عطیه محلوجی؛ رها، این انیمیشن که پس از «شمشیر و اندوه» و «افسانۀ سپهر» در امتداد مسیر حرفهای سازندگانش شکل گرفته، تنها اثر انیمیشنی حاضر در جشنوارۀ امسال است که این بار نیز با قصهای تازه و دغدغهای فرهنگی-تاریخی به میدان فجر آمده و سهمش اکران در بخش خارج از مسابقه شدهاست. به همین بهانه و همزمان با اکران «نگهبانان خورشید» در روز اول جشنواره و حواشی مربوط به حذف آن از بخش اصلی مسابقه، گفتوگویی داشتهایم با مهرداد محرابی، یکی از دو کارگردان تنها انیمیشن حاضر در چهلوچهارمین دورۀ جشنوارۀ ملی فیلم فجر.
◉ لطفاً دربارۀ روند شکلگیری انیمیشن «نگهبانان خورشید»، از مرحلۀ ایدهپردازی و نگارش قصه تا مراحل مختلف تولید توضیح دهید. این پروژه چه مسیری را طی کرد و در طول این مسیر با چه چالشهایی مواجه بودید؟
انیمیشن «نگهبانان خورشید» پس از طی مراحل مختلف پیشتولید و تولید، امسال موفق شد به جشنوارۀ فیلم فجر راه پیدا کند. داستان این انیمیشن دربارۀ کودکی است که با توجه به پیشینۀ خانوادگی و اهدافی که دارد، به همراه دوستش در مسیر کشف و حفظ آثار باستانی ارزشمند قرار میگیرد. داستان در شهری تاریخی و فرضی روایت میشود که وجود خارجی ندارد. شخصیتهای اصلی در این شهر با مسئلهای مهم مواجه میشوند و در نهایت، آثار باستانی ارزشمندی که برایشان اهمیت زیادی دارد، به دست افرادی سودجو و نادرست غارت میشود. آنها با کمک برخی موجودات افسانهای و حیوانات فانتزی که در داستان حضور دارند، تلاش میکنند شهر را نجات دهند و در برابر این افراد شرور ایستادگی کنند.
◉ شما پیش از این نیز به همراه آقای رحمانی انیمیشن «شمشیر و اندوه» را ساخته بودید که مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت. انیمیشن «افسانۀ سپهر» هم در دورۀ چهل و سوم جشنوارۀ فجر حضور داشت و در حال حاضر نیز در سینماها در حال اکران است. انیمیشن جدید شما چه پیوندی با آثار قبلی دارد؟
از نظر سبک و استایل هنری، ما در انیمیشن «نگهبانان خورشید» در ادامۀ مسیری حرکت کردیم که پس از ساخت انیمیشن «شمشیر و اندوه» آغاز شد. البته همزمان سعی کردیم در واقع بعد از آن اثر، رویکرد خودمان در انیمیشنسازی را مقداری تغییر دهیم و این تغییر رویکرد را در نگهبانان خورشید نیز ادامه دادیم. با این حال، نگهبانان خورشید از نظر بصری و هنری، اثری متفاوت از اثر قبلی یعنی «افسانۀ سپهر» محسوب میشود و دنبالۀ مستقیم آن نیست. تفاوتها بیشتر در فرم و جلوههای بصری شکل گرفتهاند، اما جهتگیری کلی همچنان بر ارتقای کیفیت تصویر و استانداردهای بصری متمرکز بوده است. بازخوردهایی که پس از اکران «افسانه سپهری در جشنوارۀ دورۀ قبل دریافت کردیم، نقش مهمی در تصمیمگیریهای ما برای این پروژه داشت. تلاش کردیم این بازخوردها را، چه در حوزۀ روایت و داستانپردازی و چه در بخشهای فنی و تکنیکی، در انیمیشن «نگهبانان خورشید» اعمال کنیم.
◉ با توجه به توضیحاتی که دربارۀ جنبههای فنی تولید ارائه دادید، خوب است کمی دقیقتر به مسئلۀ تأمین منابع هم بپردازیم. تولید انیمیشن، بهویژه از منظر فنی و نیروی انسانی، فرآیندی پرهزینه است. در این مسیر، تا چه اندازه توانستید از ظرفیتهای فنی و تکنولوژیک برای کاهش هزینههای تولید استفاده کنید؟ نهادها یا مجموعههای حمایتی در تأمین منابع مالی پروژه نقشی داشتند؟
در این پروژه، تلاش کردیم حداکثر استفاده را از پتانسیل تیم تولید داشته باشیم. تیمی که همزمان تجربۀ ساخت چند بازی رایانهای را نیز کسب کرده بود و از جمله نخستین گروههایی بود که تولید یک اثر بلند را در بستر بازیسازی پیاده کرد. این مسیر البته اکنون بیش از پیش در سطح دنیا در حال گسترش است. در فرآیند تولید و حتی پس از اکران انیمیشنهای قبلی، پرسشهایی نیز مطرح میشد مبنیبر اینکه چرا باید چنین مسیری انتخاب شود، اما ما از ابزارها و فناوریهایی استفاده کردیم که امکان افزایش سرعت و بهبود کیفیت را فراهم میکرد و در عین حال، هزینههای تولید را بهطور محسوسی کاهش میداد. هرچند این فناوریها همچنان با استانداردهای روز جهانی فاصله داشتند، اما بهرهگیری هوشمندانه از تکنولوژیهای در دسترس، به ما کمک کرد خروجی باکیفیتتری داشته باشیم و امکان بازبینی و اصلاح مکرر اثر فراهم شود. از سوی دیگر، انیمیشنسازی بهلحاظ نیروی انسانی، فرآیندی بسیار پرهزینه و فشرده است. برخلاف سینمای رئال که پس از پایان فیلمبرداری، اثر وارد مرحله تدوین میشود، در انیمیشن تقریباً تمام اعضای تیم، از انیماتورها تا تیم رنگ و نور، در تمام طول پروژه، که گاه تا دو سال به طول میانجامد، بهطور مستمر درگیر تولید هستند. این مسئله هم فشار کاری بالاتری ایجاد میکند و هم هزینۀ نیروی انسانی را نسبت به تولیدات سینمایی افزایش میدهد.
◉ حضور انیمیشنها در جشنوارۀ فجر همواره محل بحث بوده است؛ برخی موافق و برخی مخالف این حضور بودهاند. در سالهایی شاهد حضور انیمیشنهای شاخص و حتی تعداد بیشتری از آثار بودیم، اما امسال تنها یک انیمیشن در جشنواره حضور دارد که آن هم در بخش اصلی قرار نگرفته است. به نظر شما جایگاه انیمیشن در جشنوارهها، بهویژه جشنوارۀ فیلم فجر، چگونه باید تعریف شود؟
امیدوارم که توجه ویژهتری به انیمیشن در جشنوارۀ فیلم فجر صورت بگیرد، اما واقعیت این است که این سومین سالی است که در جشنواره حضور داریم و متأسفانه نگاه به انیمیشن، سالبهسال نهتنها بهتر نشده، بلکه در مواردی تضعیف هم شده است. پیشتر نیز سالهایی وجود داشت که انیمیشن در جشنواره حضور داشت و حتی در بخش مسابقه قرار میگرفت. اساساً یکی از دلایل قرار گرفتن فیلم و انیمیشن در کنار یکدیگر در جشنوارۀ فجر، اشتراکات متعدد آنهاست؛ هر دو مدیوم، آثار سینمایی محسوب میشوند و منطق جشنواره بر پایۀ رقابت شکل میگیرد. اینکه اثری در جشنواره حضور داشته باشد اما امکان رقابت نداشته باشد، خود نوعی پارادوکس است و عملاً مسئله بودن یا نبودن آن اثر را بیمعنا میکند. جشنوارۀ فیلم فجر بهعنوان معتبرترین رویداد فرهنگی و سینمایی کشور شناخته میشود، اما متأسفانه نگاه حاکم به انیمیشن هنوز با این جایگاه همخوانی ندارد. هر سال صحبت از حمایت و توجه بیشتر از انیمیشن میشود، اما در عمل، این وعدهها محقق نمیشوند و حتی میتوان گفت وضعیت نسبت به گذشته بدتر شده است. نکتۀ عجیبتر این است که در جشنواره، بخشهای رقابتی مختلفی مانند کارگردانی، فیلمنامه، جلوههای ویژه، صداگذاری و موسیقی وجود دارد؛ بخشهایی که انیمیشن بهطور طبیعی و کاملاً حرفهای با آنها درگیر است و قابلیت رقابت جدی در آنها را دارد. با این حال، انیمیشن همچنان بهعنوان یک حوزۀ جداافتاده و متفاوت دیده میشود. این نگاه تفکیکی، کاملاً در تضاد با صحبتها و حمایتهایی است که دربارۀ جایگاه انیمیشن مطرح میشود.
◉ به نظر شما حضور انیمیشنها در جشنوارۀ فیلم فجر تا چه اندازه بر میزان استقبال مخاطب تأثیر میگذارد؟ بهویژه اگر این آثار در جشنواره حضور نداشته باشند و صرفاً وارد چرخۀ اکران عمومی یا اکرانهای خاص مانند اکران مدارس برای کودکان و نوجوانان شوند، این تفاوت تا چه حد محسوس است؟
حضور انیمیشن در جشنوارهها از چند منظر اهمیت دارد. نخست، مسئلۀ دیدهشدن و بازتاب رسانهای است. جشنوارهها، بهویژه جشنوارۀ فیلم فجر، به دلیل اهمیت و جایگاهی که در فضای فرهنگی کشور دارند، به آثار امکان دیدهشدن و مطرحشدن در رسانهها را میدهند؛ موضوعی که در اکران صرفاً عمومی یا اکرانهای محدود، کمتر اتفاق میافتد. بعد دیگر، مسئلۀ رقابت است. حضور در بخش رقابتی جشنواره، خود بهعنوان یک عامل خبری و رسانهای عمل میکند و میتواند توجه مخاطبان و فعالان حوزه را به یک اثر جلب کند. این دیدهشدن، هرچند بهاندازۀ تبلیغات گسترده تأثیرگذار نیست، اما قطعاً اثرگذاری خود را دارد و نمیتوان آن را نادیده گرفت. از سوی دیگر، جشنوارهها فضایی تخصصی برای دریافت بازخورد فراهم میکنند. تجربۀ ما در چند سال اخیر (چه در جشنوارۀ فیلم فجر و چه در جشنوارۀ فیلمهای کودکان و نوجوانان اصفهان و سایر جشنوارهها) نشان داده است که این بازخوردهای تخصصی نقش مستقیمی در بهبود محصول نهایی داشتهاند و بر نسخهای که به اکران عمومی میرسد، تأثیرگذار بودهاند.
◉ اگر بخواهیم بهطور کلی به وضعیت انیمیشنسازی در ایران نگاه کنیم، به نظر میرسد این حوزه در مقایسه با بازار جهانی با چالشهای متعددی روبهروست. رویکرد شما در تولید انیمیشن چگونه است؟ آیا تمرکز اصلی شما بر تولید محتوای بومی با اولویت مخاطب کودک و نوجوان ایرانی است، یا از ابتدا نگاهی به بازارهای بینالمللی و امکان اکران و عرضۀ خارجی آثار نیز در برنامهریزیهای شما وجود داشته است؟
در تمام پروژهها، اولویت اصلی ما همواره مخاطب ایرانی بوده است، اما در عین حال، هدفگذاری برای بازار جهانی نیز مدنظر قرار داشته است. در انیمیشن «شمشیر و اندوه» که در سبک واقعگرایانه و رئال ساخته شده بود، تلاش کردیم هم در نوع روایت از کلیشههای رایج فاصله بگیریم و هم اثر را بهگونهای طراحی کنیم که قابلیت ارتباط با مخاطب بینالمللی را داشته باشد. این اثر در حال حاضر در برخی پلتفرمهای خارجی در دسترس است و نسخههای دوبلهشدۀ آن نیز برای مخاطبان غیرایرانی ارائه شده است. در مورد انیمیشن «افسانۀ سپهر» نیز رایزنیهایی برای اکران خارجی انجام شده و این مذاکرات در مراحل نسبتاً خوبی پیش رفته است، هرچند هنوز اکران اثر صورت نگرفته است. با این حال، برنامههایی برای عرضۀ بینالمللی این اثر در نظر گرفته شده است. با توجه به مسیری که این نوع تولیدات طی میکنند ادامۀ تجربۀ «شمشیر و اندوه» بیشتر به سمت پلتفرمهای نمایش خانگی رفته است. از نظر بازارهای هدف، با توجه به ساختار انیمیشنها، تمرکز ما بیشتر بر بازارهای آسیایی بوده است؛ بهویژه کشورهایی مانند چین و روسیه که پیشتر نیز انیمیشنهای ایرانی در آنها حضور داشته و با موفقیت همراه بودهاند. ورود جدیتر به این فضا، هم میتواند با ریسکهایی همراه باشد و هم فرصتهایی را ایجاد کند، اما در مجموع، ارتقای کیفیت فنی و تقویت ارتباطات بینالمللی از مسیرهای ضروری برای آیندۀ انیمیشن ایرانی است و تلاش میکنیم نگهبانان خورشید را نیز برای اکران خارجی آماده کنیم.
◉ با توجه به اینکه جشنوارۀ فیلم فجر امسال نیز مانند ادوار پیشین، در بستر شرایط اجتماعی خاصی برگزار میشود، اما به نظر میرسد عمق و ابعاد این شرایط در دورۀ حاضر متفاوت و پیچیدهتر است. به نظر شما در مواجهه با این چالش، چه رویکردی بهتر است؟ به عبارت دیگر، برای عبور از این وضعیت بهتر است چه راهکاری اندیشیده شود که هم فیلمها دیده شوند و هم رسالت فرهنگی جشنواره خدشهدار نشود؟
پاسخ به این پرسش، کاملاً بستگی به زاویۀ نگاهی دارد که از آن به جشنوارۀ فیلم فجر نگاه میکنیم. اگر جشنواره را صرفاً بهعنوان یک رویداد سرگرمیمحور ببینیم، طبیعی است که در شرایط خاص اجتماعی و اقتصادی، این پرسش مطرح شود که آیا اساساً برگزاری چنین رویدادی اولویت دارد یا خیر. سرگرمی معمولاً در بستری معنا پیدا میکند که حداقلی از ثبات، امنیت، آرامش و شرایط عادی زندگی وجود داشته باشد. اما اگر جشنواره را بهعنوان یک رویداد فرهنگی در نظر بگیریم، مسئله متفاوت میشود. فرهنگ، امری نیست که بتوان آن را در شرایط خاص یا بحرانی متوقف کرد. جشنوارههای فرهنگی در بسیاری از کشورها دقیقاً در همین مقاطع حساس، بهعنوان فضایی برای گفتوگو و حفظ تداوم تولید فرهنگی معنا پیدا میکنند. البته به این شرط که واقعاً بازتابدهندۀ تنوع و پیچیدگیهای جامعه باشند و صرفاً به یک روایت محدود یا یکسویه تقلیل پیدا نکنند؛ نقدی که میتوان آن را به بسیاری از جشنوارهها، از جمله جشنوارۀ فجر، وارد دانست. در مورد انیمیشن، بهویژه آثار کودک و نوجوان، این مسئله حساستر هم میشود. کودک و نوجوان، برخلاف مخاطب بزرگسال، لزوماً درگیر درک مستقیم و تحلیلی از شرایط خاص اجتماعی نیست، اما این به معنای بینیازی آنها از تولیدات فرهنگی نیست؛ برعکس، در چنین شرایطی بیش از پیش نیاز به محتوای مناسب، مسئولانه و آیندهساز که ضامن آرامش کودکان باشد، داریم.