به گزارش خبرنگار رها، فیلم سینمایی «بازیخونی» به کارگردانی حسین میرزا محمدی و تهیهکنندگی سعید پروینی از جمله آثاری بود که با محوریت مقاومت و جنگ مردم در برابر نیروهای ضدانقلابی، منافق و کمونیست در چهلوسومین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. فیلم سینمایی «بازیخونی» دومین تجربه حسین میرزا محمدی بعد از «کتچرمی» است. این اثر با بازی ارسطو خوشرزم، سارا حاتمی، لیندا کیانی، شادی مختاری، پیام احمدینیا و… روایت شورش منافقین در سالهای ابتدایی انقلاب در شهر آمل را به تصویر میکشد. این فیلم دومین تجربه حضور حسین میرزامحمدی در جشنواره فیلم فجر هم بود.
او پیش از این اثر با فیلم سینمایی «کتچرمی» در چهلویکمین دوره از این رویداد حضور داشت. «بازیخونی»، به تهیهکنندگی سعید پروینی و محصول موسسه فرهنگی هنری اندیشه شهید آوینی، از یک بهمن ماه سال جاری به مناسبت چهلوچهارمین سالگرد ایستادگی مردم ایران در آمل در پلتفرم تلوبیون به صورت آنلاین اکران شد.
رسانه «رها» طی گزارشی به ساختارهای بصری و روایی فیلم «خونبازی» نگاهی انداخته است.
از ویژگیهای ساختاری فیلم چه میدانیم؟
فیلم سینمایی «بازیخونی» در نگاه اول و با توجه به سکانس ورودی آن سعی دارد تجربه ملتهب و واقعگرایانه از جنگ ارائه دهد. به همین سبب از برداشتهای بلند و حرکت دوربین در دل موقعیتهای جنگی استفاده کرده است. اما دوربین همیشه در حرکت و در میانه جنگجویان نیست. بلکه در برخی موقعیتها همچون موقعیت بیمارستان دوربین میایستد و حرکت بازیگرها میزانسن را شکل میدهد. البته در این راستا همچنان فضا و حال و هوای فیلم به سمت واقعگرایی متمایل است. تصاویری که این فیلم توسط برداشتهای بلند و نماهای باز به نمایش میگذارد. صرفاً برای انتقال التهاب و درگیر کردن احساسات مخاطب نیست. بلکه دلیل دیگری نیز دارد. آن هم برای به تصویر کشیدن جمعیت یا بهتر است بگوییم جامعه و مردم است. مردمی که نقش کلیدی در حماسهآفرینی علیه نیرویهای منافق و کمونیستهایی که خود را سربداران معرفی کرده بودند، دارند. با یک سرچ ساده وقتی جنگ آمل در اوایل انقلاب و اوایل دهه شصت را مرور کنیم، با عنوان صریح مقاومت مردمی روبهرو میشویم. حماسهای که در تاریخ انقلاب جاودانه شده است.
اگر بخواهیم از رفتار دوربین بگذریم و به طراحی صحنه و تدوین فیلم نگاهی بیندازیم. به یک نکته قابل تأمل برمیخوریم. این نکته به موقعیتهای بارانی و فضاهای تیر و تار فیلم مربوط میشود. «بازیخونی» درباره افرادی است که میخواهند در برابر منافقین ایستادگی کنند، اما متوجه یک نفوذی در میان خود میشوند. این نفوذی شک میآفریند. فضاسازی تیر و تار فیلم در برخی موقعیتها برای اهمیت بخشیدن به حضور این نفوذی در مدافعان میهن کارکرد جالب توجهی دارد. سایه و ابهام نه تنها در فیلم، بلکه در پوستر آن در زمان حضور در جشنواره فیلم فجر نیز قابل رویت بود.

از روایت فیلم چه میدانیم؟
«بازیخونی» درباره مقطعی است که انقلاب ایران نو پا بود و پس از جنگ هشت ساله با رژیم بعثی منافقین در نقاط مختلف کشور هرج و مرج به پا کرده بودند. در چنین شرایطی آنچه میتواند به تمامیت ارضی ایران کمک کند، تصمیم درست است. اینکه شخصیتها برای کشورشان از خودشان میگذرند یا برای منافع شخصی و تیمیشان دست به شرارت میزنند. از آنجایی که عنوان شرور و مدافع بر پیشانی کسی نوشته نمیشود، تعامل میان این افراد کشمکش و چالش میآفریند. به سختی میتوان منافع و مدافع را تشخیص داد. مسعود هاشمینژاد نویسنده فیلمنامه «بازیخونی» سعی کرده تا از این ظرفیت استفاده کند. هاشمینژاد سعی کرده است تا با ایجاد شبکهای از ارتباطات میان کاراکترها و استفاده از عنصر نفوذی در روایت کشمکش ایجاد کند. او نفوذی را به مخاطب معرفی میکند تا در دلاش تعلیق ایجاد کند. تعلیق در فیلم از دو جنس است. یکی احساسی و دیگری ذهنی. خروجی تعلیق ذهنی برای مخاطبان فیلم «خونبازی» کنجکاوی است.
نکته ویژه درباره فیلم
فیلم سینمایی «خونبازی» تلاش ویژهای برای به نمایش گذاشتن رشادت ایرانیان در برابر منافقین داشته است. همانطور که گفته شد، بخش زیادی از این تلاشها برای ایجاد فضایی واقعی و نزدیک کردن مخاطب به موقعیتهای جنگی و التهابی است که در چنین لحظاتی جریان داشت، بود. اگر بخواهیم فارغ از کارکرد این تلاشها بر تولید چنین فضاهایی تمرکز کنید. باید به حسین میرزا محمدی خسته نباشید گفت. چرا که از لحاظ تولیدی هدایت تعداد زیادی بازیگر مقابل دوربین و هماهنگسازی آنها برای به خروجی رساندن یک سکانس جنگی -آن هم در جنگل- کار مشکلی است.
یکی از نکات دیگری که در مورد فیلم قابل توجه است، طراحی لباس آن است. طراحی لباس برخی کاراکترها بر اساس ویژگیهای تیپیکال رفتاری آنها است.