پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۸ می ۲۰۲۶

گفت‌وگوی «رها» با تاجبخش فنائیان هنرمند پیشکسوت

مدیران دغدغه کار عمیق ندارند/ خطر اشرافیت تئاتر
169
تاجبخش فنائیان، متولد ۱۳۲۹ در شمیران تهران، از چهره‌های باسابقه و تأثیرگذار عرصه تئاتر، پژوهش نمایشی و تلویزیون در ایران است. تحصیلات او شامل کارشناسی ارشد کارگردانی تئاتر (۱۳۶۸) و دکترای مطالعات عالی هنر است.

سارا بقایی؛ رها، تاجبخش فنائیان در مقام کارگردان و مدرس تئاتر بیش از پنج دهه فعالیت کرده است؛ وی از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۹۸ به‌عنوان استاد در دانشکده هنرهای زیبا به آموزش بازیگری و کارگردانی پرداخته و شاگردان بسیاری تربیت کرده که امروز در سینما و تئاتر ایران نام‌شان مطرح است. او علاوه بر کارگردانی آثار نمایشی، فعالیتی جدی در حوزه پژوهش هنر نیز دارد و آثار متعددی در نقد، تحلیل و نظریه‌پردازی تئاتر منتشر کرده است. در عرصه اجرا، فنائیان کارگردانی نمایش‌هایی چون «تاجر ونیزی»، «لیر شاه»، «ریچارد دوم»، «دژ هوش‌ربا»، و «کمپیرک جادو» را بر عهده داشته و تجربه‌ای غنی در به صحنه بردن آثار نمایشی دارد. همچنین وی سابقه حضور در تولید تلویزیونی را دارد؛ از جمله کارگردانی سریال تلویزیونی حجربن‌عدی و همکاری با پروژه‌هایی در تلویزیون. آنچه در ادامه می‌آید گفت وگوی «رها» با این هنرمند پیشکسوت است.

 

◉ از چه زمان و چگونه وارد دنیای هنر شدید؟
سال ۱۳۵۳ زمانی بود که ورود به عرصه هنر برای من رقم خورد یعنی زمانی که وارد دانشکده هنرهای دراماتیک شدم. رشته من تئاتر و گرایشم کارگردانی و بازیگری بود. آن زمان کارگردانی و بازیگری تئاتر یک گرایش واحد بود. ضمن تحصیل کار هم می‌کردم و کارهایی را در همان دورای روی صحنه بردم؛ مثلا نمایشنامه «جشن سالگرد» نوشته آنتوان چخوف را در دوران دانشجویی کار کردم.

 

◉ درباره چه بود؟
این نمایشنامه یک کمدی راجع به رئیس بانکی دست و پاچلفتی است که نمی‌تواند کارش را اداره کند. نمایشنامه‌ای انتقادی نسبت به کسانی است که وارد عرصه سرمایه داری می‌شوند؛ در حالی که خود و خانواده‌شان را نمی‌توانند اداره کنند. فضای این نمایشنامه موقعیت کمیکی است که اگر درست کار می‌شد خنده دار بود. در همان دوران نمایش «پرده برداری» نوشته روسودی سان سکندو، چند نمایش شکسپیر مانند: ریچارد سوم، تاجر ونیزی، هملت، دون کیشوت و مکبث و نمایش نامه‌هایی اقتباسی از مولوی را روی صحنه بردم. البته قبل از آن هم با حرفه‌ای‌های تئاتر نقش‌هایی داشتم اما بر اساس آنچه بیان شد کارگردانی من از دانشکده شروع شد و ادامه پیدا کرد.

 

◉ شما استاد دانشگاه تهران بودید؟
بله عضو هیئت علمی دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران بودم. سال ۱۳۶۴ وارد و ۱۳۷۰ استخدام رسمی و سال ۱۳۹۷ بازنشسته شدم.

 

◉ آن زمان تعداد دانشجویان بسیار کم بود.
بله. زمان ما تعداد هنرجویان این رشته و ورود به دانشگاه کم بود و ورودی‌های من در زمان دانشجویی با خودم ۷ نفر بود. بعد از انقلاب هم حداکثر ۲۰ نفر بود ولی امسال ۵۰۰ نفر بوده است.

 

◉ و به نظر می‌رسد به دلیل این کم بودن، آدم‌ها با هر استعداد می‌توانستند کار کنند.
اصلا این گونه نبود. دوره‌های قبل و بعد از ما ۷۰۰ یا ۸۰۰ نفر شرکت می‌کردند تا ۷ نفر با امتحان کتبی و عملی و انجام مصاحبه‌ها پذیرفته شوند. آدم‌های بسیاری را رد می‌کردند و کار سخت بود.

 

◉ شما تجربه کارگردانی تئاتر و تلویزیون را دارید؛ فرق کار در این دو حوزه چیست؟
تئاتر برای صحنه کار می‌شود و یک میزانسن مدام و مستمر دارد که به صورت زنده جلوی تماشاگر اجرا می‌شود و نسبت صحنه با تماشاگر همزمان است؛ یعنی تماشاگر از ابتدا و انتها و اطراف صحنه و هرجایی را با انتخاب خودش تماشا می‌کند. بنابراین همه جای صحنه باید منظم گویا و به لحاظ تم منطبق با خواسته کارگردان و متن باشد. ضمن این که شخصیت‌پردازی باید رعایت شود تا تماشاگر به هر قسمت و پرسوناژ که نگاه می‌کند برداشت محکم و استواری از صحنه داشته باشد. در تلویزیون و سینما اما کار، دکوپاژ می‌شود؛ یعنی کارگردان نگاه تماشاگر را کنترل می‌کند که به چه چیز نگاه کرده است و حتی چگونه متمرکز شود. در نتیجه در کارگردانی تلویزیون و سینما انتخاب نگاه تماشاگر با کارگردان است. این تفاوت بسیاری است. در نتیجه در تلویزیون باید دکوپاژ و اقتضائات آن را بدانید و میزانسن را براساس آن انتخاب کنید.

 

◉ کدام یک برای شما چالش برانگیزتر بوده است؟
هم چالش است و هم جذابیت. هردوی اینها ویژگی‌های خودشان را دارند و چون نمایش هستند مایی که به نمایش علاقمند هستیم هردوی اینها را دوست داریم اما تئاتر چیز دیگری است.

 

◉ چرا تئاتر را ترجیح می‌دهید؟
ایجاد فضایی که به تماشاگرِ در حال تماشای صحنه اجازه می‌دهد که همه اجزا صحنه را تماشا و از هر نگاه برداشت واحد و متناسبی دریافت کند؛ بسیار هنرمندانه‌تر است. ضمن این که میزانسن دادن در تئاتر بسیار دقیق‌تر و زیباتر از تلویزیون است. در تلویزیون شات‌ها را انتخاب کرده و مسئولیت در قیاس با تئاتر نصف می‌شود و چون خلاقیت تعدیل می‌شود، کارگردانی تلویزیون لذت کمتری دارد.

 

◉ در حال حاضر مشکل کارگردانی تئاتر و تلویزیون را در چه می‌بینید؟
به عنوان کارگردان باید اذعان کنم که امروز موقعیت کار آنقدر فراهم نیست که من با همه سلیقه‌ها و دشوارپسندی‌هایم بتوانم کار کنم؛ مگر این که برای ارتزاق یا فرار از بیکاری مجبور باشم. البته مشکلات در تئاتر شکلی و در تلویزیون شکلی دیگر است. در تئاتر کمیت گرایی مطلقی رخ داده است. این که در هر محیطی که مناسب تشخیص داده شده و امکانش باشد، کار می‌کنند. بر این اساس تعداد کارها به لحاظ کمی زیاد می‌شود اما مسئله این است که مدیران امروز دغدغه کار عمیق و تئاتری ماندگار و سنگین و توجه به ضرورت‌های فرم و محتوا را ندارند.

 

◉ از شما درخواستی برای تولید کار نداشتند؟
من ۵ کار شکسپیر و دو کار مولوی در کارنامه دارم اما هرگز کسی سراغ من نیامده است. موقعیت من هم اجازه نمی‌دهد که بروم پشت در اتاق این و آن درخواست کنم.

 

◉ توصیه‌تان به نسل جدید هنرمندان تئاتر چیست؟
نسل جدید خود و کارشان را جدی بگیرند؛ یعنی جنبه‌های هنری و فرهنگی کار را شوخی ندانند. ادبیاتی در ایران داریم که شاهنامه‌ها و مثنوی ها، عطار و نظامی‌ها را در برمی گیرد و فرهنگ گذشتگان ما ماندگار، عمیق، ریشه‌دار، جهانی، زیبا و بسیار مستحکم است و توجه به این فرهنگ و سعی در ابلاغ و روز آمدکردن این فرهنگ برای یک هنرمند ایرانی ضروری است. اگر سراغ این کارها نرویم و توجه‌مان را معطوف به این فرهنگ نکنیم، مشخص است که کار را جدی نگرفته‌ایم. اگر این دست آثار را بدون دانش صرفا روی صحنه ببریم که خودمان را نشان دهیم، مشخص است که این فرهنگ و هنر نمایش را جدی نگرفته ایم.

 

◉ تئاترها این روزها قیمت‌هایی دارند که تنها قشری خاص از پس هزینه‌شان برمی‌آیند. چرا تئاتر در امروز ایران و تهران طبقه‌بندی شده است؟
تئاتر وقتی مردمی نباشد به سمت نوعی اشرافیت و آدم‌های خاص می‌رود و این عارضه بسیار بدی است. زمانی که تعزیه داشتیم، این نمایش آیینی در میادین و بین مردم عادی اجرا می‌شد. البته این عارضه قبل از انقلاب هم بود و متاسفانه همیشه در ایران تئاتر و انتخاب تماشاگرش متوجه خواص بوده و این از عارضه‌های معارض تئاتر است. این درحالی است که یک تئاتر خوب و قوی نیاز به طبقه و مخاطب خاص ندارد. یک حرفه‌ای تئاتر کسی است که شکسپیر و مولوی را به شکلی اجرا کند که یک مخاطب مسن کم سواد و همزمان یک مخاطب جوان با تحصیلات بالا به یکسان با این نمایش ارتباط برقرار کنند و لذت ببرند.
هنر خالص هنری است که با همه ارتباط می‌گیرد. قالی هنری پیچیده است اما همه برای آن ارزش قائلند، برای این که اصالت دارد. هنرهای ایرانی همین گونه‌اند. دلیل علاقه و درک اشعار حافظ، مولوی و خیام از سوی مردم سبک بودن و پیش پا افتاده بودن نیست بلکه این متون غنی و پیچیده‌اند و مردم اتفاقا پیچیدگی‌های هنرمندانه را درک می‌کنند و دوست دارند.

*عکس: هنرآنلاین


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *