محراب توکلی، رها؛ ایمان یزدی از جمله سینماگران پشت صحنه سینمای ایران است. او بهعنوان مجری طرح، دستیار کارگردان، مدیر تدارکات، مدیر تولید و دستیار کارگردان و حتی بازیگر در برخی از آثار سینمای ایران همچون «من دیوانه نیستم» ساخته علیرضا امینی فعالیت داشته است. عمده فعالیت او در پشت صحنه سینما و همکاری با هدایت فیلم بوده است.
یزدی در حال حاضر دو فیلم «طهران۵۷» و «برای رعنا» را روی پرده سینماهای سراسر کشور دارد. این دو اثر از لحاظ ژانری کاملا متفاوت هستند. «طهران۵۷» با بازی احمد مهرانفر، حامد آهنگی، پژمان جمشیدی و سیاوش چراغیپور یک فیلم کمدی و سرخوش و «برای رعنا» با بازی حامد بهداد، پانتهآ پناهیها و نادر فلاح یک فیلم متعلق به سینمای اجتماعی است.
«طهران۵۷» از ۱۲ آذرماه سال جاری به سینماها آمد و تاکنون با جذب بیش از ۱۸۰ هزار مخاطب به سالنها سینما نزدیک به ۱۵ میلیارد تومان بلیت فروخته است. «برای رعنا» یک هفته قبل از «طهران۵۷» یعنی ۵ آذرماه به سینماها آمد و با جذب ۱۲ هزار مخاطب به سینماها بیش از ۱ میلیارد فروش داشته است.
روایت کمدی در دهه ۵۰؛ سوار موج «فسیل» نشدیم!
ایمان یزدی در گفتوگو با خبرنگار رها، درباره فیلم «طهران۵۷» و انتقادها نسبت به تکراری شدن شوخی با این مقطع تاریخی گفت: ببینید در وهله اول باید بگویم که من معتقدم که هیچ فیلمی را نمیتوان از پیش قضاوت کرد. ابتدا باید فیلم را دید و سپس درباره آن نظر داد که آیا برای جذب مخاطب و فروش ساخته شده یا بر موفقیت فیلم دیگری همچون «فسیل» سوار شده است یا خیر.
وی افزود: در مورد «طهران ۵۷»، بستر قصه به گونهای است که ناگزیر باید در دوره خاصی از تاریخ روایت شود. حضور دونالد ترامپ در ایران، که بخش کوچک آن واقعی و بخش عمدهاش خیالی است، امکان روایت این داستان را در زمان حال فراهم نمیکند. بنابراین الزام تاریخی داستان، ما را به آن برهه خاص میبرد. من قصد سوار شدن بر موج فیلمهای دیگر را نیز نداشتهام.
یزدی ادامه داد: بگذارید این موضوع را برای شما باز کنم. اگر بخواهیم فیلمی درباره جهانپهلوان تختی بسازیم، آیا میتوان گفت چون فیلمهای متعددی به دهههای گذشته پرداختهاند، این فیلم هم برای فروش به آن دوره رفته است؟ خیر؛ داستان در بستر تاریخی و زمانی خاص خود رخ میدهد. دلیل انتخاب زمان «طهران ۵۷» نیز همین الزام قصه بود.
این کارگردان تأکید کرد: قبول دارم که در سالهای اخیر فیلمهای زیادی با حالوهوای دهههای ۵۰، ۶۰ و ۷۰ ساخته شده است اما به جز «فسیل»، در دهه ۵۰ تنها «کوکتل مولوتوف» را داشتیم و «طهران ۵۷» سومین فیلم این دهه محسوب میشود، در حالی که دهه ۶۰ فیلمهای بسیار بیشتری از این دست داشته است؛ مانند «نهنگ عنبر»، «آقای زالو» و نمونههای بسیار دیگر.
شباهت با «کوکتل مولوتوف»؛ در حد یک خرده پیرنگ!
وی درباره شباهت «طهران۵۷» با «کوکتل مولوتوف» توضیح داد: شباهت مطرحشده تنها به بخش کوچکی از پیرنگ قصه مربوط میشود. موضوع اصلی «کوکتل مولوتوف» بلیط بخت آزمایی است، در حالی که ما زمانی که پروانه ساخت گرفتیم، از آن فیلم اطلاعی نداشتیم و نمیدانستیم پیرامون چه ساخته شده است. در «طهران ۵۷» تنها در حد یک شوخی و اشاره موقت به بلیط به آن پرداختهایم و پس از انقلاب، آن را کاملاً رها کردهایم. بنمایه اصلی قصه ما حضور دونالد ترامپ در ایران، معاملهای که انجام میدهد، چالشهایی که با آن روبهرو میشود و اتفاقاتی است که پس از انقلاب برایش رخ میدهد. حتی یکی از بازیگران فیلم ما با «کوکتل مولوتوف»، یعنی آقای احمد مهرانفر این عدم شباهت را بعد از خواندن فیلمنامه تایید کردند.
یزدی در خصوص فروش این فیلم اظهار کرد: از فروش «طهران ۵۷» در مقایسه با وضعیت کلی سینمای ایران راضی نیستم. در دو هفته گذشته، فروش روزانه سینمای ایران به شش میلیارد و خوردهای تومان رسیده، در حالی که پیش از آن زیر ۱۴-۱۵ میلیارد تومان نمیرفت. طبیعتاً هیچ فیلمسازی در این شرایط نمیتواند از فروش راضی باشد. بهویژه آنکه امکان هزینهکرد تبلیغاتی مشابه دیگر فیلمها را نداشتهایم. هرچه تبلیغ بیشتر باشد، مخاطب بیشتری جذب میشود و ما این امکان را نداشتیم.
اکران مردمی با حضور جمشیدی؛ اگر پژمان تمایل داشته باشد حتما!
وی درباره حضور پژمان جمشیدی در فیلم «تهران۵۷» هم گفت: از ابتدا خواهش کردم که نقش پژمان در تبلیغات پررنگتر باشد، زیرا او بازیگر محبوب و توانمندی هست و خواهد بود. یکی از دلایلی که او در تیزرها حضور ندارد. نقش کمی است که در فیلم دارد. ما نمیخواستیم مخاطب را گول بزنیم و بگوییم پژمان در فیلم پررنگ است. چرا که این گونه نیست.
از طرفی روزی که قرارداد او را بستیم و فیلم را ساختیم، هیچکدام از این اتفاقات رخ نداده بود. ما پژمان را بهخاطر تخصص و تواناییاش در نقش انتخاب کردیم، نه صرفاً برای فروش. پس از وقوع آن حوادث، برای جلوگیری از سوءتفاهم، حتی یک پلان اضافه به تیزرها اضافه کردیم و همچنان درخواست دارم که حضورش در تبلیغات بیشتر شود و حتی در صورت تمایل پژمان، اکران مردمی نیز با حضور او داشته باشیم.

حامد بهداد و پانتهآ پناهیها در نمایی از «برای رعنا»
تمام پروسه تولید فیلم «برای رعنا» در ۱۶ جلسه به اتمام رسید
ایمان یزدی در ادامه صحبتهایش به سراغ فیلم «برای رعنا» رفت و پیرامون این فیلم هم عنوان کرد: «برای رعنا» را در ۱۶ جلسه فیلمبرداری کردیم که در شرایط فعلی کار بسیار بزرگی است. با وجود محدودیت مالی و تولید مستقل، یک جابجایی به اصفهان داشتیم؛ اما گروه همدل، آمادگی کامل، نبود وقتکشی و پیشتولید منسجم باعث شد این تعداد جلسه کافی باشد. همه چیز سر موقع انجام میشد، لوکیشنها از پیش تعیین شده بودند و بازیگران چالش خاصی نداشتند زیرا پیش از فیلمبرداری به جمعبندی رسیده بودیم.
وی درباره همکاری با روزبه رایگا به عنوان فیلمبردار «برای رعنا»، گفت: روزبه تجربه بیشتری دارد، اما کاملاً در خدمت فیلم بود. سلیقه شخصی من در برخی جاها با او متفاوت بود؛ من از تقطیع بیش از حد پرهیز میکردم تا فضای مدنظرم حفظ شود. گاهی حس میشود که او برای به رخ کشیدن مهارتش فیلم را با دید بازتری فیلمبرداری کرده است اما اصلا این گونه نبود و این اتفاق سلیقه خود من بود.
کارگردان «طهران۵۷» در مورد همکاری با حسین مهکام در نوشتن فیلمنامه فیلم «برای رعنا» خاطرنشان کرد: افتخار همکاری و دوستی با مهکام را دارم. حسین بسیار با تجربه، خلاق، حرفهای و زحمتکش است. اگر موقعیت فراهم شود، با کمال میل دوباره با او قصهای را پیش خواهم برد. اما مسیر «برای رعنا» و جهانبینیام در این فیلم، چه با حسین و چه بهتنهایی یا با دیگران مانند مهرداد نیکنام که در «طهران ۵۷» همکاری داشتیم، به همان سبک و سیاق و تم ادامه خواهد یافت.
غافلگیر نکردم، بلکه واقعیت را نشان دادم
وی درباره رویکرد روایی و غافلگیری در «برای رعنا» توضیح داد: در این فیلم بیشتر تلاش کردم مواجهه شخصیتها با اتفاقات را نشان دهم تا اینکه از عنصر غافلگیری برای مخاطب استفاده کنم. عنصر غافلگیری در سینما جذاب است، بهویژه در آثار معمایی یا جنایی، اما من ترجیح دادم جامعه را صادقانه نشان دهم. چیزهایی که در فیلم میبینید، شگفتانگیز نیستند. آنها را هر روز در جامعه میبینیم. به عنوان مثال برادری که با وجود داشتن ماشین آخرین مدل، به برادرش پول نمیدهد و برادر مجبور به کارهای عجیب میشود، یا زنی که برای تأمین نیازها دست به کارهای دشوار میزند. اینها سیر طبیعی زندگی در جامعه ماست. بنابراین بهجای غافلگیر کردن مخاطب، خواستم او این موقعیتها را ببیند تا همه چیز در ذهنش تهنشین و ماندگار شود.
یزدی درباره انتخاب بازیگران گفت: انتخابها بر اساس توانایی بازیگران بود. چالش اصلی این بود که حامد بهداد از شخصیتی پر هیجان دارد به فردی آرام تبدیل شود و پانتهآ پناهیها از آرامش و متانت به عصیان برسد. نقشهایی که کمتر از آنها دیده بودیم. این تفاوت و چالش برایم بسیار مهم بود.
سینماها برای آلودگی هوا تعطیل میشوند، اما استادیومها نه!
وی همچنین از محدودیتهای تبلیغاتی «برای رعنا» گلایه کرد و گفت: بودجه تبلیغاتی بسیار محدود بود و سپاسگزار سرمایهگذاران هستم که این مبلغ را فراهم کردند. متأسفانه به دلیل سوءمدیریت در سطح کشور، دقیقاً در هفتهای که تبلیغات داشتیم و قرار بود مخاطب به سینما بکشیم و اکرانهای مردمی هماهنگ کرده بودیم، بهخاطر آلودگی هوا سینماها تعطیل شدند. روزهایی که تبلیغ داشتیم تعطیل بود و روزی که تبلیغ تمام شد، سینما باز شد. جالب اینکه در همان روزها پاساژ دو طبقه بالا (سینما) به دلیل آلودگی هوا تعطیل بود، اما بقیه پاساژ باز بود. در همان ایام، باشگاه استقلال بازی داشت و با وجود آلودگی هوا، ۵ هزار تماشاگر در استادیوم حاضر شدند. این موضوع یک سوء مدیریت بزرگ است. به همین سبب خسارت جدی به «برای رعنا» وارد شد زیرا در روزهایی که تبلیغ داشتیم و باید مخاطب جذب میکردیم، سینما تعطیل بود. حداقل حمایت میتوانست این باشد که سینماهای دولتی سانس مناسب و ساعت خوب برای اکران به ما بدهند که این اتفاق هنوز نیفتاده است.
این مجری طرح و مدیر تولید در ادامه توضیح داد: وقتی با فیلمات وارد جشنواره میشوی، دو نکته منفی با تو همراه است. یکی اینکه به تو انگ میزنند و میگویند که مجوز گرفتهای و دو اینکه فیلمات حجاب دارد. اگر فیلمی با این دو ویژگی بتواند وارد بخش مسابقه جشنوارهای شود، یعنی فیلم واقعاً خوب و تأثیرگذار بوده است؛ زیرا این دو عامل معمولاً مانع راهیابی فیلم به جشنوارهها میشوند.
یزدی افزود: این را با اطمینان میگویم؛ با دبیران بسیاری از جشنوارهها، از جمله جشنواره بوسان و بازار فیلم، صحبت کردهام. کسانی که با مجوز و با رعایت محترمانه قوانین فیلم میسازند، وقتی فیلمشان به جشنوارههای بزرگ جهانی راه پیدا میکند، کاندیدا میشود یا جایزه میبرد، پرچم کشور را بالا میبرند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود درباره نقدهای منتقدان داخلی و بینالمللی اظهار خاطرنشان کرد: درباره «برای رعنا» تقریباً هیچ نقد داخلی نوشته نشده است؛ جز دو سه مورد نادر. بسیاری از منتقدان اصلاً فیلم را ندیدهاند. جالب اینجاست که همان منتقدانی که مدام از رفتن سینما به سمت کمدی انتقاد میکنند، پس از چهار هفته اکران «برای رعنا» هیچ نقدی درباره آن ننوشتهاند. اما درباره تمام فیلمهای کمدی همزمان با ما و حتی فیلمهایی که دو روز دیرتر اکران شدهاند، میز نقد برگزار میکنند.
یزدی افزود: تعداد نقدهای بینالمللی درباره «برای رعنا» قابل توجه است. ترجمه این نقدها کار سختی نیست. منتقدان داخلی میتوانند این نقدها را بخوانند و ببینند منتقدان خارجی چه گفتهاند؛ حداقل بگویند فیلم بد است، اما انگار تا به آنها زنگ نزنی و نگویی که فیلم من را ببینید و نقد کنید، کاری انجام نمیدهند.
آیا منتقدین فیلمها را میبینند؟
کارگردان فیلم «طهران۵۷» ادامه داد: دو حالت دارد؛ یا منتقدان سینما را دنبال نمیکنند و فقط باکس آفیس و فروش را دنبال میکنند، یا رسالت خود را فراموش کردهاند. رسالت منتقد این است که همه فیلمهای اکرانشده را ببیند. البته دوستان بزرگی مانند آقای مهرشاد مولایی، بوستان محمدرضا لطفی و چند نفر دیگر بلافاصله پس از اکران فیلم را دیدند و نقد منتشر کردند؛ اما عموم منتقدان سینما این کار را نکردند.
یزدی افزود: هفته پیش در برنامه آقای فراستی و آقای قطبیزاده شنیدم که به شورای صنفی پیام میدادند که دیگر فیلمی باقی نمانده تا نقد کنیم. شما «برای رعنا» را ندیدهاید، فیلم جدید اکران کنید. در حالی که سانسهای روزانه احتمالاً ده سانس بیشتر نیست و تعداد مخاطب سینما محدود است، اما فیلمهای جدید پشت سر هم اکران میشوند. این پیامها نشان میدهد که به جای نقد فیلمهای موجود، منتظر فیلمهای جدید هستند.
وی در پایان تأکید کرد: نادیده گرفتن یک محصول فرهنگی، بهویژه وقتی فیلم مستقل باشد، حمایت دولتی و ارتباطی نداشته باشد، اتفاق بسیار بدی است. این نادیدهگرفتن از سوی کسانی رخ میدهد که خود را پرچمدار فرهنگ کشور میدانند؛ اما متأسفانه، اگر فیلم مستقل بسازی و بدون پشتوانههای معمول پیش بروی، این سرنوشت در انتظارت است.