جمعه, ۱۵ خرداد , ۱۴۰۵ - ۶ ژوئن ۲۰۲۶

تجربه جشنواره فیلم فجر با احساسات بی‌تکلف مردم

سال‌های دور از خانه
158
گلاویژه نادری، روزنامه‌نگار سینمایی در قالب یادداشتی برای «رها» از جشنواره فیلم فجر نوشته است.

گلاویژ نادری، روزنامه‌نگار سینمایی: در سال‌های اولیه دهه ۸۰ در سینما فلسطین به تماشای فیلم‌های جشنواره می‌نشستیم. آن دوران این سینما تبدیل به محلی خاطره‌انگیز برای ما جوانانی شده بود که با شوق و اشتیاق عجیب‌وغریبی به جشنواره‌های مختلف می‌رفتیم.

جشنواره فیلم‌کوتاه و سینما حقیقت هم در این سالن برگزار می‌شد. به همین دلیل سینما فلسطین دیگر تنها یک سالن نبود؛ در واقع پاتوق فرهنگی بود که بسیاری از علاقه‌مندان به سینما را در خود گرد هم می‌آورد.

آن دوران نه خبری از فضای مجازی بود و نه سایت‌های سینمایی رنگ‌ووارنگ. اهالی رسانه کم‌تعداد بودند آن‌قدر کم که همه همدیگر را می‌شناختیم. منتقدان هم پیش‌کسوتانی بودند که به لحاظ سن‌وسال با ما تفاوت داشتند و از ظاهر افراد می‌شد، خبرنگار و منتقد بودن را تشخیص داد.

ما چند سال در کنار هم فیلم دیدیم. اما رفته‌رفته آن جمع پیش‌کسوت از آن سالن به سینماهای دیگر کوچ کردند. با افزایش تعداد خبرنگاران و رسانه‌های مختلف، آن‌ها ترجیح دادند در جایی خلوت‌تر و آرام‌تر به تماشای فیلم‌ها بنشینند و دور از شلوغی خبرنگارانی که به دلیل بالارفتن تعدادشان دیگر خیلی هم آشنا و قابل‌شناسایی هم نبودند، فیلم‌ها را ببینند.

همیشه از اینکه جای منتقدانی مانند احمد طالبی‌نژاد، هوشنگ گلمکانی، سعید عقیقی، حسین معززی‌نیا، جواد طوسی و… در سالن رسانه خالی بود، احساس خوبی نداشتم تا اینکه با گذشت یکی دو سال در سالن رسانه با آن همه آدم‌های تازه و ناآشنا من هم احساس غریبی و غربت کردم. تصمیم گرفتم مانند قدیمی‌ترها به تماشای فیلم‌های جشنواره در سالنی دیگر دور از آدم‌هایی بنشینم که با وجود همکار و هم صنف بودن برایم غریبه بودند.

سال‌ها سریع و پشت‌هم گذشتند، انگار روز و ماه با هم رقابت می‌کنند برای زود سپری‌شدن. طوری که هنوز خاطرات این دوره کهنه نشده، دوره دیگر شروع می‌شود و من همچنان در جایی غیر از سالن رسانه فیلم می‌بینم. در کنار مردمی که واقعی‌ترین احساساتشان را موقع تماشای فیلم بروز می‌دهند. بی‌تکلف، بی‌هیچ ملاحظه و سبک و سنگینی. همراهشان می‌شوم و بدون سواری بر موج‌های رسانه‌ای می‌توانم از تماشای بعضی از فیلم‌ها لذت ببرم، از بقیه‌شان خسته شوم و حتی گاهی چرتی بزنم. رها و آزادم و آشنایی در کنارم نیست که مچ‌گیری کند و با تعجب به خنده، بغض، گریه و حتی چرت من ایراد بگیرد.

آخر راستش را بخواهید در این سالن‌ها، من هم واقعی‌ترین احساساتم را موقع تماشای فیلم بروز می‌دهم و بی‌هیچ آداب و ترتیبی به قضاوت فیلم‌های جشنواره فجر می‌نشینم.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *