پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۹ می ۲۰۲۶

گفت‌وگوی «رها» با هاتف علیمردانی درباره متن و حاشیه‌های فیلم سینمایی «کج‌پیله»

مرد ایرانی در برخی فیلم‌ها شبیه «زامبی»‌ تصویر می‌شود!/ تیزر «کج‌پیله»‌ ضدتبلیغ شد
232
هاتف علیمردانی کارگردان فیلم سینمایی «کج‌پیله» همزمان با اکران عمومی این فیلم در سینماها، از مضمون آن و چالش‌هایی که پیش از اکران برای آن به وجود آمد، صحبت کرد.

محراب توکلی، رها؛ هاتف علیمردانی کارگردان، نویسنده و تهیه‌کننده سینما است که از اواخر دهه هشتاد با فیلم «راز دشت تاران» وارد این عرصه شد. او در طی این سال‌ها با تهیه و کارگردانی آثاری همچون «به خاطر پونه»، «مردن به وقت شهریور»، «کوچه بی‌نام»، «هفت ماهگی»، «آباجان»، «کلمبوس» و «ستاره‌بازی» به مضامین مختلف اجتماعی و خانوادگی پرداخته است.

علیمردانی در آخرین کار خود «کج‌پیله» که این روزها در حال اکران در سینماهای کشور است سراغ ژانر کمدی رفته است. البته به گفته خودش این فیلم تنها یک کمدی سرخوش و سرگرم‌کننده نیست!

آنچه در ادامه می‌خوانید گفت‌وگو رها با این کارگردان سینما درباره متن و حاشیه فیلم «کج‌پیله» است.

 

◉ آقای علیمردانی پیش از آنکه به ژانر فیلم «کج‌پیله» و دغدغه‌های شما بابت ساخت آن بپردازیم، بهتر است با تیزری که پیش از اکران اثر منتشر شد شروع کنیم؛ تیزری جنجالی که به نظر می‌رسید با هدف دیده شدن فیلم پخش شده و قصد دارد با حاشیه‌سازی پیش از اکران توجه مخاطبان را به خود جلب کند. 

نه! ببینید اصلا اینطور نیست. تیم تبلیغات فیلم «کج‌پیله» به خاطر اشتباه محاسباتی، آن تیزر را پخش کرد. تیزری که دردسرهایش برای ما زیاد بود و تبدیل به یک خاطره غم‌انگیز شد. نزدیک به ۲۰۰ الی ۳۰۰ سانس از ما به خاطر آن تیزر گرفته شد!

در حال حاضر ما نمی‌توانیم اکران مردمی در شهرهای مختلف بگذاریم. چرا که وقتی بعضی از سینماها فیلم را کنار گذاشتند، موجی راه افتاد و برخی سینماهای دیگر بدون آنکه فیلم را دیده باشند، آن را کنار گذاشتند. در واقع آن‌ها سوار این موج شدند. مطمئن هستم که ۹۰ درصد آن‌هایی که فیلم را کنار گذاشتند، فیلم را ندیده بودند. در صورتیکه به نظر من، ما نیازی به دیده شدن با آن تیزر نداشتیم. قصد داشتیم فیلمی بسازیم که بدون ابتذال و بدون شوخی‌های سخیف بتواند مخاطب را سرگرم کرده و برای او قصه بگوید.

از طرفی من «کج‌پیله» را تنها یک فیلم کمدی نمی‌دانم. شاید دو الی سه موقعیت در آن باشد که از مخاطب خنده بگیرد. من «کج‌پیله» را فیلمی می‌دانم که می‌خواهد مضمونی را به مخاطب خود برساند. فیلمی که می‌خواهد بگوید: «لازم نیست برای فروش سخیف بود!» بعد از اکران فیلم فیدبک‌های خوبی گرفتم و از این بابت خوشحالم.

 

◉ پس معتقدید آن تیزر یک ضدتبلیغ بود و اگر پخش نمی‌شد آن قسمت‌هایی که اکنون از فیلم حذف شده، حذف نمی‎‌شد!

دقیقا! اگر تیزر پخش نمی‌شد بخشی از موقعیت‌های ما سانسور نمی‌شد. این امر برای من غم‌انگیز بود. انگار دست بچه‌ات را می‌برند و آن را تحویل‌ات می‌دهند. مدیر نظارت و ارزشیابی با تلاش‌هایش پشت فیلم ایستاد و مسیر آن برای اکران را تسهیل کرد. به طور کل از اینکه در این باندبازی‌های عجیب و غریب و فشارهایی که برای سینمای مستقل وجود دارد، فیلم «کج‌پیله» اکران شد، خوشحالم.

 

تیزر حاشیه‌ساز «کج‌پیله»‌ تبدیل به خاطره‌ای غم‌انگیز برای‌مان شد

 

◉ آقای علیمردانی شما پیش از «کج‌پیله» نیز درگیر سانسورها و ممیزی‌ها بودید. می‌توانید به برخی از آن‌ها اشاره کنید؟

ببیند زخم سانسور سال‌هاست که روی بدن من است و طی این سال‌ها در قبال آن سکوت کرده‌ام. مثل خیلی از فیلم‌سازان دیگر ادا و اطوار در نیاوردم. می‌توانستم جنجال به راه بیندازم. البته گاهی با خودم می‌گویم کاش این کار می‌کردم. به یاد دارم هنگام اکران فیلم سینمایی «به خاطر پونه» در جشنواره فیلم فجر یک مدیر سینمایی به من گفت که ما بخش خارج از مسابقه را برای تو طراحی کرده‌ایم تا مطمئن شویم جایزه‌ای نمی‌گیری! یا هنگام فیلم «آباجان» به خاطر دارم که نزدیک جشنواره فیلم فجر با من تماس گرفتند و گفتند که اگر یک دقیقه از فیلم را حذف نکنی اجازه اکران به تو نخواهیم داد. تنها خاطره خوش من مربوط به زمان اکران فیلم «ستاره‌بازی» است. مدیر نظارت و ارزشیابی وقت بدون سانسور به فیلم مجوز نمایش داد. حتی یک پلان از فیلم در آن دوره درگیر ممیزی نشد. از مدیر آن دوره تشکر می‌کنم. او مرد جسور با جرئتی بود.

 

◉ به فیلم «کج‌پیله» برسیم و اینکه چگونه شما از تجربه‌هایی پیرامون زندگی مشترک در «به خاطر پونه»، خانواده در «کوچه بی‌نام» و در نهایت مهاجرت با «کلمبوس» و «ستاره‌بازی» تصمیم به ساخت یک فیلم کمدی گرفتید؛ به اینکه در یک فیلم سرگرم‌کننده از حقوق مردان دفاع کنید؟

تمام فیلم‌هایی که تاکنون ساخته‌ام به زیست شخصی خودم مربوط می‌شوند. به تجربه‌هایی که در زندگی‌ام پشت سر گذاشته‌ام یا اتفاقاتی که در زندگی برای من تبدیل به دغدغه شده‌اند. به عنوان مثال وقتی «کلمبوس» ساخته شد، من دغدغه مهاجرت در سر داشتم. در ادامه آن «ستاره‌بازی» با محوریت مهاجرت و اساسا رفتن به یک کشور دیگر تولید شد.

فیلم «کج‌پیله» را برای مردانی ساختم که در این روزگار همواره مورد عتاب قرار می‌گیرند. واقعا مردان ما بد نیستند. حداقل تا این اندازه که در مورد آن‌ها بد می‌گویند، بد نیستند. برخی از آن‌ها زحمت‌کش بوده و دغدغه خانه دارند. در این فیلم سعی کردم تمام مردانی که نشان می‌دهم، خوب باشند.

شخصیت سروش صحت که درگیر ساخت اثر خود است. شخصیت نیما شعبان نژاد که فریب‌خورده است. شخصیت اسد را که الناز شاکردوست نقش‌اش را بازی می‌کند، زحمت‌کش و خانواده‌دوست است. متاسفانه در برخی از فیلم‌هایی که در سینمای ایران ساخته می‌شود، مردهای ایرانی بسیار بد هستند. شیاد و بهتر بخواهم بگویم شبیه به یک سری زامبی‌ که به این طرف و آن طرف می‌روند!

 

فیلم بعدی‌ام شبیه «کج‌پیله» نخواهد بود

 

◉ اگر بخواهید قهرمان این فیلم را با توجه به ترندهای روز جهان خصوصا جریان‌های فمنیستی توضیح دهید، چه می‌گوید؟

باید بگویم که فیلم من ضدزن نیست. من تنها قصد داشتم مردان زحمت‌کش را نشان دهم. از سمت دیگر باید بگویم که فیلم «کج‌پیله» نگاهی درونی و درون‌گرا به شخصیت قهرمانش دارد. همه چیز در درون او رخ می‌دهد. حتی در جایی فیلم بسیار عرفانی می‌شود. هم در فصل پایانی و هم در سکانسی از کمپ ترک اعتیاد. آقای سرتیپی گفتند آن موقعیتی که در کمپ، فیلم به سمت عرفان می‌رود را حذف کنم.

 

◉ در جایی از صحبت‌هایتان گفتید که «کج‌پیله» کمدی محض نیست. بیشتر در این باره صحبت می‌کنید؟

فیلم سینمایی «کج‌پیله» تلفیقی از سینمای کمدی، فانتزی و اجتماعی است. من برای اینکه فضای فانتزی فیلم قابل لمس باشد از بازیگران کمدی استفاده کردم. بازیگران کمدی در سینمای فانتزی بیشتر بازیگران سینمای اجتماعی باور ایجاد می‌کنند. در نتیجه نعیمه نظام‌دوست و نیما شعبان‌نژاد و برخی دیگر برای بازی در فیلم دعوت شدند. اگر از بازیگران بپرسید آن‌ها به شما خواهند گفت که من چقدر سعی کردم شوخی‌های فیلم کنترل شده و متعادل باشد. به هر ترتیب بازیگرانی مثل خانم نظام‌دوست به راحتی می‌توانند موقعیت‌های بامزه در فیلم ایجاد کنند، اما من سعی داشتم فضا را کنترل کنم تا داستان و سوژه و دغدغه فیلم به حاشیه نرود.

 

◉ سوژه‌ فیلم بر پایه یک جابجایی است. فیلم سینمایی «مرد خانواده» با بازی نیکلاس کیج یک فرمولی این چنین داشت. زندگی قهرمان جابجا می‌شد و او به ارزش‌های انسانی و اخلاقی پی می‌برد. سال‌های بعد در سینمای ایران فیلم «زن بدلی» به کارگردانی مهرداد میرفلاح بر اساس آن ساخته شد. شما هم بر اساس همان فیلم «مرد خانواده» کار را ساختید؟

من فیلم «زن بدلی» را متاسفانه ندیده‌ام. اما بله رگه‌هایی از «مرد خانواده» در «کج‌پیله» دیده می‌شود. البته در آن فیلم یک مرد زندگی‌اش با یک مرد دیگر جابجا می‌شود. اما در فیلم ما یک زن زندگی‌اش با یک مرد جابجا می‌شود. از طرفی جابجایی در سینما یک فرمول شناخته‌شده است و خیلی‌ها از آن به نحوی از انحا استفاده کرده‌اند. در تاریخ سینمای جهان یکی نمونه‌های مهم فیلم «دیکتاتور بزرگ» اثر چارلی چاپلین را می‌توان به عنوان نمونه مثال زد. در آن فیلم چابلین که یک آرایشگر ساده‌ است با رهبر یک کشور جابجا می‌شود. در نهایت نمی‌توان گفت که من فیلم را بر اساس «مرد خانواده‌» ساخته‌ام. پیرنگ جابجایی از دیرباز در سینما بوده و هست.

 

◉ بله، در پایان‌بندی فیلم شما یک تفاوتی نسبت به فیلم «مرد خانواده» وجود دارد. وقتی نیکلاس کیج به زندگی قبلی‌اش برمی‌گردد همه چیز از نو آغاز می‌شود. اما در «کج‌پیله» وقتی الناز شاکردوست به زندگی‌اش بازمی‌گردد، سایر موقعیت‌ها به حالت سابق برنمی‌گردند.

دقیقا! ما سعی داشتیم جهان خود را بسازیم. در موقعیت پایانی فیلم برای اینکه فضا و سیر دراماتیک قصه حفظ شود، خط داستانی دوم را حفظ کردیم.

 

◉ به‌عنوان پرسش پایانی آیا باز هم به سراغ فضای کمدی-فانتزی خواهید رفت؟

خیر، فیلم بعدی من درباره یک شخصیت مهم تاریخی است. قرار است به شکل بیوگرافیک درباره این شخصیت مهم فیلمی بسازم. در حال حاضر نمی‌توانم پیرامون جزئیات آن صحبت کنم و بگویم آن شخصیت کیست. اما فیلم بعدی‌ام در حال‌وهوای «کج‌پیله» نخواهد بود.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *