پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۸ می ۲۰۲۶

بررسی «رها» از چگونگی اقتباس فصل اول سریال نرگس آبیار از کتاب حاج سیدجوادی

۵ تفاوت بزرگ رمان و سریال «بامداد خمار» چیست؟/ از غیبت منوچهر تا حضور پررنگ خان والا
854
فصل اول سریال «بامداد خمار» در حالی به پایان رسید که این اثر اقتباسی تفاوت‌های زیادی با نسخه مکتوب داشت. برخی شخصیت‌ها به داستان اضافه شدند و برخی از کاراکترهای کتاب نیز همچنان در آن حضور ندارند.

محمدرضا کاظمی؛ رها، پخش فصل اول سریال «بامداد خمار» به کارگردانی نرگس آبیار در پلتفرم شیدا تمام شد؛ سریالی برگرفته از رمانی به همین نام به قلم فتانه حاج سیدجوادی. رمانی که در دهه هفتاد منتشر شد و جزو محبوب‌ترین آثار مکتوب عامه پسند در دهه‌های اخیر محسوب می‌شد.

نرگس آبیار (کارگردان) و حسین کیانی (نویسنده) سریال «بامداد خمار» در مسیر اقتباس از این رمان مشهور، دست به تغییرات عمده‌ای زدند، تغییراتی که باعث خلق شخصیت‌های جدید در داستان و ایجاد موقعیت‌های دراماتیک متفاوتی نسبت به کتاب شد. در حقیقت اتفاقاتی که تا قسمت سیزده سریال رخ داده در برخی جهات به قدری با کتاب متفاوت بوده که قطعا برای کسانی که پیش از این رمان را خواندند نیز با تازگی‌های زیادی همراه است.

در این گزارش مروری داریم بر مهمترین تغییراتِ کتاب و سریال «بامداد خمار». البته فقط مواردی که در نسخه تصویری ارزش بیشتری داشتند را اشاره می‌کنیم و از مواردی که در قسمت‌های ابتدایی سریال شاهدش بودیم (چون در زمان پخش قسمت‌های نخست سریال به آن اشاره کردیم ) عبور می‌کنیم. مواردی مثل مارگیری و معرکه‌گیری زیور خانم مادر رحیم نجار (گلاب آدینه)، شخصیت طاووس (شیدا یوسفی) و شاگرد قناد که اصلاً در کتاب وجود ندارند، وضعیت سیاسی اجتماعی آن سال‌ها که در کتاب اصلا به آن پرداخته نمی‌شود و… موضوعاتی است که امکان پرداختن به آنها هم وجود داشت اما برای جلوگیری از طولانی شدن مطلب، از بررسی آنها خودداری می‌کنیم.

 

شخصیت خان والا و اعوان و انصار!
یکی از موضوعاتی که در فصل اول بسیار روی آن تاکید می‌شود، مسئله رابطه تجاری بصیرالملک (علی مصفا) و عطاالدوله یا خان والا (حسین کیانی) است، مسئله‌ای که با خواستگاری اصلان (حمید صفت) از محبوبه (ترلان پروانه) وارد فاز تازه‌ای می‌شود و ما سکانس‌های زیادی در دارالتجاره و درخصوص همکاری خان والا و بصیرالملک می‌بینیم. ارتباطات سیاسی خان، روابط خوبش با درباریان و البته مال و منال فراوانی که دارد، از عناصری است که باعث شده دست و دل خانواده محبوبه، برای به سرانجام رسیدن این ازدواج شل شود.

اما این مسئله در کتاب آنچنان پررنگ نیست، شخصیت خان والا عملا در هیچ بخش کتاب حضور ندارد و صرفا در بخش‌هایی از قصه به نام و جلال و جبورتش اشاره می‌شود. حسین کیانی نویسنده سریال، که بازیگر نقش خان والا در سریال هم هست، این کاراکتر و اتفاقات پیرامون او را خود طراحی کرده است و احتمالاً در فصل بعدی نیز باید شاهد حضور او و انتقام گرفتنش از خانواده بصیرالملک باشیم.

 

عروسی اصلان و محبوبه
مراسم ازدواج اصلان پسر خان والا و محبوبه دختر بصیرالملک سوژه اصلی دو قسمت پایانی فصل اول سریال بود. عروسی جذابی که سکانس‌های آن با ریزه‌کاری‌های جذابی ساخته شده بود و بخش پایانی آن هم که به عصبانیت اصلان و به هم ریختن خانه بصیرالملک مربوط می‌شد، یکی از صحنه‌های خوش فرم کار بود. اما نکته قابل توجه اینجاست که در کتاب رابطه بین اصلان و محبوبه اصلاً به اینجا ختم نمی‌شود.

طبق چیزی که در رمان وجود دارد، محبوبه یک هفته، تا ۱۰ روز پس از خواستگاری رسمی خانواده خان والا (و حضور مادر اصلان و خدم و حشم در خانه‌شان) و برانداز کردن اصلان در خانه نزهت خواهرش (که هر دو در سریال وجود داشت) به بهانه اینکه اصلان پیش از این ازدواج کرده و یک فرزند دارد این ازدواج را به هم می‌زند و با این بهانه که او علاقه‌ای ندارد فرزند زن دیگری را بزرگ کند، به خواستگاری پسر خان والا جواب منفی می‌دهد و از آنجایی که رابطه خاصی بین بصیرالملک و عطاالدوله در کتاب وجود ندارد، این ماجرا همین جا به پایان می‌رسد و هیچ بحرانی گریبان خانواده را نمی‌گیرد.

 

مثلث عشقیِ محبوبه، خجسته و منصور
براساس آنچه که در رمان فتانه حاج سیدجوادی وجود دارد، منصور عاشقانه محبوبه را دوست دارد، او مدتی پس از خواستگاری اصلان از محبوبه به کشور برمی‌گردد و به عنوان نفر دوم محبوبه را از عمویش خواستگاری می‌کند. اما محبوبه که دلباخته رحیم است، او را نیز از سر باز می‌کند و در اصل اولین کسی که ماجرای عشقی محبوبه و رحیم نجار را می‌فهمد، خود منصور است. (محبوبه ماجرا را به او می‌گوید) اما در نسخه نمایشی رمان، شرایط کاملاً تغییر کرده و پای خجسته خواهر محبوبه نیز به این رابطه باز شده است.

طبق چیزی که در فصل اول سریال «بامداد خمار» دیدیم، در اینجا خجسته عاشق منصور است، او کسی است که با دزدیدن مهر عمه کشور، نامه‌ای به منصور می‌زند و او را به ایران فرا می‌خواند. بعد از چند قسمت هم خواهرش محبوبه می‌فهمد او عاشق منصور است و خود را کنار می‌کشد تا خواهرش به عشقش برسد. مشخص نیست تکلیف این مثلث عشقی در ادامه داستان چه خواهد شد، از آنجایی که ماجرای محبوبه و منصور تا پایان رمان ادامه دارد و در کتاب خجسته بعد از چند سال با کس دیگری ازدواج می‌کند، معلوم نیست قرار است در نسخه سریالی «بامداد خمار» این مثلث عشقی به کجا ختم شود.

 

رابطه عاشقانه بصیرالملک
در رمان بصیرالملک دو همسر دارد، یکی نازنین خانم (لاله اسکندری) یا همان خانم خانما که مادر نزهت، محبوبه و خجسته است و دیگری عصمت خانم (لیندا کیانی) که دختر کدخداست و بصیرالملک یک شب از سر مستی و با نیت پسردار شدن، با او ازدواج می‌کند. عصمت در کتاب دختر زیبایی نیست و تاکید ویژه‌ای روی این مسئله می‌شود و بارها به این موضوع اشاره می‌شود که بصیرالملک نه به هوای یک رابطه عاشقانه که فقط برای پسردار شدن با او رابطه برقرار کرده که البته بچه آنها نیز زنده به دنیا نمی‌آید.

ولی چیزی که در سریال می‌بینیم، با آنچه که در کتاب وجود دارد متفاوت است. عصمت در سریال زنی زیباروست که رابطه خوبی هم با بصیرالملک دارد، حتی بصیرالملک او را شبانه به دارالتجاره همه می‌برد و رابطه‌ای عاشق و معشوقی با یکدیگر دارند. البته که این کاراکتر در فصل‌ ابتدایی و انتهایی کتاب حضور دارد و به جز بخش‌هایی از فصل سوم کتاب، اثر زیادی در قصه ندارد، اما اینکه در نسخه سریالی نقش بیشتری برای او در نظر گرفته باشند، بعید نیست و این موضوع در فصل‌های بعدی مشخص می‌شود.


غیبت منوچهر در سریال
یکی از تفاوت‌های اصلی کتاب و سریال، عدم حضور شخصیت منوچهر در سریال است. البته در قسمت اول و در زمانِ حال، ما بزرگسالیِ منوچهر را می‌بینیم اما در گذشته اثری از او وجود ندارد. در رمان شخصیت نازنین خانم، مادر محبوبه از همان ابتدای داستان باردار است و در همان بخش‌های ابتدایی نیز بالاخره برای بصیرالملک پسری کاکل زری به دنیا می‌آورد، که این پسر همان منوچهر پدر سودابه است که عمه خانم داستان زندگی‌اش را برای او تعریف می‌کند. در ادامه روند ماجرا نیز منوچهر رابطه خوبی از همان کودکی با محبوبه دارد و وجود این بچه رابطه بصیرالملک با عصمت خانم (همسر دومش) را نیز متفاوت از سریال جلوه می‌دهد.

اما در سریال، نه خبری از بارداری نازنین خانم است، نه در فصل اول منوچهر وارد قصه شد. بدون شک داستان «بامداد خمار» بدون حضور کودکی منوچهر از نظر منطقی نمی‌تواند ادامه داشته باشد و احتمالاً در فصل بعدی باید این شخصیت به قصه اضافه شود. البته باتوجه به اینکه در سریال روی ماجرای ازدواج اصلان و محبوبه (که اصلا در کتاب وجود نداشت) خیلی مانور دادند، طبیعی بود که برخی از شخصیت‌ها از روند درام کنار گذاشته شوند.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *