رها|مجتبی اردشیری: علی اردشیر لاریجانی؛ سومین رئیس سازمان صداوسیما که با هدف ایجاد تغییر و تحول در این سازمان از ۲۴ بهمن ۷۲ به این سمت منصوب شد، در دورهای این سمت را در دست گرفت که تلویزیون، جایگاه خود را به عنوان رسانه مرجع و پرمخاطبترین تریبون جامعه ۶۰ میلیونی پیدا کرده بود و میبایست با تغییر جامعه، در دوره پساجنگ، از آن قالب سنتی خارج میشد اما چارچوبها را هم حفظ میکرد.
با این نگاه، لاریجانی جوان که فلسفهخواندهای دانشمند و فرزند و داماد دو فیلسوف صدرایی بود و پیش از آن، ۱۸ ماه در سمت وزیر فرهنگ و ارشاد عملکرد مطلوبی داشت، یک گزینه بسیارخوب تلقی میشد. آشنایی با سازوکارهای اجرایی حوزه فرهنگ، تعامل با بدنه جامعه هنری کشور و مهمتر از همه، نیازسنجی فرهنگی اجتماع ازجمله امتیازهایی بود که او را برای این حوزه، یک انتخاب درست نشان میداد. یکی از حوزههایی که در دوره او تحول بزرگی را تجربه کرد، موسیقی بود و خصوصا بازگشت موسیقی پاپ به صحنه رسمی اجتماعی در ایران، مربوط به همین دوره است. نکته جالب اما اینجاست که این تحولات با میزبانی تلویزیون از بزرگترین نماد موسیقی سنتی در آن دوران آغاز شد. اتفاقی که به سختی میتوانست رقم بخورد و مطابق پیشبینیهایی که وجود داشت، حواشی و جنجالهای زیادی پدید آورد.
دعوت از شجریان؛ ریسک بزرگ لاریجانی جوان
نخستین نشانههای این حرکت را در اولین و آخرین حضور تلویزیونی محمدرضا شجریان در پس از انقلاب دیده شد. جایی که خسرو آواز ایران، مهمان برنامه سال تحویل تلویزیون بود و یک اتفاق نادر را رقم زد. لاریجانی بهمنماه به تلویزیون آمد و تا نوروز ۷۳ زمان زیادی باقی نمادنده بود. او در خاطرات ۲۱ اسفند ۷۲ خود، ریشه این اتفاق را چنین شرح میدهد: «آقای ابطحی که مشاور رییس سازمان بود پیشنهاد داد آقای شجریان برای شب عید یا سال تحویل به برنامه تلویزیون دعوت شود. نظر او را پسندیدم. به آقای فریدزاده گفتم این کار را بکند. خودم هم با آقای شجریان قرار گذاشتم.»
پیشنهادی که خیلی زود عملیاتی میشود تا شجریان، ۴ روز بعد، به دیدار لاریجانی برود. لاریجانی در اینباره مینویسد: «بعد از جلسه هیات دولت، به سمت سازمان حرکت کردم. نزدیک در جامجم، دیدم آقای شجریان از اتومبیل پیاده شده. ظاهرا حراست در جامجم میخواست با تماس تلفنی، تأیید کند. پیاده شدم و با ایشان احوالپرسی کردم و همراه هم به داخل سازمان رفتیم. ایشان از برنامه اجرای دعای سال تحویل و غزلی از حافظ که آماده کرده است تا در مراسم سال تحویل اجرا کند سخن گفت. از ایشان تشکر کردم.»
بالاخره روز موعود فرا رسید و شجریان، ۳۱ دقیقه در برنامه حضور پیدا کرد و برخلاف آنچه تصور میشد که این برنامه احتمالا با حواشی همراه شود، خیلی متین و آرام به پایان رسید و بسیاری از مخاطبان در همان نخستین دقایق سال ۷۳، با شگفتی از بابت دیدن خسرو آواز در قاب تلویزیون متوجه تغییر نگرش مدیریت جدید رسانه ملی شدند. شجریان در برنامه حاضر شد و دعای آغاز سال نو را به صورت زنده خواند و یک آواز در ماهور مرکب را نیز با تار داریوش پیرنیاکان که در استودیو ضبط کرده بود، در حضور مجری برای مخاطبان رسانه پخش کرد.
آغاز انتقادها
البته که طبق انتظار، این حرکت با انتقادهایی نیز همراه بود. مهمترین و گلدرشتترین انتقاد رسانهای را روزنامه جمهوری اسلامی مطرح کرد. این روزنامه در نخستین روز انتشارش در سال ۷۳ یعنی یکشنبه ۱۴ فروردین از این که آقای شجریان در هنگام تحویل سال در شبکه یک حاضر شده و به اجرای برنامه پرداخته، انتقاد کرد.
جمهوری اسلامی حتی دایره انتقادهای خود را به خواندن دعای سال تحویل توسط شجریان و تجلیل از وی گسترده کرد. این روزنامه در ادامه انتقادش به این حرکت، افسوس خورده که چرا یک پدر شهید یا یک بسیجی را هنگام سال تحویل در برنامه نیاوردند تا دعای سال تحویل را بخواند.
لاریجانی اما واکنش جالبی به این انتقاد داشت و گفت: به نظرم این نقد، آغاز نقد برنامههای صداوسیماست که آقای رییسجمهور (هاشمی رفسنجانی) در ملاقات چند روز پیش حدس میزد. البته حضور یک پدر شهید یا یک جانباز قطعا مناسب چنین لحظاتی خواهد بود و انتقاد واردی است که باید در سالهای بعد اصلاح شود ولی این دلیل نمیشود که از یک هنرمند بسیار شهیر و خواننده خوشصدا استفاده نشود.
تمامی انتقادها اما به یادداشت روزنامه جمهوری اسلامی خلاصه نشد. این اقدام صداوسیما در زمان خودش از این جهت غافلگیرکننده و پردامنه بود که حتی لاریجانی، ۲۷ سال پس از آن اتفاق، نسبت به آن اظهارنظر کرد.
او در مصاحبهای که در سال ۱۴۰۰ انجام داد، گفت: نحوه تولید کارهای فاخر در تلویزیون با دقت انجام میشد. اولش که آمدم یک شورای موسیقی ایجاد کردیم و مرحوم آقای شجریان که با ما دوست بودند به این شورا آمدند. بعد دیدم یک عدهای از این موضوع انتقاد کردند؛ گوش من برای انتقاد باز است اما قبول کنید یک مدیر نباید در قبال برخی ایرادات سلیقهای تسلیم شود.
ترکشهای جسارت
البته تمام هجمههایی که بابت حضور شجریان در برنامه نوروزی تلویزیون شکل گرفت، از موضع تعصب و خطاب به علی لاریجانی بود و جریان روشنفکری هم از آنجایی که عموما ژست فاصلهگذاری با حاکمیت را تحت هر شرایطی از اجزاء هویتبخشی خودش میداند، شجریان را تحت فشار قرار داد.
این حرکت لاریجانی که میتوان آن را در راستای ایجاد تحولاتی در سازمان صداوسیما تفسیر کرد، حتی از سوی مخالفان خارجنشین حاکمیت نیز بهمثابه زنگ خطر تلقی شد؛ طوری که آنها تمام تلاش خود را انجام دادند تا از تکرار اتفاقهایی از این دست خودداری شود. یکی از این حربهها، تخریب بود؛ بدینترتیب که در تور کنسرتهای آن زمان شجریان، عدهای با فریاد و اعتراض، او را به همکاری با حکومت ایران متهم کردند و دردسرهایی را برای او و گروه موسیقیاش ایجاد شد.
حتی بعدها محمدرضا لطفی در انتقاد به رفتار شجریان نوشت که «ای کاش شجریان شرط میگذاشت که با ساز اجرا میکند تا ممنوعیت نمایش ساز در صداوسیما نیز حداقل برای یک بار هم شده، برداشته میشد.» لطفی در ادامه مقداری زهر نقادیاش را میگیرد و احتمالاتی خوشبینانه به آن اضافه میکند و مینویسد: «اما مشخص نیست پشتصحنه مذاکره آقای لاریجانی با استاد آواز ایران، چه اتفاقی رخ داد که شجریان ترجیح داد اجرای زنده و همراه ساز نداشته باشد. شاید آقای شجریان و لاریجانی در مذاکرات پشتصحنه برنامههای درازمدتتری را برای اجرای موسیقی زنده و حضور هنرمندان برجسته موسیقی در تلویزیون داشتند.»
این فشارها باعث شد محمدرضا شجریان هم بعدها دلیل آمدنش به صداوسیما را جوری توجیه کند که فاصلهگذاری با حاکمیت را بتوان از آن برداشت کرد. او در مصاحبهای که طی سال ۹۰ انجام داد، گفت: «هیچوقت دوست نداشتم در تلویزیون کار کنم اما آثار من مدام از تلویزیون پخش میشد. من هم مدام با ارسال پیامهایی، اعتراض میکردم اما فایدهای نداشت. تا اینکه دیدم کلیپ ساختهاند. کلیپی که هیچ ربطی هم به آواز من نداشت. آن زمان آقای لاریجانی مدیر رادیو و تلویزیون بودند. اعلام کردند که اساتید بیایند و هرچه آنها بگویند من انجام میدهم. من چند باری در جلسات شرکت کردم.»
شجریان ادامه میدهد: «در آن جلسات، استاد پایور و استاد تجویدی و اساتید دیگری هم بودند تا سیاستهای تلویزیون در پخش آثار موسیقی را تعیین کنند. بعد از جلسات، آقای لاریجانی به من گفتند که آقای شجریان اگر شما آستینهایتان را بالا بزنید و بیاید اینجا، همه مشکلات ما حل میشود. من دیدم الان بهترین موقعی است که به مردم بگویم من ۱۷سال است پایم را در تلویزیون نگذاشتهام و در مصاحبه تلویزیونی، مردم این نکته را از زبان خودم بشنوند. همان زمان دعای تحویل سال و یک بهاریه را خواندم و بعد از گفتن این نکته دیگر تلویزیون نرفتم.»
روایت هرمز شجاعیمهر از اجرا مقابل شجریان
هرمز شجاعیمهر که اجرای برنامه نوروز ۷۳ را با حضور محمدرضا شجریان برعهده داشت در این مورد گفته است: «دو، سه روز مانده به نوروز ۱۳۷۳، از طریق آقایان جهانیمقدم و سمنانی؛ تهیهکنندگان مهم تلویزیون در آن دوران، متوجه شدم که قرار است در هنگام سال تحویل، میزبان استاد شجریان باشم.
این اولین نشانهای بود که از سمت رئیس جدید و جوان سازمان احساس کردم. مشتاق رسیدن آن روز بودم و خیلی برای اجرای آن برنامه که مطمئن بودم پربیننده و ماندگار خواهد شد، ذوق داشتم. در هنگام اجرای برنامه هم در نهایت ادب در محضر استاد نشستم و ایشان نیز در نهایت خضوع، به اجرای برنامه پرداختند و به سوالات پاسخ دادند.
آن برنامه سروصدای بسیاری به راه انداخت و برای من نیز تجربه بسیاربزرگی بود و سبب شد که من یک آدم دیگری بشوم. شدت استقبال مردم در کوچه و خیابان به اندازهای زیاد بود که من را در حیرت فرو برد و همانجا بود که به هوش و درایت آقای لاریجانی در عملی کردن این ابتکار آفرین گفتم چون میدیدم که مردم چه استقبال گرمی از این اتفاق به عمل آوردند و تا چه اندازه شخصیتها و هنرمندان خود را دوست دارند.
البته که چنین برنامهای سبب شد سطح انتظار من بالا برود و منتظر تداوم این سلسله برنامهها در مدیریتهای بعدی هم باشم که متاسفانه این اتفاق نیفتاد و همان برنامه، بهعنوان مهمترین برنامه من ماندگار شد.
آقای لاریجانی، مدیری محترم و باسواد بود. ایشان بسیار باشخصیت بودند و من بهعنوان کسی که با تمامی مدیران سازمان از دهه ۷۰ به بعد کار کردم میتوانم ادعا کنم که فضای سازمان در آن سالها خیلی بهتر از دوران روسای دیگر تلویزیون بود.»
انتهای پیام/