احمد رنجبر، رها: برای تماشای «بادار» شوقی فراتر از دیدن دیگر سریالها داشتیم. صحبت از استان سیستان و بلوچستان است که متاسفانه برخی آثار نمایشی به تصویر ناصواب از این منطقه دامن زدهاند. حال آنکه تجربه سفر به شهرهای مختلف استان و زیست کنار مردم، عکس این تصور را به اثبات میرساند. چون سیستان و بلوچستان، جایی است با مردمان خونگرم و مهماننواز و با جاذبههای فرهنگی و تاریخی افسونگر. و همچنین آیین و رسوم دلنشین که برای اطلاع از رمز و رموز هر کدام مدتها وقت و تحقیق لازم است.
حالا «بادار» به کارگردانی سیروس حسنپور به آنتن شبکه یک رسیده ولی با گذشت ۱۱ قسمت به انتظارات پاسخ نداده است؛ به یک دلیل مشخص: ضعف ساختاری و محتوایی سریال. قصه درباره جوانی است به نام بادار (محمد رشنو) که در گاوداری کار میکند و از همین طریق، ماجرای پروژه احیای گاو سیستانی روایت میشود. طبعا سریال شاخ و برگهایی دیگر مثل عشق، خانواده و… هم دارد.
«بادار» فاقد اصل اول سریالسازی یعنی سرگرمی است. بنابراین مخاطب انگیزه کافی برای همراه شدن با اتفاقات را ندارد و در نتیجه اهداف دیگر یعنی معرفی داشتهها، ظرفیتها، فرهنگ و امثال آن محقق نمیشود. به عبارتی سریال به درستی دراماتیزه نشده و قلاب برای گیر انداختن بیننده ندارد.
علاوهبر فیلمنامه ضعیف، کارگردان هم ایدههایی استاندارد برای تصویری کردن قصه ندارد و «بادار» از منظر ساختاری دارای ایراداتی فاحش است. از همین رو، قابهایی که قرار بوده انعکاس جذابیت سیستان و بلوچستان (زابل، زهک و چابهار) باشد، تبدیل به عناصری بدون کارکرد لازم شدهاند.
لهجه شخصیتها از جمله موارد تکرار شونده در انتقادها نسبت به «بادار» است. با کمی اغماض میتوان از این مشکل عبور کرد و گفت بازیگران بومی بخشی از ماموریت سریال برای آشنایی مخاطب با لهجه را جبران میکنند. با این حال توجیهی برای گویش فارسی شخصیت اصلی یعنی بادار وجود ندارد. چون حتی اسمش از نامی سیستانی گرفته شده است و انتظار میرفت با یک کاراکتر تمام سیستانی ملاقات میکردیم.
تلویزیون تجربیاتی موفق از ساخت سریال با موضوع اقوام را دارد که سرآمد آنها «پایتخت» و «نونخ» است. دلایل مختلفی دست به دست هم دادند تا نتیجهای مقبول از این سریالها حاصل شود؛ از جمله بهرهمندی از قصه جذاب، بازیگران محبوب و کارگردانهایی مسلط. اینها بدیهیاتی است که «بادار» از آنها محروم است.
بر اساس خبرها، موضوع سیستان و بلوچستان دستمایه تولید سریالهای «ملکآباد» و «مه گنج» هم شده است. امیدواریم خروجی این دو مثل «بادار» نباشد تا یک محصول استاندارد به ویترین «آثار قومیتی تلویزیون درباره سیستان و بلوچستان» اضافه شود. کاش مدیران محترم صدا و سیما، در کنار دغدغه پرداختن به اقوام، عنصر مهم سریالسازی مبتنی بر کیفیت را هم لحاظ کنند و کار را دست کاردان بسپارند.
تلاش برای بازنمایی تصویری مطلوب از سیستان و بلوچستان به ثمر ننشسته است
سریال «بادار» تازهترین کوشش تلویزیون و به طور مشخص، مرکز سیمافیلم با هدف ارج نهادن به قومیتهای ایرانی است. این مجموعه در استان سیستان و بلوچستان و به منظور نمایش عظمت فرهنگی-تاریخی خطهای مهم و استراتژیک از کشورمان به سرانجام رسیده است.