به گزارش خبرنگار رها، هرچه به چهلودومین جشنواره فیلم کوتاه نزدیکتر میشدیم، حواشی و نقطهنظرات نسبت به کیفیت برگزاری آن و مهمتر از هم دوری کاخ جشنواره از مرکز شهر، افزایش پیدا میکرد. با همه حواشی، بالاخره این رویداد روز گذشته بهصورت رسمی کلید خورد و میزبان طیف قابلتوجهی از علاقهمندان سینمای کوتاه شد.
رسانه «رها» در سلسله گزارشهای روزانه، متن و حاشیه جشنواره «تهران» را زیر ذرهبین خواهد برد؛ آنچه در ادامه میخوانید، نکات مربوط به اولین روز جشنواره یعنی یکشنبه ۲۷ مهرماه است.
نکته اول؛ صفهای طولانی، سالنهای شلوغ
تنها چند دقیقه به ساعت ۱۳ یعنی اولین سانس اکران فیلمهای روز اول مانده بود که مخاطبان سینمای کوتاه و سینماگران این حوزه یکی پس از دیگری خود را به پردیس ایرانمال میرساندند و بدون اینکه بخواهند زمان را از دست بدهند، به طرف راست شیشههای زرد و سالنهای سینما حرکت کردند. در مسیر با چک کردن بلیت و فیلمها و باکسهای اکران به سمت سالن مورد نظر رویت و پس از انتظار پشت در سالن، وارد آن میشدند. در کمتر از ده دقیقه سالنها مملو از جمعیت شد. افراد تازه وارد نگاهی به سالن انداخته و با نبود صندلی خالی روی زمین مینشستند. هدف نشستن روی صندلی یا گپ زدن با بغل دستی نبود. هدف تماشای فیلم کوتاه بود. رسانهها با پوشش جمعیت حاضر در ایرانمال، سالنهای شلوغ و صفهای طولانی پیام جشنواره را مخابره کردند. یکی از واقعیتهای غیرقابل کتمان درباره جشنواره فیلمکوتاه، همین شور حال همیشگی علاقهمندان این حوزه است. جشنوارهای که گویی پیگیرترین و جدیترین مخاطبان را دارد و حتی معضلی مانند «دوری» محل برگزاری هم مانع بروز این شور و حال نشد. جشنواره چهلودوم هم بدون اغراق، با شوروحال همین مخاطبان کلید خورد.
نکته دوم؛ بدسلیقگی در باکسبندی
یکی از نکات مهم درباره جشنواره فیلمکوتاه که آن را نسبت به دیگر رویدادهای سینمایی متمایز میکند، نمایش چند اثر در هر سانس است. آثار راهیافته به جشنواره معمولا برمبنای زمانبندی، در باکسهای ۱۰۰ تا ۱۱۰ دقیقهای تفکیک میشوند و اینگونه مخاطب با تهیه بلیت یک سانس، به تماشای ۵ الی ۶ فیلمکوتاه مینشیند. لازمه رعایت حقوق مخاطب و صاحبان اثر، ترکیببندی اصولی همین باکسهای نمایش است. در دورههای اخیر، رویکرد برگزارکنندگان برای قرار دادن آثاری از ژانرهای مختلف در یک باکس اکران، علاوهبر ایجاد منویی متنوع برای مخاطبان، فرصت نمایش بهتر آثار فیلمسازان را هم فراهم میکرد اما در روز اول جشنواره چهلودوم، شاهد یک بدسلیقگی در ترکیببندی باکسهای نمایش بودیم بهگونهای که در یک سانس، مخاطب باید به تماشای ۶ فیلم کوتاه با موضوعی مرتبط با تاریخ معاصر مینشست و در باکسی دیگر، چند فیلم با موضوع ملودرام اجتماعی چیده شده بود. این اتفاق، بهویژه به فیلمهایی که در انتهای باکس جانمایی شدهاند، آسیب زده و مخاطب هم بهواسطه تکرار یک موضوع و فضای مشابه آثار، امکان قضاوت درست درباره کیفیت را از دست میدهد. بعید است در میانه برگزاری جشنواره این معضل امکان چاره داشته باشد اما اشاره به آن ضروری بود.
نکته سوم؛ دلتنگیمان برطرف شد!
فیلم کوتاه برادران ارک، «خداحافط آشغال» در روز اول نه یک بار بلکه دو بار به نمایش درآمد؛ این اثر دلتنگی و انتظار چندین ساله مخاطبان پیگیر سینمای کوتاه برای تماشای اثری تازه از این دو برادر شیرین و جسور را از بین برد. برادرانی که حالا از قبل جسورتر هم شدهاند. آنها در دنباله سوژههای قبلی خود به یک ایده ناظر متفاوت رسیدهاند. مضمونی که دیگر آغشته به تعلیق نیست. آغشته به ترسی خوفناک و مرگآور نیست. حتی برعکس. سرشار از زندگی و لحظات سرخوشانه است. اما این زندگی چگونه به تصویر کشیده میشود؟ بگذارید این پاسخ را به حساب بازیگوشی برادران ارک در تضاد تصویر و روایت بگذاریم! چرا که زندگی قشنگی که این دو برادران در فیلم کوتاه «خداحافظ آشغال» ترسیم میکنند، چندان خوش رنگ و لعاب و خوشبو نیست! رونمایی از فیلمکوتاه «خداحافظ آشغال» یکی از اتفاقات ویژه روز نخست جشنواره بود اما غیبت برادران ارک و جای خالیشان در میان مخاطبان و اصحاب رسانه، کمی عجیب بود!
نکته چهارم؛ بازی، سینما، افسانه!
در نشستهای تخصصی «۴۲-۲۰» که یکی از بخشهای جنبی پرطرفدار جشنواره فیلمکوتاه در ادوار مختلف بهشمار میرود، در روز اول جشنواره چهلودوم، رشید کاکاوند که در برنامه «کتابباز» جایگاهی خوبی در میان طرفداران شعر پیدا کرد، از پیوند میان شعر و سینما گفت. پیش از شروع نشست یک نفر در میان جمعیت بلند شد و از کاکاوند درخواست کرد تا برای حضار شعری را که قبلا در برنامهای خوانده بود را بخواند. او از ارومیه آمده بود. ۹۰۰ کیلومتر را طی کرده بود تا به آن نشست برسد، اما کاکاوند امتناع کرد. از شرکتکننده خواست تا آن شعرخوانی را در صفحات مجازی دنبال کند. به جای آن شعری از حسین منزوی خواند. شعری که سینما در سطر سطر آن دمیده شده بود. شعری به نام «بازی، سینما، افسانه!» کاکاوند بعد از خواندن آن شعر از منزوی به ارتباط سینما و ادبیات به خصوص شعر پرداخت. او در دنباله صحبتهایش به لطافت و ظرافت شاعرانه در فیلمهای کیارستمی اشاره کرد و در ادامه به ویژگیهایی که باعث شاعرانگی در فیلمها میشوند اشاره کرد. با اینکه حاضران نشست از او درخواست خواندن شعرهای کلاسیک اعم از مولوی و حافظ را داشتند، اما او سعی داشت تا با مصداقهای سینمایی از تعاملی که میان هنر سینما و شعر وجود دارد، بگوید. هسته اصلی صحبتهای این نویسنده پرداخت شاعرانه در سینما به مدد فضاهای خیالانگیز، انتزاعی و حتی سورئال بود. او شعر را در ایده اولیه نمیدانست. او معتقد بود شاعرانگی اشعار معاصر و کلاسیک در پرداخت شاعران به آن ایده است. کاکاوند در مهمترین مثال خود از «خانه سیاه است» اثر فروغ فرخرزاد نام برد و آن را با توجه به ایدهای که سراسر رنج و درد است، شاعرانه خطاب کرد.
نکته پنجم؛ فیلمهای بیزبان!
از تمام اتفاقات خوب و مهم جشنواره در روز اول گفتیم. اما این گفتنها نشان از بینقص بودن جشنواره نیست. انجمن سینمای جوانان و جشنواره فیلم کوتاه تهران در مورد پخش فیلمها و معرفی آنها به عرصههای جهانی سادهترین و مهمترین گزاره را فراموش کرده است؛ زیرنویس انگلیسی! البته مقصر اصلی این اتفاق متوجه انجمن و یا جشنواره فیلم کوتاه نیست. بلکه فیلمسازان و دستاندرکاران تولید آن اثر باید اهمیت بیشتری به زیرنویسهای انگلیسی فیلم خود بدهند. اما اگر جشنواره پروتکلهای سختگیرانهتری در این مورد وضع کند، سازندگان مجبور میشوند تا به این نکته بیشتر توجه کنند. فیلمهایی که در روز اول جشنواره به نمایش در آمد، پر بود از ایرادهایی که به زیرنویس انگلیسی آثار مربوط میشد.