به گزارش خبرنگار رها، ۱۰۰ میدانی برای رقابت ۱۰۰ شرکتکننده در زمینه دانستنیها و اطلاعات عمومی است که در ۵ فصل ۱۲ قسمتی روی آنتن خواهد رفت. بر اساس افتتاحیه، این برنامه تلاش دارد ضمن بالابردن اطلاعات عمومی، مخاطبان را سرگرم سازد.
ساختار مسابقه
تولید مسابقات در حوزه اطلاعات عمومی عمری طولانی در تلویزیون دارد که شاخصترین نمونه قدیمی آن «مسابقه هفته» با اجرای زندهیاد منوچهر نوذری است. طی این سالها محصولات گوناگون و متنوعی از شبکههای مختلف تلویزیونی پخش شدهاند که برخی مورد استقبال قرار گرفتند و برخی توجه حداکثری مخاطبان را به خود ندیدند.
مسابقه بزرگ ۱۰۰ با دکور عظیم و حضور انبوه شرکتکنندگان دنبال ایجاد تفاوت با تجربیات پیشین است. در این برنامه، شرکتکنندگان به شکل دو نفره رقابت میکنند و نفر برنده یکی از خانهها را تصاحب میشود. قرار است بازی تا جایی ادامه یابد که یک نفر صاحب کل خانههای تعبیه شده یا به قول مجری، زمینها شود. هر خانه بر اساس زمینه تخصصی شرکتکننده تعیین شده و شامل موضوعاتی مثل اداره، پزشکی، نجاری و… است.
بر اساس الگوی خارجی
ایده طراحی و تولید مسابقه ۱۰۰ برگرفته از مسابقه خارجیThe Floor (طبقه) است. این شباهت حتی دکور و شکل اجرای مسابقه را شامل میشود. در هر دو مسابقه، شرکتکنندگان یا بر اساس قرعه و یا با انتخاب رقیب، روی سن قرار میگیرند و در زمانی مشخص به سوالات پاسخ میدهند. روال هم این است که مقابل هر نفر یک تصویر یا یک جمله ناقص قرار میگیرد. هر کس تعداد بیشتری جواب درست یا ذخیره زمان داشته باشد، برنده دوئل میشود.
بهرهمندی از الگوهای خارجی در تولید برنامهها امری متداول در همه جای دنیا است. در کشور ما نیز بارها این اتفاق رخ داده که معروفترین آن «عصر جدید» است و در نهایت توانست تبدیل به یک محصول بومی و محبوب شود. سازندگان مسابقه ۱۰۰ اما در قسمت افتتاحیه به این نکته اشاره نکردند و نامی از مسابقه خارجی «طبقه» نبردند.

۱۰۰ با الگو از مسابقه خارجی طبقه ساخته شده است
عملکرد مجری
در کنار همه اجزای تولید یک برنامه، انتخاب مجری نقشی بالا در موفقیت یا ناکامی آن دارد. پیرو همین موضوع است که سازندگان برنامههای شاخص، سراغ چهرههای مطرح میروند و عمدتا هم نتیجه مثبت بوده است. از این منظر نفس همکاری با چهرهها (بازیگران) واجد نقدهای منفی نیست و همین گزاره برای مسابقه ۱۰۰ قابل تعمیم است.
هادی حجازیفر بازیگری است که در سالهای اخیر با ایفای نقشهای مختلف صاحب شهرت و محبوبیت شده. بخشی از فعالیت حرفهای او همکاری با تلویزیون در قامت گزارشگر بوده و اتفاقا بعد از سلام به این نکته اشاره کرد.
این بازیگر بارها در مصاحبههای مختلف گفته است که هر پروژه جدید برای او یک چالش محسوب میشود و این مساله ریشه در روحیاتش دارد. به گفته حجازیفر، برای راحت بودن با گروه جدید تولید کمی وقت نیاز دارد تا با آنها خو بگیرد و شرم ذاتیاش از بین برود. با لحاظ این پیشینه میتوان درک کرد چرا مجری ۱۰۰ شروع توام با استرس داشت. در ادامه اما حجازیفر نبض مسابقه را در دست گرفت و تبدیل به یک همراه خوب و شوخ برای شرکتکنندگان شد. این مجری، توانست فضا را برای رقابت مردم فراهم کند و با بدهبستانهایش از اضطراب آنها بکاهد.
البته برای قضاوت درباره حضور هادی حجازیفر در زمین تازه فعالیت حرفهای باید صبر کرد؛ همانطور که خودش از مخاطبان خواست نسبت به برنامه و مجری «مهربان» و «منتظر» باشند.
مهمترین ایراد اجرای حجازیفر به یک مساله فرامتن برمیگردد. دکور ۱۰۰ طوری طراحی شده است که شرکتکنندگان مسیری شیبدار را طی میکنند. مجری به هر کدام از آنها میگوید: «مراقب باش نیفتی». حتی به ترس خود از امکان لغزیدن هم اشاره کرد. این هشدار به دلیل تعدد، تبدیل به یکی از ایرادات اجرای حجازیفر شد و بهتر بود موقع تدوین حذف شود. وانگهی، این سوال برای مخاطب پیش میآمد که چرا طراح یا طراحان دکور، فکری برای امنیت شرکتکنندگان نکردهاند.
این تصاویر بیکیفیت
همانطور که اشاره شد بخش زیادی از رقابت مسابقه ۱۰۰، تشخیص تصاویری است که روی ویدئوال (دیوار تصویری) قرار میگیرند. احتمالا برخی نقد وارد کنند که مگر تشخیص وسایلی مثل میخ، میز، ساعت و… کاری سخت است. نمیتوان این نقد را تماما رد کرد ولی منوال مسابقه این است که با مجموعهای از تصاویر ساده و پیچده هیجان را بالا ببرد. ضمن این که در مسابقه خارجی «طبقه» همین شیوه اجرایی میشود.
مشکل اصلی این بخش، کیفیت پایین عکسها است؛ تا جایی که گاهی به نظر میرسد اولین تصویری که در موتور جستجوی گول یافت شده، مورد استفاده قرار گرفته است. مسابقهای که پیشوند «بزرگ» دارد باید مهمترین آیتم خود را با کیفیت بالا و درخور طراحی کند.
مصاحبههای معمولی
رقابت مردم بهجای چهرهها در مسابقه ۱۰۰ از این منظر ارزشمند است که نمیخواهد جذابیت خود را با کمک نامهای معروف تضمین کند. این کاری است که قبلا هم با مسابقات دیگر از جمله «پانتولیگ» تجربه شده. هرچند به فراخور چهرههای آشنا هم سهمی از این برنامه به دست آوردند.
بر اساس قسمت اول ۱۰۰، چند نفر از شرکتکنندگان دارای قصههایی خاص بودند و روایتشان در مقابل مجری تبدیل به برگبرنده شد. این ظرفیت اما در آیتم مصاحبهها به خدمت مسابقه درنیامد؛ چون شرکتکنندگان پیش و پس از رقابت حرفهایی معمولی و کلیشهای به زبان آوردند و قصه و روایت شخصیشان فاقد یک خط روایی هدفمند و جذاب بود.
آینده ۱۰۰
در مجموع مسابقه ۱۰۰ شروعی متوسط داشت و برای تبدیل به یک محصول استاندارد نیازمند حک و اصلاح و گذر زمان است. چه بسا عجله برای رساندن مسابقه به آنتن بر کیفیت آن بیتاثیر نبوده است و احتمالا در ادامه با رفع نواقص، ۱۰۰ وضعیتی بهتر به دست خواهد آورد. آیا این مسابقه تبدیل به خاطرهای خوش برای مخاطبان تلویزیون میشود؟