانه دوست کجاست؟» پیوند خورده است. «خانه دوست کجاست؟» در سال ۱۳۶۵ واقعبر روستایی به نام کوکر در استان گیلان تولید شد. این اثر آغاز راه عباس کیارستمی برای معرفی سینمای ایران به جهان بود. «خانه دوست کجاست؟» قرار نبود پارهای از یک سه گانه باشد. اما وقتی در ۳۱ خرداد سال ۱۳۶۶ حوالی سی دقیقه به بامداد منطقه رودبار و منجیلِ استان گیلان به لرزه درآمد و یکی از مهیبترین زلزلههای تاریخ معاصر با مقیاس ۷.۴ ریشتر رقم خورد، عباس کیارستمی به همراه بخش زیادی از عوامل «خانه دوست کجاست؟» راهی استان گیلان شدند. خروجی حضور دوباره آنها در محل فیلمبرداری «خانه دوست..» فیلمی به نام «زندگی و دیگر هیچ» به تهیهکنندگی علیرضا زرین (تهیهکننده خانه دوست..) بود. این اثر که محصول سال ۱۳۷۰ است، روایت جستوجوی پدر و پسری است که از تهران به روستای کوکر -یکی از منطقههای زلزلهزده- رفته تا بازیگران فیلم «خانه دوست کجاست؟»، بابک و احمد احمدپور را پیدا کنند.
این اثر که محصولی از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است، توانست همچون فیلم قبلی در رویدادهای جهانی بدرخشد و جایزه بخش نوعی نگاه کن را تصاحب کند. نکته قابل توجه در مورد فیلم «زندگی و دیگر هیچ» ایده ناظر آن است. ایده اولیه فیلم پیدا کردن بازیگران فیلم قبلی است اما وقتی شخصیتهای اصلی به موقعیتهای زلزلهزده میرسند، با موقعیتهای غیرمنتظرهای مواجه شده و با اینکه در لوکیشنی مرگزده قرار دارند، به درک بهتری از زندگی و زیستن میرسند. آنها در نهایت بازیگران فیلم را پیدا نمیکنند و تنها خبری از سلامتیشان به دست میآورند.
کیارستمی سه سال بعد از این اثر یعنی در سال ۱۳۷۳، با فیلم «زیر درختان زیتون» باری دیگر زلزله رودبار را سوژه خود قرار داد و سه گانه کوکر را تکمیل کرد. در این فیلم عباس کیارستمی نویسندگی، کارگردانی و تهیهکنندگی کار را بر عهده داشت. این فیلم از معدود آثار کیارستمی در آن زمان است که با حضور بازیگر چهره یعنی محمدعلی کشاورز ساخته شده. روایت «زیر درختان زیتون» این چنین است که: «در روستای کوکو، حسین به خواستگاریِ دختری بهنامِ طاهره میرود، ولی چون خانه ندارد به او پاسخِ منفی میدهند. همان شب زلزله تمامِ مردم روستا را بیخانمان میکند. حسین در بیخانمانی خود را با همه یکسان میبیند و خوشحال هم هست. هفت روز میگذرد، در سرِ مزارِ «خدابیامرزها» حسین متوجه میشود طاهره و مادربزرگش زنده ماندهاند. گروهی برایِ ساختنِ فیلم به کوکر میآیند. حسین با آنها کار میکند. گروه طاهره را برایِ بازی در نقشِ زن حسین انتخاب میکند. طاهره سرآخر راضی به بازی در کنار حسین میشود، ولی خارج از مکالماتِ اجباری مربوط به نقشش، کلمهای با حسین سخن نمیگوید». در این اثر نیز مرگ و زلزله نقش ایده اولیه را بازی کرده و ایده ناظر و مضمون فیلم به تعامل و ارتباط انسانی میان شخصیتها معطوف است. این اثر نیز توانست در رویدادهای مهم بینالمللی همچون کن حضور پیدا کرده و نامزد جایزه نخل طلای کن شود.

بهناز جعفری در نمایی از فیلم «بیدار شو آرزو»
بیدارشو آرزو/ کیانوش عیاری/ چهره بیرحم مرگ در بم!
فیلم سینمایی «بیدارشو آرزو» به تهیهکنندگی، کارگردانی و نویسندگی کیانوش عیاری در سال ۱۳۸۳ با محوریت زلزله بم -که در دی ماه سال ۸۲ رخ داد- به تولید رسید و در جشنواره بیست و سوم فیلم فجر حضور یافت. این فیلم حضور خوبی در فجر داشت و توانست ۳ سیمرغ در بخشهای بهترین دستاور فنی و هنری، بهترین کارگردانی (بخش بینالملل) و بهترین اثر هنر و تجربه کسب کند. اکران آن اما ۱۳ سال به طول انجامید و سرانجام در گروه سینمای هنر و تجربه به نمایش درآمد. از بازیگران این اثر میتوان به بهناز جعفری، مهران رجبی و مهدی جعفری اشاره کرد. روایت فیلم «بیدارشو آرزو» این چنین است که: «دقایقی بعد از وقوع زلزله، آموزگار جوان روشنایی در حاشیه شهر بم، پس از بیرون آمدن از زیر آوار پی میبرد که همکارش جان سپرده است. او به سوی شهر راه میافتد تا برای اهالی کمک بیاورد، اما با رسیدن به شهر ناباورانه درمییابد که فاجعه اصلی در آنجا روی داده و از هر گوشه و کناری فریاد شیون و زاری و درخواست کمک بلند است. در بیمارستان ویران و پر از مجروح روحانی به گورستان شهر رفته و به کار غسل دادن زنها و دفن آنها میپردازد. مردی زندانی که در اثر ویرانی زندان خود را به شهر رسانده، برای غسل دادن زن، مادر و فرزندش آرزو از او کمک میخواهد». یکی از دلایل وقفه در اکران این اثر نگاه صریح و بیرحم آن به زلزله و جانباختگان این حادثه است. حتی کارگردان این اثر، کیانوش عیاری، در واکنش به تلخ بودن آن به مخاطبانش اظهار کرد: «عذرخواهی میکنم چراکه این فیلم همانند زلزله تلخ است. این را به حساب اغراق نگذارید، بگذارید به حساب برخورد حسی سازندگان با این واقعه».

عزتاله انتظامی و صابر ابر در نمایی از «مینای شهر خاموش»
مینای شهر خاموش/ امیرشهاب رضویان/ وقتی عشق هم درد است و هم درمان!
فیلم سینمایی «مینای شهر خاموش» به کارگردانی و تهیهکنندگی امیرشهاب رضویان در سال ۱۳۸۵ به تولید رسید. این اثر در بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر حضور داشت و یکی از مهمترین سیمرغها یعنی سیمرغ بهترین کارگردانی را در آن دوره کسب کرد. از بازیگران «مینای شهر خاموش» میتوان به عزتالله انتظامی، شهباز نوشیر، صابر ابر، مهران رجبی و رویا جاویدنیا اشاره کرد. در خلاصه داستان این اثر آمده است: «دکتر بهمن پارسا، پس از سی و سه سال،آلمان به ایران برمیگردد. با یکی از دوستان قدیمی پدرش (پیرمردی به نام قناتی)، به زادگاهشان (بم) میروند. دکتر پارسا در پی یافتن عشق گمشدهاش، مینا در بم میگردد و رابطهاش تدریجاً با قناتی عمیقتر میشود».
نکته جالب توجه در خصوص فیلم «مینای شهر خاموش» زبان استعارهای آن است. وقتی فیلم بعد از سه سال بم را با آوارها و خاکسترهایش به عنوان سوژه و دستمایهای برای شکلگیری ایده اولیه خود قرار میدهد، شهر بم تلی از خاکستر و ویرانه است. در این موقعیت قهرمان قصه به دنبال عشقی فراموش شده میگردد. به نظر میرسد شهر نشان از آن عشق دارد. از بین رفته است، اما ردپایش هنوز میتواند قلب آدم را به تپش بیاندازد. در پایان «مینای شهر خاموش» به مخاطب یادآوری میکند که همین ویرانهها، همین خاطرات غبارگرفته، میتوانند حیاتبخش و انگیزهبخش باشند. اگر عشق ما به آنها خالص و صادق باشد.

نمایی از فیلم «بندر بند»
بنددربند/ منیژه حکمت/ نغمهای از رهگذران شهر سیلزده
مستند سینمایی و داستانی «بنددربند» به تهیهکنندگی و کارگردانی منیژه حکمت روایت موزیسینهایی است که پنج روز بعد از سیلی که در غرب و جنوب غرب کشور آمد، قصد دارند اجرایی در این بخش از کشور داشته باشند. منیژه حکمت به همراه مصطفی زندی فیلمنامه این اثر را نوشته است. با وجود نوشته شدن فیلمنامه برای این اثر، به نظر میرسد مستند به صورت گزارشی در واکنش سریع به این سیل ساخته شده است. «بنددربند» در ۱۰ آذر سال ۱۴۰۰ وارد گیشه سینماها شد. این فیلم با جذب ۴ هزار مخاطب در اکرانی محدود توانست ۷۱ میلیون تومان بلیت بفروشد. مهلا موسوی، رضا کولغانی، امیرحسین طاهری و پگاه آهنگرانی از جمله بازیگران ایران فیلم هستند. روایت این فیلم درباره مهلا، امیر و نوید است که به قصد برنده شدن در یک مسابقه موسیقی و رسیدن به عرصه های بین المللی از این راه، به سمت تهران سفر می کنند. اما به دلیل سیل و ویرانی مسیر، به نظر می رسد که تنها دارند به دور خود می چرخند.
«بنددربند» نگاهی دو پهلو دارد. هم به بلایی که سیل میتواند بر سر روند طبیعی زندگی بیاورد میپردازد و هم زندگی و ارزشهای آن را دنبال میکند. این نگاه برآمده از سوژه اولیه این اثر یعنی موسیقی است. موسیقی شبیه به یک روزنه امید است که به اتفاقات تراژیک فیلم رنگ زندگی میبخشد. از جایی به بعد سیل از بحران تبدیل به بستر میشود. بستری که در آن یک گروه موسیقی با نغمه و ترانهها زندگی را رج میزنند. به همین سبب نمیتوان گفت که سوژه اصلی حول محور سیل سال ۹۸ است. همچون فیلم «مینای شهر خاموش» این فیلم نیز از بلای طبیعی یک دستمایه و بستر ساخته است.

تینو صالحی در نمایی از فیلم «احمد»
احمد/ امیرعباس ربیعی/ یک فاجعه انسانی از زاویه دید شهید احمد کاظمی
فیلم سینمایی «احمد» به کارگردانی امیرعباس ربیعی، به عنوان سومین فیلم این کارگردان، روایت ۱۸ ساعت بعد از زلزله بم را از نقطه نظر شهید احمد کاظمی به تصویر میکشد. «احمد» راوی رشادتهای شهید کاظمی برای مدیریت بحران زلزله بم است. تینو صالحی، توماج دانشبهزادی، ساره رشیدی، مهیار شاپوری، عباس جلیلزاده، عماد درویشی، علی صادقیزاده، مریم ماهانی، زهرا مرادیزاده کرمانی، تصنیف حسینی، عرفان سروستانی، مینا شفیعی، سیدمحمد صفوی، آرین اویسی، احمد صمیمی، حسام ایمانی، حامد معالی مهربانی، کامبیز منصف، آرمان متیننیا، فاطمه حسینی، لیلا شیرمحمدی و مجید خوبان فهرست بازیگران فیلم احمد را تشکیل میدهند. حبیب والینژاد تهیهکننده «احمد» و رضا محبینوری نویسنده آن است. این فیلم در جشنواره فیلم فجر چهل و دو حضور داشت و توانست با موفقیت از این رویداد خارج شود. سیمرغ بلورین بهترین چهرهپردازی و بهترین جلوههای ویژه از جمله دستاوردهای «احمد» محسوب میشوند. شروع اکران این فیلم از ۳ دی ماه سال جاری است.
نقطهنظر فیلم «احمد» نسبت به واقعه و زلزله بم کاملا حماسی و در موقعیتهایی سیاسی است. این فیلم بیشتر از اینکه بخواهد جایگاه مرگ یا زندگی را در زلزله بم مشخص کند، بر مدیریت بحران در شرایطی وانفسا تاکید دارد. از آنجایی که جایگاه شهید کاظمی در تاریخ معاصر ایران بسیار مهم و قابل بررسی است، حضور وی در بم و مسیری که او برای یاری رساندن به آسیبدیدگان طی میکند، زیر ذرهبین قرار میگیرد. به همین ترتیب وقوع این بلای طبیعی از حیث سیاسی نیز تبدیل به یک امر قابل توجه و تاثیرگذار میشود. احمد برای به نمایش درآوردن بحران زلزله نیز تلاشهای شایسته و قابل قبولی داشته است.