پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۹ می ۲۰۲۶

بازخوانی «رها» از سرنوشت عجیب اولین واکنش سینمای ایران به جنگ تحمیلی

سرانجام اولین فیلم سینمای دفاع‌مقدس؛ توقیف!
218
فیلم «رهایی» به کارگردانی رسول صدرعاملی اولین واکنش سینمای ایران به جنگ تحمیلی عراق علیه ایران محسوب می‌شود که بلافاصله بعد از ساخت، توقیف شد!

محراب توکلی، رها: در تقویم جمهوری اسلامی ایران ۳۱ شهریور ماه هر سال تا ۶ مهرماه به عنوان هفته دفاع مقدس ثبت شده است. در سال ۱۳۵۹ در بازه زمانی مذکور رژیم بعثی عراق به خاک ایران تجاوز کرد و این نقطه آغاز یک جنگ تحمیلی ۸ ساله و دفاعی ملی در برابر آن بود. سینماگران ایرانی در واکنش به جنگ عراق علیه ایران در همان سال‌ها دست به دوربین شدند و تلاش کردند بخشی از موقعیت‌های دراماتیک شکل‌گرفته در خاکریزها و میدان نبرد را با لحنی حماسی به تصویر بکشند و اینگونه تنها ژانر بومی سینمای ایران یعنی «ژانر دفاع مقدس» متولد شد.

 

اولین فیلم سینمای دفاع‌مقدس کدام است؟

در بسیاری از بازخوانی‌های رسانه‌ای از تاریخچه سینمای دفاع‌مقدس در ایران، فیلم سینمایی «مرز» به کارگردانی جمشید حیدری و نویسندگی سیروس الوند که در سال ۱۳۶۰ ساخته شد، در جایگاه اولین فیلم قرار می‌گیرد؛ واقعیت اما این است که یک فیلم توقیفی، پیش از این فیلم ساخته شده است! رسول صدرعاملی کارگردان همین فیلم توقیفی است که چندی پیش در گفت‌وگویی با سروش صحت در برنامه «اکنون» از سرنوشت عجیب کارگردانی و توقیف «رهایی» گفت.

فیلم «مرز» با گرته‌برداری از پیرنگ نجات و انتقام قصه قهرمانی را روایت می‌کند که قصد دارد با تعلیم اهالی روستایی، آن‌ها را برای مقابله با دشمن در مقابل مرزها آماده کند. به تعبیری این فیلم کاملا بر محور مقاومت و ایستادگی در برابر تجاوز تعریف می‌شود. در صورتی که فیلم «رهایی» به کارگردانی رسول صدرعاملی کاملا در نقطه مقابل آن قرار می‌گیرد و شاید همین نگاه متفاوت، سرنوشت آن را با توقیف گره زد!

 

از مستند «فتح استان» تا شعر مهجور نزار قبانی

صدرعاملی در گفت‌وگو با سروش صحت به «گل‌های داوودی» و «می‌خواهم زنده بمانم» اشاره کرد و سپس در میانۀ بازگو کردن خاطراتش به دومین فیلم خود بعد از «خون‌بارش» محصول سال ۱۳۵۸، یعنی «رهایی» پرداخت. فیلمی که در آن یک اسیر ایرانی با یک اسیر عراقی یکدیگر را به نشانه صلح در آغوش می‌گیرند. یکی از آن‌ها پای راست ندارد و دیگری پای چپ. وقتی به آغوش هم می‌روند، به یک انسان کامل بدل می‌شوند. بعد از اینکه ابروهای پر پشت سروش صحت بعد از شنیدن این قصه تا جای ممکن به نشانه تعجب بالا می‌رود، کارگردان فیلم «زیبا، صدایم کن» صحبت‌های خود را در این راستا ادامه می‌دهد.

 

زنده‌یاد داوود رشیدی در نمایی از فیلم «رهایی»

 

صدرعاملی به جرقه‌ای که ایده روایت فیلم «رهایی» را شکل داد اشاره می‌کند. در طول تصویربرداری مستند «فتح استان» این کارگردان، نامه‌ای را از جیب کتِ نیمه‌سوخته بیرون می‌آورد. نامه به زبان عربی است. بعد از مدتی در بیمارستانی واقع در اهواز از طلبه‌ای می‌خواهد که نامه را برای او ترجمه کند. در ترجمه آن نامه، افسر عراقی متنی که به شعر نزار قبانی بی‌شباهت نیست، نوشته است: «من تو را نخواهم کشت و به آسمان شلیک خواهم کرد، ما خدایمان یکی است، پیامبرمان یکی است و کتاب دینی‌مان یکی است. ما چرا باید یکدیگر را بکشیم؟» صدرعاملی با اندکی طمانینه ادامه می‌دهد: «و این شد قصه فیلم رهایی.» اولین فیلم دفاع‌مقدسی سینمای ایران که «توقیف» شد!

 

مخملباف: اعدامش کنید!

رسول صدرعاملی چندی پیش در گفت‌وگویی با منصور ضابطیان در برنامه اینترنتی «ساطور» باردیگر به اولین تجربه فیلم‌سازی دفاع‌مقدسی خود اشاره کرد و این‌بار از یک واکنش عجیب و غریب گفت! کارگردان «رهایی»‌ تعریف می‌کند: برادر من در جبهه شهید شده بود. همین باعث شد به جبهه برگردم. با علی مزینانی به عملیات فتح بستان رفتم و بعدها با فریدون جیرانی قصه‌ای نوشتیم. پایان قصه این بود: یک اسیر عراقی نامه‌ای نوشته بود به ایرانی‌ها. نامه‌ای پر از محبت: «من شما را دوست دارم. نمی‌خواهم با شما بجنگم. اسلام ما یکی است، قرآن ما یکی است، پیامبر ما یکی است. چرا باید با هم بجنگیم؟ من به آسمان شلیک می‌کنم، نه به سینه‌ تو.»‌ این نامه را وقتی یک طلبه برای ما ترجمه کرد، خیلی تأثیر گذاشت. با فریدون تصمیم گرفتیم بر اساس همین نامه فیلمی بسازیم. قصه فیلم شد این: آن افسر عراقی اسیر می‌شود. یک ایرانی به دنبال او می‌گردد تا نویسنده‌ نامه را پیدا کند. وقتی همدیگر را پیدا می‌کنند، یکی پای چپ ندارد، دیگری پای راست ندارد. همدیگر را در آغوش می‌گیرند و یک انسان واحد می‌شوند.

روایت صدرعاملی اما به ساخت فیلم محدود نشد و درباره واکنش‌ها به آن گفت: فیلم «رهایی» در تاریخ سینما، در ژانر جنگی، نمونه‌ مشابه نداشت، اما همین فیلم باعث شد محسن مخملباف در روزنامه‌ اطلاعات علیه من بنویسد و حتی حکم اعدامم را صادر کند! چون گفته بودند من از صلح حرف زده‌ام.

سینمای دفاع مقدس به راه خود ادامه می‌دهد

اکنون بیش از چهل سال از حیات سینمای دفاع مقدس می‌گذرد. در گذری به حدیث نفس نگارنده، فیلم‌های ماندگاری در این عرصه رویت می‌شوند. فیلم‌هایی که اهمیت وطن، جنگ، صلح، انسانیت و تمام مفروضات اخلاقی را نشان می‌دهند. از «سفر به چزابه» محصول سال ۱۳۷۴ تا «آژانس شیشه‌ای» که دو سال بعد از آن تولید شد. حتی در نمونه‌های متاخر مانند «سینما متروپل» و «اتاقک گلی» نیز قابل ذکر هستند.

اهمیت حضور چنین آثاری در سینمای ایران به هویت ملی و تاریخ پر فراز و نشیب این کشور برمی‌گردد. در نتیجه تکرار، تکرار و تکرار آن‌ها امری مسلم و بلامنازع است. اما نکته‌ای که نباید فراموش شود، کیفیت پرداخت در مسیر پیش‌تولید، تولید و پساتولید است. کانون و هسته اصلی جنگ تحمیلی ایران ورای جان انسان‌ها تعریف می‌شود. در نتیجه برای خلق چنین آثاری نه به بودجه‌های کلان بلکه به سرمایه‌ای وجودی و دلی نیاز داریم.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *