منیژه خسروی، رها؛ شبکه یک پس از پایان «پسران هور» سراغ پخش خلاصه قسمتها و پشت صحنه این سریال رفت و در ادامه، مجموعه تکراری «نامه آخر» را در جدول پخش خود قرار داد. حالا شبکه یک سریالی جدید به نام «دشتستان» را روانه آنتن کرده است که در ادامه ویژگیها، نقاط قوت و ضعف آن را بررسی کردهایم.
داستان سریال
فیلمنامه «دشتستان» را محمد نقایی با محوریت زندگی سه دانشجو نوشته است. غفور، دانیال و فرید با گذشتههایی متفاوت از یکدیگر، درحالی سال تحصیل خود را آغاز کردند که ظرفیت خوابگاهها پر شد و آنها در نهایت یک سوئیت متروکه در طبقه بالایی خوابگاه را دراختیار گرفتند.
موضوع پررنگ قسمتهای ابتدایی، اتفاقات مرموزی است که در سوئیت رخ میدهد و مثلا وسائل جابجا میشوند. کنار محل سکونت این سه، اتاقی مخفی وجود دارد و دانشجویان برای اطلاع از آن دست به کار شدهاند. با این حساب، سریال در کنار رگههای کمدی به ژانر ترسناک هم تنه میزند ولی سازندگان، عامدانه دنبال القای ترس نیستند.
موضوعاتی مثل عشق به دختران دانشجو، کل کل پسران و دختران، مدیر سلف غذاخوری که مردی سودجود است و… هم سهمی از قصه دارند. همچنین پای دختری به اسم تمنا به قصه باز شده است که مدعی است، خوابگاه، میراث پدریاش بوده و مردی به نام تمنا آن را بالا کشیده است. بخشی از کشمکش قصه سریال در ادامه به همین موضوع اختصاص خواهد یافت.
از شروع قصه تا ماجرای هماتاق شدن سه دانشجو و رقم خوردن اتفاقات مختلف، زمانی منطقی طی شد و در این بازه، وضعیت هر کدام به همراه دیگر شخصیتها برای مخاطب به تصویر درآمد. از این منظر میتوان نتیجه گرفت «دشتستان» با ضرباهنگ مناسب سراغ سوژه اصلی رفته است. ایراد اصلی قصه، حرکت روی کلیشههایی است که مخاطب بارها آنها را دیده؛ مثل جوانک بااعتماد به نفس و تلاش برای به دست آوردن دل یک دختر عصبی. حتی شخصیت پسری مودب و باهوش و خونسرد هم از الگوهای آشنا بهره میبرد. در مجموع، قصه «دشتستان» باوجود کلیشهها، میتواند مخاطب پیگیر تلویزیون را سرگرم کند. مهمتر این که تا حد امکان از پراکندهگویی و روایتهای مطول پرهیز کرده است.
کمدی سریال
پیشتر سریالهایی مثل «روزگار جوانی، «پشت کنکوریها»، «لیسانسهها» و… دست روی زندگی دانشجویی گذاشته بودند. «دشتستان» هم جزو آثاری است که لحن کمدی برای روایت خود انتخاب کرده اما یک سریال «تمام کمدی» نیست. سازندگان برای انتقال فضای سرخوشانه، روی چند شخصیت و در راس آنها غفور تکیه کردهاند. او از شهرستان به تهران آمده است؛ در جدیترین موقعیتها، واکنش و بیانی شوخ دارد و… غفور، به امید پولدار شدن، چند خلاف هم انجام داده؛ مثلا ارگ بم را به یک فرد حقیقی فروخته و پدر (بیوک میرزایی) کارش را گردن گرفته و به زندان افتاده است.
با شنیدن دیالوگها و دیدن موقعیتهای کمدی «دشتستان» لبخند به لب نمینشیند؛ اما سازندگان در انتقال سرخوشی شخصیتها موفق عمل کردهاند. نکته خاص این که عمده بازیگران اصلی سریال، در قامت شخصیتها، رگههایی آشکار از تجربیات قبلی را با خود دارند. نمونهاش غفور با بازی جواد پولادی؛ بازیگر سریال خانگی «اجل معلق»، فیلم «هتل» و… کاظم نوربخش که با «نونخ» و نقش سلمان به شهرت رسید نیز همین شرایط را دارد.
ساختار سریال
امیر بشیری، کارگردان «دشتستان»، آثاری زیادی را روی صحنه برده است؛ از جمله «کلنل»، «پدرانه»، «غروب بیپایان»، «نجواها»، «رادیکال ۲»، «اجسام از آنچه در آئینه میبینید به شما نزدیکترند»، «خانواده اردکانی»، «از مرو تا توس» و «باغ خونی». او تجربه ساخت فیلم کوتاه هم دارد. بشیری برای کارگردانی «دشتستان» به شیوه کلاسیک عمل کرده است که مصادیق آن در قابها، روایت و… به چشم میآید. او دنبال بازیگوشیهای اضافه نیست و به همین دلیل سریال از منظر کارگردانی نمره بالایی دریافت میکند.
بازیگران سریال
کارگردان «دشتستان» بازیهایی مناسب باز بازیگران گرفته است؛ هرچند در شخصیتپردازی، همانطور که اشاره شد، کلیشه هم به چشم میخورد. با این حال ترکیب بازیگران نقشهای دانشجو، آرام آرام جا افتاده است و این امتیازی برای کارگردان محسوب میشود.
جواد پولادی (غفور)، ناصر سجادی حسینی (دانیال) و نیما شکیبایی (فرید) بار اصلی قصه تا این جا را بر دوش داشتهاند و عملکردشان قابل قبول بوده است. ستاره حسینی، دیگر بازیگر جوان سریال که به خاطر شرایط مالی خانواده و کمکاری برادران، راننده تاکسی اینترنتی است، نقش باران، نامزد فرید را برعهده دارد. او نیز حضوری خوب مقابل دوربین داشته است.
رضا کریمی، در دو نقش حضور یافته؛ یک جا مسئول سودجوی سلف غذاخوری دانشگاه است که همسرش فوت شده و فعلا اصرارش برای خواستگاری از یکی از کارکنان دانشگاه (حدیث میرامینی) راه به جایی نبرده است. او نقش برادر خود که رستوران دارد و از غذای بد دانشگاه به نفع جذب دانشجویان بهره میبرد را هم ایفا کرده است. کریمی از عهده ماموریت موفق برآمده است. حدیث میرامینی در نقش زنی که سنش بیشتر از سن واقعی اوست، نیز خوب عمل کرده است.
سیامک صفری، بازیگر برخاسته از تئاتر و دارای نقشهای تحسینآمیز متعدد در فیلم و سریال، ایفاگر نقش آقای تمنا، مسئول خوابگاه است. او شمایل یک مرد سوءاستفادهگر را باورپذیر به تصویر کشیده و رگههایی از طنز به بازیاش داده است. درباره دیگر بازیگران باید منتظر شروع یا پررنگ شدن نقش آنها در «دشتستان» باشیم؛ مثل وحید آقاپور، بیوک میرزایی، ویدا جوان، جلیل فرجاد و…
آینده سریال
بر اساس پنج قسمت ابتدایی، «دشتستان» سریالی متوسط است. باید دید آیا در ادامه قصه سریال و ماجراهای آن قدرت بیشتر برای همراه کردن مخاطب حداکثری را دارد یا نه. فعلا بهنظر میرسد با یک سریال معمولی دیگر از تلویزیون مواجه هستیم. راستی تیتراژ پایانی را امیرحسین مدرس با همراهی پسرش ایلیا خوانده است که تحلیل آن فرصتی دیگر میطلبد.
دیدگاه ها (1)
رضا
۱۶ آبان, ۱۴۰۴ at ۱۰:۰۰ ب٫ظمعمولی یعنی چی؟!! لابد با چهار تا نمای بسته اروتیک از معمولی بودن در میان یا هیستریک مسواک زدن فلان بانو جلوی آینه؟!
همین رو سروش صحت بسازه جامه هم میدرید