پنجشنبه, ۷ خرداد , ۱۴۰۵ - ۲۹ می ۲۰۲۶

تلاش برای بازنمایی تصویری مطلوب از سیستان و بلوچستان به ثمر ننشسته است

عظمت سیستان و لکنت «بادار»
266
سریال «بادار» تازه‌ترین کوشش تلویزیون و به طور مشخص، مرکز سیمافیلم با هدف ارج نهادن به قومیت‎های ایرانی است. این مجموعه در استان سیستان و بلوچستان و به منظور نمایش عظمت فرهنگی-تاریخی خطه‌ای مهم و استراتژیک از کشورمان به سرانجام رسیده است.

احمد رنجبر، رها: برای تماشای «بادار» شوقی فراتر از دیدن دیگر سریال‌ها داشتیم. صحبت از استان سیستان و بلوچستان است که متاسفانه برخی آثار نمایشی به تصویر ناصواب از این منطقه دامن زده‌اند. حال آن‌که تجربه سفر به شهرهای مختلف استان و زیست کنار مردم، عکس این تصور را به اثبات می‌رساند. چون سیستان و بلوچستان، جایی است با مردمان خونگرم و مهمان‌نواز و با جاذبه‌های فرهنگی و تاریخی افسونگر. و همچنین آیین و رسوم دلنشین که برای اطلاع از رمز و رموز هر کدام مدت‌ها وقت و تحقیق لازم است.
حالا «بادار» به کارگردانی سیروس حسن‌پور به آنتن شبکه یک رسیده ولی با گذشت ۱۱ قسمت به انتظارات پاسخ نداده است؛ به یک دلیل مشخص: ضعف ساختاری و محتوایی سریال. قصه درباره جوانی است به نام بادار (محمد رشنو) که در گاوداری کار می‌کند و از همین طریق، ماجرای پروژه احیای گاو سیستانی روایت می‌شود. طبعا سریال شاخ و برگ‌هایی دیگر مثل عشق، خانواده و… هم دارد.
«بادار» فاقد اصل اول سریال‌سازی یعنی سرگرمی است. بنابراین مخاطب انگیزه کافی برای همراه شدن با اتفاقات را ندارد و در نتیجه اهداف دیگر یعنی معرفی داشته‌ها، ظرفیت‌ها، فرهنگ و امثال آن محقق نمی‌شود. به عبارتی سریال به درستی دراماتیزه نشده و قلاب برای گیر انداختن بیننده ندارد.
علاوه‌بر فیلمنامه ضعیف، کارگردان هم ایده‌هایی استاندارد برای تصویری کردن قصه ندارد و «بادار» از منظر ساختاری دارای ایراداتی فاحش است. از همین رو، قاب‌هایی که قرار بوده انعکاس جذابیت سیستان و بلوچستان (زابل، زهک و چابهار) باشد، تبدیل به عناصری بدون کارکرد لازم شده‌اند.
لهجه شخصیت‌ها از جمله موارد تکرار شونده در انتقادها نسبت به «بادار» است. با کمی اغماض می‌توان از این مشکل عبور کرد و گفت بازیگران بومی بخشی از ماموریت سریال برای آشنایی مخاطب با لهجه را جبران می‎کنند. با این حال توجیهی برای گویش فارسی شخصیت اصلی یعنی بادار وجود ندارد. چون حتی اسمش از نامی سیستانی گرفته شده است و انتظار می‌رفت با یک کاراکتر تمام سیستانی ملاقات می‌کردیم.
تلویزیون تجربیاتی موفق از ساخت سریال با موضوع اقوام را دارد که سرآمد آن‌ها «پایتخت» و «نون‌خ» است. دلایل مختلفی دست به دست هم دادند تا نتیجه‌ای مقبول از این سریال‌ها حاصل شود؛ از جمله بهره‌مندی از قصه جذاب، بازیگران محبوب و کارگردان‌هایی مسلط. این‌ها بدیهیاتی است که «بادار» از آن‌ها محروم است.
بر اساس خبرها، موضوع سیستان و بلوچستان دستمایه تولید سریال‌های «ملک‌آباد» و «مه گنج» هم شده است. امیدواریم خروجی این دو مثل «بادار» نباشد تا یک محصول استاندارد به ویترین «آثار قومیتی تلویزیون درباره سیستان و بلوچستان» اضافه شود. کاش مدیران محترم صدا و سیما، در کنار دغدغه پرداختن به اقوام، عنصر مهم سریال‌سازی مبتنی بر کیفیت را هم لحاظ کنند و کار را دست کاردان بسپارند.


دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *