پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۸ می ۲۰۲۶

گفت‌وگوی صریح «رها» با منوچهر شاهسواری درباره حواشی جشنواره چهل‌وچهارم

مأموریت «فجر» نمایش برترین‌ها نیست!/ فیلم مجید مجیدی چرا نرسید؟
387
منوچهر شاهسواری دبیر جشنواره ملی فیلم فجر در گفت‌وگو با ویژه‌نامه روزانه رسانه هنر ایران‌(رها) همزمان با برگزاری این رویداد درباره متن و حاشیه فجر چهل‌وچهارم توضیحاتی ارائه کرد.

محمد صابری، رها؛ منوچهر شاهسواری، بی‌تردید یکی از متفاوت‌ترین دبیران جشنواره فیلم فجر در ادوار مختلف برگزاری این رویداد محسوب می‌شود. این تفاوت هم صرفا معطوف به تصمیم‌گیری‌ها و اصرارش بر «تغییر» نیست، بلکه به‌وضوح می‌توان تسلط و اشراف او بر آنچه «می‌خواهد» و البته آنچه «نمی‌خواهد» را در تمام موضع‌گیری‌هایش رصد کرد.

او ابایی از ورود به یک گفت‌وگوی نقادانه ندارد و در عین حال با صراحت تمام از مواضع خود دفاع می‌کند، گاهی هم به حکم استدلال، نقد را می‌پذیرد و در سنگر توجیه پناه نمی‌گیرد.

همه این ویژگی‌ها، گفت‌‌وگو با او را تبدیل به تجربه‌ای جذاب برای هر روزنامه‌نگاری می‌کند و حالا بهانه این گفت‌وگو، برگزاری چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر است؛ رویدادی که با دبیری شاهسواری، تا همین‌جا هم حرف‌وحدیث و حاشیه کم نداشته است.

 

◉ پیش‌تر در گفت‌وگویی که با هم داشتیم، جمله‌ای از شما در حافظه‌ام ماند با این مضمون که «دنیای امروز دنیای تصویر است و بدون تصویر ما سهمی از دنیای جدید نداریم». در نشست خبری جشنواره فجر هم روی این نکته تأکید داشتید. اگر بپذیریم که بخشی از آنچه به‌عنوان «تصویر» در جهان امروز ثبت می‌‌شود، ریشه در دنیای رسانه و مشخصا «خبر» دارد، برایم شنیدن این جمله که «جشنواره با فیلم‌هایش شروع می‌شود نه با خبر» از سوی شما عجیب بود! موافقید با نقد همین جمله گفت‌وگو را شروع کنیم؟

جمله‌ای که به آن اشاره کردید، مبتنی‌بر یک دیدگاه است. اگر برای جهان امروز یک قاعده تمدنی فرض بگیریم که باید بگیریم، جهان امروز «بنیان‌تصویر» است و بی‌تصویر، تبدیل به حاشیه‌نشین در این جهان می‌شویم. با تصویر است که می‌توانیم در متن جهان قرار بگیریم. ماهیت تصویر هم جزو کهن‌الگوهای بشر است. در روزگار امروز «تصویر متحرک» در سینما متجلی شده و برهمین اساس می‌توان گفت، بی‌سینما ما در جهان امروز حاشیه‌نشین می‌شویم و با سینماست که می‌توانیم در متن جهان باشیم. فارغ از کیفیت سینمایی که داریم. یک بار در ذهن خود تمام کشورهای موثر از روابط جهانی را مرور کنید، همه آن‌ها کشورهای صاحب سینما هستند. برخی از کشورهایی که موقعیت‌های اقتصادی درخشانی در سال‌های اخیر داشته‌اند، برای سهیم شدن در این اعتبار، هزینه‌های سنگینی برای داشتن سینما کردند که نمونه‌اش کره جنوبی است…

 

◉ البته من در اهمیت «تصویر» در جهان امروز، با شما هم‌نظرم و نقدم بر نادیده گرفتن خبر و مدیا در این نگاه از طرف شما بود.

نکته اینجاست که میان مدیا و خبر، تفاوت‌های ماهیتی وجود دارد. درباره جمله‌ای که در نشست خبری گفتم و از نظر شما شبهه‌ای به آن وارد است و من هم نمی‌خواهم این شبهه را رد کنم، شاید باید با لحن دیگری آن را می‌گفتم اما مسئله‌ام طرح یک نقد درون گفتمانی بود. ما وقتی از موضوعی خبر نداریم، با اینکه از آن مطلع نباشیم، متفاوت است. آنچه به آن اشاره کردم ناظر به همین مسئله بود که تصویر ما از مفهوم خبر در روزگار فعلی، به‌گونه‌ای شده که گویی فقط با خبرهای زرد است که جذابیت به‌وجود می‌آید. گویی خبرهای واقعی کسی را هیجان‌زده نمی‌کند. شما اهل این حرفه هستید و نمونه‌هایش را می‌دانید. مثل همان گزارشی که در یک رسانه درباره موج انصراف از جشنواره منتشر شد، در حالی که حتی ما یک مورد انصرافی هم نداشتیم! همان گزارش یا خبر، کلی پیچید و موردتوجه قرار گرفت. در آن گزارش نام فیلمی که هنوز ساخته نشده است، به‌عنوان انصرافی درج شده بود!

 

◉ بله متأسفانه، من هم آن گزارش عجیب را دیدم!

در واکنش به این فضا بود که گفتم جشنواره با فیلم‌هایش شروع می‌شود نه با این دست خبرها…

 

◉ متوجه نقد شما به خبرسازی‌های فیک و بازار داغی که این دست اخبار امروز در فضای مجازی دارند، هستم و حتی با شما هم‌نظرم. اما نمی‌توان اطلاع‌رسانی رسمی یک رویداد که بخشی از هویت و تصویر آن را در نگاه افکار عمومی و فضای رسانه‌ای ترسیم می‌کند، با این استدلال نادیده گرفت. جشنواره فجر چهل‌وچهارم، در حد فاصل انتشار فراخوان تا بازه برگزاری، با خلأ جدی در این زمینه مواجه بوده و این حتما به هویت جشنواره آسیب زده است. اتفاقا همین فقدان اطلاع‌رسانی درست و رسمی، فضا را برای خبرسازی و انتشار شایعات، فراهم کرد…

بله. این نقد شما کاملا جدی است و قبول هم دارم. نمی‌خواهم در برابر آن هم پاسخ توجیهی بدهم. اما برای اطلاع می‌گویم زمانی که قرار شد جشنواره صاحب دبیرخانه دائمی شود و احساس شد به جای بخش روابط عمومی به «واحد ارتباطات و رسانه» نیاز دارد، باید در ساختار جدید این اتفاق شکل می‌گرفت و نقصی که به آن اشاره می‌کنید، ناشی از این بود که نتوانستیم در این مدت، این واحد را با نگاه دقیق و حرفه‌ای راه‌اندازی کنیم. به‌شدت علاقه‌مند بود و هنوز هم معتقدم که باید نگاه‌مان به این عرصه تغییر کند. وقتی هم بنای تغییر در یک ساختار را داریم، بلاخره ممکن است صدمه هم بخوریم. از این جهت نقد شما، نقد درستی است اما درخواستم این است که از زاویه اجرایی که ما درگیر آن بودیم هم به ماجرا نگاه کنید. نگاه من این است که بخش ارتباطات و رسانه نیاز به تعریف و ساختار نو دارد و باید فرصتی ایجاد کنیم که بتوانیم موقعیت خودمان را بازنگری کنیم. به‌خصوص در زمینه «ارتباطات» که به‌نظرم بعد از ۲۳ بهمن‌ماه و پایان جشنواره هم باید همچنان ادامه داشته باشد.

 

◉ ان‌شاله این ساختار هم شکل بگیرد و به شرط بقا، سال آینده درباره عملکرد آن گفت‌وگو کنیم. برداشتم از توضیحات شما این است که در کیفیت اطلاع‌رسانی جشنواره چهل‌وچهارم، «نخواستن» در کار نبوده و اگر اختلالی هم شاهد بودیم به دلیل «نتوانستن» بوده است.

به دلیل تلاش برای تحقق یک تغییر بود.

 

 

◉ همین الان می‌توانم فهرستی از اخبار رسمی جشنواره را بگویم، از «حذف هیأت انتخاب» تا «میزبانی پردیس ملت» که همه از طریق شایعه و شنیده و بدون اطلاع‌رسانی رسمی در فضای رسانه‌ای منعکس شد. برای جشنواره‌ای در مختصات فجر، این ضعف به‌شدت جدی است.

در برخی از حوزه‌ها و مصادیقی که به آن اشاره می‌کنید، ممکن است نگاه و سلیقه شخصی من هم دخیل بوده باشد و شاید شما آن را تأیید نکنید.

 

◉ یعنی در مواردی پای «نخواستن» در میان بوده!؟

نه. فقط می‌خواهم درباره یک مصداق توضیح دهم. حذف هیأت انتخاب، یک پروژه پیچیده و مستلزم بررسی‌های فراوان بود. ما برای این تغییر وارد میدانی پر از مین شده بودیم و باید مین‌های زیادی را هم خنثی می‌کردیم. خنثی کردن برخی از این مین‌ها زمان زیادی از ما می‌گرفت. مواجه با برخی از این مین‌ها هم اجتناب‌‌ناپذیر بود و اینگونه نبود که کسی تعمدا در مسیر ما مین‌گذاری کرده باشد. خیلی از کهن‌الگوها ما را اسیر کرده و به همین دلیل با هر کس که می‌خواستیم مشورت کنیم، ابتدا می‌گفت «مگه می‌شه!؟». به همین دلیل تصورم این بود که این مرحله را باید در آرامش کامل طی کنیم تا تبدیل به یک بحران نشود. گاهی اوقات ذهن ما روی یک مسئله بسته می‌شود و هر تغییر را پیچیده و دشوار می‌کند.

 

◉ الان که این مسئله را روایت می‌کنید، به یاد تجربه مشابهی افتادم. زمانی که رضا میرکریمی در اولین دوره استقلال جشنواره جهانی فیلم فجر، قصد داشت نام این رویداد را به «جشنواره تهران» تغییر دهد و به‌صرف رسانه‌ای شدن، به‌شدت مورد هجمه قرار گرفت و گویی همان مین‌هایی که به آن اشاره می‌کنید منفجر شد و پروژه از اساس ناکام ماند!

این یک نمونه از همین مورد است که منجر به «نشدن» شد. همه در کلام می‌گوییم «تغییر اجتناب‌ناپذیر است» اما به محض اینکه می‌خواهیم دست به تغییر بزنیم، همه می‌گویند نمی‌شود! می‌گویند بهتر است به جای امسال، سال بعد این کار را بکنیم و سال بعد هم هیچ‌گاه فرا نمی‌رسد…

 

◉ درباره حذف هیأت انتخاب، این توضیح شما قابل‌درک است اما خبر ساده‌‌ای مثل انتخاب پردیس ملت برای میزبانی اصحاب رسانه چرا نباید به‌صورت رسمی مخابره شود!؟

واقعیت این است که تا آخرین لحظات، همچنان برج میلاد میزبان جشنواره بود و آن هم نه براساس سلیقه من یا مسعود نجفی. اولین کسی که پیشنهاد جابه‌جایی از میلاد را مطرح کرد هم مسعود نجفی بود، اما به دلیل ترس از مین‌هایی که به آن اشاره شد، موافقت نکردم. آدم باید صداقت داشته باشد و واقعیت این است که ترسیدم محل برگزاری از میلاد به ملت منتقل شود. بعدتر و با توضیحات دوستان دیگر و تلاش‌های مسعود نجفی، این تصمیم گرفته شد…

 

◉ ولی تا همین امروز هم که با هم صحبت می‌کنیم، هیچ خبر رسمی‌ای از سوی ستاد جشنواره درباره محل برگزاری مخابره نشده است! مثل ماجرای حذف سازوکار ثبت‌نام از منتقدان و اصحاب رسانه…

این هم یکی از مواردی بود که من به مسعود نجفی پیشنهاد دادم. وقتی ما دیتابیس اصحاب رسانه را داریم، چرا به آن‌ها احترام نگذاریم و خودمان برای ثبت‌نام با آن‌ها تماس نگیریم؟‌ چرا باید هر سال اصحاب رسانه را مجبور به ثبت‌نام کنیم؟

 

◉ همه این‌ها نیاز به اطلاع‌رسانی رسمی دارد! نقد برسر فقدان این اطلاع‌رسانی است. حتی شما روز چهارشنبه که نشست رسانه‌ای داشتید، مهمترین خبر مربوط به جشنواره یعنی آغاز زودتر اکران‌ها از روز شنبه را اعلام نکردید. به‌راحتی می‌شد این خبر از زبان دبیر منتشر شود تا اینکه اصحاب رسانه به‌صورت درگوشی و شبیه یک شایعه با آن مواجه شوند!

این یک مورد اشتباه شخصی من بود و حقیقت این است که فراموش کردم در نشست خبری آن را اعلام کنم. من صادقانه نقص‌ها را می‌پذیریم و هرگز آن‌ها را رد نمی‌کنم. اما انتظار دارم که شما هم بپذیرید ما در حال برگزاری جشنواره در شرایطی متفاوت و خاص هستیم. همان نکته‌ای که در ابتدای نشست خبری هم به آن اشاره کردم. حق بدهید در این شرایط، برخی اشتباهات سهوی و نه عمدی، از ما سر بزند. بپذیریم که تغییرات، نیازمند مدارا و بردباری هم هست.

 

 

◉ در نشست خبری تأکید کردید که حذف هیأت انتخاب برپایه کلیدواژه «مسئولیت‌پذیری» بوده است. صریح می‌خواهم بپرسم؛ واقعا منوچهر شاهسواری خودش را در قبال همه ۳۳ فیلمی که در جشنواره امسال می‌بینیم، مسئول و پاسخ‌گو می‌داند؟

قطعا پاسخگو می‌دانم، با یک قید؛ فهم‌مان را از جشنواره فیلم فجر، باید مشترک کنیم. اگر دریافت شما از جشنواره فیلم فجر، مطابق استانداردهای جاری در جشنواره‌های جهانی باشد، حتما در این گفت‌وگو به مشکل می‌خوریم.

 

◉ تعریفی هم که شما در نشست خبری از جشنواره ارائه دادید کمی عجیب است؛ واقعا چرا باید جشنواره فیلم فجر را محل کشف استعداد بدانیم؟ ما رویدادهایی مانند جشنواره فیلم کوتاه تهران را سال‌ها با همین دستور کار داشته‌ایم و هنوز هم داریم. در زیست‌بوم امروز سینمای ایران بسترهای متعددی برای کشف استعداد وجود دارد. جشنواره فجر مهمترین ویترین این سینماست که حداقل انتظار از آن، نمایش برترین تولیدات یک ساله است.

