به گزارش رها، «مهمانکشی» که همزمان با ماه محرم روی آنتن شبکه یک سیما رفت، زندگی حضرت مسلم بن عقیل (ع) را با جزئیات به تصویر کشید و به روایت عهدشکنی کوفیان و قیام امام حسین (ع) پرداخت. این سریال به کارگردانی احمد کاوری کارگردان، تهیهکنندگی کامبیز دارابی و فیلمنامه محمدمهدی فیاضیکیا تلاش تلویزیون برای تولید اثری تاریخی-عاشورایی است تا کمبود محصولات مرتبط با این واقعه مهم برطرف شود. اتفاقی که پس از «مختارنامه» رخ نداد و طی چند سال اخیر سریال «عشق کوفی» و تلهتئاتر «کاتب اعظم» به همراه «مهمانکشی» در صدد جبران هستند.
چالش چهره طبیعی بازیگران
احمد کاوری در نشست بررسی «مهمانکشی» که در خبرگزاری مهر برپا شد، درباره انتقادها نسبت به استفاده از بازیگران زن مثل لیلا اوتادی که صورتهایشان با عملهای جراحی و تزریق، غیرطبیعی جلوه میکند و به کار تاریخی نمیخورد گفت: حساسیت وجود داشت ولی خانم اوتادی برای نقشی که انتخاب شد گزینه خوبی بود، خیلی هم با کار همدل بود. در این سن بازیگری را نمیشناسم که تزریق نکرده باشد.
او در پاسخ به این که تزریق بازیگر برای شما به عنوان کارگردان چالش است یا نه، توضیح داد: اکثر بازیگران زن تزریق میکنند، حتی مردها هم تزریق کرده و بینی عمل میکنند که همین مساله برای برخی نقشها کار را خیلی سخت میکند. با اینکه برخی بازیگران خیلی هم توانا هستند اما این تزریق روی بیان آنها تاثیر میگذارد و بیان و صدا و تارهای صوتی شان عوض میشود. من با بازیگری قبلاً کار میکردم که خیلی خوب بود و در این پروژه هم او را آوردم و همین اتفاقات روی او تاثیر گذاشته بود. این چالشی است که خیلیها دارند و میخواهند تا آخر عمر جوان بمانند. در حالی که دنیای نمایش نیاز به نقشهای پیر و میانسال و ژولیده هم دارد. در سریال روز میتوان توجیه کرد ولی در سریال تاریخی نمیتوان توجیهی داشت.
امیررضا دلاوری بازیگر «مهمانکشی» هم اظهار داشت: با این روند شاید تا پنج سال دیگر بتوان کار تاریخی ساخت و بعد از آن دیگر نباید بسازیم چون دیگر چهره طبیعی نداریم.
قیاس نادرست با مختارنامه
احمد کاوری، درباره قیاس «مهمانکشی» با «مختارنامه» گفت: به نظر من مقایسه این کار با هر اثر دیگری اساساً غلط است. کیفیت یک اثر به مدت زمان صرفشده یا هزینههای تولید آن وابسته نیست. در جهان هم همینطور است؛ ممکن است یک فیلم سینمایی طی چندین ماه ساخته شود اما فیلمی مانند «سکوت برهها» که جذابیت آن بر کسی پوشیده نیست تنها در ۲۹ روز فیلمبرداری شد. بنابراین من در این سریال میدانستم با اثری مستقل روبهرو هستم و ارتباطی با دیگر آثار تاریخی ندارد. آن آثار در زمان خودشان و بر اساس سلیقه و لحن کارگردانشان ساخته شدهاند. میتوان یک قصه به ظاهر تکراری را بارها و بارها با لحن مختلف تعریف کرد، به صورتی که هر بار طعم و رنگ تازهای داشته باشد.
مخاطب حق دارد مقایسه کند
نظر کامبیز دارابی، عکس کارگردان «مهمانکشی» در ماجرای مقایسه است. او در این زمینه اظهار داشت: من با ماجرای مقایسه هم مشکلی ندارم، مخاطب حق دارد مقایسه کند. سریالی را قبلاً دیده و «مهمان کشی» هم در فضایی مشابه بوده است و مقایسه میکند. به قول شما این سریالها کم است و قیاس میشود اما خود ما هیچ گاه در مقام مقایسه برنیامدیم. معتقد هستم حتماً یکسری اشکالات وجود دارد. این کاستیها به همه کارها برمیگردد. یعنی شما بهترین کارهای دنیا را هم اگر به همان کارگردان بدهید و بگویید دوباره بساز، قطعاً بهگونهای دیگر میسازد. ضمن اینکه معتقد هستم اگر الان «مهمان کشی» با سریالی مثل «مختارنامه» مقایسه میشود، خوب هم است! در همین چند سال سریالهای تاریخی دیگری هم ساخته شدند اما آنها را با «مختارنامه» مقایسه نکردند پس اگر این کار مقایسه میشود، بد نیست. من هم بد نمیدانم، اما مقایسهها منصفانه نبود.
انتقاد از تلویزیون به خاطر عدم تبلیغ درست سریال
امیررضا دلاوری با طرح این نقد که تلویزیون میتوانست تبلیغ بهتری از «مهمانکشی» داشته باشد، گفت: این یک واقعیت است، در سالهای اخیر بازیگران چهره کمتری به تلویزیون آمدهاند یا حداقل میتوان گفت بازیگران خوبمان کمتر به تلویزیون آمدهاند. وقتی در یک مجموعه این چنینی به واسطه تهیه کننده و کارگردان این همه بازیگر خوب، چهره و توانا حتی برای نقشهای کوچک میآوریم، چرا باید اینگونه پخش شود؟ چرا نباید تبلیغات درست و حسابی انجام بدهیم؟ چرا نباید روی بازیگران بیشتر مانور داده شود؟
استرس تولید همزمان با جنگ ۱۲ روزه
دلاوری درباره دلیل پذیرش پیشنهاد حضور در «مهمانکشی» بیان کرد: اگر کارگردان یا تهیهکننده دیگری، که اینقدر با هم رفاقت نداشتیم، به من بازی در سریال را پیشنهاد میکرد، شاید قبول نمیکردم بازی کنم. نه اینکه سریال یا فیلمنامه بد باشد اتفاقاً وقتی فیلمنامه را خواندم، نسبت به بضاعت و مطالعات خودم، چفتوبست خوبی داشت. ممکن بود بعضی دیالوگها یا موقعیتها مشکل داشته باشد که با کارگردان صحبت میکردیم و حل میشد. گاهی دیالوگی اصطلاحاً توی دهانمان نمیچرخید، کمی تغییر میدادیم اما ضعف فیلمنامه آنقدر زیاد نبود که آدم بگوید کار مشکل جدی دارد.
او همچنین گفت: آنچه شما از بیرون میبینید با چیزی که ما در حین کار میدانیم متفاوت است. ما زحماتی را هم که در طول کار کشیده شده، میبینیم. شما صرفاً اثر را میبینید و مقایسه میکنید اما نمیدانید که در آن موقعیت و شرایط چه گذشته است. هیچوقت شاید این گفته نشود که ما در دوران جنگ ۱۲ روزه، زیر بمباران، سر و صدا، استرس و نگرانیها همچنان مشغول کار بودیم. فکر نمیکنم چند سال دیگر کسی درباره این شرایط صحبت کند؛ شرایطی که هم بحرانی بود، هم از نظر نگرانیهای عمومی، هم از نظر بودجه مورد تامل است. همه این موارد در خروجی کار تأثیرگذار بود.