پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۸ می ۲۰۲۶

گزارش «رها» از رقابت جدی برنامه‌های گفت‌وگومحور یوتیوبی با محصولات سیما

مرگ دیالوگ در تلویزیون، تولد جسارت در یوتیوب
191
مرور وضعیت گفت‌وگوهای تلویزیونی و اینترنتی در ماه‌های اخیر، حکم به برتری یوتیوب می‌دهد و این در حالی است که در گذشته، شرایط تلویزیون به مراتب بهتر بود.

مصطفی قاسمیان، رها؛ طی ماه‌های اخیر و با رشد سریع برنامه‌های گفت‌وگومحور یوتیوبی، بحث‌های فراوانی درباره این دست برنامه‌ها به وجود آمده است. این محصولات که حالا در حوزه‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، ورزشی و… به تولید و پخش می‌رسند و گاه توسط مخاطبان فراوانی دنبال می‌شوند، از نظر کیفی نیز پیشرفت زیادی کرده‌اند و بیش از گذشته به محتوای حرفه‌ای نزدیک شده‌اند؛ تا جایی که برخی از آن‌ها با عناوین مشابه در تلویزیون و پلتفرم‌های وی‌اودی مقایسه می‌شوند و البته گاه از رقبای رسمی خود کیفیت بالاتری دارند.

در عین حال مهمتر از سروشکل فنی و حرفه‌ای، بحث‌ها درباره محتوای این محصولات است که فرسنگ‌ها از بسیاری برنامه‌های تلویزیونی جلوتر به نظر می‌رسد. عده‌ای معتقدند اگر محدودیت‌های جدی دسترسی به یوتیوب وجود نداشت، این محصولات به راحتی می‌توانستند مخاطبان میلیونی جذب کنند؛ کما این که برخی از آن‌ها، با وجود محدودیت‌های یادشده، سابقه دستیابی به بینندگان میلیونی را دارند. همه این‌ها در حالی است که شمار قابل توجهی از برنامه‌های تلویزیونی با وجود دسترسی‌پذیری بسیار بالا نسبت به محتوای اینترنتی در پلتفرم فیلترشده، نمی‌توانند به اندازه رقبای یوتیوبی خود سروصدا به وجود بیاورند و جریان‌سازی کنند؛ مسئله‌ای که بیش از هرچیز معلول خطوط قرمز دست‌وپاگیر در برنامه‌های سیما به نظر می‌رسد.

 

در آرزوی سیمای دهه شصت
نگاهی به تاریخ برنامه‌سازی در تلویزیون نشان می‌دهد وضعیت در سال‌های گذشته، چنین نبوده و گاه تلویزیون شرایط بسیار بهتری را تجربه کرده است. نمونه کامل قدرت برنامه‌های گفت‌وگومحور را می‌توان محصولات سال‌های دهه ۶۰ دانست که از لحاظ جسارت و آزادمنشی، حکم افسانه را برای محصولات کنونی دارند. در آن دوران که به عقیده بسیاری، دوران اوج برنامه‌های گفت‌وگومحور و مناظرات صریح در تلویزیون ملی محسوب می‌شود، تریبون رسمی کشور در بسیاری مواقع از صداهای مخالف میزبانی می‌کرد.

از جمله این برنامه‌ها می‌توان به مناظرات مشهور شهید آیت‌الله بهشتی با چهره‌های شناخته‌شده جریان چپ اشاره کرد که در آن‌ها، افرادی چون احسان طبری، فرخ نگهدار، مهدی فتاپور و نورالدین کیانوری به شکل رسمی از مارکسیسم دفاع می‌کردند و با اندیشمندان مسلمان به بحث‌های داغی می‌پرداختند. این رویه نه‌تنها موجب رشد فکری مخاطب می‌شد، بلکه نشان از اعتماد به نفس نظام فرهنگی کشور داشت، چون اعتماد به حقانیت آرای اسلامی، مسلمانان را از مناظره و طرح دیدگاه‌های متفاوت نمی‌ترساند.

از سوی دیگر، این فضای آزاد گفت‌وگو، ریشه در آموزه‌های عمیق اسلامی داشت؛ آنجا که قرآن کریم، خردمندان را کسانی می‌خواند که: «گفتارهای مختلف را می‌شنوند و بهترین آن را برمی‌گزینند.» (زمر، ۱۸)

 

مونولوگ به جای دیالوگ
با همه احوالات ذکرشده گذشته، امروزه وضعیت به کلی دگرگون به نظر می‌رسد. چارچوب‌های سخت‌گیرانه و چه‌بسا هراس از نقد، برنامه‌های گفت‌وگومحور تلویزیون را به مونولوگ‌هایی یکنواخت و بی‌‌روح بدل کرده که در آن‌ها، نه تنها دیگر خبری از دعوت مارکسیست‌ها نیست، بلکه حضور یک فعال اجتماعی منتقد یا چهره منتقد فرهنگی هم که اندکی زاویه نگاه متفاوتی دارد، خود به یک چالش یا استثنا بدل شده است.

معضل یادشده البته تنها محدود به مباحث سیاسی یا اعتقادی نیست، بلکه حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را نیز در بر می‌گیرد. نتیجه این رویه، آن است که بسیاری از برنامه‌ها، به جای ایجاد دیالوگ و گفت‌وگو، صرفا به مونولوگ و تبلیغ می‌پردازند و مهمانانی از یک جریان خاص، برنامه‌های گفت‌وگومحور متعدد سیما را قبضه می‌کنند.

به همین دلیل است که عناوین معدودی چون «جام جم»، «شیوه» و در گذشته «زاویه» یا «سختانه» که در مقایسه با سایر تولیدات، تنوع دیدگاه بیشتری را نمایش می‌دادند، به سرعت دیده شدند و به عنوان استثناهای موفق اهمیت یافتند. این عناوین امکان دستیابی به مخاطبی را داشته و دارند که ممکن است در شرایط معمول، کمتر به عناوین گفت‌وگومحور سیما مراجعه کند.

 

یوتیوب: جسارت در منطقه ممنوعه
در سایه انفعال رسانه ملی، جسارت در فضایی خارج از صداوسیما، خصوصا پلتفرمی چون یوتیوب دیده می‌شود. جالب آن که این چرخش به سوی گفت‌وگو در یوتیوب، در ابتدا یک ضرورت فنی-اقتصادی بود، چراکه به دلیل سختگیری‌های یوتیوب در مسئله کپی‌رایت تصویر و صدا، تولیدکنندگان محتوا مجبورند برای کسب درآمد، به محتوایی با صدا و تصویر اصلی (اوریجینال) مانند گفت‌وگو و مناظره روی آورند، اما رمز موفقیت و دیده شدن آنان، ورود آگاهانه به خطوط قرمز رسانه‌های داخلی است؛ خطوطی که در بسیاری موارد، نه حقیقی و ناشی از حساسیت واقعی مجموعه مدیریت کشور، بلکه حاصل محافظه‌کاری یا برخورد سیاسی جریان حاکم بر مدیریت رسانه است.

در واقع، یوتیوب در ایران به نوعی به مطالبات مسکوت‌مانده پاسخ داد. محتوایی که امکان طرح آن در تلویزیون رسمی وجود نداشت، با شجاعت در این فضا مطرح شد و بینندگان تشنه بحث‌های آزاد را جذب کرد. این روند نه‌تنها به دلیل تلاش خود تولیدکنندگان محتوا، بلکه به واسطه آزادی عمل بیشتر فضای مجازی شکل گرفت، جایی که عواقب بیان دیدگاه مخالف، اغلب کمتر از رسانه‌های داخلی است.

این وضعیت اکنون به جایی رسیده که حتی برای تماشای مناظره‌ای درباره یک موضوع جنجالی تاریخ اسلام هم مخاطب ناچار است به یوتیوب مراجعه کند، در حالی که این مسائل به طور طبیعی باید در تریبون اصلی کشور مورد بحث قرار گیرند. به نظر می‌رسد این موارد، رشد فزاینده برنامه‌های یوتیوبی را رقم زده؛ تا جایی که اکنون می‌توان گفت بهترین آثار گفت‌وگومحور و مناظره‌ای را باید در این پلتفرم جستجو کرد.

در عین حال باید توجه داشت که رسانه ملی با استفاده از انحصار پخش زمینی و در نتیجه دسترسی‌پذیری غیرقابل مقایسه با اینترنت، همچنان ظرفیت بازگشت به جایگاه بی‌رقیب سابق را داراست. اگر تلویزیون جسارت دوران گذشته خود را بازیابد و فضای گفت‌وگو را خصوصا در برنامه‌های مناظره‌محور به صورت واقعی باز کند، می‌تواند به سرعت مخاطب را بازگرداند و بی‌تردید هیچ رسانه دیگری در کشور یارای رقابت با آن را نخواهد داشت.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *