به گزارش خبرنگار رها، جشنواره نوزدهم سینماحقیقت ششمین روز خود را به اتمام رساند و در این روز نکات و مسائل جالب توجهی قابل رویت بود. برخی از این نکات قابل پیشبینی و برخی دیگر غیرمنتظره بودند. بهعنوان مثال هیجان مخاطبان جشنواره برای رسیدن به فیلمها و تماشای آثاری که موفق به دیدن آنها در روزهای قبل نشده بودند، یکی از این نکات قابلپیشبینی بود که خروجیاش سالنهای پرجمعیت و شتاب جمعیت از سالنی به سالن دیگر در روز پایانی بود. برخی حتی فیلمی را نصف و نیمه رها میکردند تا به فیلم دیگر در سالن دیگر برسند، تا به این ترتیب بتوانند حداکثر مواجهه با آثار را تجربه کنند. این امر به طور معمول در آخرین روز از جشنوارهها دیده میشود. نکتهای که کمی غیرقابل پیشبینی بود، تعامل ناگهانی و دقیقه نودی اهالی جشنواره با فیلمسازان خارجی زبان از کشورهای دیگر همچون مصر و ترکمنستان بود. در مجموع همه این حواشی جشنواره با حالی خوب به مسیری که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی مهمترین چهره غایب در آن بود، پایان داد.
آنچه در ادامه میخوانید پنج روایت خبرنگار «رها» از متن و حاشیه روز ششم و پایانی نوزدهمین جشنواره بینالمللی سینماحقیقت، یعنی دوشنبه ۲۴ آذرماه است.
روایت اول؛ شانس بالای آثار زیست محیطی و اجتماعی در گرفتن جایزه
در شامگاه آخرین روز از نوزدهمین جشنواره بینالمللی سینما حقیقت نامزدهای بخشهای مختلف ملی، کوتاه، نیمهبلند، بینالملل، شهید آوینی، دانشجویی و ایران (جنگ ۱۲ روزه) اعلام شدند. طبیعتاً آنچه برای مخاطبان جشنواره به رسم هر سال از اهمیت بیشتری برخوردار بود، بخش اصلی یعنی رقابت ملی بود. در این بخش، مستند بلند «بالهای آوازخوان» به کارگردانی هیمن خالدی با ۵ نامزدی یکتهتاز است. «بالهای آوازخوان» در بخش نشان فیروزه بهترین فیلم جشنواره سینماحقیقت، بهترین کارگردانی، بهترین تدوین، بهترین صدا و بهترین فیلمبرداری نامزد شده است. در رتبه دوم سه فیلم بهطور مشترک پشت سر فیلم خالدی قرار گرفتهاند. یکی از این سه اثر «بازگشت گور ایرانی» به کارگردانی فتحالله امیری و نیما عسگری است. این فیلم در بخشهای کارگردانی، نشان فیروزه بهترین فیلم، بهترین فیلمبرداری و بهترین صدا نامزد دریافت جایزه شده است. «رویای ناتمام» ساخته سارا طالبیان نیز نامزد دریافت نشان فیروزه، بهترین کارگردانی، بهترین تدوین و صدا شده و در کنار آن «برای دخترم» اثر مهدی عوضزاده در بخشهای نشان فیروزه بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین تدوین و بهترین موسیقی متن نامزد کسب جایزه شده است. با نگاهی کلی به رکوردداران نامزدی در جشنواره سینما حقیقت میتوان رویکرد داوران و تاکیدشان بر سوژهها و معضلات زیست محیطی و اجتماعی را رویت کرد. در بخشهای دیگر جشنواره همچون بخش پرطرفدار شهید آوینی، مرتضی پایهشناس برای فیلم «آبراه کوچکی در میان هور»، سیدمصطفی موسویتبار برای فیلم «ایستاده در کنار تیمز»، علیمحمد صادقی برای فیلم «برای ابراهیم، مردی با دوربین فیلمبرداری»، محمدمهدی خالقی و وحید فرجی برای فیلم «در معرکه»، علی شهابالدین و محمدعلی یزدانپرست فیلم «عمق میدان»، محمدرضا ابوالحسنی برای فیلم «فرشتهها نمیمیرند»، محمدعلی فارسی برای فیلم «مثل هیچکس» نامزد دریافت جایزه هستند. بخشهای دیگر جشنواره به همین ترتیب بر اساس نقطه نظرات هیئت داوری مربوطه نامزد دریافت جایزه شدهاند.
روایت دوم؛ مسیر جشنواره در غیبت وزیر فرهنگ طی شد!
جشنواره سینماحقیقت نوزدهم از ۱۹ تا ۲۵ آذر ماه ۱۴۰۴ طبق برنامهریزیها در پردیس سینمایی ملت برگزار شد. این رویداد مهم هر سال زیر نظر مرکز گسترش و سازمان سینمایی برگزار میشود. اهمیت رویدادهایی از این دست حمایتهای دستگاههای اجرایی به طور مادی و معنوی است. به همین سبب حضور مسئولان در آن باعث رونق و شکوه آنها خواهد شد. از طرفی باعث انگیزه دادن به ستادهای اجرایی و عوامل آن رویداد میشود. طی این روزهای جشنواره فیلم مستند ایران افراد شاخصی در عرصههای مختلف برای تماشای آثار به پردیس سینمایی ملت آمدند. مسئولان سینمایی، نمایندگان مجلس و البته رئیس فدراسیون فوتبال ایران از جمله این افراد بودند. آنها برای تماشای مستندهایی که مربوط به حیطه کاری آنهاست در این رویداد حاضر شدند تا پیام سینماحقیقت را دریافت کنند. در صف افرادی که به پردیس آمدند جای خالی یک نفر به وضوح حس میشد؛ سید عباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در طی شش روز میزبانی پردیس ملت از سینماحقیقت، به جشنواره نیامد. وی در روز ۱۲ آذرماه یعنی یک هفته پیش از شروع جشنواره پیامی به صورت مکتوب برای جشنواره نوشت و در آن عنوان کرد: «باید این نکته را به خودم، مدیران سینمای مستند و مستندسازان جوان عزیزمان یادآور شوم که همه دیدگاههای مختلف در خط قرمزی به نام «ایران» معنا پیدا میکند». غیبت وزیر فرهنگ در روزهای برگزاری جشنواره سینماحقیقت از آن جهت قابل توجه است که وی در سه رویداد اخیر سینمایی یعنی جشنواره فیلم کودک و نوجوان در اصفهان، جشنواره فیلمکوتاه تهران و جشنواره جهانی فیلم فجر در شیراز، حضور داشت و باید دید چه ملاحظهای باعث تصمیم آقای وزیر برای عدم حضور در جشنواره «سینماحقیقت» و بازدید از فرایند برگزاری این رویداد شده است؟
روایت سوم؛ تراکم سانسهای ویژه در خط پایان به اوج رسید
به طور معمول در جشنواره سینماحقیقت نوزدهم برای سالنهایی که ظرفیت آنها پر شده و افرادی روی کف سالنها نشستند و در سمتی دیگر مخاطبانی هم هستند که پشت در سالن در انتظار فرصتی برای تماشای آن مستند به خصوص ایستادهاند، سانس ویژه گذاشته میشد. سالن ویآیپی پردیس سینمایی ملت یعنی سالن ۷ معمولا به چنین سانسهایی اختصاص پیدا میکرد تا هیچ مخاطبی فرصت تماشای فیلم منتخب خود را از دست ندهد. در روز ششم جشنواره که اکرانها به پایان میرسید، مخاطبان پشت سالن آثار شاخص، صفهای شلوغ و طولانی ایجاد کردند. به همین سبب سانسهای ویژه به اوج تراکم رسید و قریب به ۱۶ فیلم در قالب سانس ویژه، روی پرده رفتند. در این میان سالن ۵ نیز وارد بازی شد و پذیرای مخاطبان جشنواره سینماحقیقت شد. این سالن پس از اکرانهای سانس ۲۱-۱۹ پس از روزهایی که هیچ رد و نشانی از آن نبود، آماده نمایش آثار جشنواره شد. این امر از جهاتی به دلیل خارج شدن سالن ۶ از دسترس و مشکل فنی در این سالن بود. در مجموع اکرانهای ویژه در روز پایانی، حس و حالی جذابی به پردیس ملت بخشید.
روایت چهارم؛ لذت ملاقات با «انیو» در تهران
در آخرین روز از برگزاری نوزدهمین رویداد فیلم و مستند ایران در ساعت ۲۰ مستند سینمایی «انیو» به کارگردانی جوزپه تورناتوره بر روی پرده سالن ۹ پردیس سینمایی ملت رفت. این مستند که روایتی از زندگی انیو موریکونه فقید است پیش از برگزاری جشنواره به صورت در اختیار سینمادوستان و فیلمبازها از طریق کمپانی پخشکننده آن قرار گرفته و نسخهای از آن با زیرنویس فارسی موجود بوده است. سینماحقیقت با تصمیمی هوشمندانه بستر تماشای آن بر روی پرده بزرگ را در سالن ۹ ایجاد کرد. پیشنهادی که فیلمبازها به سختی میتوانند دست رد به سینه آن بزنند. به سختی هم نه، نمیتوانند دست رد به سینه چنین پیشنهادی بزنند. چگونه میشود به تماشای نتهای حماسی، عاشقانه، غمانگیز و سرشار احساسات بیزبان انیو موریکونه بر روی پلانهایی از آثار سرجیو لئو، برتولوچی و برایان دیپالما ننشست؟ موسیقیهای موریکونه به قول برتولوچی اثری مستقل از فیلمها هستند. حال با شنیدن آثار او در مستندی ساخته جوزپه تورناتوره، عاشقان سینما در سالن سینما فرصت آن را داشتند که شبیه به سالواتوره (شخصیت کودک سینما در فیلم سینما پارادیزو) نگاهی عاشقانه به سینما داشته باشند و باری دیگر به این سوال که چرا عاشق سینما هستند، پاسخی صریح بدهند! اکران این مستند از اتفاقات ویژه در روز پایانی میزبانی پردیس ملت از جشنواره نوزدهم بود.
روایت پنجم؛ حقیقت چمدانهایش را در ملت بست!
روز پایانی جشنواره نوزدهم اما به سان تمام روزهای پایانی، کمی دلگیر هم بود. پس از همهمههایی که برای سانسهای باقیمانده مقابل سالنها ایجاد شده بود، سانس پایانی در ساعت ۲۲ فرا رسید و مخاطبان برای تماشای آن به سالنها رفتند. خبرنگار «رها» در رفت و آمدهایی که به بخشهای مختلف جشنواره داشت، شاهد جمع شدن هویتهای بصری، غرفهها و پلاتوهای جشنواره به سرعت هرچه تمام بود. هر آنچه در شش روز متوالی با آن سروکار داشت و یا حداقل از مقابل آن عبور میکرد، غیب شده بود. البته این امر در رویدادهای دیگر نیز رخ میدهد و همیشه مثل همین تجربه، غمانگیز هستند. شاید به خودمان این فکر را میکنیم که میشود حداقل از فردای روز پایانی شروع به بستن چمدانها کرد، اما خب نمیشود. گرمای پردیس سینمایی ملت همچنان در تقابل با سوز سرمای بیرون بود، گرچه تنها تعداد معدودی از مخاطبان جشنواره در آن حضور داشتند. صحبت از فضاهای خارجی شد، در ساعات پایانی روز ششم جشنواره دیگر خبری از «رادیو کمپر» و تیزرهایی که از فیلمها میگذاشت هم نبود. حتی کافه مقابل آن هم در روز پایانی بدون دلیل بسته بود. انگار با یکدیگر هماهنگ کرده بودند تا میزانسن دلگیر جشنواره در سکانس پایانی، بینقص ساخته شود. در یک آن وقتی هویتهای بصری جشنواره و فرش قرمز درب ورودی پردیس جمع میشد، مخاطبان سانس ۲۲ از پردیس خارج شدند و گرمای جالب توجهی به حس و حال سرد روز پایانی دادند؛ پایان گرم یک جشنواره جذاب، در شب سرد پاییزی «ملت».