پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۹ می ۲۰۲۶

درباره فیلمسازی که سال‌هاست با دوربین، قلم و کنش اجتماعی پای کار است

سه‌گانه سربازی ابراهیم؛ میدان، رسانه، سینما
171
همزمانی حضور جدی ابراهیم حاتمی‌کیا در میدان دفاع از وطن و نمایش آنلاین «موسی کلیم‌الله»، اهمیت این فیلمساز شاخص سینمای ایران را به یاد می‌آورد.

مصطفی قاسمیان، رها؛ پیش از امضای «سرباز کوچک» در انتهای متن، یادداشتی که ابراهیم حاتمی‌کیا در جریان جنگ رمضان نوشت، یکی از نخستین واکنش‌هایی بود که از یک سینماگر شناخته‌شده به این نبرد دیدیم. همان شب‌ها، اولین عکس‌های حضور او در تجمعات خیابانی هم به دستمان رسید تا بدانیم او، به قدر یک ایرانی وطن‌پرست در شرایط جنگی، وظیفه‌اش را ادا می‌کند، اما کیست که نداند نقش ابراهیم حاتمی‌کیا در میدان دفاع از وطن، بیش از این‌هاست؟ او با دوربین، حضور میدانی و موضع‌گیری‌های صریح رسانه‌ای، نشان داده که سینمای ایران و دفاع از وطن را جدا از هم نمی‌بیند.

برگردیم به سینما. این روزها بیست و هشتمین فیلم او با عنوان «موسی کلیم‌الله» در اکران آنلاین دیده می‌شود؛ اثری که دو سال پیش، برای نخستین بار فناوری پیشرفته «تولید مجازی» را به سینمای ایران آورد. شاید در آن زمان، بسیاری از سینماگران جوان‌تر از حاتمی‌کیای ۶۴ ساله هم با وجود برخورداری از امکانات گسترده رسانه ملی، جسارت ورود به چنین تجربه‌ای و تولید در استودیو را نداشتند؛ اما حاتمی‌کیا در این مسیر هم پیشتاز شد و راه تازه‌ای را برای تولید کم‌هزینه‌تر و سریع‌تر تولیدات بزرگ تاریخی و مذهبی در کشور گشود.

او اما همزمان با پیگیری جدی سینما، در عرصه دفاع میدانی نیز پیش‌قدم شد. همزمان با نمایش آنلاین فیلم جدیدش، تصاویر حاتمی‌کیا را در تجمعات مردمی علیه تجاوز به خاک وطن هم دیدیم؛ جایی که در کنار موضع‌گیری‌های بی‌لکنت او، بار دیگر نشان می‌دهد که شاید همین جمع میان هنر و میدان، همان چیزی باشد که حاتمی‌کیا را از بسیاری هم‌صنفانش متمایز می‌کند.

پس اگر فرداروزی بعد از «موسی کلیم‌الله» به سراغ ساخت فیلمی درباره صنعت موشکی ایران یا نبرد بر سر تنگه هرمز رفت و از زاویه‌ای تازه روایت جنگ رمضان را بر عهده گرفت، نباید تعجب کنیم.

ابراهیم هر جا که احساس کرده کشورش به او نیاز دارد، حضور داشته: از فیلمبرداری در جبهه برای «روایت فتح» تا کارگردانی آثار شاخص دفاع مقدس و البته روایت دراماتیک مقاومت اسلامی منطقه. این همان حضور همه‌جانبه و شاید همان وجه ممیزه‌ای است که به حاتمی‌کیای امروز، جایگاهی فراتر از یک فیلم‌ساز صرف داده و او را به شاخص معنوی یک جریان سینمایی تبدیل کرده؛ جریانی که می‌کوشد از کشورش دفاع کند و در این مسیر، چه کسی بهتر از ابراهیم حاتمی‌کیا را می‌یابد که از روی دستش بنویسد؟

حالا اگر یک بار دیگر به امضای «سرباز کوچک» در پایان آن یادداشت نگاه کنیم، بهتر می‌توانیم صداقت آن را ببینیم که در تمام این سال‌ها در هنر، میدان و رسانه تکرار شده؛ همان مسیری که از «روایت فتح» آغاز شد و به جایگاه یکی از تأثیرگذارترین سینماگران ایرانی رسید. مسیری که یادآوری می‌کند دفاع، فقط با اسلحه نیست؛ با دوربین هم می‌شود، با حضور در خیابان هم، با نوشتن هم.

در روزهایی که «موسی کلیم‌الله» در خانه‌های ایرانیان دیده می‌شود، بد نیست به یاد بیاوریم که پشت این فیلم، فیلم‌سازی ایستاده که هنوز خودش را «سرباز کوچک» می‌داند؛ اما در عمل، یکی از سرداران بزرگ فرهنگی ایران است.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *