پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۸ می ۲۰۲۶

گزارش «رها» از تجربه متفاوت تولید و عرضه برنامه‌های پرتعداد در بستر یوتیوب فارسی

نظارت بر «یوتیوب»؛ رصد پسینی، جایگزین سانسور پیشینی
232
اگرچه از نظر عده‌ای ممکن است محتوای نمایش‌داده‌شده در پلتفرم یوتیوب، فاقد نظارت به نظر برسد، ولی بررسی دقیق‌تر این فضا، لایه‌های نظارتی متعددی را نشان می‌دهد که فعالیت پسینی دارند.

مصطفی قاسمیان، رها؛ این روزها در کنار محتوای معمول شبکه نمایش خانگی که در پلتفرم‌های قانونی وی‌اودی به نمایش درمی‌آید، برنامه‌های متعددی هم در پلتفرم‌های کاربرمحور اینترنت خصوصا یوتیوب به پخش می‌رسند که گاهی از نظر سروشکل حرفه‌ای، با نمونه‌هایی از محصولات وی‌اودی‌ها قابلیت رقابت دارند.

با این حال، مسئله پرحاشیه درباره این برنامه‌ها، شیوه نظارت بر آن‌هاست که به نظر می‌رسد این روزها شمایل یک مسئله جدید نظارتی را پیدا کرده و به بحث‌های تازه‌ای دامن زده است؛ وضعیتی که آشنایی چندانی با آن، در جامعه ایران وجود ندارد.

 

یوتیوب بدون سانسور پیشینی

به طور معمول، نظارت بر محتوای منتشرشده در برنامه‌های یوتیوبی، ماهیت پیشینی ندارد. این سخن بدان معناست که غیر از معدودی استثنا مانند برنامه «ایرانشهر» حسین دهباشی که ممکن است تحت فشارهای خاص یا توافقات غیررسمی، محتوای خود را قبل از انتشار به نهادهایی چون ساترا (سازمان تنظیم مقررات رسانه‌های صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی) یا سازمان سینمایی وزارت فرهنگ ارائه دهند، عموم تولیدکنندگان برای پخش برنامه در این پلتفرم، هیچ‌گونه مجوزی دریافت نمی‌کنند و مستقیما محتوای خود را به انتشار می‌رسانند.

از جمله مثال‌های متعدد این گونه برنامه‌ها، می‌توان به «ساطور» منصور ضابطیان، «باضیا» با اجرای سیدعلی ضیا، «رک» با حضور مجید واشقانی و گفت‌وگوهای «پامپ» امیرحسین قیاسی اشاره کرد. هرچند برخی از این برنامه‌ها نظیر «باضیا» و «پامپ» تماشاگران زیادی دارند، ولی شمار زیادی برنامه در حوزه‌های مختلف نیز وجود دارد که با بازدید محدودی مواجه می‌شوند و پس از مدتی شکست می‌خورند.

 

نظارت پسینی جایگزین شد

حال در این شرایط، نظارت بر محتوای منتشرشده یوتیوب، به شکلی متفاوت از پلتفرم‌های رسمی نمایش خانگی و مشابه با دیگر شبکه‌های اجتماعی محبوب نظیر اینستاگرام و توییتر رخ می‌دهد که در چند مرحله و توسط دستگاه‌های متعدد انجام می‌شود.

نخست دستگاه‌های نظارتی حاکمیتی قرار دارند که فضای یوتیوب را نیز مثل اینستاگرام رصد می‌کنند و در صورتی که محتوای پربازدیدی را دارای تخلف یا مغایر با قوانین تشخیص دهند، راسا وارد عمل می‌شوند. این ورود بسته به ماهیت تخلف، گاهی به تذکر شفاهی یا کتبی محدود می‌شود، گاهی به حذف تک محتوا یا توقیف برنامه می‌انجامد و در موارد جدی‌تر، حتی به تشکیل پرونده قضایی، بازداشت و دادگاهی شدن برنامه‌سازان می‌رسد.

از آنجا که معمولا تذکرات دستگاه‌هایی مثل پلیس فتا و دیگر نهادهای امنیتی از سوی برنامه‌سازان یا دستگاه موردنظر، رسانه‌ای نمی‌شود، به طور مشخص نمی‌توان نمونه‌هایی از این مورد را ذکر کرد، اما طیف وسیعی از برنامه‌سازان، تولیدکنندگان محتوا یا حتی خبرنگاران تجربه لمس این مدل نظارت را دارند.

از جمله نمونه‌های حذف یک محتوای خاص به دلیل حساسیت‌های ایجادشده، می‌توان به گفت‌وگوی برنامه «رک» با هانی کرده اشاره کرد که مدت کوتاهی پس از انتشار، از دسترس تماشاگران خارج شد. در نمونه‌ای دیگر، به گفته علی صبوری مجری برنامه «نصف شب»، عوامل این برنامه نیز به دستگاه قضایی احضار و تفهیم اتهام شدند و باید برای دفاع از این برنامه در دادگاه حاضر شوند. در موردی حادتر، چندی پیش گزارش‌هایی مبنی بر دستگیری عوامل یک برنامه یوتیوبی نیز منتشر شد، هرچند که مشخصات دقیق آن محصول اعلام نشد.

علاوه بر رصد دائم دستگاه‌های نظارتی، ساختار شکایت در مراجع قضایی نیز همچنان برای همه فعال است. نهادهای دولتی یا حاکمیتی، شرکت‌های خصوصی، اشخاص حقیقی و هر فرد دیگری که محتوای یوتیوبی را توهین‌آمیز، حاوی نشر اکاذیب، یا مغایر با حقوق خود ببیند، می‌تواند شکایت خود را مطرح کند.

همچنین گاهی اوقات یک محتوای خاص به شدت وایرال می‌شود و مخالفت‌های زیادی را در فضای عمومی به وجود می‌آورد. در چنین شرایطی، دادستان به عنوان مدعی‌العموم وارد عمل شده و بسته به مورد، تصمیم قضایی لازم را اتخاذ می‌کند که از جمله این موارد می‌توان به اعلام جرم دادستان علیه مصطفی کواکبیان پس از سخنان وی درباره کاترین شکدم اشاره کرد.

اگرچه ممکن است از نظر برخی مخاطبان، نظارت پسینی پدیده‌ای تازه و نامتعارف به نظر برسد، اما این نوع نظارت پیش از این طی بیش از ۴ دهه، در عرصه مطبوعات تجربه شده و هم‌اکنون نیز روزنامه‌ها، مجلات، خبرگزاری‌ها و سایر سایت‌های خبری و حتی غیرخبری، برای سالیان طولانی به همین شکل تحت نظارت قرار دارند.

مهمترین علت استفاده از این شیوه نظارتی را می‌توان ناکارآمدی شیوه نظارتی پیشینی دانست، زیرا هیچ ساختاری نمی‌توان طراحی کرد که به وسیله آن، روزانه هزاران ویدیوی تولیدشده در صدها کانال یوتیوبی، مورد ممیزی پیشینی قرار گرفته و سپس پروانه نمایش دریافت کنند!

 

نظارت مضاعف بر رسانه‌های مجوزدار

اتفاق تازه در ماه‌های اخیر، ورود جدی‌تر رسانه‌های رسمی به پلتفرم یوتیوب بوده که در پی افت تدریجی کیفیت و جذابیت برنامه‌های غیرنمایشی و گفت‌وگومحور رسانه ملی، تمایل مخاطبان به محتوای صریح‌تر، موفقیت برنامه‌های متعدد یوتیوبی و البته درآمدهای ناشی از پخش محتوا در این پلتفرم رخ داده. یوتیوب با فراهم‌سازی فضایی آزادتر و دوری از حساسیت‌های معمول روی رسانه‌های مکتوب، بستری برای طرح مطالبی شده که در بسیاری از رسانه‌های رسمی کمتر امکان بیان داشت.

این برنامه‌ها که از معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز «رسانه» دریافت کرده‌اند، علاوه بر نظارت‌های عام یادشده بر تمام محتواهای شبکه‌های اجتماعی، نظارت مضاعف وزارت فرهنگ را نیز بالای سر خود می‌بینند. هرچند که در این حالت نیز نظارت عموما پسینی رخ می‌دهد، اما حضور نهاد دولتی در این زنجیره، روال برخورد یا رسیدگی به تخلفات احتمالی را با حساسیت‌های بیشتری مواجه می‌کند. از مصادیق این برنامه‌ها می‌توان به تولیدات ویدیویی متعدد در رسانه‌هایی چون فوتبال ۳۶۰، مجله تصویری فرهیختگان و تلویزیون اینترنتی همشهری اشاره کرد.

مرور وضعیت نظارتی بر محتوای ویدیویی یوتیوب، نشان می‌دهد که هرچند این پلتفرم فضایی خارج از مجوزهای پیشینی مرسوم دارد، اما همچنان در تور رصد نهادهای متعدد نظارتی قرار دارد و تولیدکنندگان محتوا همیشه باید ریسک برخوردهای پسینی را در نظر بگیرند. این در حالی است که وایرال شدن بریده‌هایی از برخی برنامه‌هایی که سعی دارند با عبور از خطوط قرمز اخلاقی، به جذب مخاطب بپردازند، این تصور را در میان طیفی از مخاطبان ایجاد کرده که نظارت پسینی، معنایی جز فقدان نظارت ندارد و فضای یوتیوب، کاملا رها شده است. این در حالی است که نمونه‌های متعدد یادشده، نشان می‌دهد اگرچه برخی کاستی‌ها در نظارت بر محتوای یوتیوب حس می‌شود، ولی این فضا رهاشده نیست و تحت کنترل نسبی لایه‌های متعددی از نظام نظارتی قرار دارد.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *