پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۸ می ۲۰۲۶

گفت‌وگوی صریح «رها» با محمد حمیدی‌مقدم دبیر نوزدهمین جشنواره «سینماحقیقت»

مقصر محافظه‌کاری در سینمای مستند کیست؟/ مشکل عمده «ممیزی» نداشتیم
200
همزمان با پایان برگزاری نوزدهمین جشنواره بین‌المللی سینماحقیقت، محمد حمیدی‌مقدم دبیر این رویداد در گفت‌وگو با «رها» به برخی حواشی و انتقادات نسبت به کیفیت برگزاری این رویداد پاسخ داد.

محمد صابری، رها؛ قریب به ۲۴ ساعت به برگزاری آیین اختتامیه مانده و چالش‌های مرتبط با جمع‌بندی آرای داوران به اوج خود رسیده بود که فرصتی به دست آوردیم تا در مقابل محمد حمیدی‌مقدم دبیر نوزدهمین جشنواره بین‌المللی سینماحقیقت بنشینیم و درباره متن و حواشی این دوره گفت‌وگو کنیم.

حمیدی‌مقدم که همزمان فرمان هدایت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی را هم در دست دارد، به پشتوانه چند دوره دبیری جشنواره سینماحقیقت، حالا با اشرافی نسبتا کامل درباره تغییرات، فرایند، ظرفیت‌ها و البته ای‌کاش‌های جریان مستندسازی ایران صحبت می‌کند.

آنچه در ادامه می‌خوانید مشروح گفت‌وگو صریح خبرنگار «رها» با دبیر نوزدهمین جشنواره بین‌المللی سینماحقیقت است که شب گذشته با برگزاری آیین اختتامیه و معرفی برگزیدگان به کار خود پایان داد.

 

◉ در چند نوبت تعداد بالای فیلم‌های راه‌یافته به جشنواره نوزدهم «سینماحقیقت» را از امتیازات این دوره برشمرده‌اید؛ می‌خواهم از این سؤال کنم که تا چه اندازه‌ای می‌توان بالارفتن تعداد فیلم‌ها را امتیاز یک جشنواره دانست؟ از یک نگاه در همین دوره، تعداد بالای آثار منجر به نادیده ماندن بخشی مستندهای مهم شد و تصور نمی‌کنید تراکم بالای فیلم‌ها از یک وجهی می‌تواند از آسیب‌های این دوره هم محسوب شود؟

اول باید ببینیم نگاهمان به فرایند برگزاری یک جشنواره سینمایی چیست؟ آیا به دنبال الگوبرداری از بیرون هستیم یا مطابق یک استاندارد دیگر عمل می‌کنیم؟ بالاخره در رویدادی یک استانداردهای جهانی هم دارد. مثلاً برای حضور در اکسپو، محیط مشخصی در اختیار هر کشور قرار می‌گیرد و ما هم اگر بخواهیم حضور داشته باشیم باید متناسب با همان مختصات طراحی داشته باشیم. همه کشورهای دنیا هم از همین چارچوب پیروی می‌کنند. حالا ما می‌توانیم روی یک دیوار بزرگ، تنها یک تصویر قرار دهیم و کاملاً هم زیبا باشد. می‌تواند تبدیل به یک فرم متفاوت شود. اما کشور دیگری در غرفه کناری ما از همین فضای دیوار برای نصب ۲۰ تصویر استفاده می‌کند. این هم یک رویکرد دیگر است. جشنواره‌های سینمایی هم در سطح دنیا، تا جایی که می‌توانند مخاطب خود را گسترش دهند، به‌دنبال تنوع مضامین و بخش‌های خود هستند. در بسیاری از جشنواره‌های بزرگ سینمایی در دنیا، کسی ادعا نمی‌کند که همه فیلم‌های حاضر در بخش‌های مختلف آن رویداد را دیده است. اصلاً چنین امکانی دیگر وجود ندارد. من خودم بارها به این جشنواره‌ها رفته‌ام. جشنواره اگر بخواهد سبد محتوایی خود را از تنوع آثار خالی کند، نمی‌تواند گعده ایجاد کند و گرفتار خلوتی در بازه برگزاری می‌شود. آسیب اصلی برای جشنواره‌هایی که با تعداد فیلم کم برگزار می‌شوند همین است. اگر یک جشنواره نتواند اقبال گروه‌ها و نگاه‌های مختلف را با خود همراه کند، در همان دو روز اول برگزاری باخته است! بحث رقابت در جشنواره‌ها یک بحث ثانویه است. حتی جشنواره‌ای مانند ایدفا که به‌صورت زیرساختی آن را می‌شناسم، بستری برای آشنایی و ارتباط فرهنگی مردم آمستردام با گونه‌ها و نگاه‌های مختلف فرهنگی است. برای خیلی از مخاطبان این جشنواره اساساً اهمیتی ندارد در عرصه رقابت کدام فیلم جایزه می‌گیرد.

 

◉ یعنی مخاطبان یک بخش مشخص را انتخاب و فقط آثار همان بخش را دنبال می‌کنند؟

بله. مثل جشنواره برلین که بخشی به نام کودکان و نوجوانان دارد که من کاملاً در جریان کیفیت برگزاری این بخش هستم. در این بخش عده‌ای آدم متخصص در حوزه سینمای کودک و نوجوان از جشنواره‌های معتبر دنیا حضور پیدا می‌کنند و با حضور در برخی سینماهای خاص آثار این بخش را دنبال می‌کنند. این گروه اساساً نمی‌دانند در بخش اصلی برلین و سونی‌سنتر چه خبر است! این‌ها مختصات یک جشنواره پویای سینمایی است. ما در این دوره از «سینماحقیقت» به سمت آزمون‌وخطای همین سبک از برگزاری رفتیم. باید فضای جشنواره را به لحاظ نمایش‌های ویژه (برای فیلم‌هایی که به هر دلیل به بخش‌های اصلی راه پیدا نکرده‌اند) و تعدد بخش‌ها توسعه می‌دادیم. کمااینکه امسال بخش «ایران» به جشنواره اضافه شد…

 

◉ خیلی روی تنوع و توسعه طیف‌های مختلف مخاطبان جشنواره تأکید دارید؛ واقعاً تصور می‌کنید بالارفتن تعداد فیلم‌های این دوره، تأثیری روی تنوع مخاطبان سینماحقیقت داشت؟! به نظرم فقط تعداد فیلم‌ها بالا رفته و از نظر تنوع، تفاوت محسوسی نسبت به دوره‌های قبل شاهد نبودیم.

بله تعداد آثار بالا رفته است. جشنواره‌ای که موردتوجه گروه‌های خاص قرار دارد، در جایی باید ظرفیت تماشای آثار را در آن بالا برد. این تنوع هم می‌تواند رویکرد انگیزشی داشته باشد و هم منجر به جریان‌سازی شود.

 

◉ اجازه دهید مصداقی‌تر بپرسم؛ فیلم‌های مرتبط با جنگ ۱۲ روزه در بخشی به نام «ایران» حضور داشتند. معتقدم اگر چنین بخش مجزایی وجود نداشت و مستندهای مرتبط با جنگ اخیر هم در بخش اصلی پذیرش می‌شدند، احتمالاً شاهد این تعداد اثر متوسط و حتی ضعیف درباره این موضوع مهم در جشنواره نبودیم. گویی؛ چون بخش مجزایی برای آن تعریف شده، حساسیت و سخت‌گیری در پذیرش آثار هم به حداقل رسید تا تعداد آثار این بخش از حدی پایین‌تر نباشد! واقعاً این تعدد، به نفع کیفیت نیست.

مشخصاً درباره بخش «ایران» به این نکته توجه داشته باشیم که این بخش قرار بود یک بخش ویژه برای نمایش آثار باشد و خیلی از مستندسازانی که در این بخش اثری داشتند، برای رقابت و یا حضور در بخش اصلی جشنواره فیلم نساخته بودند. قرارمان این بود که فیلم‌هایی با این موضوع داشته باشیم و در قالب یک بخش جنبی آن‌ها را به نمایش بگذاریم. بعدتر اما یکی دو نفر علاقه‌مند به حضور در بخش رقابتی شدند و ما نمی‌توانستیم پکیج مجزایی به آن‌ها اختصاص دهیم. هم‌زمان آثار دیگری در ارگان‌ها و نهادهای دیگر با همین موضوع ساخته شده بود. با توجه به همین شرایط و از آنجایی که ما اولین جشنواره مستند بعد از جنگ ۱۲ روزه را برگزار می‌کردیم، تصمیم گرفته شد که این بخش به‌صورت رقابتی برگزار شود. در عین حال اصراری هم ندارم که همه این آثار کیفیت بالایی داشته‌اند و یا در دیگر بخش‌ها دچار ضعف نبوده‌ایم.

 

◉ اشاره کوتاهی به نمایش برخی مستندها در بخش خارج از مسابقه داشتید که خب در خیلی از جشنواره‌های معتبر هم این مدل از اکران آثار مرسوم است. اما وقتی با صاحبان برخی از این آثار در طول برگزاری جشنواره صحبت می‌کردم، این تصور در ذهنشان وجود داشت که به دلایلی مثل ممیزی ارشاد و عدم صدور پروانه نمایش، امکان حضور در بخش اصلی را نداشته‌اند و به تعبیری به بخش خارج از مسابقه، تبعید شده‌اند!

نه، اصلاً این‌گونه نیست. همه فیلم‌هایی که در جشنواره سینماحقیقت به نمایش درآمده است، مجوز نمایش داشته‌اند؛ اما برخی از این فیلم‌ها از نگاه هیئت‌های مشاوره دبیر جشنواره، امتیاز لازم برای ورود به بخش مسابقه را به دست نیاورده‌اند.

◉ به‌طور مشخص فیلم مربوط به پرتره «داریوش شایگان» هم مشکلی ممیزی برای حضور در بخش اصلی نداشت؟

نه. ما هم اصرار داشتیم که این فیلم در جشنواره حضور داشته باشد اما از امتیاز لازم برای حضور در ترکیب بخش مسابقه را به دست نیاورد. شاید حتی از نگاه شما به‌عنوان مخاطب ساختار و فرم این مستند، خیلی بهتر از فیلم‌های دیگر هم بوده است اما بالاخره جشنواره گروه مشاورانی دارد که نظرشان چیز دیگری بوده است.

 

◉ درباره فیلم مهرداد اسکویی هم شائبه‌هایی درباره ممیزی و سانسور در نسخه به نمایش درآمده مطرح شد.

اصلاً این‌گونه نبود. تصمیم آقای اسکویی اصلاً این نبود که فیلمش در جشنواره ایران حضور داشته باشد و درخواست ما بود که فیلمشان را در بخش خارج از مسابقه به نمایش بگذاریم…

 

◉ صحبتی با ایشان داشته‌اید و مطلعید چرا تصمیم نداشتند «روباه و ماه صورتی» را به جشنواره سینماحقیقت بدهند؟

بالاخره این مستند در جشنواره ایدفا درخشیده بود و تصور آقای اسکویی هم این بود که به دلیل فاصله نزدیک جشنواره سینماحقیقت و ایدفا امکان حضور در این رویداد را ندارد. اتفاقاً این پیشنهاد را هم مطرح کرده بودیم که این فیلم را در بخش مسابقه بین‌الملل داشته باشیم اما طبق قانون فیلمی می‌تواند در بخش مسابقه بین‌الملل حضور داشته باشد که در بخش مسابقه ملی هم باشد. اساساً نمایش ویژه و خارج از مسابقه این مستند در جشنواره امسال هم درخواست من از آقای اسکویی بود که موافقت کردند.

 

◉ پس به صراحت می‌گویید فیلم‌هایی که امسال در جشنواره سینماحقیقت دیدیم، مطلقاً درگیر مشکل ممیزی و سانسور نبوده‌اند!

نه اینگونه هم نیست. احتمالاً برخی از آثار با مشکلاتی هم مواجه بوده‌اند. در برخی از آثار حساسیت‌هایی روی مسئله حجاب افراد وجود داشته و احتمالاً برای اکران تصحیح هم شده‌اند اما حرفم این است که این مشکلات، عمده نبوده و همان‌طور که در نشست خبری هم گفتم، هیچ فیلمی به دلیل ملاحظات ممیزی از هیئت‌های مشاوره کنار گذاشته نشد.

 

 

◉ در همان نشست خبری، یک عبارت کلیدی هم در صحبت‌های شما بود و آن اینکه مستندسازان محافظه‌کار شده‌اند و حالا بعد از چند روز تماشای آثار، به‌عنوان یک مخاطب، این گزاره را تأیید می‌کنم…

پس با من هم‌نظرید که فیلم‌ها محافظه‌کار شده‌اند!

 

◉ به‌شدت و اتفاقاً سؤالم این است که نه در مقام دبیر سینماحقیقت که به‌عنوان مدیرعامل مرکز گسترش، چقدر خودتان را بابت این محافظه‌کاری، مسئول می‌دانید؟

من به‌شدت علاقه‌مندم مستندسازان ما به حوزه‌هایی سرک بکشند که حرف و نکته‌ای در آن وجود دارد، اما اگر به‌عنوان مدیریت مرکز بخواهیم سراغ این حوزه‌ها برویم، گویی تصمیم به سفارش سوژه گرفته‌ایم و این جالب نیست! فیلمسازان باید خودش ایده را بیاورد…

 

◉ و هیچ فیلمسازی ایده جسورانه نمی‌آورد؟!

نه این اتفاق نمی‌افتد. به‌صراحت و با صداقت می‌گویم مسئله خیلی از مستندسازان ما در این سال‌ها محدود به مسئله حجاب شده است! در انبوه مسائل و چالش‌های موجود، چقدر می‌توان روی این چالش متوقف ماند؟ فیلمساز از همان نقطه شروع نگران این است که دوربینش را چگونه در خیابان روشن کند که با مشکل حجاب افراد مواجه نباشد! مسائل جامعه امروز ما چیست؟ از مشکلات زیرساختی و توسعه‌ای تا بی‌عدالتی، مبارزه با فساد و خیلی دردهای دیگر…

 

◉ همه این مضامین در همین جشنواره امسال تقریباً غایب بود!

حرف منم همین است، چون همه به‌صورت اغراق‌شده روی یک موضوع فوکوس کرده‌اند و چالششان این است که چگونه می‌توان در سطح شهر پلان گرفت!

 

◉ یعنی مسئله‌شان خود موضوع «حجاب» هم نیست، دغدغه اجرای فرمی و حجاب افراد در مقابل دوربین را دارند؟!

هم سوژه و هم فرمش تبدیل به مسئله برای مستندسازان ما شده است در حالی که باید از این مرحله عبور کنیم. مگر در همین سال‌ها مستند «خانواده خلج» ساخته نشده است؟ مگر ما «قوی‌دل» را نساخته‌ایم؟ با همه مسائلی که این آثار هم داشته‌اند بالاخره ساخته شده و به‌دنبال احقاق حق هم هستند. فیلمساز چهار سال عمرش را گذاشته و هنوز اثرش در جدال بین تولیدکننده و یک بانک، به سرانجام نرسیده است. این‌ها مسئله جدی است. بارها به مستندسازان گفته‌ایم که علاقه داریم درباره موضوع بانک‌ها مستند بسازیم. گفته‌ایم در حوزه خودروسازی ورود کنید. خوشحالم که همین امسال یک فیلم دانشجویی در نقد جریان خودروسازی کشور داشتیم؛ اما چرا باید این حجم از مسائل روز، روی زمین بماند؟

 

◉ حس می‌کنم خلاصه نظر شما این است که در پاسخ به من خبرنگار می‌گویید ریشه محافظه‌کاری موجود در سینمای مستند امروز را نباید در حوزه سیاست‌گذاری و عملکرد مدیرانی مثل شما جستجو کنم؟!

حتماً در سیاست‌گذاری هم باید دنبال ریشه‌ها بگردیم اما حرفم این است که همه‌اش هم سیاست‌گذاری کلان مدیران نیست. بخش خصوصی ما در این سال‌ها مگر امکان ساخت مستند در همه این موضوعات را نداشته است؟ من دعوت می‌کنم شما به‌عنوان خبرنگار بیایید و همه ۷۸۰ فیلم متقاضی حضور در جشنواره امسال را ببینیم. شاید شما بگویید ۵۰ مستند دیگر هم در جایی ساخته شده که در این ترکیب نیست، می‌گویم آن‌ها را هم برویم و ببینیم. بالاخره چیزی باید از دل این آثار بیرون بیاید! مهرداد اسکویی خودش یک فیلم ساخته که این همه سروصدا کرده است. مگر غیر از این است که هدف از فیلمسازی این است که مخاطبانی به تماشای فیلم ما بنشینند؟ اگر هدف غیر از این باشد، با عرض پوزش فیلمساز گرفتار مالیخولیای ذهنی است یا آنقدر پول دارد که فقط می‌خواهد یک چیزی برای دل خودش بسازد و فیلمش هم به درد هیچ‌کس نمی‌خورد! بقیه مستندهای خوبی که برخی می‌گویند ساخته می‌شود، کجاست؟ مهرداد اسکویی که فیلمش را به سینماحقیقت نداد، بالاخره در ایدفا درخشید و دیده شد، پس چرا خبری از دیگر مستندهای شجاعانه و جسورانه نیست؟ ما با بحران سوژه مواجهیم…

 

◉ حتی مستندسازان سرآمد و شناخته‌شده‌ای که در دوره‌های گذشته سینماحقیقت آثار مطالبه‌گر و صریحی داشتند، امسال آثارشان چندان رنگ‌وبویی از جسارت‌های قبلی نداشت.

البته این نکته هم وجود دارد که همه چیز در سینمای مستند «مطالبه‌گری» نیست. این نگاه را باید اصلاح کنیم. یک جاهایی مستندساز صرفاً سراغ تبیین و تشریح یک وضعیت می‌رود. از زندگی یک خانواده تا زیست یک مادر و فرزند تا خیلی سوژه‌های دیگر. مگر مستند «سرزمین عسل» که به اسکار هم رسید، مطالبه‌گر بود؟ «نانوک شمالی»، «مردی با دوربین فیلمبرداری» و خیلی از شاهکارهای تاریخ سینمای مستند، هیچ‌کدام مطالبه‌گر نیستند…

 

◉ اتفاقاً مشابه همین مستند «سرزمین عسل» که اشاره کردید، یکی از بهترین مستندهایی که امسال در جشنواره دیدم هم «بر افتو» بود که همین ویژگی توصیف موقعیت را داشت. در این بخش اتفاقاً سینمای مستند ما عملکرد بسیار خوبی دارد و همه هم به آن معترفیم. اما محل بحث ما از ابتدا ناظر به جریان مستندهای نقادانه و مطالبه‌گر بود که خود شما هم به محافظه‌کاری در این بخش اعتراف کردید.

واقعیت این است که بخشی از سینمای ما در ورطه امن بودجه‌های ارگانی غلتیده است. این بخش گرفتار یک لوپ برای پرداختن به چهره‌های گذشته شده است آن هم بدون هیچ تحول و نوآوری در روایت که برای مخاطب جدید ایجاد سمپاتی داشته باشد. این بخش گویی خودش با خودش، حال می‌کند و قطعاً جسارتی برای ورود به موضوعات روز ندارد. خودش را به طور کامل به گذشته پیوند زده و متأسفانه سوژه‌های جسورانه مرتبط با همان گذشته را هم نمی‌تواند روایت کند! در این جریان یک فیلم می‌شود «موقعیت مهدی» هادی حجازی‌فر که برای مخاطب امروز هم ایجاد مسئله می‌کند. اگر سراغ بازخوانی گذشته در سینما می‌رود، باید بتوانیم لایه‌ای را کنار بزنیم و حرف تازه داشته باشیم. همین می‌شود که فیلم‌های‌مان شبیه هم می‌شود…

 

◉ در همین مقوله نگاه به گذشته و شخصیت‌های تاریخی مگر فیلم «ضدقهرمان» درباره آقای خلخالی ساخته نشد که اتفاقاً یک اثر ارگانی هم بود اما برای حضور در سینماحقیقت، گرفتار ممیزی شد!

ولی ما پای همان فیلم ایستادیم و سال بعد همان اثر را در جشنواره داشتیم و تحسین هم کردیم. ولی همه چیز که دست ما نیست. حرف من این است که پیش از همه مستندساز است که باید حرکت کند. سراغ هر سوژه‌ای که می‌رویم، از تاریخی گرفته تا مسائل روز، باید مستندساز به‌گونه‌ای عمل کند که مخاطب احساس کند حرف تازه‌ای می‌شنود. با خودش نگوید این‌ها را که می‌دانستم! وقتی مخاطبی در مواجهه با فیلم می‌گوید «چه جالب، این را نمی‌دانستم» حتماً برخی از گروه‌های قدرت به‌شان برمی‌خورد و می‌خواهند جلوی فیلم را بگیرند. این اتفاق هیچ اشکالی ندارد و همین‌جاست که مستندساز باید جنگنده باشد. البته که جنگندگی، خستگی هم به دنبال خود دارد. این حرف را به خودم به‌عنوان یک مدیر فرهنگی هم می‌گویم که نمی‌توانیم برای همیشه فیلم‌های آسه‌آسه و بی‌دردسر بسازیم. باید فیلم‌هایی بسازیم که به درد جامعه امروز بخورد و مردم بخشی از مسائلشان را در آن‌ها ببینند.

 

◉ که فقدان همین روایت مسائل و دغدغه‌های روز، مهم‌ترین نقد من به جشنواره نوزدهم است. اما برای سؤال پایانی می‌خواهم از نسبت تلویزیون با جریان مستندسازی بپرسم؛ آیا در این آسیب‌شناسی می‌توانیم سهمی هم برای تلویزیون و به‌طور خاص شبکه مستند قائل شویم؟

در مقطع فعلی که با هم صحبت می‌کنیم، ما در مرکز گسترش ارتباط خوبی با شبکه مستند داریم و تلاشمان این است که برخی فیلم‌های سختمان را هم برای پخش به آنتن برسانیم. به‌دنبال باز کردن این مسیر هستیم…

 

◉ این که شما سعی می‌کنید قبول، چقدر محقق می‌شود؟

اتفاقاتی دارد می‌افتد و تعداد بیشتری از فیلم‌ها را هم خواهیم داد. در حوزه پلتفرم‌ها هم همکاری بسیار خوبی با فیلیمو داریم و ۲۰۰ فیلم را در آن بستر عرضه خواهیم کرد. فارغ از این موارد، معتقدم نیاز به یک نوگرایی و نوزایی در نگاه کلان تلویزیون به حوزه مستند داریم. این نقد را نه امروز، که سال‌هاست به تلویزیون دارم؛ مستند به‌عنوان مهم‌ترین تأمین‌کننده ذاتی تلویزیون از بدو خلقت آن، امروز به سبد دوم و سوم رفته است و حتی جایگاهش بعد از برنامه‌های تاک‌شو و سرگرم‌کننده قرار گرفته است. برنامه‌های با دکورهای عظیم که به برنامه‌های سوله‌ای معروف هستند، در اولویت قرار گرفته‌اند. تلویزیون باید نگاهش نسبت به مستند را تغییر دهد و امروز بهترین زمان برای این تحول است چرا که دو مستندساز بر مصدر تصمیم‌گیری هستند؛ هم محسن برمهانی و هم سلیم غفوری مستندساز بوده‌اند و مرکز گسترش هم حداکثر تعامل را با تلویزیون دارد. خیلی از سوژه‌هایی که در همین مصاحبه به آن اشاره کردیم، با تأمین یک بودجه مناسب می‌توانند در قالب مستندهایی تماشایی منعکس شوند. مستندساز انگیزه می‌خواهد. بخشی از معیشت مستندسازان در طراحی و تولید مجموعه مستندهای فاخر تلویزیونی می‌تواند تأمین شود. فراموش نکنیم که همین الان و با وجود همه مواردی که گفتیم، سطح سینمای مستند ایران بسیار بالاتر از سینمای داستانی است و باید این ظرفیت را قدر بدانیم.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *