محراب توکلی، رها؛ فیلم سینمایی «مجنون» به کارگردانی مهدی شامحمدی با نقشآفرینی سجاد بابایی، حسام منظور، بهزاد خلج، شبنم مقدمی، سید مهدی حسینی و محمد رشنو در مهر ماه سال گذشته پس از درخشش در جشنواره در سینماهای سراسر کشور به نمایش درآمد. «مجنون» به تهیهکنندگی عباس نادران، محصول سازمان اوج است که برشی از زندگی و رشادتهای شهید مهدی زینالدین، فرمانده جوان لشکر ۱۷ علیبنابیطالب (ع) و برادرش شهید مجید زینالدین را روایت میکند. فیلم با تمرکز بر نبرد در جزیره مجنون در خلال عملیات خیبر، بخشی از ایستادگی و فداکاری رزمندگان این لشکر را در یکی از سختترین صحنههای جنگ تحمیلی به تصویر میکشد. شهید مهدی زینالدین که در ۲۵ سالگی به شهادت رسید، از چهرههای موثر و فرماندهان دوران دفاع مقدس به شمار میرود.
فیلم سینمایی «جانشین» آخرین کار شامحمدی است که در فجر۴۴ اکران شد. او در حال حاضر مشغول کارگردانی اپیزودهایی از دو سریال «اهل ایران» و «سرو، سپید، سرخ» است که هر دو پروژه، مرتبط با تجاوز اخیر دشمن به خاک ایران هستند.
روایت «مجنون» و «جانشین» از ایستادگی در برابر تجاوز دشمن
مهدی شامحمدی در گفتوگو با خبرنگار رها درباره دو فیلم دفاعمقدسی کارنامه خود گفت: فیلم «مجنون» و همینطور «جانشین»، درباره تجاوز ارتش بعث به کشور ما و ایستادگی قهرمانان در برابر این تجاوز است. قهرمانهایی که سالها از شهادت آنها میگذرد؛ اما امروز به شدت به یادآوری قهرمانیهایشان نیاز داریم. قبل از اینکه جنگ فعلی شروع شود، این موضوع دغدغه من بود و در حال حاضر که جنگ آغاز شده، این دغدغه بیشتر احساس میشود. موضوع قهرمان و افرادی که از قشر معمولی جامعه، از قشر مستضعفین که اینطور سلحشورانه به خاطر میهن خود، از همهچیزشان میگذرند، همیشه دغدغه من بوده است و الان فکر میکنم بیشتر از هر زمان دیگری نیاز به معرفی کردن و یادآوری این سلحشوری وجود دارد.
وی درباره اکران آنلاین «مجنون» بیان کرد: با توجه به تجربه جنگ ۱۲ روزه، من تصور میکردم «مجنون» در این ایام پخش تلویزیونی داشته باشد. البته در پلتفرم هم مخاطبین خودش را دارد و شنیدهام که حتی در این شرایط هم استقبال خوبی از آن شده است.

پوستاندازی «سینما» پس از «جنگ»
شامحمدی خاطرنشان کرد: من فکر میکنم بعد از این جنگ، سینمای ما یک پوستاندازی جدی خواهد داشت. افرادی که تمام زندگی، رفاه و احترامشان را از این مردم و از این خاک گرفتهاند، حالا که وقتش رسیده تا با یک اقدام خیلی ساده مثل یک پیام در یک خبرگزاری یا در صفحه شخصی خود، پای مملکتشان بایستند، اما سکوت کردهاند.
وی افزود: سینمای ایران بعد از این پیچ تاریخی با این افراد ترسو قطعا به جایی نخواهد رسید و باید به سادگی آنها را کنار بگذاریم. باید با هر مسئولی که بخواهد باز به این افراد به اصطلاح سلبریتی برگردد، به شدت برخورد شود. برخی از این افراد که کمی باهوشتر هستند تا به نظرشان میرسد که ایران میماند، سریع لباس هلال احمر پوشیدند. البته درمورد همه آنها حرف نمیزنم، نیت آنها را نمیدانم و بعضیشان صادقانه به نظر میرسند اما خیلی از آنها هم ادا و اطوار است! چرا همه لباس هلال احمر میپوشید؟ چرا هیچکدامتان لباس آن بسیجی که در چهارراه زیر موشک و در معرض خطر میایستد را نمیپوشید؟ چیزی را انتخاب میکنند که به اصطلاح لب مرز باشد تا هر اتفاقی که افتاد بتوانند توجیهی برای آن داشته باشند.
کارگردان فیلم سینمایی «مجنون» در ادامه عنوان کرد: من بعد از این، شخصاً جلوی مسئولی که بخواهد با امثال این سلبریتیها کار کند، میایستم؛ افرادی که در این ایام به مملکت و مردم خود خیانت کردند. اگر واقعا قرار باشد بعد از این اتفاقات باز هم سینما جایی برای امثال این آدمهای ترسو و وطنفروش باشد، پس من نباید اینجا باشم و جای من اشتباهی است.
این کارگردان درباره پروژههای «اهل ایران» و «سبز، سپید، سرخ» توضیح داد: پروژه «اهل ایران» و «سبز، سفید، سرخ»، دو گروه مختلف هستند که همزمان کار داستانی انجام میدهند. هر کدام از این مجموعهها ۷ کارگردان دارد که فیلمهای داستانی نیمهبلند را میسازند. تا الان فیلمبرداری هفت قسمت اول تمام شده و مشغول بخش پستپروداکشن بوده و از چند روز دیگر پخش آن آغاز میشود.
وی افزود: در بخش گزارشهای خبری و مستندهای کوتاه، همکارن بسیار فعال هستند و آثار خوبی به پخش رسیده است؛ اما در بخش سینمای داستانی و روایت قصههای منسجم کوتاه و نیمهبلند، چیزی در این ایام وجود نداشت. تجربهجنگ دوازده روزه نشان داد که میتوان در این بخش هم فعالیتهایی داشت تا تلویزیون خالی نماند و برنامههای جذابی برای مردم باشد.
تجربه فیلمسازی در شرایط جنگی کشور
شامحمدی در پاسخ به اینکه کار کردن در شرایط جنگی با ایام عادی چه تفاوتهایی دارد گفت: کار کردن در شرایط جنگی تجربه جالبی بود. وسط جنگ بودیم. یک سکانس ایست بازرسی داشتیم و یک نصف روز یک ایست بازرسی در خیابانی درست کرده بودیم و آنجا ضبط میکردیم و کاملا در معرض خطر بودیم. یکی دو بار پیش آمد که گفتند جنگنده و پهپاد در آسمان است و سریع همهچیز را جمع میکردیم و در کوچههای اطراف مستقر میشدیم. وضعیت که سفید میشد دوباره به محل فیلمبرداری برمیگشتیم. یک سکانس داخلی هم بخاطر صدای انفجارها متوقف میشد تا اوضاع آرام شود و بتوانیم دوباره ضبط را شروع کنیم. در گروه افراد کم سن و سال و یا خانمها شاید ترس داشتند اما تمام افراد گروه تا انتها پای ماجرا ایستادند و آنقدر سرعت به خرج دادند که توانستیم یک روز جلوتر از برنامه ضبط را به اتمام برسانیم.