سارا بقایی، رها: استاد مجید انتظامی، نامی معتبر در پهنه هنر ایران است؛ کسی که با ذهن خلاق خود خالق آهنگهای ماندگار زیادی شده و آثارش، خاطره مشترک نسلهای مختلف است. او سابقهای موفق از آهنگسازی فیلم و سریال هم دارد تاجایی که هنرش گاهی از محصولات نمایشی پیشی گرفته و هویتی مستقل به دست آورده است.
پیشتر و در قالب یک گزارش بخشی از کارنامه درخشان انتظامی را در «رها» مرور کردیم.
اکران عمومی فیلم سینمایی «مجنون» ساخته مهدی شامحمدی که روایتی است از عملیات بزرگ خیبر و فرماندهی شهید مهدی زینالدین، فرصتی مغتنم بود تا با استاد انتظامی دیدار کنیم. او که نزدیک به ۱۰ سال برای فیلم و سریالها آهنگ نساخته بود، با «مجنون» خاطرات خوش گذشته را تکرار کرده است.
مجید انتظامی برای این فیلم سیمرغ بهترین موسیقی جشنواره چهل و دوم فیلم فجر را هم به دست آورد. بالاتر از این جایزه اما حجم تحسینهایی است که مخاطبان، منتقدان و کارشناسان به موسیقی فیلم «مجنون» داشتهاند.
◉ یکی از ویژگیهای بارز در کارنامه شما، تجربههای شاخصی است که با ادای احترام به دوران دفاع مقدس به ثبت رسیده و آهنگسازی فیلمهای دفاعمقدسی بخشی از همین تجربههاست. پس از سالها دوری از این عرصه باردیگر با آهنگسازی فیلمی مرتبط با یکی از فرماندهان شاخص جنگ هشتساله به این عرصه بازگشتید. کمی از ریشه این علاقهمندی و دغدغهتان بگویید.
در دوران جنگ ۸ ساله دفاعمقدس بسیار خود را همراه رزمندهها میدیدم و علاقهمند بودم برای آنها کاری انجام دهم. شاید اگر قوای جسمیام اجازه میداد آن سالها خود به میدان جنگ میرفتم. اصولا به نظرم اگر در هر انسانی عِرق ملی وجود نداشته باشد دیگر چه اهمیتی دارد که کجا زندگی کند. من سالها در آلمان درس خواندم و زندگی کردم اما در نهایت به مملکتم برگشتم چون هویت من اینجا بود. حتی با اینکه پسرم ۱۰ سال خارج از کشور تحصیل کرد، اصلا دلم نخواست تا برای دیدن او سفر کنم.
من مملکتم را با تمام مشکلات و کاستیهایش دوست دارم و با مردم در مصائب و مشکلاتشان شریکم. بنابراین فکر نکنید من هم در رفاه کامل هستم و همه چیز برایم فراهم است. در طول سالهایی که کار نمیکردم پیشنهادات بسیاری داشتم اما متأسفانه روند تولید و ساخت فیلمها از فضای ذهنی و تفکر من دور بود. مدتهاست فیلمهای خوب کم تولید میشود و از این تعداد فیلمهای خوب تنها چند درصد سراغ من میآیند و قدرت انتخابی مشخص دارم؛ انتخابی که به ذهن من نزدیک باشد. بر این اساس زمانی که فیلم «مجنون» به من پیشنهاد شد سالها بود که خودخواسته از فضای کاری دور بودم.
◉ این بازگشت پس از سالها دوری خودخواسته، تفاوتی هم با تجربههای گذشته برایتان داشت؟
سابقا که میخواستم کاری را شروع کنم، نمیدانستم از کجا و چگونه آغاز کنم تا اینکه ملودی نوشته میشد و متعاقب آن کار روی روال میافتاد و جلو میرفت. این اواخر کمی بیحوصله بودم و کارهایم را نیمهکاره رها میکردم و از آنجایی که مسئولیتی وجود نداشت، خیلی خودم را به چالش نمیکشیدم و ملزم به اتمام رساندن کارها نمیکردم. به اصرار دخترم که دوست داشت کاری انجام دهم و همچنین نزدیک بودن فیلم «مجنون» به فضای ذهنیام و احترامی که برای شهدای دفاعمقدس قائلم این کار را پذیرفتم. در سالهای گذشته زمان انجام کار همیشه همسرم بهعنوان دستیار و کمک کنارم بود و واقعا کمک بزرگی محسوب میشد اما در زمان آهنگسازی فیلم «مجنون» چون خودش درگیر دو فیلم بود، در نتیجه دخترم از ابتدا تا ضبط استودیو و هماهنگیها و گذاشتن موزیک روی فیلم کنارم بود و مواظب بود که کار به درستی به سرانجام برسد.
◉ «مجنون» تیم جوانی دارد و کارگردانش یک فیلماولی است؛ برای شما که تجربه همکاری با کارگردانان بزرگی را تا به امروز داشتهاید، همکاری با این تیم چگونه بود؟
عوامل فیلم را بسیار دوست داشتم. تهیهکننده کار، آقای عباس نادران و کارگردان، آقای مهدی شامحمدی هر دو از جوانهای خوب و خوشآتیهای هستند و ارتباط خوبی با آنها برقرار شد و بسیار سعی کردند در راه ساخت این اثر فشاری روی من نباشد.
◉ اشاره کردید که فیلم به فضای ذهنیتان هم نزدیک بود؛ پیشتر چه اندازه نسبت به شخصیت شهید مهدی زینالدین آشنایی داشتید؟
کمی که در فیلم و شخصیت مهدی زینالدین غرق شدم و در موردش خواندم باز هم چون دیگر شهدا و رزمندگان دنیایی سرشار از ایثار و ازخودگذشتگی و جوانمردی دیدم. سالها از اتوبان شهید زینالدین میگذشتم و تابلوی بزرگ اسم او را میدیدم، ولی دقت نمیکردم اما امروز وقتی از آنجا عبور میکنم حس دیگری نسبت به این نام و بزرگی ایشان دارم. بسیار دلم میخواهد فیلمها و نوشتههایی که در این زمینه تولید میشوند قابلیت این را داشته باشند که عظمت این بزرگان را فارغ از هر سیاستی به نسل بعد منتقل کند. فیلمهای دفاعمقدس به من کمک کرد تا عشق و ارادتم را از این طریق به گوش هموطنانم و بازماندگان این عزیزان برسانم.

انتظامی: بعد از «مجنون» حس دیگری نسبت به شهید زینالدین و بزرگی ایشان دارم
◉ ساز انتخابی و تم مربوط به شخصیت شهید زینالدین در موسیقی فیلم را هم براساس همین نگاه انتخاب کردید؟
میخواستم هر جایی که ایشان حضور دارد، تمی باشد که نشانگر حضورشان باشد. در ابتدای فیلم با ترومپت در تیتراژ شروع کردم و این ساز را بهعنوان سمبلی از زینالدین در نظر گرفتم. از آنجایی که ترومپت ساز میدان جنگ است و در گذشتهها از آن بهعنوان شیپور جنگ استفاده میکردند به نظرم مصداق درستی میآمد. در دو نقطه از فیلم، ما تنهایی و درماندگی ایشان را در از دست دادن یارانش میبینیم که سعی کردم با سلوی ویلنسل و پیکولو (سازی بادی از خانواده سازها بادی چوبی که صدای بسیار ریزی دارد) این حس تنهایی را به تصویر بکشم ولی در نهایت ساز انتخابیام برای شهید زینالدین ترومپت بود.
◉ و چقدر هم این انتخاب به نزدیک شدن مخاطب به حس و حال شخصی این فرمانده در فیلم کمک کرده است.
بسیاری از حسها را نمیشود بهراحتی بیان کرد؛ مثل عشق یا ازخودگذشتگی. این احساسات در زبان تعریف میشوند ولی بسیار عمیقتر و گستردهتر از آن هستند که بتوان آنها را با کلمه منتقل کرد. زمان جنگ ۸ ساله در این مملکت مشکلات بسیاری وجود داشت، ولی کسی از کمبودها شکایت نمیکرد. کسی از نبود نفت و برق و آب و… شاکی نبود. همه مردم دست به دست هم میدادند و کمک میکردند تا شرایط را برای هم آسانتر کنند. یکدلی بود؛ حسی که امروز دیگر بین مردم دیده نمیشود؛ امروز اعتماد از بین رفته است در حالی که قبلا عشق جریان داشت.
امثال زینالدینها از همه چیز خود گذشتند؛ از زن و فرزند و پدر و مادر گذشتند تا خاک خود را حفظ کنند. برای چه؟ چه به دست آوردند؟ خاکشان را. اگر اسم این ازخودگذشتگی نیست پس چیست؟ آنچه در «مجنون» عریان است، این است که یک انسان، یک فرمانده، تمام وجودش را میگذارد تا نفرات و خاکش را که بسیار برایش اهمیت دارد، حفظ کند. من هم بهعنوان آهنگساز باید سعی میکردم این حس را با استفاده از سازها و ملودی درست پررنگتر نشان دهم و هم از ملودیهای سخت دوری کنم تا تمامی بینندگان و شنوندگان را با فیلم همراه سازم. این کاری است که در تمام سالهای فعالیت خود سعی بر انجامش داشتهام و فکر میکنم با توجه به بازخوردی که از مردم عزیز در طول سالیان گرفتهام، در راهم و ارتباط با آنها موفق بودهام.
◉ خاطرهای هم از این بازخوردهای مردمی و حس و حالی که از مخاطبان آثارتان گرفتهاید، دارید؟
در زمان ضبط موسیقی «مجنون»، همزمان در تالار وحدت اجرای موسیقیهایم را داشتم و استقبال و محبت مردم، حیرانم کرد. آنقدر صمیمت و عشق دریافت کردم که تا مدتها پرواز میکردم و متوجه شدم، مسیر را درست رفتهام.