به گزارش خبرنگار رها، در عصری که ظهور پلتفرمهای پخش آنلاین، اگرچه هنوز تولید فیلم و سریال منبع بزرگی برای کسب درآمد در صنعت سرگرمی است، اما لزوما این درآمد توسط بلیتفروشی در گیشه کسب نمیشود و صنعت سالنداری سینما برای اینکه دائر بماند، میبایست روشهای خلاقانهتری را به کار ببندد. بررسیهای آماری نشان میدهد که گرچه در مقیاس کلان و بر اساس سهم بازار جهانی در سال ۲۰۲۵، بلیتفروشی همچنان سهم عمدهای معادل ۷۰٫۴۷ درصد از کل بازار سینما را به خود اختصاص داده است، اما روشهای دیگر کسب درآمد هم هر روز بیشتر مورد توجه قرار میگیرند. به طور کلی فعالان برجسته این صنعت، درآمدهای خود را به سه بخش اصلی تقسیم میکنند: بلیتفروشی، خدمات بوفه و پذیرایی و درآمدهای تبلیغاتی و جانبی.
تحلیل سودآوریها نشان میدهد که اگرچه اکران فیلمهای روز سینمایی همچنان موتور محرک اصلی برای جذب ترافیک انسانی به سالنهاست، اما بیشترین حاشیه سود از بخش بوفه حاصل میشود. هزینه اجاره و تأمین فیلمها از استودیوها و توزیعکنندگان، به طور معمول بین ۳۵ تا ۶۰ درصد از درآمدهای بلیتفروشی را به خود اختصاص میدهد. یعنی سالندار ناچار است ۳۵ تا ۶۰ درصد از درآمد خود را به کمپانی صاحب فیلم بپردازد، در حالی که بخش بوفه از حاشیه سود ناخالص فوقالعاده ۸۰ درصدی بهره میبرد. از همین رو، زنجیرههای سینمایی عملاً از گیشه بلیتفروشی به عنوان یک ابزار بازاریابی برای روانه کردن مشتریان به سمت بوفههای بسیار سودآور استفاده میکنند.
پخش تبلیغات هم یک روش درآمدزایی بسیار محبوب در سالنهای سینما تبدیل شده است. مدلهای مالی نشان میدهند که در بازارهای در حال توسعه مانند ویتنام، زنجیرههای بزرگی چون CJ CGV با تمرکز بر ادغام عمودی توزیع فیلم و تبلیغات محیطی ممتاز، توانستهاند وابستگی خود به گیشه را تا حد زیادی تعدیل کنند، طوری که سهم درآمدهای تبلیغاتی و جانبی در این بازار به ۳۰ درصد و بخش بوفه به ۲۰ درصد میرسد. تفاوت این ساختارها نشاندهنده لزوم تطبیق مدل تجاری با فرهنگ مصرفی و ظرفیتهای محیطی هر منطقه است. اما نکته دیگری که میتوان به آن توجه کرد، استفاده از سالن نمایش فیلم برای برگزاری رویدادهای دیگر است. سالنهای سینمای ایران این رویکرد را عمدتا با پخش فوتبالهای مهم، مثلا جام جهانی تجربه کردهاند که منحصر به ایامی خاص میشود؛ اما این شیوه که اصطلاحا از آن تحت عنوان سینمای «رویدادمحور» نام برده میشود، در سرتاسر دنیا دایره گستردهتری را شامل میشود. در ادامه تلاشی در جهت واکاوی این موضوع صورت گرفته است.
سینمای رویدادمحور و محتواهای جایگزین: تحول در استراتژیهای اکران سالنی
کاهش بلیتفروشی سالانه در بازارهای سنتی مانند ایالات متحده، که در آن حجم کل فروش بلیت با کاهشی نزدیک به ۴۰ درصد از اوج ۱٫۵۸ میلیارد بلیت در سال ۲۰۰۲ به ۹۴۰ میلیون در سال ۲۰۰۳ و سپس ۷۶۲ میلیون در سال ۲۰۲۴ رسید، لزوم تنوعبخشی به سبد اکران سالنها را بیش از پیش آشکار کرد و مفهوم «سینمای رویدادمحور» (Event Cinema) به عنوان پاسخی به این چالش پدید آمد. ارزش بازار جهانی این بخش در سال ۲۰۲۵ بین ۳٫۸ تا ۴٫۸ میلیارد دلار تخمین زده شده است و پیشبینی میشود با نرخ رشد سالانه مرکب (CAGR) بین ۷٫۲ تا ۸٫۱ درصد، تا سال ۲۰۳۴ به رقمی بین ۶٫۹ تا ۹٫۶ میلیارد دلار دست یابد. سهم بازار سینمای رویدادمحور در بازارهای پیشرو به حدی گسترش یافته است که در برخی مناطق هماکنون بین ۱۵ تا ۱۸ درصد از کل درآمدهای اکران سالنها را به خود اختصاص میدهد.
سینمای رویدادمحور از چند جهت برای سالنداران جذابیت مالی بالایی دارد. نخست، قیمتگذاری بلیتهای این رویدادهاست که با میانگین ۲۲٫۵۰ دلار در سطح جهان، حدود ۶۰ تا ۷۵ درصد بالاتر از نرخ بلیتهای استاندارد سینمایی است. دوم، نرخ خرید بالای محصولات بوفه و اقلام جانبی است که به ازای هر تماشاچی حدود ۳۵ تا ۵۰ درصد به درآمدهای بلیت اضافه میکند.
رویدادها در کجاها طرفدار دارند؟
از نظر پراکندگی جغرافیایی، بازار سینمای رویدادمحور تنوع قابلتوجهی دارد. در سال ۲۰۲۵، آمریکای شمالی با در اختیار داشتن سهمی معادل ۳۰٫۰ تا ۳۶٫۲ درصد (ارزش مالی ۱٫۱۴ تا ۱٫۷۴ میلیارد دلار) پیشتاز این عرصه بوده و اروپا با سهم ۲۷٫۸ تا ۳۱٫۵ درصد در رتبه دوم قرار گرفته است. برای نمونه، بازار بریتانیا و ایرلند یکی از مستعدترین بازارهای جهانی برای سینمای رویدادمحور به شمار میرود؛ در سال ۲۰۲۵ این حوزه توانست ۴۴ میلیون پوند درآمد کسب کند که دومین رکورد تاریخی پس از سال ۲۰۱۹ است و ده عنوان برنامه توانستند فروشی فراتر از یک میلیون پوند ثبت کنند. از سوی دیگر، منطقه آسیا و اقیانوسیه با سهم ۲۲٫۱ تا ۳۲٫۴ درصدی خود در سال ۲۰۲۵، سریعترین رشد بازار را با نرخ رشد سالانه ۹٫۸ درصد تجربه میکند. در این میان، بخش سینمای رویدادمحور در هندوستان بین سالهای ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ رشدی خیرهکننده معادل ۱۸٫۳ درصد داشته است که عمدتاً حاصل پخش زنده مسابقات کریکت، رویدادهای مذهبی و فرهنگی ملی و کنسرتهای بزرگ بالیوود است. در ادامه به بررسی چند مورد از رویدادهای که اکران آن روی پرده توانسته در سالنهای سینمای سراسر جهان جایگاه ویژهای پیدا کند، پرداخته شده است.
کنسرتهای موسیقی و مستندهای موزیکال:
* سهم بازار جهانی (۲۰۲۵): ۲۸٫۴٪ تا ۲۸٫۵٪
* نرخ رشد سالانه مرکب (۲۰۲۶-۲۰۳۴): ۷٫۸٪ تا ۹٫۲٪
* میزان افزایش بهای بلیت نسبت به استاندارد: ۶۵٪+
* ویژگیهای جمعیتی مخاطبان هدف: جوانان و طرفداران پرشور موسیقی (سنین ۱۵ تا ۴۵ سال)
کنسرتهای موسیقی به عنوان بزرگترین بخش از سینمای رویدادمحور شناخته میشوند. پدیده تورهای کنسرت تیلور سوئیفت (Taylor Swift’s Eras Tour) و مستند رنسانس بیانسه (Beyoncé’s Renaissance) که در سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ مجموعاً بیش از ۸۰۰ میلیون دلار فروش جهانی ثبت کردند، استاندارد جدیدی را در صنعت سرگرمی پایهگذاری کرد. این رویدادها نشان دادند که سالنهای سینما میتوانند به پلتفرمی برای تجربه اشتراکی طرفداران پرشور تبدیل شوند.
پخش زنده و غیرزنده رویدادهای ورزشی
* سهم بازار جهانی (۲۰۲۵): ۱۶٫۳٪ تا ۱۷٫۹٪
* نرخ رشد سالانه مرکب (۲۰۲۶-۲۰۳۴): ۹٫۴٪ تا ۹٫۵٪
* میزان افزایش بهای بلیت نسبت به استاندارد: ۷۰٪+
* ویژگیهای جمعیتی مخاطبان هدف: علاقهمندان به ورزش گروهی (سنین ۱۸ تا ۵۵ سال)
ایده پخش مسابقات ورزشی در سینما سالهاست که از یک طرح آزمایشی خارج شده و اکنون توسط بزرگترین غولهای سینمایی جهان به عنوان یک لاین درآمدی بسیار سودآور اجرا میشود. این ایده در اروپا، آمریکا، هندوستان و بسیاری از نقاط دیگر دنیا پیاده شده و از مسابقات فوتبال و بوکس گرفته تا کریکت، بسیاری از رویدادهای ورزشی، روی پرده سینما نمایش داده شدهاند. در حاشیه این نمایشها معمولا محصولات جانبی مثل بوقهای استادیومی و چیزهای شبیه به آن هم فروخته میشوند که در کنار فروش محصولات خوراکی، درآمد جانبی قابل توجهی برای سالنهای سینمایی فراهم میکند.
پخش زنده و آرشیوی اپرا:
* سهم بازار جهانی (۲۰۲۵): ۱۳٫۱٪ تا ۱۸٫۲٪
* نرخ رشد سالانه مرکب (۲۰۲۶-۲۰۳۴): ۵٫۹٪ تا ۶٫۹٪
* میزان افزایش بهای بلیت نسبت به استاندارد: ۶۰٪+
* ویژگیهای جمعیتی مخاطبان هدف: قشر مرفه و علاقهمندان به موسیقی کلاسیک (۴۵ تا ۷۵ سال)
یکی دیگر از حوزههای بسیار سودآور، پخش زنده اپرای متروپولیتن نیویورک (Met Opera Live in HD) است. این برنامهها با ارائه محتوای انحصاری در زمان استراحت مابین پردهها (مانند مصاحبههای زنده با بازیگران، تغییرات دکور پشت صحنه و بررسی لباسها) ارزش افزودهای ایجاد میکنند که حتی تماشاگران حاضر در سالن اجرای واقعی نیویورک نیز از آن محروم هستند. این نوع برنامهها به همراه تئاترهای ملی انگلستان (National Theatre Live) سبب انتقال فرهنگ به نقاط دورافتاده جهان با هزینهای ناچیز شدهاند.
فیلمهای کلاسیک و قدیمی و جشنوارهها:
* سهم بازار جهانی (۲۰۲۵): ۷٫۵٪ تا ۹٫۸٪
* نرخ رشد سالانه مرکب (۲۰۲۶-۲۰۳۴): ۸٫۳٪
* ویژگیهای جمعیتی مخاطبان هدف: علاقهمندان به نوستالژیهای سینمایی
بازپخش آثار کلاسیک نیز سهم ثابتی از درآمد محتواهای جایگزین را تضمین میکند. بررسیهای شرکت فدوم اینترتینمنت (Fathom Entertainment) نشان میدهد که فیلمهای کلاسیک در طول بیست سال گذشته به طور مداوم ۲۰ درصد از درآمدهای سالانه این کمپانی را به خود اختصاص دادهاند. به عنوان مثال، اکران مجدد و محدود انیمیشن استاپموشن پانزدهساله کورالین (Coraline) به تنهایی توانست فروش شگفتانگیز ۳۴ میلیون دلاری در گیشه داشته باشد؛ این در حالی است که آثار مستقل جدید با چالشهای ساختاری سختی در توزیع مواجه هستند، به طوری که در سال ۲۰۱۷ تنها ۱۷ درصد از فیلمهای مستقل توانستند فروشی بیش از ۱۰۰ هزار دلار در سالنهای سینما را تجربه کنند.
نمایشهای تئاتر زنده و بازپخشها:
* سهم بازار جهانی (۲۰۲۵): ۱۴٫۲٪ تا ۱۶٫۵٪
* نرخ رشد سالانه مرکب (۲۰۲۶-۲۰۳۴): ۶٫۲٪ تا ۷٫۸٪
* میزان افزایش بهای بلیت نسبت به استاندارد: ۵۵٪+
* ویژگیهای جمعیتی مخاطبان هدف: مخاطبان فرهنگی و علاقهمندان به هنرهای نمایشی (۳۰ تا ۶۵ سال)
اجراهای باله و رقصهای کلاسیک:
* سهم بازار جهانی (۲۰۲۵): ۸٫۷٪ تا ۱۰٫۷٪
* نرخ رشد سالانه مرکب (۲۰۲۶-۲۰۳۴): ۶٫۱٪ تا ۷٫۱٪
* میزان افزایش بهای بلیت نسبت به استاندارد: ۵۸٪+
* ویژگیهای جمعیتی مخاطبان هدف: علاقهمندان به هنرهای کلاسیک حرکتی (۳۵ تا ۷۰ سال)
تحول کاربری فضاهای فیزیکی سینما: تفریح، ورزش و سبک زندگی
روند نزولی حضور تماشاگران سنتی سالنهای سینما پس از سال ۲۰۲۰، مدیران زنجیرههای بزرگ را وادار ساخته است تا با عبور از کاربری سنتی نمایش فیلم، فضاهای فیزیکی بزرگ و بیاستفاده سالنها را به کاربریهای ورزشی و تفریحی با پاخور بالا اختصاص دهند. هدف اصلی این رویکرد، غلبه بر هزینههای ثابت نگهداری سالنهاست، بدون آنکه تأثیر منفی شدیدی بر تعداد کل تماشاگران فیلم بگذارد.
زنجیره کرهای CJ CGV که به عنوان پیشتاز خلاقیت در مدیریت فضا شناخته میشود، در سال ۲۰۲۲ دو سالن نمایش در مجموعه Piccadilly 1958در منطقه جونگنو سئول را به طور کامل تخریب و به یک باشگاه مجهز سنگنوردی سالنی به نام Peakers تبدیل کرد. ارتفاع سقف سالنهای سینما (که در این پروژه به ۵٫۷ متر میرسید) مزیتی فیزیکی ایجاد کرد که امکان ایجاد مسیرهای صعود دشوارتر و متمایزتر از سالنهای ورزشی عادی را فراهم آورد. این مجموعه به طور میانگین ۳۰۰ بازدیدکننده در آخر هفتهها جذب میکند و جالبتر آنکه صعودکنندگان در فواصل میان جلسات تمرینی خود به تماشای فیلم در سالنهای مجاور ترغیب میشوند. زنجیره CJ CGV افزون بر دیوارههای صعود، سالنهای دیگر خود را به کلوبهای بولینگ، استودیوهای مدرن تمرین گلف و کافههای کتاب مصور (کارتون کافه) مجهز کرده است.
این رویکرد خلاقانه به سرعت توسط سایر سالنداران در آسیا و جهان بومیسازی شده است. در کره جنوبی، زنجیره مگاباکس (Megabox) مجموعه “Puppy Cinema” را برای مالکان سگهای خانگی تأسیس کرده است تا مشتریان بتوانند همراه با حیوانات خانگی خود به تماشای فیلم بنشینند. همزمان، زنجیره لوت سینما (Lotte Cinema) یکی از سالنهای خود در شهر دگو را به زمین تنیس سرپوشیده اختصاص داده است که در آن دورههای آموزشی تنیس برگزار میشود. سالنداران همچنین به طراحی پازلرومها و اتاقهای فرار در فضاهای مرده سالنها روی آوردهاند تا جوانان را به سمت سینما سوق دهند.
در آمریکای شمالی، مدل تجاری به سمت ایجاد دهکدههای تفریحی یکپارچه حرکت کرده است. نمونه بارز این مدل، زنجیره کانادایی ساینپلکس (Cineplex) است که برندهای تفریحی The Rec Room و Playdium را راهاندازی کرده است.
این مجموعههای بزرگ تجاری علاوه بر سالنهای سینما، مجهز به بازیهای آرکید، تفریحات خانوادگی، فضاهای تعاملی برای نوجوانان، بخش موسیقی زنده و رستورانهای مجلل هستند تا مشتریان بخش عمده وقت و هزینه خود را در داخل مجموعه سپری کنند.
مدلهای جدید درآمدزایی: اجاره سالن برای مناسک مذهبی و رویدادهای شرکتی
رویکرد تنوعبخشی به درآمدهای غیرفعال در زمانهای غیرپیک سالنهای سینما، روشهای خلاقانه دیگری را پدید آورده است. صبحهای روز یکشنبه یکی از کمترافیکترین ساعات برای سالنهای سینماست. از طرف دیگر، کلیساهای جدید یا شعبههای مذهبی نوپا معمولاً با چالش تأمین فضای مناسب، پارکینگ بزرگ و سیستمهای صوتی و تصویری تراز اول برای خدمات عبادی خود مواجه هستند. ادغام این دو نیاز منجر به پدیده اجاره سالن به کلیساها شده است.
زنجیرههای بزرگی همچون AMC، Cinemark و Malco Theatres برنامههای اختصاصی برای اجاره سالنهای خود در صبحهای یکشنبه به تشکلهای عبادی تحت عنوان Theatre Church ایجاد کردهاند. این کار نهتنها باری از روی دوش مبلغان مذهبی برمیدارد (چرا که نیازی به چیدن صندلی و تنظیم سیستمهای صوتی گرانقیمت ندارند)، بلکه فضای آشنا و غیررسمی سینما مانع روانی حضور افراد جدید در برنامههای مذهبی را کاهش میدهد. زنجیره Malco Theatres که از پیشگامان این طرح است، تلاش کرده اقدامات خود را با رویکردهای زیستمحیطی پیوند بزند؛ این شرکت نخستین زنجیره آمریکایی بود که پاکتهای پاپکورن زیستتخریبپذیر ساختهشده از مواد بازیافتی (EcoSelect) را معرفی کرد و با ارتقای لامپهای سالنها به سیستمهای LED و بازیافت نوارهای فیلم و بطریهای پلاستیکی، مصرف سالانه کاغذ خود را تا ۲۵ درصد کاهش داد.
حوزه دیگر درآمدزایی سالنها، رویدادهای شرکتی و جلسات اداری است. کمپانی سینهپلیس (Cinépolis) با معرفی پکیجهای اختصاصی آغاز از ۱۰۰۰ دلار برای گروههای بالای ۳۰ نفر، سالنهای خود را در اختیار شرکتها قرار میدهد. صندلیهای لوکس چرمی تاشو، سیستمهای صوتی باکیفیت و امکان برقراری ارتباط زنده و وبینارهای بزرگ روی صفحات عریض سینما، این سالنها را به جایگزینی ایدهآل برای اتاقهای جلسات سنتی تبدیل کرده است. برندهای معتبری مانند استون مارتین، اچپی و ولز فارگو از مشتریان همیشگی این نوع همایشهای شرکتی در سالنهای سینما هستند. علاوه بر این، خانوادهها برای برگزاری تولدها، مراسمهای سالگرد و پروپوزالهای ازدواج شخصیسازیشده (با نمایش عکسهای نوستالژیک بر روی پرده نقرهای) این فضاها را اجاره میکنند.
تبلیغات درونسالنی (On-Screen Advertising) و پاپآپهای چاپی نیز همچنان بخش باثبات و سودآوری از درآمدهای غیرگیشهای را تشکیل میدهند. سهم تبلیغات معمولاً بین ۷ تا ۱۰٫۵ درصد از کل درآمدهای زنجیرهها متغیر است. این رقم در برخی کشورهای جنوب شرق آسیا مانند ویتنام به حداکثر پتانسیل خود میرسد؛ جایی که زنجیره CJ CGV بیش از ۹۰ درصد سهم بازار تبلیغات سینمایی را تحت کنترل خود دارد و درآمدهای تبلیغاتی آن معادل ۵۰ درصد از درآمد اکران فیلمهای روز برآورد میشود.
تحلیل دینامیکهای هزینه، ساختار هزینه و چشمانداز استراتژیک صنعت سینماداری
برای درک کامل تصمیمات استراتژیک سالنداران در تنوعبخشی به درآمدها، بررسی دقیق ساختار هزینههای عملیاتی ضروری است. هزینههای اداره یک سالن سینما از سنگینی فوقالعادهای در بخش هزینههای ثابت رنج میبرد. برای مثال، در مدل مالی زنجیره PVR INOX، اجاره سالن و هزینههای آب و انرژی به تنهایی حدود ۴۰ درصد از کل هزینههای عملیاتی مجموعه را به خود اختصاص میدهد. نیروی انسانی با سهم ۲۰ درصدی، هزینههای بازاریابی با سهم ۱۰ درصدی و ارتقا و نگهداری مداوم تجهیزات صوتی و تصویری با سهم ۱۰ درصدی در رتبههای بعدی قرار دارند.
هنگامی که این حجم بزرگ از هزینههای ثابت با ریزش ترافیک انسانی گیشه مواجه میشود، حاشیه سود زنجیرهها به سرعت سقوط میکند. به همین دلیل، سرمایهگذاری برای خلق ارزش افزوده به ازای هر مشتری از طریق ارتقای بوفهها و جذب درآمدهای جانبی اهمیت ویژهای مییابد. پیادهسازی پلتفرمهای عضویت وفاداری به عنوان ابزاری برای تضمین درآمدهای تکرارشونده و دورهای عمل میکند. سیستم Movie Club سینمارک با بیش از ۲۱ میلیون عضو فعال، بخش عمدهای از جریان نقدینگی این شرکت را بیمه کرده است.
در تحلیل نهایی، پایداری اقتصادی سینماها در دنیای مدرن دیگر در گرو بلیتفروشی سنتی نیست.
گرچه فیلمهای بلاکباستر هالیوود همچنان به عنوان بزرگترین آهنربای جذب جمعیت به داخل مالها و مجموعههای تجاری عمل میکنند، اما سود واقعی و بقای درازمدت سینماداران در گرو تبدیل این ترافیک انسانی به مشتریان بوفه با سود ناخالص ۸۰ درصد، توسعه سینمای رویدادمحور و بلیتهای گرانقیمت آن و کاربریهای ورزشی، مذهبی و تبلیغاتی از داراییهای فیزیکی راکد سالنهاست. این رویکرد چندوجهی تضمین میکند که سالنهای سینما فراتر از چرخههای اکران فیلم و تهدید پلتفرمهای دیجیتال، به عنوان مقاصد اجتماعی پویا به کار خود ادامه دهند.
انتهای پیام/