منیژه خسروی، رها: پایان همکاری مجریان با تلویزیون دلایل متعددی دارد که بارزترین آن ممنوعیت موقت یا دائم از سوی خود صدا و سیما یا نهادهای بیرونی است. عمدتا هم دلیل روشن چنین تصمیمی رسانهای نمیشود و همچنین این اتفاق محدود به دوران مدیریت یک گروه نیست. در این گزارش دنبال واکاوی ماجرای مذکور و سرنوشتی که مجریان ممنوعالکار به آن دچار شدند نیستیم؛ بلکه واکنش متفاوت آنها پس از جدایی خودخواسته یا اجباری و یا اختلافنظر با مدیران سیما، محور مطلب است.
زهره سادات هاشمی؛ افشاگری یا تسویهحساب؟
ظاهر امر این گونه است که زهره سادات هاشمی در مصاحبه تصویری خود با «خبر فوری»، نقدی دلسوزانه بر شیوه عملکرد مدیریت فعلی صدا و سیما وارد کرده است. ایراد اما جایی است که او مصداق نقد خود را از یک جلسه خصوصی و به نقل از پیمان جبلی، رئیس سازمان صدا و سیما عاریت گرفت و مدعی شد: «مردم از نگاه من فقط کسانی هستند که در مراسم تشیع شهید قاسم سلیمانی شرکت کردهاند.» او همچنین ادعایی دیگر مطرح کرد و گفت: «دو ماه مانده به انتخابات ۱۴۰۰، مسئولین صداوسیما رسما به من گفتند میخواهیم {مرحوم} ابراهیم رئیسی پیروز انتخابات شود. تنها چیزی که در صداوسیما اهمیت نداشت حرفهایگری بود و شما باید به منویات عمل میکردید.»
مصاحبه زهره سادات هاشمی مصداق افشاگری کاذب است و آن را نمیتوان روایتی از سر دغدغه برای رسانه ملی تعبیر کرد. اساسا این اتفاق گونهای رقم خورد که بوی دلسوزی از آن به مشام نمیرسید. نقد موثر، آداب و قواعدی ظریف دارد که اگر رعایت نشود، صرفا در حد «ادعا» و «جنجال» باقی میماند. همچنین میتوان چنین تعبیر کرد که خانم مجری امانتداری نکرده است و موضوعی خصوصی را به محافل عمومی کشانده. ادعا بدون داشتن اسناد متقن بخش تاریک این مصاحبه است و باید دید فرجام شکایت چه خواهد شد.
محمدرضا شهبازی؛ تهدید بیسرانجام
مرداد ۱۴۰۴ و در پی تصمیم پیمان جبلی مبنی بر بازگشت چهرهها، خبر اجرای دو برنامه توسط رضا رشیدپور و محمدرضا گلزار منتشر شد. محمدرضا شهبازی، مجری «پاورقی» به نشانه اعتراض از اجرای این برنامه کنارهگیری کرد و در قالب نوشته و انتشار ویدئو مسائل داخلی تلویزیون را به فضای عمومی آورد. این سوال همچنان باقی است که شهبازی نمیتوانست ماجرا را داخل خانه حل کند و صدا و سیما و مدیریت آن را با یک چالش مواجه نسازد؟ او با انتقاد از مدیران صدا و سیما نوشت: «مگر ما اسگل نظام مقدسیم که من ۹ ماه مسخره کنم، بخندم، هجو کنم، حمله کنم به مثلا یه نوع سبک زندگی بعد کسی که عقد آریایی خونده {اشاره به گلزار} رو شبی ۵۰۰ – ۴۰۰ میلیون بهش بدین بیاد برنامه اجرا کنه؟» در نهایت رشیدپور از بازگشت به تلویزیون منصرف شد اما «پانتولیگ» گلزار به سرانجام رسید و روی آنتن رفت. شهبازی هم اجرای «پاورقی» را ادامه داد که همچنان از شبکه دو پخش میشود.
رامبد جوان؛ دلتنگی پرهیاهو
بعد از تعطیلی «خندوانه» کلیدواژه رامبد جوان ابراز دلتنگی برای این برنامه بود. در ادامه اما مدعی شد: «بعد از اتفاقات ۱۴۰۱ از تلویزیون پرسیدند که میآیی؟ گفتم خیر، و پیگیری دیگری هم نشد! فعلا قصد کار با تلویزیون را ندارم.» صریحترین واکنش رامبد جوان مربوط به مصاحبه با روزنامه شرق در سال ۱۴۰۲ است که گفت: «من تلویزیون را دوست دارم و در تلویزیون خیلی چیزها یاد گرفتم، ولی هرچه به سالهای اخیر نزدیک شدیم، کارکردن سختتر شد. میهمانهای زیادی در استعلام رد میشدند، موضوعات بیشتری غیرقابل پخش اعلام میشــد و متأسفانه به غیر از مدیریت شبکه و حراست تلویزیــون، گویا نهادهای امنیتی دیگری هم در جزئیات آنچه قرار بود از آنتن تلویزیون پخش شود نظر میدادند.» رامبد جوان از سوی برخی رسانهها متهم شد که اگر شرایط سخت بوده چرا تولید «خندوانه» را ادامه داده است؟!
او همچنین در مصاحبه با عادل فردوسیپور (برنامه فوتبال ۳۶۰) با اشاره به اینکه خیلیها از او سراغ «خندوانه» را میگیرند، گفت:«از این که آن را نمیسازم ناراحتم… {تلویزیون} مدتی است دست یک عده افتاده و باید آن را بهزودی تحویل بدهند.» جوان به طور رسمی توپ را در زمین مدیران سیما انداخت و آنها را مقصر ساخته نشدن فصل نهم خندوانه دانست.
محدث تکفلاح؛ ادعا علیه همکاران!
چندی پیش محدث تکفلاح که تجربیاتی از همکاری با تلویزیون دارد، در مصاحبهای مدعی شد به خاطر عدم تن دادن به گریم، حاضر به ادامه همکاری با تلویزیون نشده. همچنین گفت وضعیت پوشش و گریم مجریان مرد نیز واجد نقد است و… این ادعا با واکنش برخی مجریان مواجه شد و المیرا شریفیمقدم خطاب به او نوشت: «کاش دو تا مطلب درباره استانداردهای تصویر و اجرا و گریم میخوندید؛ بعد اظهارنظر میکردید. تهمت زدن و قضاوت نابجا و دروغگویی برای دیده شدن، نشانه مسلمانی نیست.» شریفیمقدم همچنین نکتهای بجا را یادآور شد:«مشکل شخصی خودتون رو جای دیگری باید پیگیری میکردید.» در رسانهها نیز شاهد نقدهایی تند نسبت به تکفلاح بودیم که محور انتقادها «تلاش برای خودنمایی مجری» بود.
رضا رشیدپور؛ هیجانزدگی و اصلاح
وقتی محمدرضا شهبازی نسبت به بازگشت رضا رشیدپور معترض شد، این مجری اعلام کرد در آینده و با موقعیتی مناسبتتر فعالیت خود در رسانه ملی را از سر خواهد گرفت. او به جای دمیدن در یک ماجرای جنجالی، سعی کرد هوای تلویزیون را داشته باشد و هیزم بر آتش نریزد. گفتههای رشیدپور در خرداد امسال نیز قابل تامل است؛ جایی که عنوان کرد: «جملهای که «کلاهم هم بیفتد تلویزیون برنمیگردم برش دارم» بیشتر ناشی از هیجانهای یک جوان بود و اگر برگردم به آن مقطع هیچ وقت همچین جملهای را نمیگویم.» او همچنین تلویزیون را خانه اول خود دانست و با اشاره به همکاری دوباره در صورت وجود یک پیشنهاد جذاب، تاکید کرد: «آدم باید مواظب خانه و شهر و کشورش باشد.»
عادل فردوسیپور؛ دلخوری و سکوت
از سال ۹۸ که «نود» متوقف شد، عادل فردوسیپور واکنشی به ماجرا نداشت تا این که سال ۱۴۰۲ صرفا به ذکر خاطره از تعطیلی ناگهانی برنامهاش و ابراز دلخوری پرداخت. او حالا در برنامه اینترنتی «فوتبال ۳۶۰» با الگوی «نود» پیش میرود و در یکی از قسمتها اشاره کرد که این جا راحتم و دوست ندارم به تلویزیون برگردم. در واقع فردوسیپور تا امروز نخواسته دلخوری عمیق خود و مسببان تعطیلی نود را در رسانهها تشریح کند.
سروش صحت؛ ادامه مسیر بدون هیاهو
یکی از تصمیمات جنجالی مدیریت فعلی صدا و سیما، حذف برنامه «کتابباز» است. سروش صحت در قامت مجری این برنامه اما هیچوقت واکنشی تند از خود بروز نداد و در مصاحبه سال ۱۴۰۴ با فرهیختگان محترمانه، هوشمندانه و رندانه صحبت کرد و گفت: «برنامه «کتابباز» را خیلی زیاد دوست داشتهام. وقتی چنین برنامهای که مورد اقبال فراوانی قرار میگیرد، بدون توضیح قطع میشود، به نظرم به پیگیری نیاز ندارد!» صحت حالا نسخهای کاملتر از «کتابباز» را در قالب «اکنون…» برای فیلیمو اجرا میکند.
علی ضیا؛ سکوت و استمرار
تجربه ممنوعالکاری در دورههای مختلف مدیریتی تلویزیون را دارد و به نظر میرسد حالا نیز نمیتواند برنامهای جدید برای تلویزیون اجرا کند و به همین خاطر تمرکز خود را بر برنامه اینترنتی «با ضیا» گذاشته است. سال گذشته خبری غیررسمی منتشر شد که قرار بوده است ضیا به تلویزیون برگردد اما به اتهام ترویج همجنسگرایی در گفتوگو با اردشیر رستمی در برنامه «با ضیا» چنین اجازهای به دست نیاورد. علی ضیا که با تلویزیون به شهرت رسید، هیچ وقت موضعی انتقادی نسبت به این رسانه نداشته است.
محمدرضا شهیدیفرد؛ یک سکوت حرفهای
از مجریان، برنامهسازان و ایدهپردازان موفق و خلاق تلویزیون است که با برنامه صبحگاهی «مردم ایران سلام» به اوج شهرت رسید. محمدرضا شهیدیفرد بعد از چند مصاحبه صریح با مسئولان در برنامه «پارک ملت» ممنوعالکار شد. حتی تصویر او در تلویزیون پخش نمیشد و به همین خاطر اختتامیه یکی از دورههای جشنواره فیلم مقاومت با اجرای شهیدیفرد روی آنتن نرفت. با این اوصاف او هرگز دلخوری و اختلافات را در رسانهها مطرح نکرد.
فرزاد حسنی؛ حفظ حرمت خانه
حتی کسانی که «کوله پشتی» و مصاحبه داغ فرزاد حسنی با سردار رادان، فرمانده وقت نیروی انتظامی تهران را ندیدهاند، میدانند چه شب عجیبی در تلویزیون رقم خورد. حسنی برای این مصاحبه ممنوعالکار شد و در دور تازه همکاری با تلویزیون، بارها مشابه همین تجربه برایش رقم خورد. فرزاد حسنی حالا مشکلی برای حضور روی آنتن ندارد که نمونه آن اجرای مسابقه «ماندنیها» برای شبکه نسیم در نیمه اول امسال است. او تلویزیون را خانه خود میداند و مسائل شخصی را به خارج از خانه نبرده است.
جواد یحیوی؛ روایت ممنوعیتها
جزو مجریان مطرح و موفق دهه هشتاد تلویزیون بود که از سال ۱۳۸۸ تا به حال اجازه فعالیت در صداوسیما را ندارد. جواد یحیوی به جای افشاگری اما صرفا به تجربیات شخصی خود بعد از ممنوعالکاری اشاره کرده است. مثلا سال ۱۴۰۴ در مصاحبه با خبرآنلاین گفت: «حتی برای چایی خوردن هم مرا به صداوسیما راه نمیدهند!»
احسان علیخانی؛ سکوت در برابر شایعهها
روایتهای مختلفی از پایان همکاری احسان علیخانی با تلویزیون مطرح شده است. با این حال مدیران گفتهاند او ممنوعالکار نیست و به خواست خودش در شبکه خانگی فعالیت دارد. علیخانی در دورههای مختلف مدیریت صدا و سیما طعم ممنوعیت از اجرا را چشید ولی اختلافات درونی را فریاد نزد. او حتی در برابر شایعه عدم کسب اجازه از سوی تلویزیون، برای اجرای سری اول «جوکر» واکنش نشان نداد.