امید صبوری؛ رها، در کارنامه کارگردانیاش تجربههای متنوعی ثبت شده است، از سریال تلویزیونی و مستندهای بلند سینمایی تا رئالیتیشو و مسابقه. مجید رستگار به پشتوانه همین تجربهها برای ورود به عرصه کارگردانی سینمای داستانی دورخیز کرد و حالا «جهان مبهم هاتف» بهعنوان اولین فیلم بلند داستانی او، در ویترین چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر رونمایی شده است. به همین بهانه گفتوگویی با این کارگردان داشتیم.
◉ شما پیشتر سریال «وضعیت زرد» و مستندهایی مانند «لاتارینو» را هم در کارنامهتان داشتهاید و حالا با «جهان مبهم هاتف» را به عنوان اولین فیلم بلند سینمایی خود، کارگردانی کردهاید. به نظر میرسد فصل مشترک این آثار تمرکز بر مصائب و مسائل نخبگان است؛ ریشه این دغدغه از کجا میآید؟
واقعیت این است که مسئلهام تنها یک دغدغه شخصی نیست. اساسا کارهای انتقادی را دوست دارم و به نظرم مشکلات زیادی در کشور، ناظر بر خیلی از ارگانها و سازمانهای تصمیمگیر وجود دارد که میتوان در قالب نقد درون گفتمانی به آنها پرداخت. بهطور مشخص در مستند «لاتارینو» بحث محوریام وضعیت نخبگان نبود، بلکه نقد تصمیمگیریها و اشتباهاتی بود که عمر یک جوان را نابود میکند. حرفم این بود که چگونه میشود سرمایه کشور و جوانی امثال ما، با تصمیمگیری اشتباه یک مسئول به هدر میرود و گاهی منجر به مهاجرت جوانان میشود؟
◉ پس مسئله اصلی برای شما نقد مسئولان و سیاستگذاریها از منظر تأثیرگذاری بر وضعیت جوانان است.
بخشی از آن همین است. قصه دو جوانی که در «جهان مبهم هاتف» روایت کردهایم هم صرفا از منظر وضعیت نخبگانی آنها نبود و به اصل سوژه علاقهمند بودیم. زندگی این دو جوان واقعا برایمان جذاب بود. ما فیلمسازیم و به همه سوژهها نگاه دراماتیک داریم و اگر یک کاراکتر صرفا موقعیت نخبگانی داشته باشد، احتمالا تبدیل به دغدغه من نمیشود، بلکه مجموعهای از ظرفیتهای دراماتیک باید در داستان وجود داشته باشد تا یک قصه شکل بگیرد. سوژه این فیلم هم از آن دست سوژههایی بود که همه مزیتهای لازم را داشت، هرچند نتوانستیم آنگونه که باید به آن بپردازیم اما برایمان بسیار جذاب و دراماتیک بود. افراد قدرتمند بسیاری در مسیر رشد دو جوان که روی زانوی خود دست گذاشته و بلند شده بودند سنگاندازی میکردند و اجازه رشد به آنها نمیدادند…
◉ اینکه میگویید نتوانستهاید آنگونه که باید به این سوژه بپردازید، دلیلش چیست؟
بالاخره نمیشود خیلی حرفها را باز کرد. نمیتوان بهصراحت از مصادیق اسم برد و اگر میخواستیم این کار را بکنیم، احتمالا این فیلم ساخته نمیشد! من تجربه کارگردانی در ژانرهای مختلف را در کارنامهام دارم، از ژانر جنگی و کمدی گرفته تا درام و بیوگرافی تاریخی… برای من در یک ژانر خاص کار کردن چندان مزیت نیست. قصهگویی و روایت جذاب برای من و اینکه قصهای بکر داشته باشم اهمیت دارد.
◉ حتی ساخت رئالیتیشو را هم تجربه کردهاید.
بله. معتقدم وقتی میخواهیم وارد عرصه کارگردانی سینما شویم، باید خیلی چیزها را تجربه کنیم. خودم سالها تدوینگر بودم و همین تجربه در همین فیلم و خیلی کارهای دیگر، بسیار به من کمک کرد. بهخصوص برای یک فیلم اول که معمولا بودجه کمتری دارد، یک فیلمساز باید توانمندیهای مختلفی داشته باشد. اینکه به حوزههایی مانند رئالیتیشو هم ورود کردم، در همین راستا بود.
◉ قصهای که در «جهان مبهم هاتف» روایت میشود گویی برگرفته از یک کتاب است. آیا میتوان این اثر را یک اقتباس سینمایی دانست؟
فیلم بهگونهای نیست که بهطور ۱۰۰ درصد بگوییم براساس واقعیت زندگی این دو جوان ساخته شده باشد. شاید ۲۰ درصد از زندگی واقعیشان که بخشی از آن در کتاب هست، در کار قرار دارد. به همین دلیل فیلم را میتوان یک اثر اقتباسی یا بر اساس واقعیت دانست.
◉ یعنی غیر از کتاب، آشنایی شخصی هم با این دو جوان نخبه داشتید؟
بله من از نزدیک با آنها در ارتباط بودم و گفتوگوهایی هم با آنها بهصورت حضوری داشتم. کتاب بیشتر روایت پیروزیها و دستاوردهای این دو جوان است و به همین دلیل فاقد درام لازم است. از آنجایی که ما بهدنبال ساخت فیلم سینمایی بودیم، باید نکات جذابتری را برای داستان استفاده میکردیم…
◉ به تعبیری بهدنبال روایت شکستها هم بودید.
هم شکستها، هم اتفاقات ریز و درشتی که در مسیر زندگی پشت سر گذاشتند. درباره جزییات زیادی با آنها گفتگو کردیم و اگر میخواستیم همه جزییات این مسیر را به تصویر درآوریم شاید سه یا چهار فیلم سینمایی یا یک سریال بلند میشد. برای یک سینمایی ۹۰ دقیقهای باید دست به انتخاب میزدیم و به جنبههای دراماتیک روایت ضریب میدادیم. از جایی به بعد هم وقتی فیلمنامه را میخواندند، تا حدی گله داشتند و میگفتند اینکه زندگی ما نیست و باید توضیح میدادیم که این یک قصه سینمایی است نه فیلم مستند.
◉ احتمالا به همین دلیل هم نام شخصیتهای اصلی فیلم متفاوت شده است.
بله چون نمیشد عین به عین زندگی این دو کاراکتر را تصویر کرد و اگر میخواستیم این کار را بکنیم، احتمالا درامی شکل نمیگرفت و جذابیتی هم نداشت.
◉ شما در مقام مستندساز، جسارتی در ورود به موضوعات خاص و نقادانه داشتید که باعث میشد آثارتان، آثاری محافظهکار نباشد؛ وقتی با «جهان مبهم هاتف» مواجه شدم، احساس کردم خبری از آن جسارت نیست. دلیل این محافظهکاری چیست؟ چرا فیلمهای سینمایی ما نمیتوانند به اندازه آثار مستند، صریح و گزنده باشند؟
بخشی از ماجرا این است که خود سوژههای اصلی در مواردی از ما میخواستند که نکاتی را طرح نکنیم که برای فعالیت آنها، مشکل و دردسری بهوجود بیاید. خیلی از بچههایی که در حوزه کارآفرینی ورود کردهاند و نخبگان ملی هم محسوب میشوند، بزرگترین موانع در مسیر راهشان، سازمانها و نهادهایی هستند که افراد ذینفع در آنها صاحب نفوذ هستند و نمیگذارند این بچهها به نقطهای که باید برسند. این یک واقعیت است.
◉ همان چیزی که بعضا به پدیده «مافیا» تعبیر میشود.
ما مستندی را کار کردیم به نام «ترال» که برای دوست عزیزی بود و من در آن کار تدوینگر بودم. ترال ابزاری برای صید ماهی است که در مقطعی خبر رسید توسط چینیها در دریای جنوب مورد استفاده قرار میگرفت و آسیب جدی هم به فعالیت ماهیگیران جنوب زده بودند. اکوسیستم آن منطقه را هم تهدید میکردند. در این مستند سراغ افراد و مدیرانی رفتیم که مجوز این فعالیت را صادر کرده بودند و شرکتهایی را که بهصورت واسطه شکل گرفته و در این مسیر زدوبند میکردند، معرفی کردیم. وقتی آن مستند پخش شد، کار به مجلس کشید و دستورالعملی صادر شد و کار به تعطیلی شرکتها رسید.
◉ مثال خوبی زدید؛ صادقانه فکر میکنید «جهان مبهم هاتف» هم میتواند چنین اثرگذاریای در زیستبوم کارآفرینی در ایران امروز داشته باشد؟
بله. حرف فیلم این است که اگر در چنین مسیری افراد و شرکتها و گروههای مافیایی، سد راه تو میشوند، علم و تواناییهایت اصلیترین داشته توست و کمک میکند باردیگر سرپا شوی. آنچه یک نخبه در اختیار دارد و این گروههای مافیایی در اختیار ندارند و نکته مهم همین است. هرچند نتوانستیم در این فیلم اشاره مستقیم به مافیای اصلی داشته باشیم اما بالاخره بخشی از این مافیا را به تصویر کشیدیم.
◉ اولین فیلم بلند شما حالا در جشنواره فیلم فجر حضور دارد؛ کمی از اهمیت این حضور در مسیر حرفهای خود بگویید.
واقعیت این است در حالی که این فیلم از سه سال قبل کلید خورده بود، حالا در شرایطی به جشنواره رسیده است که باید بپذیریم حال عمومی جامعه و حتی خود ما چندان مساعد نیست. دوست داشتم در شرایطی فیلم دیده شود که همه مان با حال خوب بتوانیم به تماشای آن بنشینیم. این کار ثمره تلاش من و یک تیم است که برخی از آنها بازیگران تئاتری هستند که برای اولینبار در یک فیلم ایفای نقش کردهاند و برایمان مهم بود در شرایط بهتری فیلم دیده شود.
◉ یعنی معتقدید فیلم میتوانست در جشنواره سال قبل هم حضور داشته باشد؟
نه واقعا نمیرسید. ما سال گذشته فیلم را کلید زدیم و تا اواخر بهمنماه تصویربرداری کار طول کشید و عملا به جشنواره نمیرسیدیم ولی ایکاش میرسیدیم.
◉ پس حسرتی نیست و همین که در اولین فرصت ممکن، امکان حضور در جشنواره فجر برایش فراهم شده اتفاق مهمی برای پروژه است.
قطعا. مگر میشود من بهعنوان یک فیلم اولی از حضور فیلمم در جشنواره فجر حس خوبی نداشته نباشم. بهخصوص که سالهاست مشغول کار در سینما هستم و بهدنبال کسب تجربه بودم تا بتوانم با اثری قابلقبول وارد میدان کارگردانی سینما شوم.
◉ درباره ترکیب بازیگران و حضور رضا کیانیان هم توضیح دهید.
هم رضا کیانیان و هم لیلا زارع گزینههایی بودند که حضورشان در فیلم برای ما اتفاق مبارکی بود. برای شخصیتی که رضا کیانیان ایفا کرده است، چند گزینه مطرح بود اما برای شخص من مهم بود که ایشان این نقش را بپذیرد. بدون تعارف هم تصور میکردم بهعنوان یک کارگردان فیلماولی بعید است که این همکاری را بپذیرد. از آنجایی که شناخت نزدیکی هم نداشتم، احساس میکردم بهراحتی اعتماد نخواهند کرد. علی تبریزی از دوستان من بود که از طریق پدرش رابطه نزدیکی با آقای کیانیان داشت و از همین طریق هم فیلمنامه را ارسال کردیم تا بخوانند. بعد از خواندن فیلمنامه گفت باید کارگردان را هم ببینم و جلسهای گذاشتیم که حدود یک ربع طول کشید. بعد از همان صحبتها، اعتماد شکل گرفت و همکاریمان کلید خورد. خانم زارع هم شرایط مشابهی داشت و واقعا هم هر دو بسیار به فیلم کمک کردند و سپاسگزارشان هستم.