من در این زمینه با شما اختلاف‌نظر دارم. مخالف نیستم اما موافقت ندارم. نقش جشنواره فیلم فجر در شکل‌گیری سینمای نوین ایران چه بوده است؟ جشنواره فجر، به‌وجود نیامد که برترین آثار سینمای ایران در آن نمایش داده شود، اساسا آن زمانی که متولد شد، تولیدات آنچنانی‌ای وجود نداشت. پس چرا به‌وجود آمد؟ من در جشنواره فیلم «تهران» هم فیلم دیده‌ام و در سه سال برگزاری آن در سال‌های قبل از انقلاب حضور داشتم. آنجا واقعا این نگاهی که شما دارید وجود داشت و برترین‌هایی سینمای جهان به نمایش در می‌‌آمد. اما تاریخ جشنواره فجر را مرور کنید، واقعا در سال ۶۲ برترین فیلم‌ها در این رویداد بودند؟ در سال‌های ۶۳ و ۶۴ چطور؟ همین‌طور جلو بیایید، خواهید دید در هیچ‌‌دوره چنین جایگاهی نداشته است. اولین‌باری که من خودم در مقام تهیه‌کننده در جشنواره فیلم فجر حضور داشتم سال ۷۱ یا ۷۲ بود؛ قبل از آن بیشتر تماشاگر آثار بود. جشنواره فجر در تمام این سال‌ها ویترین برای شکل‌ گرفتن سینمای ایران هم از منظر تکنیک و هم از منظر نیروی انسانی و حتی بازار کار بود…

 

◉ قبول کنید که این دستور کار مربوط به همان دهه ۶۰ می‌شود. واقعا حجم تولید سالانه سینمای ایران، امروز مشابه دهه ۶۰ است؟ کمیت تولیدات امروز سینما چقدر بیشتر از سال‌های دهه ۶۰ شده است؟

خیلی…

 

◉ پس بازار تولید وسعت پیدا کرده و دیگر لزومی به کشف استعداد در فجر نیست.

برای مسئله کمیت تولیدات باید فکر دیگری بکنیم اما با تعریفی که من از جشنواره «فجر» دارم، این جشنواره به‌عنوان یک رویداد ملی، اساسا یک جشنواره تخصصی و صرفا هنری و سینمایی نیست. این جشنواره مانند یک بازار بزرگ است که باید در آن گردش کنید تا بدانید در سینمای ایران چه خبر است…

 

◉ با چنین دیدگاهی چرا در فراخوان جشنواره چهل‌وچهارم، قید «۲۲ فیلم» را برای بخش سودای سیمرغ درج کردید؟!

برای اینکه با توجه به شرایط تولید در آن روزها، تصور نمی‌کردم تعداد تولیدات به اعداد فعلی برسد. بعد از جنگ ۱۲ روزه به ناگهان با یک جریان تولید در سینما مواجه شدیم که واقعا دلیلش را هم نمی‌دانم. حتی در ماه‌های بعد از جنگ هم مدتی چراغ تولید در سینما خاموش بود اما ناگهان و به‌خصوص در بخش خصوصی، جریان وسیعی برای تولید به راه افتاد که ۹۰ درصدشان هم فیلم‌اولی بودند. وقتی هم که می‌گویم فیلم‌اولی فقط درباره کارگردان صحبت نمی‌کنم. من نمی‌دانستم با این حجم از تولید چه باید بکنم. مهمانانی بودند که به صحنه آمدند و نمی‌توانستم آن‌ها را نادیده بگیرم. در تمام این سال‌ها جشنواره فجر بستر بروز همین استعدادها بوده است؛ استعدادهایی که گاهی ادامه پیدا کرده و گاه در همان مرحله فیلم اول متوقف ماندند…

 

◉ بله نمونه‌هایش زیاد است.

در کدام جشنواره جهانی چنین شرایطی را سراغ دارید؟ به‌صورت مطلق می‌توانم بگویم نداریم.

 

◉ البته از منظر کشف استعداد، جشنواره‌ای مانند ساندنس را داریم که اغلب فیلمسازان حاضر در آن چهره‌های ناشناخته هستند و نقطه آغاز شهرت‌شان موفقیت در این جشنواره است.

بله در‌ آنجا چهره‌های ناشناخته حضور می‌یابند و معروف هم می‌شوند اما نسبتی با بازار ندارد. همه چیز جشنواره جنبه هنری دارد. اینجا اما مسئله ورود به بازار کار برای این چهره‌های ناشناخته بسیار حائز اهمیت است. برخی از این بچه‌ها، همه سرمایه‌شان را به پای تجربه اول گذاشته‌اند و مواجهه من با اثر او دیگر نمی‌تواند فقط از جنبه آرت و هنر سینما باشد. جشنواره فجر همواره چنین جایگاه و کارکردی داشته است…

 

◉ این نگاه شما منجر به همان رویکردی نمی‌شود که سال گذشته هم محل انتقاد برخی رسانه‌ها قرار گرفت؛ اینکه می‌خواهید هوای همه را داشته باشید و همه را راضی نگه دارید!؟

بین راضی نگه داشتن و هوای همه را داشتن تفاوت وجود دارد. من حین رانندگی در ترافیک، نه بوق می‌زنم و نه لایی می‌کشم، وقتی بین خطوط حرکت می‌کنم، نه مزاحم روبه‌رویی می‌شوم، نه مزاحم پشت‌سری، نه مزاحم طرفین‌م؛ این معنایش می‌شود، هوای همه را داشتن؟! واژه‌ها بسیار مهم هستند و باید ببینیم به چه معنایی آن را به کار می‌بریم. اگر منظور این است که می‌خواهم هیچ کس دلخور نشود، اینگونه نیست. کمااینکه پارسال، تعداد ۳۳ فیلم در فراخوان اولیه اعلام شده بود و من چند ماه بعد دبیر جشنواره شدم. تغییری هم در آن ندادم. امسال هم تمام تلاشم را کردم که روی ۲۲ فیلم بمانم اما اینکه چند جوان در مقام بازیگر، کارگردان، صدابردار، تصویربردار و غیره کار اول‌شان را به من ارائه کرده‌اند، چه باید بکنم؟‌ این حضور، یک فرصت برای ارائه تجربه آن‌هاست تا بتوانند خود را به بازار کار معرفی کنند. خود ما در مقام تهیه‌کننده خیلی وقت‌ها از میان همین آثار، عوامل خود را انتخاب می‌کنیم…

 

◉ حتی به قیمت اینکه از نگاه مخاطب، رسانه و منتقدان، معدل کیفی جشنواره فجر پایین بیاید!؟

بله، این اتفاق ممکن است و این حرف درست است. ولی از طرف دیگر ممکن است از میان این باغ، چهار گل، ماندگار شوند. بالاخره باید کاشته شوند و بعد ببنیم کدام‌یک می‌توانند در این خاک رشد کنند. ممکن است برخی هم رشد نکنند که هم من و هم شما نمونه‌هایی در ذهن داریم.

 

◉ حالا که صحبت از ترکیب فیلم‌هاست، بد نیست درباره یک مصداق هم صحبت کنیم. می‌دانیم که فیلم «غذای نیمروز»‌ از مدت‌ها قبل آماده بود و مجید مجیدی هم متقاضی حضور در فجر بوده است؛ فارغ از حرف‌وحدیث‌ها و گمانه‌زنی‌های رسانه‌ای، می‌خواهیم از زبان شما بشنویم که واقعا چرا این فیلم در ترکیب نهایی فیلم‌ها غایب است؟

اصولا فیلمسازی آقای مجیدی، مدل خاصی دارد و به همین دلیل هم هر چند سال یک‌بار فیلم می‌سازد. برای همین فیلم «غذای نیمروز» حدود ۷ ماه در بیابان‌های چابهار زندگی کرده و ۶ ماه مشغول فیلمبرداری بوده است. بدون بازیگر و با استفاده از افراد محلی. من و مجید، رفاقتی قدیمی با هم داریم و واقعیت این است که همچنان احساس می‌کرد فیلمش نیاز به یک بازنگری جدی دارد. تقاضایش این بود که فرصت برای تدوین مجدد و اصلاح رنگ داشته باشد و فوق‌العاده هم در کارگردانی، جزئی‌نگر است. مدل سخت‌گیرانه‌ای در کارگردانی دارد و به همین دلیل خیلی زمان می‌برد تا به قول معروف با فیلم خودش، به توافق برسد. به همین دلیل هم فرصت بازنگری مجدد از ما خواست، در حالی که نسخه‌ای که به ما تحویل داده بود، نسخه کاملی از نظر تایم بود اما برخی جزییات فنی مثل اصلاح رنگ هنوز نهایی نبود.

