پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۸ می ۲۰۲۶

گفت‌وگوی صریح «رها» با بهمن کامیار درباره «لاک‌‌پشت»، تبلیغات ماهواره‌ای، سینمای زیرزمینی و چند داستان دیگر

شرط سینمادار برای اکران؛ تبلیغ ماهواره‌ای/ انگیزه زیرزمینی‌ها اقتصادی است نه سیاسی!
211
بهمن کامیار نویسنده، تهیه‌کننده و کارگردان فیلم سینمایی «لاک‌پشت» از مختصات ویژه جشنواره فیلم فجر برای بقای فیلم‌ها، پشت‌پرده وضعیت نمایش آثار در سینما، تبلیغات ماهواره‌ای و سرنوشت سینمای مستقل در وضعیت کنونی گفت.

محراب توکلی، رها؛ بعد از «پیرپسر»، فیلم سینمایی «لاک‌پشت» به کارگردانی بهمن کامیار دومین فیلمی بود که از اکران‌های ویژه جشنواره چهل و سوم فجر به ماراتن اکران ۱۴۰۴ رسید. آن هم در حالی که برخی از فیلم‌های حاضر در بخش اصلی رویداد مذکور همچنان در صف اکران مانده‌اند و هیچ خبر تازه‌ای از نمایش آن‌ها وجود ندارد.

«لاک‌پشت»، در سایه سینمای سایکودرام، قصد دارد تا روایتی متفاوت را در سینمای به تکرار افتاده این روزها به تصویر بکشد. تاکنون اما مسیری سخت یا شاید بهتر است بگوییم عجیب و غریبی در اکران، تبلیغات و پخش داشته است.

به همین بهانه گفت‌وگویی مشروح با بهمن کامیار نویسنده، تهیه‌کننده و کارگردان فیلم «لاک‌پشت» داشته‌ایم.

◉ از آنجایی که در مورد توقیف فیلم «لاک‌پشت» بارها صحبت شده است، بیایید از نقطه عطف دیگری شروع کنیم. از اکران ویژه این فیلم در جشنواره چهل و سوم فیلم فجر، موقعیتی که باعث دیده شدن فیلم شما و پیدا شدن پخش‌کننده‌ای برای آن شد.

من تصور می‌کنم که اکران بخش ویژه جشنواره فجر هرچند در ساعت پایانی روز برگزار شد و اصحاب رسانه و منتقدان چهار فیلم در روز مشاهده کرده بودند و برخی حتی رغبتی به تماشای فیلم در ساعت ده شب نداشتند، اما از هوشمندی آقای شاهسواری بود که این بخش را به این شیوه اجرا کرد. اگرچه نقدهایی به نحوه برگزاری آن وارد بود از این جهت که در نهایت با وجود اعلام قبلی فیلم «قاتل و وحشی» را نمایش ندادند و این امر یک نقطه ضعف به شمار می‌رود. نقطه ضعف دیگری که در آن زمان وجود داشت، اعلام فیلم‌ها آن هم سه الی چهار ساعت قبل از اکرانشان بود.

 

◉ البته این اقدامات بی‌دلیل هم نبود!

بله، می‌دانم که این اقدامات احتیاطی بود تا کمترین حاشیه متوجه فیلم‌ها شود. اما می‌توانست شکل دیگری هم داشته باشد. با این حال نمی‌توان انکار کرد که فیلم‌هایی مانند فیلم ما، فیلم «پیرپسر»، «غریزه» و فیلم «رکسانا» فیلم‌هایی بودند که در دولت گذشته تولید شده بودند، پروانه ساخت داشتند و حق‌شان بود که در همان دولت و دوره خودشان نمایش داده شوند چه در جشنواره فجر چه در اکران عمومی. اما متأسفانه هیچ‌کدام از این فیلم‌ها موفق به شرکت در جشنواره فجر نشدند و همه رد شده بودند به دلیل نداشتن پروانه نمایش و همچنین اکران عمومی هم نشده بودند. این امر برمی‌گردد به ذکاوت آقای شاهسواری که از تجربه‌ بالا و احاطه‌شان به فضای کلی سینما ناشی می‌شود تا این فیلم‌ها را به‌عنوان دستاورد سینمای ایران در آن سال‌ها معرفی و نمایش دهد و بازخوردها را دریافت کند. ‎

 

 

◉ فرض بگیرید فیلم «لاک‌پشت» در سانس ویژه فجر اکران نمی‌شد. در این فرضیه چه سرنوشتی برای «لاک‌پشت» متصور هستید؟

من تصور می‌کنم که اگر آن اکران رخ نمی‌داد شاید فیلم‌هایی مانند «پیرپسر»، «لاک‌پشت» و «غریزه» حتی در همین دولت فعلی اکران نمی‌شدند. زیرا مهم‌ترین بازخورد و نتیجه آن اکران رفع سوتفاهم‌ها بود. یعنی وقتی آن فیلم‌ها دیده شد. پرسش اصلی اصحاب رسانه شکل گرفت و آن این بود که چرا این فیلم‌ها توقیف هستند؟ مفهوم مخالف این سوال، مطالبه‌گری بود. یعنی این آثار نباید توقیف باشند و مشکلی جهت نمایش ندارند. این امر باعث شد مدیران سازمان سینمایی به خیال راحتی جمعی برسند که اگر این فیلم‌ها اکران شوند چندان مورد نقد و هجمه قرار نخواهند گرفت، زیرا در فجر با یک نوبت نمایش برای اصحاب رسانه و اهالی سینما و منتقدان حاشیه‌ساز نشد. آنها متوجه بودند که در آن تک‌سانس، از همه خبرگزاری‌ها و طیف‌های سیاسی نماینده حضور داشتند و برای هیچ‌کدام پرسشی ایجاد نشد تا دوباره فیلم‌ها را مورد حمله قرار دهند یا بگویند این فیلم‌ها نباید پخش شوند.

 

◉ پس اکران فیلم «لاک‌پشت» تنها برای رفع سوتفاهم‌های سیاسی بود؟

بله، رفع این سوتفاهم بزرگ‌ترین امتیاز و دستاورد این نمایش بود و اکنون این دستاورد اثر خود را نشان می‌دهد که «پیرپسر» با استقبال فوق‌العاده روبرو می‌شود و «لاک‌پشت» اکران می‌شود و با استقبالی نسبی روبروست که اگر آن نمایش ویژه اتفاق نمی‌افتاد به نظرم «لاک‌پشت» به این میزان فروش نمی‌رسیدند و برای «پیرپسر» هم این رویداد رخ نمی‌داد. باور کنیم که آن تک‌نمایش در سرنوشت فیلم‌ها تأثیر مستقیم داشته و همه ما باید از آن برنامه‌ریزی که فیلم‌ها را در آن سانس نمایش داد سپاسگزار باشیم.

 

◉ پس اکران فجر فیلم شما را نجات داده است؟ این سوال را از این جهت می‌پرسم که در حال حاضر برخی افراد با این جشنواره مشکل دارند و همه چیز به سال ۱۴۰۱ مربوط می‌شود. به چهل و یکمین جشنواره فیلم فجر و تحریم آن رویداد توسط هنرمندان. برخی سینماگران و کارگردان‌ها که یکی از آن‌ها در حال حاضر فیلمی روی پرده دارد و قبلا هم با شما کار کرده است، همچنان در حال تحریم فجر هستند.

‎ببینید چه بخواهیم چه نخواهیم فجر تعیین‌کننده است خصوصا در سرنوشت یک فیلم‌ساز و یک فیلم یعنی تا خودتان را در جشنواره فجر معرفی نکنید به‌عنوان فیلم‌ساز شناخته نخواهید شد. شناسایی شما به‌عنوان فیلم‌ساز از مسیر جشنواره فجر می‌گذرد. چه بخواهیم چه نخواهیم حتی برای آن‌هایی که دیگر به جشنواره فجر اعتنایی ندارند و معتقدند فیلم به جشنواره فجر نمی‌دهند هم باید برگردید به روز اولی که شناسایی شدند. قطعا از مسیر جشنواره فجر که مهم‌ترین رویداد فرهنگی و هنری این کشور است عبور کرده‌اند. هر کسی بخواهد از تأثیر آن چشم‌پوشی کند به نظر من یا خود را فریب می‌دهد یا شناخت کافی از فضای فرهنگی و هنری کشور ندارد.

 

◉ نکته‌ای که در این بحث حائز اهمیت است، اهمیت فجر در اکران فیلم خوب و بد است.

بله، به طور کل تا خودتان را در جشنواره فجر با یک فیلم خوب معرفی نکنید هرگز به‌عنوان فیلم‌ساز شناخته و شناسایی نمی‌شوید نه توسط مردم و نه توسط رسانه‌ها و منتقدان. یک فیلم بد در جشنواره فجر سرنوشت بدی در اکران خواهد داشت و یک فیلم خوب در جشنواره فجر قطعاً سرنوشت خوبی در اکران خواهد داشت مگر اتفاقاتی خارج از اراده رخ دهد مانند جنگ، زلزله، سیل و الخ. در غیر این صورت در شرایط عادی فیلمی که در جشنواره فجر با اقبال روبرو شود شک نکنید در اکران هم با اقبال روبرو می‌شود و برعکس. یعنی همین حالا فیلم‌هایی بوده که فروش خوبی داشته‌اند که به نظرم شانس‌شان این بوده که در جشنواره فجر نبودند. زیرا اگر در جشنواره فجر بودند بازخورد خوبی نمی‌گرفتند و طوری با آن‌ها برخورد می‌شد که قطعاً اکران موفقی نمی‌داشتند.

 

در راستای این بحث به فیلم شما می‌رسیم. در ابتدای صحبت‌هایتان به اکران نسبتا خوب «لاک‌پشت» اشاره داشتید. به نظر می‌رسد صحبت‌هایی که در فجر پیرامون آن صورت گرفته به این امر کمک کرده است، چرا که فیلم شما برای عام مردم نیست و زیرمتن و نمادهای زیادی در ساختار روایی و بصری آن تعبیه شده است. اساسا ساختن فیلمی با زیرمتن‌های فراوان آن هم در جهانی که همه موتیف‌هایش سطحی شده، کار عقلانی است؟

ببینید، گاهی فیلمی رسالت خود را در روشنگری‌های اجتماعی و سیاسی می‌بیند و در آن صورت به نظر من زبان صریح کارکرد پیدا می‌کند. در این دوره و زمانه البته دیگر نمی‌توان در لفافه سخن گفت. باید بسیار صریح و روشن سخن گفت. البته باید از شعارزدگی پرهیز کرد. در عین حال گاهی باید شعار داد و این را می‌پذیرم به‌ویژه در مورد آن نوع سینما و فیلم که با رسالت سیاسی ساخته می‌شود.

فیلم‌هایی هم هست که مانند فیلم ما ادعاهای این‌چنینی ندارند. ما بیشتر به ذات سینما علاقه‌مندیم و دوست داریم سینمای مورد علاقه‌مان را تمرین کنیم و ارائه دهیم. متأسفانه به نظر من همان‌طور که قبلاً گفتم در دوره مدیریت آقای خزاعی از نظر سلیقه و کیفیت مخاطب سی سال عقب رفته است. البته حداقل سی سال عقب رفته است! به این دلیل که مخاطب را در طی دوره سه‌ساله‌ای که روی مسند بود با تولیداتی که مجوز داد و فیلم‌هایی که اکران کرد به قدری سطحی و فست‌فودی بار آورد که امروز مخاطب دیگر حتی حاضر نیست یک دقیقه بعد از پایان فیلم به فیلمی که تماشا کرده فکر کند. یعنی اگر قرار باشد یک دقیقه، دو دقیقه یا پنج دقیقه به فیلمی که دیده فکر کند تا به نتیجه‌ای برسد سریع موضع می‌گیرد. یعنی دنبال فیلمی است که در سالن سینما شروع شود در همان سالن تمام شود و بیرون بیاید و دیگر همراهی‌اش نکند و اصلاً به آن فکر نکند و همان سرگرمی صرف و محض آن هم از نوع بسیار سطحی، سخیف، تکراری، نخ‌نما و دیگر غیرجذاب امروزش. ‎

آقای خزاعی با مدیریت خود و با ترکیبی که در تولید سینمای ایران ایجاد کرد و در ترکیب اکران این اتفاق را رقم زد مخاطب ما را به شدت تنبل کرد. فیلم‌هایی مانند «لاک‌پشت» نیازمند مخاطبی است که کمی به خود زحمت دهد فکر کند، از این جهت که به او احترام گذاشته شده و از او خواسته شده که در کنار فیلم‌ساز بنشیند و فکر کند و به سرنوشت فیلم به سرنوشت آدم‌ها بنگرد. «لاک‌پشت» با این دیدگاه ساخته شده و من فکر می‌کنم حق با شماست. ممکن است مخاطب عام با فیلم ارتباط نگیرد و حتی عصبانی شود و سرخورده بیرون بیاید. همه این‌ها را می‌پذیرم. اما این‌ها تمرینی است برای بازگشت به سینمای متفکر که در دهه هشتاد داشتیم و در دهه هفتاد و اواخر دهه هفتاد هم بود. سینمای متفکری که وقتی به سینما می‌رفتیم و بیرون می‌آمدیم تا چند روز همچنان به آن فیلم، به شخصیت‌ها و اتفاقات فیلم فکر می‌کردیم و با آن زندگی می‌کردیم. برایمان به الگوی عملی و الگوی ذهنی تبدیل می‌شد و به آن شخصیت‌ها فکر می‌کردیم. اکنون این‌چنین نیست اما می‌توانیم در نظر بگیریم که ما همه این رسالت را داریم تا سینما را به همان جایگاه بازگردانیم. در عین حال مجبوریم با تولیداتی از این دست پیش برویم تا مخاطب‌مان را دوباره کمی جاندار کنیم.

 

 

◉ اما این نکته که فیلم شما نمی‌تواند مخاطب عام را درگیر کند، یک ضعف به نظر می‌آید، اینطور نیست؟

راجر ایبرت نقل قولی دارد که می‌گوید یک فیلم زمانی فیلم خوبی است که وقتی تماشاگر از سالن بیرون می‌آید دقیقاً به دو دسته تقسیم شود. یک دسته بگویند چه فیلم بدی بود و دسته‌ای بگویند چه فیلم خوبی بود. فیلم بدی بود به این معنا که مخاطب را حتی عصبانی بیرون بیاورد یعنی حتی مخاطب عصبانی بیرون بیاید بگوید این چه مزخرفی بود و از آن دست گروهی بگویند عجب فیلمی بود. بر این اساس نباید چندان نگران باشیم که باید رضایت همه را جلب کنیم. واقعیت سینما این نیست.

سینما اصلاً رسالتش این نیست که فیلمی بسازید و همه راضی بیرون بیایند. اصلاً چنین چیزی ممکن نیست. آنچه بد است این است که همه راضی نباشند حتی در فیلم‌های پرمخاطب کمدی گاهی می‌بینید مردم می‌روند می‌خندند وقتی بیرون می‌آیند می‌پرسید چطور بود می‌گویند اصلاً به درد نمی‌خورد اما باز می‌روند می‌بینند یعنی راضی نیستند یعنی ختی در آن نوع سینما هم در نهایت مخاطبین صددرصد راضی نیستند. این فیلم هم به نظر من ممکن است این اتفاق را همراه داشته باشد که گروهی از مخاطبان عام از فیلمم عصبانی شوند.

 

◉ آقای کامیار شما پیش از «لاک‌پشت» کاملا در فضای سینمایی که به غلط آن را ژانر اجتماعی معرفی می‌کنند، حضور داشتید. اما در حال حاضر وارد سینمای سایکودرام و انتزاعی شده‌اید. این تغییر رویه چگونه رخ داد؟

ببینید واقعیت این است که سینمای مورد علاقه من اساساً همین سینمای سایکودرام است و شاید اولین فیلمم هم «مرداد» به نوعی سایکودرام بود. بعد در «وجه حامل» اجتماعی بود و فیلم‌هایی که تهیه کردم مانند «سد معبر» و «کارت پرواز» اجتماعی بود اما من فکر می‌کنم آن دوره تب تولید فیلم اجتماعی وجود داشت یعنی اوایل دهه نود اواسط دهه نود که فیلم‌های اجتماعی موفقی آمدندکه ریل‌گذاری‌ کردند. از «جدایی نادر از سیمین» و این‌ها شروع شد که در واقع ریل‌گذاری کرد.

آقای فرهادی کاری کرد که خیلی‌ها به سمت فیلم‌های اجتماعی رفتند به آن معنا و تعریفی که از این گونه سینما داریم چون ژانری به این نام که نداریم اما به هر حال آن‌گونه سینما جا افتاد و ما هم از آن استفاده میکردیم. اما واقعیت این است که من فکر می‌کنم اکنون دوره آن فیلم‌ها هم شاید تمام شده. یعنی آن‌قدر در دهه ۹۰ زیاده‌روی شد در ساخت این فیلم‌ها که مخاطب پس زد و اکنون وقتی می‌گویید فیلم اجتماعی اولین چیزی که به ذهن مردم می‌رسد فیلمی است که در آن عربده‌کشی و زد و خورد و چاقو و قمه است و نمی‌دانم آدم‌هایش زیرپیراهنی بپوشند و یقه پاره کنند و این‌ها. دیگر به نظرم مخاطب از آن خسته شده است. آن سینمایی که به سینما و به زبان سینمای جهان شمول نزدیک‌تر باشد مورد علاقه من است و فکر می‌کنم که باید در ژانری مثل سایکودرام آن را جستجو کنم چون من بسیار به این ژانر علاقه دارم. امیدوارم از این به بعد در این مسیر ادامه دهم.

 

◉ بیایید به سراغ اکران فیلم و شرایط پخش «لاک‌پشت» برویم. بحث اکران در این روزها بسیار داغ است. هرکس به نحوی از سینماداران و تبلیغات ماهواره‌ای می‌نالد. فیلم شما در حال حاضر چگونه این موضوع را پشت می‌گذارد؟

اتفاق ناگواری که رخ داده این است که دوباره می‌گویم از همین دوره گذشته سازمان سینمایی که بسیار همسو با مدیران صدا و سیما و همفکر با آن‌ها بود، متأسفانه سینمای مستقل اساساً از سبد حمایتی همه نهادها خارج شد. یعنی همه سازمان و نهادی که امکانات تبلیغات برای محصولات فرهنگی را در اختیار دارد مانند شهرداری و صدا و سیما عملاً پشت سینما را خالی کرد. به معنایی حتی در مقابل سینما قرار گرفت. شما اکنون فیلمی که با بودجه شخصی ساخته شده و با مجوز ساخته شده و مجوز اکران و مجوز ساخت و همه مراحل را قانونی طی کرده مورد غضب قرار میدهید. یعنی تلویزیون و‌شهرداری اساساً هیچ اعتنایی نمی‌کند و حمایتی نمی‌کند. زمانی بیلبوردهایی بود و این‌ها را رایگان برای مدت محدود سازمان زیباسازی در اختیار فیلم‌ها قرار می‌داد و حمایت می‌کرد که آن هم دیگر وجود ندارد و ما جز فیلم‌های دولتی و فیلم‌هایی که دولت تأیید کرده و تولید کرده‌ یعنی فیلم‌های ارگانی هیچ فیلمی را در فضای تبلیغاتی و رسمی کشور نمی‌بینید. یعنی محال است تیزر ده‌ثانیه‌ای یا بیلبوردی یا استندی در فضای تبلیغات شهری از فیلمی غیرارگانی پیدا کنید. خب وقتی چنین میدانی را از دست می‌دهید و چنین حمایتی را از دست می‌دهید ناگزیرید بروید شبکه‌های ماهواره تبلیغ کنید. برای سینمادار هم اکنون مهم است که فیلم شما حتما تبلیغ شود.

 

◉ در واقع شبیه به شروط ضمن عقد در معامله از شما می‌خواهند که حتما فیلم را در ماهواره تبلیغ کنید. اگر این امر صورت نگیرد، فیلم شما اکران نخواهد شد!؟

بله، سینمادار می‌گوید اگر فیلم شما باکس تبلیغاتی دارد من این امکان را به شما می‌دهم که فیلم‌تان را اکران کنم زیرا این فیلم کمدی نیست که تازه کمدی‌ها هم آن تبلیغ را باید انجام دهند تا سانس بگیرند. یعنی می‌بینید که بیشترین زمان تبلیغ در فضای ماهواره متعلق به فیلم‌های کمدی است و حتی همان فیلم کمدی اگر تبلیغ نداشته باشد سینمادار رغبتی به اکرانش ندارد. ‎وقتی با نرخ‌ها و تعرفه‌هایی که آن‌ها می‌گیرند روبرو می‌شوید متوجه می‌شوید که عملاً این نهادها با این محدودیت و محرومیتی که برای تولیدات فرهنگی در نهادهایی مانند صدا و سیما و شهرداری ایجاد کردند، درواقع دارند در زمین آن‌ها بازی می‌کنند. یعنی برای آن‌ها درآمد ایجاد کردند و به اصطلاح نون‌دونی درست و حسابی برای‌شان ساختند چون درآمد فیلم‌های ما به آن سمت می‌رود.

مثلا فیلمی مانند فیلم من یا فیلم‌هایی از این دست درآمدش در هفته چقدر است که بخواهد چند هزار دلار در هفته برای تبلیغات در ماهواره هزینه کند و اگر ندهد چه اتفاقی می‌افتد؟ اکرانی وجود ندارد. بنابراین این برمی‌گردد به اینکه آن‌ها پشت سینما را خالی کردند و اساساً مقابل سینما قرار گرفتند. من البته نمی‌گویم پشتش را خالی کردند بلکه می‌گویم آمدند مقابل سینما قرار گرفتند مانند دو دشمن که روبه‌روی هم صف‌آرایی کرده‌اند. آن طرف زور دارد این طرف هیچی ندارد. آن طرف اسلحه دارد این طرف دست خالی است. آن طرف امکانات دارد این طرف هیچی ندارد و سینمای مستقل به همین شکل از بین رفت. یعنی اکنون کلی فیلم داریم که اکران نمی‌شوند به دلیل اینکه توانایی حضور و رقابت ندارند. توانایی تبلیغ ندارند. شما اکنون همین «پیرپسر» را که این‌قدر فروخته در فضای شهری هیچ تبلیغی ندارد در تلویزیون هیچ تبلیغی ندارد فقط در فضای ماهواره می‌تواند تبلیغ کند و هر چه هم درمی‌آورد قسمت عمده‌اش را باید برای تبلیغات بدهد. و این دردناک است.

 

◉ شما پیشنهادی برای برون‌رفت از این وضعیت دارید؟

به نظر من مدیران سینمایی یکی از وظایف اصلی‌شان این است که با این نهادها بنشینند و سنگ‌های‌شان را وا بکنند قضیه را روشن کنند تا آن‌ها به قانون و مجوزهای دولت احترام بگذارند به محصولی که با مجوز دولت ساخته شده احترام بگذارند و حمایتش کنند.

 

◉ آقای کامیار در این مورد من هرچه فکر می‌کنم تنها به یک نتیجه می‌رسم. اگر یک فیلم‌ساز به شکل مستقل فیلمی شبیه به «لاک‌پشت» بسازد، باید هزینه گزافی برای اکران بپردازد. در نتیجه اگر مجوز اکران نگیرد و فیلمش را به جشنواره‌های جهانی بفرستد، نه تنها پولش را در جیبش نگه داشته، بلکه امکان بازگشت سرمایه و فروش به پلتفرم‌های بین‌المللی مثل موبی را برای خود ایجاد کرده است.

وقتی فیلم مستقل بسازید اگر مجوز بگیرید دو نکته وجود دارد و آن این است که اولاً برای اکران مجوز گرفته‌اید و ثانیاً احتمال قریب به یقین جشنواره‌های خارجی را از دست می‌دهید. حالا باید ببینید آیا اکران آن‌قدر برایتان صرفه دارد که جشنواره‌ها و درآمد خارجی‌تان را از دست بدهید؟ می‌بینید نه! به چه دلیل؟ به دلیل اینکه فیلمی که مستقل ساخته شود و با بودجه کم بالطبع نه ستاره‌ای دارد و نه فضای تبلیغاتی می‌تواند برای خود رقم بزند. بنابراین در اکران عمومی داخل برایش اتفاقی نمی‌افتد. اکران می‌شود با آبروریزی حتی پرده را ترک می‌کند. اکنون فیلمی روی پرده داریم که ده روز اکران شده چهل میلیون فروخته بازیگر نامداری هم پشتش است. یا فیلم‌هایی داشتیم که در همین امسال که تازه سال رونق فیلم غیرکمدی بوده آمده‌اند و با فروش‌های صد و دویست میلیونی پرده را ترک کرده‌اند یعنی هزینه چای آن پروژه هم نشده آن درآمد!

خب بنابراین فیلم‌ساز به این فکر می‌کند و درآمد و هزینه‌اش را می‌سنجد و می‌بیند که درآمدش در گرفتن مجوز چقدر است؟ در نگرفتن مجوز چقدر است؟ اکنون اگر این تعداد فیلم زیرزمینی اصطلاحاً ساخته می‌شود و بدون مجوز ساخته می‌شود ناشی از این محاسبات است. یعنی از این دو دو تا چهارتا می‌آید. الزاماً فیلمی که بدون مجوز ساخته می‌شود به معنای آن نیست که فیلمی است در مقابله با نظام یا دارای نقد اساسی سیاسی اجتماعی یا خط قرمزی را رد کرده نه ! خیلی از این فیلم‌ها اتفاقاً اگر بخواهند می‌توانند راحت پروانه بگیرند. یعنی اگر فیلمنامه‌شان را به ارشاد ببرند بدون دردسر پروانه ساخت می‌گیرند. منتها فیلمساز این درآمد و هزینه را محاسبه کرده و گفته اگر بدون مجوز بسازم فیلم من برنده است اما اگر با مجوز بسازم من بازنده تمام‌عیار خواهم بود. خب عقل حکم می‌کند که آن سوی ماجرا را انتخاب کند.

 

◉ ولی با همه این تفاسیر شما برای مجوز ساخت فیلم جدید خود «زکام» اقدام کرده‌اید!

من اگر برای گرفتن پروانه ساخت اقدام کرده‌ام، به دو دلیل بوده است. یک دلیل این بوده که فیلم‌ام فیلم پرخرجی است و بالطبع نیازمند جذب سرمایه‌گذار است و سرمایه‌گذار از ما پروانه و تضمین می‌خواهد. یعنی سرمایه‌گذار وقتی می‌آید روی فیلم سرمایه‌گذاری کند باید تضمین قانونی داشته باشد و دوم اینکه من به اکران در ایران بسیار اهمیت می‌دهم. یعنی برای من اکران در ایران بسیار مهم‌تر از حضور در جشنواره یا اکران خارج از کشور است.

به همین دلیل ناگزیرم با پروانه ساخت فیلم بسازم. یعنی باید تقاضای پروانه ساخت بدهم و امیدوارم پروانه‌اش صادر شود و بتوانم تولیدش کنم. این فیلم هم دوباره در همین فضای شبیه لاک‌پشت است اما به موضوع ذهنی و روانی دیگری می‌پردازد. فیلمنامه یک درام زنانه است و قصه زنی است که دچار وسواس ذهنی است. یکی از مشکلات شایعی که اکنون خیلی‌ها با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. خیلی‌ها شاید اصلاً ندانند دچار این بیماری هستند اما زندگی‌شان در واقع تحت تأثیر این اختلال روانی است و تحت تأثیر آن هستند. قصه بسیار جذاب و پرکششی است. امیدوارم بزودی پروانه ساختش صادر شود تا بتوانیم امسال این فیلم را بسازیم.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *