به گزارش خبرنگار رها، جشنواره فیلم کوتاه تهران با اعلام نامزدها و برگزاری آخرین نشستهای آموزشی و تخصصی به کار خود پایان داد و امشب با برگزاری آیین اختتامیه برگزیدگان این رویداد هم مشخص خواهد شد. این جشنواره به دبیری بهروز شعیبی پنج روز پرشور را با تمام حاشیهها و البته به پشتیبانی مخاطبان پیگیر و وفادار سینمای کوتاه، سپری کرد.
رسانه «رها» در سلسله گزارشهای روزانه، متن و حاشیه جشنواره «تهران» را زیر ذرهبین خواهد برد؛ آنچه در ادامه میخوانید، نکات مربوط به پنجمین و آخرین روز جشنواره یعنی پنجشنبه ۱ آبانماه ۱۴۰۴ است.
نکته اول؛ فیلمی که رکورددار نامزدی جوایز شد
نامزدهای بخشهای مختلف جشنواره چهلودوم از نگاه هیأتهای داوری، در شامگاه روز پنجشنبه اعلام شدند. پس از اعلام رشتههای مختلف بخش داستانی ملی نام یک اثر در تمام عرصهها اعم از فیلمبرداری، صدابرداری، فیلمنامه، بهترین فیلم و باقی رشتهها بیشتر به چشم آمد. فیلمی که حتی پیش از شروع جشنواره صحبتهای زیادی در مورد آن بود و حتی دبیر جشنواره در نشست خبری از آن یاد کرد؛ «خداحافظ آشغال» ساخته بهرام و بهمن ارک که توانستند در تمام رشتهها یعنی در ۷ رشته نامزد دریافت جایزه شوند. اتفاقی که پیشبینی آن خیلی سخت نبود. البته حضور برادران ارک در جمع نامزدهای جایزه آرای مردمی نیز قابل توجه است. حضوری که تعداد نامزدی این دو برادر را به عدد ۸ میرساند. در ادامه آثار دیگری هستند که نام آنها در رشتههای مختلف تکرار شده است. به عنوان مثال بعد از «خداحافظ آشغال»، فیلم کوتاه «و زندگی برای همه..» با ۴ نامزدی و پشت سر آن فیلمهای کوتاه «ذره» و «انار» با ۳ نامزدی قرار گرفتهاند و باید دید امشب و در آیین اختتامیه کدام آثار بیشترین جوایز را به نام خود ثبت خواهند کرد.
نکته دوم؛ دعوت دوباره از حرفهایها؛ حتما!
تا صحبت از برادران ارک و رکورد آنها در لیست نامزدها داغ است، باید به حضور دوباره حرفهایها در جشنواره فیلم کوتاه تاکید کنیم. در روزی که محمد کارت با تهیهکنندگی فیلم کوتاه «سرخرگ» به جشنواره آمد و نامزدها نیز اعلام شدند، نکتهای حائز اهمیت به سوژه گفتوگوها در گعده فیلمسازان و اصحاب رسانه بدل شد. آن هم تاثیر حضور فیلمسازان حرفهای در جشنواره فیلم کوتاه است. از نگاهی برخی بازگشت کهنهکاران سینمای کوتاه که حالا تجربه فیلمسازی در سینمای بلند را در کارنامه خود دارند، موجب رقم خوردن رقابتی نابرابر با تازهنفسهای این میدان میشود اما واقعیت این است که پیشفرض این انتقاد این گزاره است که «سینمای کوتاه پیشدرآمدی برای سینمای بلند است» گزارهای غلط که اصالت سینمای کوتاه بهعنوان یک مدیوم مستقل و معتبر در آن نادیده گرفته شده است. بازگشت برادران ارک به سینمای کوتاه نه فقط از اتفاقات مبارک این دوره بود که باید امید داشته باشیم محمد کارت هم فراتر از تهیهکنندگی، باردیگر در مقام کارگردان در این میدان طبعآزمایی کند. حتی فیلمسازان پیشکسوتتر هم باید به این حوزه ورود کنند و در کنار سینمای بلند، هر از گاهی توان خود در ساخت فیلمکوتاه را هم محک بزنند. این امر هم به فیلمسازان دیگر انگیزه و حس رقابت میدهد و هم به اهمیت فیلمکوتاه در سینمای ایران خواهد افزود. کدام فیلمساز است که نخواهد در رقابت با برادران ارک پیروز شود؟ سینمای کوتاه به تکرار این رقابت و این حضورها نیاز دارد!
نکته سوم؛ ترافیک مخاطبان در سانسهای پایانی
در حاشیهنگاری جشنواره چهلودوم و در همان روز نخست، به این کته اشاره کردیم که ویژهترین اتفاق در اولین سانسهای نمایش فیلمهای جشنواره، استقبال غیرمنتظره مخاطبانی بود که گمان میرفت به دلیل دوری مسافت محل برگزاری، حضورشان کمرنگتر از دورههای قبل باشد. اما حالا میتوان گفت این شور و حال، نه فقط به روز ابتدایی محدود نماند که تا روز پایانی و حتی سانسهای پایانی روز آخر نیز ادامه پیدا کرد. فیلم کوتاه با زمان کوتاه، باکسهای زیاد و پنج روز پشت سر هم؛ این سه ویژگی، تکاپوی علاقهمندان به سینمای کوتاه برای رصد حداکثری آثار راهیافته به جشنواره را دشوار میکند. شاید برخی گمان کنند که تماشای یک فیلم ۲۰ دقیقهای در یک رویداد پنج روزه کار سختی نیست. اما وقتی به خودمان میآییم، میبینیم روز پنجم فرارسیده و فرصت چندانی باقی نمانده است! به همین سبب سعی میکنیم هر باکسی که ندیدهایم را در روز پایانی تماشا کنیم. این اتفاق در آخرین روز و آخرین سانسهای جشنواره به وضوح دیده شد. سالنها به طرز عجیبی سرشار از جمعیت بودند. جمعیت در برخی از باکسها، سالن نمایش را به مرز انفجار رسانده بود و حتی کار به سانسهای فوقالعاده هم کشید. این اتفاق جذابترین یادگاری است که از دوره چهلودوم، برای سینمادوستان باقی خواهد ماند.
نکته چهارم؛ آمدند، صحبتهای جدی کردند و رفتند
پیشتر هم به بخشهای جنبی جشنواره چهلودوم و بهطور خاص نشستهای تخصصی آن اشاره کرده بودیم اما با پایان یافتن روزهای میزبانی این رویداد از مخاطبان، حالا میتوان حضور چهرههای معتبر از حوزههای دیگر در نشستهای تخصصی را یکی از برگبرندههای این دوره به شمار بیاوریم. رویداد مهمی که به شکل موازی و مستمر با اکرانهای جشنواره دنبال میشد، نشستهای بینارشتهای و تخصصی «۴۲-۲۰» بود. در این نشستها افراد مهم، چهره و با سواد به شکلی جدی در جوزه تخصصی خود و اتباط آن با سینما سخن گفتند؛ «مصطفی مستور»، «منصور ضابطیان»، «مسعود سخاوتدوست»، «رشید کاکاوند»، «نوید پورمحمدرضا»، «حسن حسینی»، «احسان عبدیپور» و غیره از جمله افرادی بودند که در این نشستها حضور پیدا کرده و سعی کردند در ۹۰ دقیقه از منظر حوزه تخصصی خود، درباره ظرفیتهای سینما برای علاقهمندان و فیلمسازان سخن بگویند. استمرار این نگاه بینارشتهای، حتما در بلندمدت میتواند منجر به اتفاقات مبارکی در سینمای کوتاه ایران شود.
نکته پنجم؛ همین جمع، دوباره ایرانمال؟!
یکی از نکاتی که در روز پایانی جشنواره به آن اشاره شد و بارها و بارها حتی از زبان برخی دستاندر کاران جشنواره به زبان آمد، امکان میزبانی دوباره پردیس سینمایی ایرانمال از جشنواره در دورههای بعدی بود. برخی صراحتاً از نامناسب بودن این مجموعه برای میزبانی از جشنواره فیلمکوتاه سخن گفتند و تکرار این میزبانی را مشروط به برخی تغییرات و تمهیدات جدی دانستند. اصلیترین محور این نظرات هم به ایرادی که از روز اول به ایرانمال وارد بود، مربوط میشود؛ به مسافت دور آن و مسیر طولانیاش در نسبت با مرکز تهران که در ساعات اوج ترافیک، زمانی قریب به ۲ ساعت را از مخاطبان و فیلمسازان میگرفت! اتفاقی که شاید در روزهای نخست به چشم نیاید اما در طی چند روز به خوبی خود را نشان میدهد. البته نکته دیگری نیز وجود دارد که در روزهای نخست جشنواره رویت شد و آن هم کیفیت تیره و تار برخی سالنهای نمایش بود. اتفاقی که با اطلاعرسانی رسمی مسئولان جشنواره مشخص شد، ناشی از کمکاری مسئولان پردیس ایرانمال بوده و میتوان گفت از نظر فنی هم تکلیف میزبانی به درستی ادا نشد. به طور کل، ظرفیتی که ایرانمال برای جانمایی جشنواره فیلم کوتاه تهران یا هر رویداد سینمایی دیگری میدهد، نامناسب است. فاصله میان سالنها، موقعیت اصحاب رسانه و بخشهای جنبی در نسبت با فودکورت در نگاه اول قابلقبول اما در طی روزها طاقت فرساست! با کنار رفتن چارسو از دور میزبانی، تنها پردیس سینمایی ملت و مجموعه ایرانمال برای میزبانی ماندهاند و این امر میتواند نگرانکننده باشد. کاش وزیر فرهنگ خیلی زودتر فکری به حال مرکزی آبرومند برای جشنوارههای سینمایی باشد تا به تعبیر خود این «بدهکاری» به مردم، تسویه شود!