 

◉ اما این شایعه مطرح شده بود که فیلم پیش‌تر به جشنواره ونیز هم ارائه شده و این یعنی نسخه از نظر کارگردان کامل بوده است.

من واقعا بی‌اطلاعم از این موضوع. صادقانه می‌گویم که در حوزه بین‌الملل، چندان پیگیر جشنواره‌ها نیستم و نمی‌دانم آیا این فیلم به جشنواره ونیز ارائه شده بود یا نه.

 

◉ با این توضیح پس فیلم مجید مجیدی را هم باید در دسته فیلم‌هایی قرار دهیم که به لحاظ تولیدی به جشنواره امسال نرسیدند.

واقعیتش همین است. مجید مجیدی هنوز می‌خواست روی فیلم کار کند.

 

 

◉ با توجه به غیبت «غذای نیمروز» در جشنواره، احتمال دارد مجید مجیدی را در ترکیب داوران داشته باشیم؟

خیر. تا الان هیچ صحبتی در این زمینه نداشته‌ایم. درباره داوران به‌شدت به‌دنبال حضور افرادی هستم که تا به امروز کمتر تجربه داوری داشته‌‌اند و البته که کار سختی است.

 

◉ این صرفا به دلیل همان اصرار شما برای تغییر همه چیز نسبت به ادوار گذشته فجر است یا منطق دیگری دارد!؟

نه واقعا چنین اصراری نیست. بالاخره افراد زیادی هستند که سال‌ها آثارشان مورد داوری قرار گرفته و بد نیست یک‌‌بار هم خودشان داوری را تجربه کنند. این حضور، بخشی از تجربه زیسته در مختصات این حرفه است. بحثم منفی و مثبت نیست، نگاهم به این است که می‌توان این فرصت را به همکاران دیگر هم داد.

 

◉ یکی از موضوعاتی که می‌دانم محل دغدغه شماست و پیش‌تر هم درباره آن صحبت کرده بودید، سینمای زیرزمینی است؛ در مقام دبیر جشنواره فجر، فکر می‌کنید چه زمانی این رویداد می‌تواند نسبتی تعریف‌شده با سینمای زیرزمینی پیدا کند؟ اساسا آیا محقق شدنی است یا آن را انتظار بی‌موردی نسبت به «فجر» می‌دانید؟

سینما به ماهو سینما، مسیر خودش را می‌رود و تکنولوژی همواره روی آن تأثیر گذاشته است. هوش مصنوعی هم در آینده نزدیک نه فقط شکل تولید که حتی ذهن ما را هم نسبت به سینما تغییر خواهد داد. در چنین شرایطی ممکن است بازار متفاوتی هم شکل بگیرد. به همین دلیل دیدگاه‌های گذشته برای مواجهه با شرایط پیش‌رو نیازمند یک درک عمیق در حوزه آینده‌پژوهی است. اگر خودت را آماده پذیرش تغییرها نکنی، تغییرات مانند طوفان تو را در بر می‌گیرد. چاره‌ای نداریم جز اینکه راه‌حلی برای آن پیدا کنیم. معتقدم پیش از دولت و یا نهادهای قانونی دیگر، این نهادهای صنفی هستند که باید پیش‌قدم شوند. سال‌ها پیش و قبل از ظهور پدیده هوش مصنوعی، در سمیناری در مدرسه ملی سینما، تأکید کردم که در دوران سینمای دیجیتال، ممیزی را غیرممکن فرض می‌کنم و حالا معتقدم هوش مصنوعی اساسا از فرض من و فرض تو، گذشته است. دیگر اختیارش با ما نیست. از نظر تکنیکی در دوره آنالوگ، آثار نسخه واحد داشتند و همان نسخه که از لابراتوار بیرون می‌آمد تکثیر می‌شد اما در عصر دیجیتال، هر آینه می‌توان یک فیلم ساخته شده را تغییر داد. در عصر هوش مصنوعی حتی می‌توان یک صحنه و یا یک بازیگر فیلم را تغییر داد!‌ یعنی فیلم‌ها دیگر تک‌نسخه‌ای نیست. این جهان، ترسناک است اما در عین حال، موجود و واقعی است. در چنین شرایطی صحبت از ممیزی، شوخی است. دیگر فیلم زیرزمینی و روزمینی هم معنای خودش را از دست می‌دهد. از نظر من نهاد صنفی مقتدر برای دفاع از حقوق مولف، بسیار حائز اهمیت می‌شود.

 

◉ با توجه به تعبیری که درباره تاریخ جشنواره فیلم فجر و عاملیتش در رقم خوردن تغییرات داشتید، در حوزه رسمیت پیدا کردن سینمای زیرزمینی هم می‌تواند چنین کارکردی داشته باشد؟

قطعا این کار را هم خواهد کرد. چون چاره‌ای جز این ندارد.

 

◉ بعد از جشنواره چهل‌وسوم شما وعده‌ای در زمینه شفافیت مالی و انتشار اسناد جشنواره دادید که هنوز محقق نشده است؛ دلیلش چیست؟

وعده من منطبق بر قانون شفافیت بود اما حتما مطلعید که نظام مالی جشنواره فجر، در اختیار شخص دبیر نیست. پشتیبان حقوقی جشنواره فجر از نظر مالی، بنیاد فارابی است و همه اسناد و قراردادها در آنجا ثبت می‌شود. من اساسا دسترسی به اسناد ندارم که بخواهم منتشر کنم و این شفاف‌سازی باید از مسیر بنیاد فارابی پیگیری شود.

 

◉ یکی از جملات شما در نشست خبری که در برخی شبکه‌های اجتماعی بازتاب هم پیدا کرد این بود که «اگر مسئولیت حقوقی نداشتم، خودم هم در جشنواره فجر حاضر نمی‌شدم.»

عین این جمله را از زبان من شنیدید؟

 

◉ پخش زنده نشست را دنبال می‌کردم و جمله‌تان قریب به همین مضمون بود. به‌عنوان سوال پایانی اینجا می‌خواهم اگر برداشت اشتباهی از این جمله داشته‌ایم، توضیحی درباره آن بدهید.

من از بدنه سینما هستم و از کف سینما بالا آمده‌ام. پس نمی‌توانم نسبت به همکاران و احوالاتی که دارند، بی‌تفاوت باشم. فارغ از اینکه به آن‌ها حق می‌دهم یا نمی‌دهم. به همین دلیل حضور یا عدم حضور در جشنواره را هم یک انتخاب می‌دانم. براساس همان تعریفی که از جشنواره داشتم و به سابقه آن اشاره کردم، می‌توان «فجر» را امروز پدربزرگ سینما دانست. پدربزرگ هیچ‌گاه در خانه‌اش را به روی بچه‌ها و نوه‌هایش نمی‌بندد و آغوشش به روی همه باز است. اگر کسی نیاید، نگرانش می‌شویم و ممکن است جویای احوالش هم بشویم اما مجبور به آمدنش نمی‌کنیم. به لحاظ عاطفی، شخصا فرد رقیق‌القلبی هستم و به همین دلیل حس می‌کنم نباید با زبان تحکم‌آمیز با کسی حرف بزنم، کمااینکه بلد هم نیستم. بپذیریم شرایطی که در آن به سر می‌بریم، شرایطی عادی نیست. ما به عنوان اهالی فرهنگ و هنر، حق نداریم روی آتش بنزین بریزیم و در طول تاریخ، همواره مرهم روی زخم‌های مردم بوده‌ایم، نه نمک روی زخم.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *