به گزارش خبرنگار رها؛ در ایامی که ایران روزها و شبهای تلخی را پشت سر میگذارد، بار دیگر کشورمان زخم خورده اتفاقات دردناکی است. یکی از موضوعاتی که در وقایع اخیر ایران در شهرهای مختلف بسیار به چشم آمد، ترورهای کور توسط گروهک تروریستی منافقین بود، ترورهایی که این بار نه قصد جان چهرههای سیاسی، نظامی یا علمی که به طور مستقیم و علیه مردمی بود که در کوچه و خیابانها حضور داشتند.
در طی دهههای گذشته بارها اخبار ریز و درشتی از برنامهریزی برای ترور توسط این گروهک دیده و شنیدهایم که بسیاری از این اخبار دستمایه فیلمسازان برای ساخت آثار نمایشی بوده است، از طرف دیگر «ترور» در سینمای ایران موضوعی ریشهدار است و فیلمهای زیادی با این مضمون تولید و پخش شده است، از فیلمهایی که در دهه شصت و سالهای نزدیک به عملیاتهای منافقین ساخته شده بودند گرفته، تا آثاری که در یکی دو سال گذشته ساخته شدند.
در این گزارش مروری داریم بر آثار شاخص سینمایی که با تم ترور و عملیاتهای خرابکارانه گروهک منافقین در ۱۰ سال گذشته ساخته و پخش شدند. البته در طول سالهای اخیر آثار دیگری نیز با این مضمون تولید شدند که چون هنوز به اکران عمومی نرسیدند در این فهرست حضور ندارند، فیلمهایی همچون «بازیخونی» و «شمال از جنوب غربی» که در جشنواره سال گذشته به نمایش درآمدند و در بخشهایی از جشنواره نیز موفق به دریافت سیمرغ شدند.
امکان مینا
کارگردان: کمال تبریزی
سال ساخت: 1394
سوژه مرتبط با منافقین: ترور و بمبگذاری
کمال تبریزی در کارنامه هنریاش آثار متفاوت در ژانرهای گوناگون دارد. او اواسط دهه نود با ساخت فیلم «امکان مینا» به فضای آثار سیاسی نیز ورود کرد، فیلمی که نخستین اکرانش در سیوچهارمین جشنواره فیلم فجر بود و در آن رویداد توانست در ۱۰ بخش جشنواره نامزد دریافت سیمرغ شود که در نهایت دو جایزه بهترین موسیقی متن (محمدرضا علیقلی) و بهترین چهرهپردازی (سعید ملکان) را دریافت کرد. قصه این فیلم ماجرای زندگی مردی را روایت میکند که یک خبرنگار است و همسرش عضو گروهک منافقین شده و این زن تلاش میکند اطلاعاتی که از همسرش به دست میاورد را به دست سازمان مجاهدین برساند. در بین آثار این فهرست «امکان مینا» به نسبت دیگر آثار، نظرات مثبت کمتری با به دست آورد.
سیانور
کارگردان: بهروز شعیبی
سال ساخت: 1394
سوژه مرتبط با منافقین: ترور
ماهیت جنایتکاری گروهک منافقین از ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ و با ورود رسمی به فاز تقابل نظامی، برای همه عیان شد، اما سابقه خونریزی و جنایت در بدنه این گروهک مسلح به سالها قبل بازمیگردد. فیلم «سیانور» ساخته بهروز شعیبی تحولات سازمان مجاهدین خلق در دهه ۵۰ را روایت میکند، دورانی که مردم شاهد اختلافات شدید در میان سرکردههای این سازمان بودند. روایت فیلم از مقطعی آغاز میشود که اختلافات میان دو دسته در بدنه سازمان به اوج رسیده است و درگیری میان چهرههای کلیدی مانند تقی شهرام، مرتضی صمدیه لباف و مجید شریف واقفی چهرهای خشن برای حذف و پاکسازی به خود گرفته است. یکی از سکانسهای کلیدی فیلم مربوط به ترور مجید شریفواقفی در فرآیند اجرای همین تصفیه سازمانی است، شخصیتی که خود بهروز شعیبی ایفاگر نقش او در فیلم است و در نهایت به دست وحید افراخته (حامد کمیلی) ترور میشود. این فیلم از منظر فضاسازی دهه ۵۰ و به تصویر درآوردن التهابات درونی سازمان مجاهدین عملکرد قابل دفاعی دارد و باید اذعان کرد که بهروز شعیبی بهخوبی توانسته از پس روایت تاریخی فیلم برآید.
ماجرای نیمروز
کارگردان: محمدحسین مهدویان
سال ساخت: 1395
سوژه مرتبط با منافقین: ترورهای سازمان مجاهدین خلق
«ماجرای نیمروز» یکی از موفقترین فیلمهای این فهرست است، اثری که محمدحسین مهدویان بعد از تجربه درخشان فیلم اولش «ایستاده در غبار»، آن را ساخت. داستان فیلم از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و با خواندن بیانیه سازمان مجاهدین شروع میشود که خواستار حضور در ساختار قدرت هستند و تهدید به حملات مسلحانه میکنند و به مرور شاهد عملیاتهای ریز و درشت این گروهک در سطح کشور هستیم. این فیلم از نظر قصهپردازی و ساختار، یک درام جاسوسی است و ماموران امنیتی تهران به عنوان قهرمانهای قصه قرار است یکی از مهمترین افرادِ سازمانِ مجاهدین را دنبال و دستگیر کنند. در این فیلم برخی از شخصیتهای واقعی درگیر در این جریانات مثل کشمیری، لاجوردی، موسی خیابانی و… حضور دارند و عملاً تلاش شده جنبههای کمتر پرداخته شده به وقایع آن دوران در «ماجرای نیمروز» تصویر شود. فیلم مهدویان بازخورد خوبی از طرف منتقدان و علاقهمندان به سینما داشت تا جایی که او قسمت دوم آن با عنوان «ماجرای نیمروز؛ رد خون» را ساخت، فیلمی که آن نیز اثری پر زد و خورد و خوش ساخت بود، اگرچه از نظر کیفیت و جذابیت از قسمت اول پایینتر بود.
ضد
کارگردان: امیرعباس ربیعی
سال ساخت: 1400
سوژه مرتبط با منافقین: ماجرای تروریستی هفتم تیر
پر بیراه نیست اگر بگوییم «ضد» یکی از متفاوتترین فیلمهای سیاسی سینمای ایران است، دومین ساخته امیرعباس ربیعی که در چهلمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و باوجود نامزدی در هفت رشته، توانست دو سیمرغ بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (برای نادر سلیمانی) و بهترین طراحی صحنه (برای محمدرضا شجاعی) را به دست آورد. داستان این فیلم به وقایع رخ داده از زمستان سال ۱۳۵۹ تا اواخر سال ۱۳۶۰ مربوط میشود و به طور خاص حادثه تروریستی هفت تیر و داستان محمدرضا کلاهی را روایت میکند؛ مردی که تا امروز مظنون اصلی این واقعه بوده و گفته میشود که پس از انجام آن به هلند فرار کرد و چند سال پیش نیز ترور شد. وقایع فیلم «ضد» بر اساس دهها مصاحبهای که با شاهدان انجام شده پیش میرود، اگرچه نمیتوان گفت که تمام این گفتوگوها بر اساس واقعیت بوده و خود فیلمساز نیز اصراری بر اینکه قصه فیلم واقعی است ندارد. ضدقهرمان فیلم یکی از اعضای منافقین است و ما با دیدنِ آن به دل سازمان مجاهدین خلق میرویم؛ کلاهی که جاسوس سازمانه در حزب جمهوری اسلامی است، از کارهایی که کرده پشیمان نیست و شخصیتِ او به مرور برای مخاطب آشکار شده و جنونش هویدا میشود. تاکید ربیعی بر شستوشوی مغزی گروهک منافقین به خوبی فضای حاکم بر این سازمان تروریستی را به تصویر میکشد.
سرهنگ ثریا
کارگردان: لیلی عاج
سال ساخت: 1401
سوژه مرتبط با منافقین: کمپ اشرف
لیلی عاج که در تئاتر چهره شناخته شدهای بود، برای نخستین تجربه کارگردانی سینمایی خود، به سراغ ایدهای متفاوت با موضوع سازمان مجاهدین خلق رفت. فیلم سینمایی «سرهنگ ثریا» از زاویهای متفاوت به حضور سازمان مجاهدین خلق در پادگان اشرف میپردازد و روایتگر داستان مادری است که فرزندش به همراه این گروهک به پادگان اشرف رفته و مادر تلاش خود را برای آزادی فرزندش از دست این گروه انجام میدهد. در کنار این مادر که قهرمان داستان «سرهنگ ثریا» است، تعداد زیادی از خانوادهها نیز حضور دارند و تلاش میکنند فرزندانشان را از منجلابی که در آن فرو رفتهاند نجات دهند. «سرهنگ ثریا» تصویری شفاف و بدون فیلتر از نوع روابط در درون سازمان مجاهدین را به تصویر میکشد و تلاش میکند به واقعیت موجود در درون این سازمان را به مخاطبش نشان دهد. بازی درخشان ژاله صامتی در نقش ثریا، یکی از برگ برندههای این فیلم است.