آزاده باقری؛ رها، «طهرانشاط» نام برنامه هفتگی شبکه تهران است که به شکل ترکیبی و با هدف سرگرم کردن مخاطبان روی آنتن میرود. این برنامه در مناسبتهای مختلف، به شکل ویژه پخش میشود و به همین خاطر، تازهترین قسمت آن به یلدا اختصاص داشت.
مجریها؛ تلاشی برای تعامل فان
اجرای ویژه برنامه یلدای «طهرانشاط» بر دوش دو مجری ثابت آن بود؛ الگویی که سالهاست در برنامههای ترکیبی تکرار میشود. سید مرتضی حسینی نقش مجریِ شوخ، پرتحرک و اصطلاحا «فان» را بر عهده دارد و حمید ترابیان در جایگاه همراه، مکمل و پیش برنده بخشهای رسمیتر قرار میگیرد. این تقسیم نقش از پیش برای مخاطب قابل پیش بینی است و پیشتر بارها در قاب تلویزیون تجربه شده.
با این حال، مسئله اصلی نه در خودِ تقسیم نقش، بلکه در نبود انسجام گفتاری میان مجریهاست. در طول برنامه، پراکندگی در طرح موضوعات به وضوح دیده میشود؛ گفت و گوها گاه بدون آنکه به هم ربط داشته باشند کاملا نامرتبط پیوند میخورند و پیش از آنکه به نتیجه برسند، رها میشوند. این گسستها بیش از آنکه حاصل بداهه پردازی هدفمند باشد، به فقدان یک طراحی دقیق گفت و گویی شباهت دارد. مثل آنکه گوی و میدان در دست خود مجریهاست که هر چه بگویند خوب است؛ آن هم در برنامه زنده!
در این میان، البته حمید ترابیان تلاش میکند با طرح پرسشهای پیامکی و ارتباط با مخاطب، ریتم برنامه را حفظ کند و مرتضی حسینی نیز با تکیه بر همان الگوی همیشگی شوخیهای پرتحرک، بازیگوشیهای نمایشی و ارجاعات نوستالژیک، سعی دارد فضای برنامه را سرزنده نگه دارد؛ الگویی که بیشتر یادآور اجراهای دهه هشتاد و اوایل دهه نود تلویزیون است.
این سبک اجرا اگرچه در گذشته توان جذب مخاطب را داشته، اما امروز دیگر به تنهایی عامل نگه داشتن بیننده پای تلویزیون نیست. مخاطب نسل جدید، به ویژه در صبح جمعه، بیش از شوخیهای تکرارشونده، به انسجام، ریتم و گفت و گویی هدفمند نیاز دارد. اجرای «طهرانشاط»، بیش از آنکه به روز باشد، متکی بر خاطره اجرای گذشته است؛ خاطرهای که دیگر الزاما با سلیقه امروز همراستا نیست.
دکور؛ نوستالژی دلنشین، اما کلیشهای
دکور ویژه برنامه یلدای «طهرانشاط» بر پایه بازسازی تصویری از حیاط خانههای قدیمی ایرانی شکل گرفته است؛ فضایی با حوض آبی در مرکز، گلهایی چیده شده در اطراف، خانهای آجری و پنجرههایی با قابهای هلالی و شیشههای رنگی که تلاش دارد مخاطب را به حال و هوای زیست سنتی و خاطره انگیز گذشته ببرد. این ترکیب بصری، در انتقال حس صمیمیت، آرامش و سنت ایرانی موفق عمل میکند و از نظر رنگ، نور و جزئیات، هویت بصری قابل قبولی دارد.
با این حال، مسئله اصلی نه در کیفیت اجرا، بلکه در انتخاب الگو است. چنین فضایی سالهاست به یکی از کلیشههای ثابت بازنمایی «گذشته» و «سنت» در برنامههای تلویزیونی تبدیل شده؛ به گونهای که با هر اشارهای به آیینهای قدیمی، نخستین تصویری که به ذهن میرسد، همین حیاط، حوض، تخت و وسایل شب نشینی است. دکوری که هرچند همچنان زیبا، نوستالژیک و یادآور ریشههای فرهنگی است، اما دیگر عنصر غافلگیرکنندهای برای مخاطب امروز محسوب نمیشود.
«طهرانشاط» در ویژهبرنامه خود، به جای بازتعریف بصری یلدا یا ارائه خوانشی تازه از سنت، به آشناترین مسیر ممکن رفته است؛ مسیری که پیشتر بارها در برنامههای مناسبتی پیموده شده و حالا بیش از آنکه خلاقانه باشد، تکرارشونده به نظر میرسد. دکوری که احترام به گذشته را حفظ میکند، اما جسارت عبور از تصویر کلیشهای آن را ندارد.
مهمانها؛ وزن علمی بالا، اما نیاز به تنوع اجرایی
حضور دکتر محمدعلی الستی جامعهشناس، علی خانجانی نویسنده و پژوهشگر و محمدرضا سرشار نویسنده و گوینده، نشان از تمرکز برنامه بر یک نگاه علمی، فرهنگی و جامعه شناسانه به شب یلدا دارد. هر کدام از این چهرهها به تنهایی وزنهای قابل توجه در حوزه تخصصی خود هستند و توانایی ارائه اطلاعات و تحلیلهای عمیق را دارند؛ چیزی که به برنامه هویت و اعتبار علمی میدهد.
با این حال، چالش اصلی «طهرانشاط» در این قسمت، نحوه ارائه این حجم اطلاعات در قالب یک برنامه ۹۰ دقیقهای است. حجم بالای دادهها و تحلیلها اگر بدون توازن ارائه شود، میتواند برای مخاطب خسته کننده و کسالت آور باشد. به هر حال تجربه نشان میدهد برای جذب مخاطب امروز، حتی وقتی موضوعی مهم و علمی است، ارائه اطلاعات به شکل کپسولی و متنوع و ترکیب با مهمانان یا آیتمهایی با سبک اجرایی متفاوت، موثرتر خواهد بود.
به عبارت دیگر، برنامه میتوانست با اضافه کردن یک مهمان یا بخش با سبک اجرا و بیان متفاوت، ریتم گفت و گو را متنوع کند تا هم اطلاعات تخصصی منتقل شود و هم مخاطب در طول پخش احساس یکنواختی نکند. این تغییر ساده میتوانست نه تنها جذابیت برنامه را افزایش دهد، بلکه به مخاطب امکان دهد با سه مهمان سنگین علمی به شکل بهینهتر ارتباط برقرار کند و فلسفه شب یلدا را به طور همزمان هم بیاموزد و هم تجربه کند.
آیتمها؛ در حد متوسط
برنامه ویژه یلدای «طهرانشاط» تلاش کرده تا با آیتمهای متنوع، فضای نوستالژیک شب یلدا را به تصویر بکشد. استفاده از ترانههای قدیمی مانند «خونه مادربزرگه» و نمایش عکسهایی از مادربزرگها زیر کرسی، همراه با کودکان دور و برشان، لحظاتی شیرین و خاطره انگیز برای مخاطب ایجاد میکند.
همچنین، بخش مرور گذشته تهران و توجه به میدان مرکزی میوه و ترهبار، با اشاره به شب یلدا و عید نوروز و نقش این مکان در فیلمها و سریالها، برنامه را به تاریخ ملموس و روزمره مردم پیوند میدهد. افزودن صدای خاطره انگیز مرتضی احمدی و اجرای ترانه «شبهای چله» با صدای او، بار احساسی برنامه را تقویت کرده است.
با این حال، بخشهای نمایشی با حضور خشایار راد و مرضیه صدرایی در لوکیشن کرسی، شامل خرید یلدایی و دیالوگهای طولانی، ریتم کند و خسته کنندهای داشت. این آیتمها با وجود تلاش برای جذابیت، فاقد طنز کافی و بداهه پردازی مناسب بودند و میتوانستند با بازنویسی فیلمنامه و کوتاهتر کردن دیالوگها، مخاطب را بهتر درگیر کنند.
به طور کلی، اگر بخش نمایشی را فاکتور بگیریم دیگر آیتمها توانستهاند حس نوستالژیک و خاطره انگیز شب یلدا را منتقل کنند، اما ریتم و تنوع اجرایی نیاز به بهبود دارند تا بیننده بتواند هم از اطلاعات و هم از تجربه بصری و نمایشی بهره کامل ببرد.
بخش موسیقی برنامه با تمرکز کامل بر حس نوستالژی طراحی شده بود. از ترانه «خونه مادربزرگه» گرفته تا استفاده از صدای مرتضی احمدی و ترانه بابک افرا مجموعهای از صداها و ملودیهای آشنا و خاطره انگیز برای مخاطب ایجاد کرده بودند. این انتخاب موسیقی نه تنها با فضای سنتی دکور هماهنگ بود، بلکه مخاطب را به یاد شبهای یلدای گذشته و خاطرات شیرین دوران کودکی میانداخت.
هدف اصلی موسیقی، ایجاد همخوانی و یادآوری خاطرات برای بیننده بود؛ مخاطبی که این صداها را از قبل میشناسد، میتواند با موسیقی همراه شود و حس تعلق به گذشته و آشنایی فرهنگی را تجربه کند. از این منظر، موسیقی برنامه به عنوان یک عنصر مکمل و جذاب، توانست بخش مهمی از تجربه دیداری و شنیداری شب یلدا را تقویت کند و به فضاسازی احساسی برنامه کمک کند.
«طهرانشاط» نیازمند نوآوری است
«طهرانشاط» در مجموع میتواند مخاطب را سرگرم کند؛ اما برای رقم زدن اتفاقات ویژه نیازمند نوآوری در ساختار و محتوا است. یلدا بزنگاهی مهم برای سازندگان این برنامه بود تا نام خود را سر زبان طیف زیادی از مخاطبان بیندازند. «طهرانشاط» اما به دلیل نداشتن ایدههای خلاقانه از یک برنامه معمولی فراتر نرفت.