پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۸ می ۲۰۲۶

گفت‌وگوی «رها» با جاسم غضبان‌پور، عکاس مطرح که از جنگ تا فرهنگ را ثبت کرده است

می‌خواهم راوی عظمت ایران باشم/ هنوز هم خواب جنگ می‌بینم
171
جاسم غضبان‌پور، متولد ۱۳۴۲ در خرمشهر، یکی از برجسته‌ترین چهره‌های عکاسی ایران است که طی چهار دهه فعالیت، از جنگ تا فرهنگ و معماری کشور را با دوربین خود ثبت کرده است.

سارا بقایی، رها؛ غضبان‌پور حرفه خود را با مستندسازی زندگی روزمره مردم خرمشهر آغاز کرد و با شروع جنگ تحمیلی، حضوری مستمر در جبهه‌ها داشت و صحنه‌های تأثیرگذاری از دفاع مقدس را ثبت کرد. پس از دوران جنگ، غضبان‌پور مسیر خود را به سمت ثبت معماری، منظر و فضاهای شهری ایران ادامه داد و مجموعه‌هایی مانند «خانه ایرانی» و «زندگی جدید – کالبد قدیم» را خلق کرد. آثار او در کتاب‌های متعددی منتشر شده و در گالری‌های داخلی و بین‌المللی به نمایش درآمده‌اند. خبرنگار «رها» با این چهره مطرح حوزه عکاسی گفت‌و‌گو کرده است.

 

◉ چگونه شد که به سمت عکاسی رفتید؟

از بچگی کار خط و نقاشی انجام می‌دادم و در ۹ سالگی رماتیسم حادی گرفتم و از کمر فلج شدم. دوستی در بیمارستان به من آلبوم عکس خالی هدیه داد و این هدیه جرقه‌ای برای من بود تا سمت عکاسی بروم و با آن آشنا شوم. زمانی که آلبوم را گرفتم کلاس سوم دبستان بودم و دو سال بعد در پنجم ابتدایی از راه عکاسی امرارمعاش می‌کردم و در مقطع دوم راهنمایی در خرمشهر در یک مسابقه عکاسی دوم شدم و این‌گونه مسیرم به سمتی رفت که با دوستانی آشنا شدم و از این رهگذر توانایی‌های عکاسی مستند اجتماعی و سیاه‌وسفید به من معرفی شد و این شعله‌ای که کم‌کم روشن شد، زبانه گرفت و شبانه‌روزی شد و تا امروز بدون توقف عکاسی می‌کنم.

 

◉ اولین عکسی که گرفتید، چه بود؟

اولین عکس از جنازه‌ام را اوایل سال ۱۳۵۷ گرفتم؛ آن هم در شب و فضایی وحشتناک. پس از آن دستگیر شدم و در ادامه شروع کردم به یواشکی عکاسی‌کردن و این‌گونه بود که در فضای مستند اجتماعی قرار گرفتم و این تجربه مدام کامل می‌شد. این که مملکت آسیب‌دیده بود من را با این سؤال مواجه کرد که حالا وظیفه اجتماعی و حرفه‌ای‌ام چیست؟ این موضوع در سالهای بعد و اتفاقاتی چون زلزله و… هم همراه من بود و این دغدغه همواره برایم وجود داشت.

 

◉ جنگ تحمیلی چه تأثیری بر نگاه و کار حرفه‌ای شما داشت؟

البته نمایشگاه‌هایم را قبل از جنگ گذاشتم؛ اما تجربه جنگ فعالیت حرفه‌ای من را کامل کرد و آشنایی با آدم‌هایی چون بهمن جلالی و دوستان غیرایرانی که کار مستند اجتماعی و جنگ می‌کردند در مسیر حرفه‌ای‌ام اثرگذار بود. به‌هرحال در آن زمان سنم بالاتر رفته و نگاهم عوض شده بود. ضمن این که این کار تجربه‌ای بود که در زندگی دوستش داشتم.

اسم هنرمند روی خودم نمی‌گذارم؛ اما آن زمان درگیری ذهنی‌ام این بود که حالا که رزمندگان سلاح در دست دارند و جهادگران با ماشین می‌روند و مردم هرکدام به هر شکلی که می‌توانند در این مسیر قدمی برمی‌دارند، من که دوربین در دست دارم چگونه می‌توانم در این اوضاع کمک کنم؟ این موضوع ۲۴ساعته ذهنم را درگیر کرده بود و هرچه جلوتر می‌رفتم بهتر می‌توانستم کار کنم برای این که دنبال نه صرف عکس گرفتن که دنبال «عکس خوب گرفتن» بودم که به مردم و کشور کمک کند.

 

◉ و این موضوع در آثار شما مشهود است.

آخرین کتابم «یادگاری‌های همسایه؛ دیوارنوشته‌های سربازان عراقی» که به‌تازگی منتشر شده متعلق به مستندات و عکس‌های سال ۱۳۶۱ است و در این کتاب تمام تبلیغاتی که صدام بر علیه ما انجام داده است را می‌بینید. این عکس‌ها مربوط به نوشته‌هایی است که عراقی‌ها در زمانی که در ۱۸ ماهی خرمشهر بوده‌اند بر درودیوار نوشته‌اند (مستندات دیگری چون عکس دست‌نویس‌ها و عکس‌هایی که از خودشان در آنجا گرفته‌اند هم هست) و اینها آیینه بازتاب‌دهنده ذهنیتی است که آنان با آن به جنگ با ما آمده بودند. مثلاً «پیروزی عراق برای کل اعراب است» یا «ما نوادگان امام حسین (ع) و امام علی (ع) هستیم و شما نوادگان کسری و رستم» یا عکس‌های خودشان که در خانه‌ها گرفته‌اند؛ درحالی‌که در حال تخریب خانه‌ها هستند و تمام این عکاس تاریخ و توضیح دارند و هدف این کتاب نشان‌دادن پروپگاندای عراقی‌هاست. آن قصه که آدم‌ها می‌گفتند «ما در خانه نشسته بودیم و به ما حمله شد» در این عکس‌های مستند قابل‌مشاهده است.

داستان این کتاب با عکس ورود نیروهای عراقی به ایران در مرز شلمچه شروع می‌شود و با عکسی از تابوت‌ها و جنازه‌هایشان در همان محل در زمان فرستادنشان به خاک خودشان پایان می‌یابد. حرف یکی است، دشمن هرکسی باشد که بخواهد تعدی کند ما نمی‌گذاریم.

 

◉ در آن شرایط چگونه بین احساس شخصی و حرفه‌ای بودن تعادل برقرار کردید؟

این اتفاق خودبه‌خود پیش می‌آید. وقتی می‌بینید که رزمنده‌ها برای رفتن روی میدان مین با هم مسابقه می‌دهند؛ در راهی که قدم گذاشته‌اید پایدارتر و مستحکم‌تر می‌شوید که همراه باشید و این رشادت‌ها را تثبیت کنید. متأسفانه کارهای بچه‌ها و رزمندگان ما در آن ۸ سال دفاع مقدس به‌درستی تبیین نشده است. به همین دلیل است که نسل امروز رشادت‌هایی که در جنگ بود را ندیده، نمی‌شناسند و بعضا قبول ندارند.

 

◉ ما در فیلم‌ها و قصه‌های متعددی در سینمای دفاع مقدس در این باره شنیده و دیده‌ایم.

در فیلم‌ها ابرقهرمان ساخته‌اند و نیروی مردمی را دست تبیین نکرده‌اند. ما در جنگ از همه ادیان و اقوام و اقشار و سنین مختلف نیرو داشتیم؛ اما این موضوعات در بازنمایی فیلم‌ها نیست و صرفاً نگاهی اغراق گونه به قهرمانان هست. چرا فیلم‌های جنگ جهانی دوم هنوز جذاب است و هنوز سوژه‌های نو و متنوع دارد؟ چون همه مردم را نشان می‌دهند؛ اما در سینمای ما صرفاً یک زاویه نگاه بوده و به شکل تک‌بعدی به جنگ و رزمنده‌ها نگاه شده است.

 

◉ آن اولین جنازه‌ای که عکاسی کردید را به یاد دارید؟

بله سربازی بود در پادگان که پس از فرمان امام مبنی بر تخلیه پادگان‌ها وقتی در حال فرار بود با تیر به چشمش زده بودند. من اولین عکس‌هایم را از جنازه‌های انقلاب گرفتم.

 

◉ این تجربه آزاردهنده نبود؟
من این شب‌ها هم هر شب‌ خواب جنگ می‌بینم. آن روزها نیز آن اتفاقات بسیار درگیرکننده بود. ما جوانانی که با هم بودیم و تخریبچیانی که دوتایشان تازه‌داماد بودند و وقتی برای عملیات رفتند تکه‌تکه شدند و…

 

◉ بپردازیم به وجه دیگر فعالیت شما. در معماری و میراث فرهنگی دنبال چه هستید؟

آنجا صرفاً برایم موضوع ایران و ایرانی بودن مطرح است و مجموعه‌ای سه‌جلدی با عنوان «شکوه ایران» دارم و اساساً این «واژه» شکوه از آثار من جدا نمی‌شود؛ چرا که می‌خواهم راوی عظمت ایران باشم.

 

◉ نقش عکاسی در حفظ و انتقال اتفاقات تاریخی را تا چه اندازه موثر می‌دانید؟

بسیار زیاد است؛ اگر به‌درستی به آن پرداخته شود. کتاب «یادگاری‌های همسایه» اگر در هر محکمه‌ای ارائه شود برای هیچ‌کس قابل‌انکار و رد نیست؛ چراکه سندی مشخص است که امضا و سروته دارد و عکس همچنان بهترین سند است. گرچه امروز هوش مصنوعی آمده و تغییراتی ایجاد کرده است؛ اما عکس‌های گذشته که هیچ دخل و تصرفی در آن‌ها رخ نداده است بهترین معرف و سند هستند.

 

◉ نگاه شما به عکاسی دوران دیجیتال و هوش مصنوعی چیست؟

با آن مخالفتی ندارم و بسیار هم خوشحالم و شبانه‌روز با موبایل عکاسی می‌کنم و بسیار ناراحتم که چرا این فناوری سال ۵۷ و ۵۹ نبود؛ چون می‌توانست اتفاقات شگفت‌انگیزی را رقم بزند و صدها برابر چیزهایی که امروز داریم را خلاقانه خلق می‌کردیم.

 

◉ وضعیت عکاسی امروز را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

یک شارلاتانیزم عجیب در عکاسی امروز ایران اتفاق افتاده است. این که با دروغ می‌خواهند عکس را به خورد مردم بدهند. شکلی از به‌زور حقنه‌کردن عکسی که چیزی ندارد؛ اما به‌زور سفسطه می‌خواهند برایش چیزی بسازند. گالری‌داری می‌گفت «این روزها وقتی عکاس‌ها عکسی را می‌گذارند گفتاری زیر آن می‌نویسند که هیچ ربطی به عکس ندارد». این در حالی است که کمترین نکات ادبی را باید برای عکس نوشت؛ چراکه خودش باید آن‌قدر گویا و پرواضح باشد که نیازی به توضیح نداشته باشد. وقتی خودت نباشی چه کسی قرار است عکس را توضیح دهد؟ طبیعی است هیچ‌کس چون عکس من باشم یا نباشم حرف خودش را می‌زند.

 

◉ چرا برخی از عکاسان رویکردی اغراق‌آمیز نسبت به مهارت خود دارند؟

چون عکاسی سهل‌الوصول است. فکر می‌کنیم هر شاتری که می‌زنیم عکس است؛ درصورتی‌که این‌گونه نیست. به هنرهای دیگر نگاه کنید؛ نقاشی این‌گونه نیست؛ چون فروش دارد؛ اما در مورد عکس این‌گونه نیست. براین‌اساس کار عکاس واقعی امروز سخت است. در نهایت این توهم همراه بسیاری در این عرصه هست که فکر می‌کنند قرار نیست به کسی توضیح دهند و باید بدانید همین توهم است که با آن سفسطه می‌کنند.

در فرانسه درسی به اسم تحلیل فریم به فریم فیلم در رشته سینما وجود دارد؛ ربط تحلیل فریم به فریم بااهمیت عکاسی در این است که هر فریمِ فیلم در اصل یک عکس است؛ بنابراین فهم عکاسی – شامل ترکیب‌بندی، نور، رنگ، عمق میدان، زاویه دوربین و لحظه ثبت – مستقیماً کیفیت تحلیل و درک فیلم را بالا می‌برد. وقتی دانشجو یاد می‌گیرد هر فریم را مثل یک عکس بخواند، متوجه می‌شود که چگونه انتخاب‌های بصریِ دقیق، احساس، معنا و روایت فیلم را شکل می‌دهند. به همین دلیل عکاسی پایه مهمی برای تحلیل سینمایی محسوب می‌شود. این‌همه اطلاعات لازم است تا کسی خودش را عکاس بداند و آیا این اطلاعات را دارند؟ یک فریم می‌گیریم و فکر می‌کنیم که شق‌القمر کرده‌ایم و همه این‌گونه توهم دارند که عکاسی کرده‌اند. درحالی‌که برای عکاسی باید تاریخ و فرهنگ بدانید و اطلاعات عمیقی از آنچه قصد دارید معرفی‌اش کرده یا به نمایش بگذارید داشته باشید.

 

◉ منظورتان را به طور مصداقی بیان می‌کنید؟

مثلا وقتی قرار است که «بادگیر» در معماری به تصویر کشیده شود باید عملکرد و جایگاه آن را به عنوانی جزئی از یک ساختمان در خانه و شهر و از جز به کل آن را تعریف و تفسیر کنید. خیلی‌ها به بازار تهران می‌روند و عکاسی می‌کنند؛ اما چند درصد از اطلاعات تاریخی، فرهنگی و معماری مرتبط با آن آگاه هستند تا بدانند که چه جزئیاتی در این عکاسی اهمیت دارد یا ندارد؟ برای بسیاری که برای عکاسی به جنوب می‌روند آقایی که لنگ بسته و دمپایی لا انگشتی پوشیده است نمادی از یک کارگر زحمت‌کش روی دریاست درصورتی‌که شما نمی‌دانید شاید آن فرد لنج و خانه در عمان دارد و سرمایه‌دار است و این ظاهر بومی و فرهنگی اوست اما چون فقط ظاهر را می‌بینند قضاوت دارند و نمی‌توانند عکس خوب بگیرند. نکته اصلی اینجاست که عکس خوب از شناخت می‌آید؛ شناخت بدون قضاوت.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *