به گزارش خبرنگار رها، محسن علیاکبری، متولد ۲ بهمن ۱۳۳۹ در تهران، از چهرههای شناختهشده و تأثیرگذار در حوزه تهیهکنندگی سینما و تلویزیون ایران به شمار میرود. او فعالیت حرفهای خود را از اوایل دهه ۱۳۶۰ آغاز کرد و طی چهار دهه حضور مستمر در عرصه تولید، نام خود را در میان تهیهکنندگان معتبر تصویر تثبیت کرده است. علیاکبری دارای درجه یک هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است و تجربه او نشان میدهد که نگاهش به تولید صرفاً اقتصادی نبوده و همواره با دغدغههای هنری و محتوایی همراه بوده است.
در کارنامه کاری او، همکاری با کارگردانان برجسته و تولید آثار شاخص تلویزیونی دیده میشود. سریالهایی چون «اصحاب کهف»، «مردان آنجلس» و «نردبام آسمان» از جمله مجموعههای مطرحی هستند که با تهیهکنندگی او تولید و پخش شدند و هر یک در زمان خود با استقبال گسترده مخاطبان مواجه شد.
علیاکبری در کنار فعالیتهای تلویزیونی، در سینما نیز کارنامهای متنوع دارد. او تهیهکنندگی چندین فیلم سینمایی را بر عهده داشته و تجربه تولید در هر دو رسانه باعث شده تا شناخت گستردهای از مخاطب، فرایند تولید و نیازهای بازار تصویر به دست آورد. در طول فعالیت حرفهایاش، استمرار حضور او در پروژههای بلندمدت و همکاری با گروههای مختلف تولید نشان میدهد که توانایی مدیریت منابع، جذب عوامل متخصص و نظارت بر روند ساخت از جمله ویژگیهای مهم کاری اوست. علیاکبری طی سالها فعالیت، با وجود تغییر شرایط تولید در تلویزیون و سینما، توانسته جایگاه خود را حفظ کند و همچنان در زمره تهیهکنندگانی قرار گیرد که آثارشان با کیفیت حرفهای و استانداردهای قابل قبول شناخته میشود.
آنچه در ادامه میآید گفت وگوی رها با این تهیهکننده و عضو هیئت مدیره موسسه هنرمندان پیشکسوت است.
◉ شما از سالهای دور همکاری با تلویزیون را تجربه کردهاید؛ امروز که به گذشته نگاه میکنید، مهمترین چالش در مدیریت تلویزیون را چه میدانید؟
اتفاق بدی که در تلویزیون میافتد – بعضا در سینما هم این گونه است – کنار گذاشتن تهیهکنندگانی است که سرمایه این سازمان هستند و بعد از انقلاب به این عرصه ورود کردهاند، افتخارات بسیاری آفریدهاند و کارهایی که در این سالها انجام شده اکثرا توسط همین نیروهایی بوده است که تجربهشان را از طریق بیتالمال به دست آوردهاند. همچنان که خود من از این راه تجربه کسب کردم و از سال ۱۳۶۱ از حوزه هنری و با بودجه بیتالمال کارم را شروع کردم. من اهل سینما نبودم و رشته تحصیلیام هم این نبود اما در دورانی خلایی بود و ما بر اساس تکلیف وارد شدیم و شروع کردیم.
تجربیات من و امثال من سنگین است چرا که هزینه زیادی صرف شده تا به اینجا برسیم ولی بعضی از مدیران – چه در سازمان صدا و سیما و چه در وزارت فرهنگ و ارشاد- میگویند میخواهیم جوانپروری کنیم و نیروی جوان بیاوریم. این موضوع در کل ایرادی ندارد اما چیزی که از روز اول ما با آن مشکل داشتیم این بود که شما با کنار گذاشتن افراد با تجربه کار خوب به دست نمیآورید. ما قدیمیها – شخصا ۴۵ سال است که در این کارم و ۴۲ اثر ساخته ام- میتوانیم راهگشا باشیم. من آمادهام که بهعنوان مشاور کنار یک جوان بایستم و آن جوان تهیهکننده شود.
◉ فقدان این «تجربه» را در چه بخشهایی بیشتر مشهود میدانید؟
امروز به رغم این همه تولید و شبکه، شبکه آی فیلم که کارهای قدیمی و سالهای گذشته را پخش میکند پرمخاطبترین شبکه تلویزیون است. چراییاش این است که کارهای جدید کار آدمهای بیتجربهای است که مخاطب را نمیشناسند و چون درک درستی از شرایط ندارند و آن چیزی که خود بلدند را میسازند تلویزیون مخاطبش را از دست میدهد و این بزرگترین چالش تلویزیون است.
◉ علتعدم توفیق کارهای جدید را در چه میبینید؟
انتخابهای بد، موضوعات بد و عوامل ضعیف باعث میشود که کارها موفق نباشند. اساسا در متن بسیار ضعیف هستیم و فیلم نامه خوب نداریم.
◉ همزمان با ظهور پلتفرمها و با وجود فضاهای متعدد و متنوع تماشای آثار تلویزیون چطور میتواند مخاطب داشته باشد؟
جواب این سوال استفاده از تجربه است. افراد باتجربه میتوانند مخاطبان تلویزیون را بازگردانند. این روزها آقای میرباقری در حال تولید سریال «سلمان فارسی» است و مطمئنام این سریال هر سالی که آماده شود یکی از پرمخاطبترین برنامههای تلویزیون خواهد بود ولی تا آماده شود باید چه کرد؟ در این وقفه باز قرار است ریزش مخاطب رخ دهد؟
◉ همین سریال «سلمان فارسی» زمانی بسیار طولانی به طول انجامیده و این به نظر شما طبیعی است؟
به هرحال این سریال مقاطع مختلف زمانی و لوکیشنهای متعددی را دربرمیگیرد و این بخشی از طولانی شدن کار را توضیح میدهد.
◉ تغییر مدیران سازمان صدا و سیما بر طولانی شدن پروژهها و توقف پروژهها تاثیر دارد؟
بله میتواند این گونه باشد اما مدیر اگر تجربه داشته باشد، قدر افراد مجرب را میداند و در نتیجه سریالهایی که تولید میشود قوت لازم برای جذب مخاطب حداکثری را خواهند داشت اما مسئله این است که توجهی به این موارد نمیشود. سه سال است که فیلمنامهای را به سازمان صدا و سیما دادهام اما هنوز تایید نکرده اند.
◉ دلیلش چیست؟
نمیدانم شاید همان تاکیدی که بر جوانپسندی دارند. جوانگرایی لزوما مساوی با سوژههای جدید که مخاطب بیاورد نیست. ما ثابت کردیم که آثار دینی و قرآنی که خوب ساخته شود مخاطب را جذب میکند. این موضوع که چرا تولیدات تلویزیون مقبول نیست نیاز به کالبدشکافی و بررسی دارد؛ نیاز هست که چند تئوریسین بیایند و شرایط امروز را که خوب نیست بررسی و واکاوی کنند.
◉ برخی معتقدند جنسی از مقاومت نسبت به خواسته و سلیقه مخاطب در تلویزیون وجود دارد!
این را نمیپذیرم به نظرم دلیل این موضوع این است که دوستان سلیقه مخاطب را نمیدانند.
◉ در نهایت برای برون رفت از این وضعیت پیشنهاد شما برای تلویزیون چیست؟
کاری که مخاطب با آیفیلم میکند را باید مدیران انجام دهند. مخاطب با اقبال از آیفیلم میگوید که به گذشته بازگذشته است پس مدیران هم باید به عقب نگاه کنند و ببینند دلیل این که مختار برای چهلمین بار پخش میشود و هنوز مخاطب دارد اما سریال جدید مخاطب ندارد، چیست. در حقیقت مدیران باید ضمن بازگشت به عقب با داشتن مشاور به نقاط ضعف اشراف پیدا کرده و آنان را حذف و نقاط قوت را تقویت کنند.
زمانی که تلویزیون مخاطب ندارد سریال پایتخت میآید و پرمخاطب میشود و این نشان میدهد که مخاطب هست و مردم با تلویزیون قهر نکردهاند و به محض این که ببینند کاری خوب از تلویزیون پخش میشود قطعا نگاه میکنند. امروز فرصت خوبی است که مدیران کار روانشناسی و ریشهیابی کنند و برای جذب مخاطب حداکثری تلویزیون گامی بردارند.
موافقم که نسل جدید به تولید کارهای تاریخی ورود کند اما لازم است که مطالعه و مشاور داشته باشند و اساسا این هویتی که قرار است به دیگران ارائه دهند را خود به خوبی شناخته باشند و کسی که با شناخت قصه میسازد لاجرم موفق هم میشود.